جزوه احکام کسب و کار
دانلود جزوه
مدیریت بازرگانی آیت الله مصطفوی خلاصه کتاب دکتر کلایی و کاشانی نیا ارشد مدیریت خلاصه کتاب جزوه اخلاق و احکام کسب و کار
: ِ «» : ّ«ْ» «ْ»، ِْ ؛ «ْ»، «ِْ » ؛ () : «َََّ؛ ».
() : «؛ ».
: «ْ » : «ّ» [عمداً و با میل خود] ِ
: ِ ؛ ؟! انواعی دارد. شهید مطهری هشت نوع خود آگاهی را بر شمرده است:
1- خود آگاهی فطری: علم حضوری به وجود خود، که بر اساس فطرت، آدمی از خویش آگاه است. در سورۀ مؤمنون میخوانیم: {ثم خلقناه خلقاً آخر}.
2- خود آگاهی فلسفی: شناختن خویش، بر اساس مباحثی که در فلسفه مطرح میشود (مانند بحث ماهیت «خود» که آیا جوهر است یا عرض؟ مادّه است یا نه؟
3- خود آگاهی جهانی: این همان شناختی است که امام علی (علیه السلام) ستوده است: «رحم اللهُ امرءاً علم مِن أين و فی أين و إلی أين». یعنی: دردِ حقیقت داشتن، آگاهیِ فرد به خویش در رابطهاش با جهان هستی و شناخت جایگاه خویش در هستی که مستقل است یا نه؟
4- خود آگاهی طبقاتی: که یکی از انواع «خودآگاهی اجتماعی» است؛ یعنی شناخت طبقۀ خود در جامعه و وضعیت و وظایف مربوط به آن. در دیدگاه دانلود جزوه احکام کسب و کار pdf، همۀ ماهیت بشر، در «خودِ طبقاتی» او خلاصه میشود و چون سود برایشان مهم است، محور اساسی، رسیدن به سود است با افزایش جایگاه طبقاتی خود.
5- خود آگاهی ملّی: که بر اساس یگانگی و پیوند موجود در میان افراد یک ملّت، مانند آداب، نژاد، تاریخ، فرهنگ و دیگر ویژگیهای مشترک میان یک ملّت پدید میآید.
6- خود آگاهی انسانی: در واقع، مبتنی بر اومانیسم است که معتقد است افراد بشر، ویژگیِ مشترکی دارند که در همه یکسان است و در ورای طبقات و ملّیتها و نژاد و… ، در درون تکتک انسانها حاصل میشود. دوستیها و دشمنیها و دیگر عواطف و احساسات بشر، در این نوع آگاهی، مورد توجه قرار میگیرند. اعلامیۀ جهانی حقوق بشر نیز بر اساس همین دیدگاه، نوشته شده است.
نقد شهید مطهری: در این نوع آگاهی، اصالت، به بُعد مادّی انسان داده میشود و لذا به تعالی روحی و نیز به وجود خدا، توجهی نمیشود. در این جا، به ابعاد روز مرّۀ انسان توجه میشود و منظور همین انسانی است که میبینیم. شعر معروف سعدی هم که به آن استناد میکنند (بنی آدم اعضای یک پیکرند…)، ایدآلی هست؛ ولی واقعی نیست. واقعیت، وحدت انسانهایی است که به انسانیت رسیدهاند و باید معیارهای انسانی و ارزشهای انسانی مورد توجه قرار بگیرد.
7- خود آگاهی عرفانی یا عارفانه: یعنی همان رابطهای که انسان با ذات حق تعالی حاصل میکند و از نوع رابطۀ انسانها با یکدیگر نیست، بلکه از نوع رابطۀ فرع با اصل است. این نوع آگاهی، بر اساس دردهای درونیِ [فرد عارف] است؛ به خلاف روشنفکر که بر اساس دردهای اجتماعی و بیرون از وجود خود، در پیِ آگاهی میرود. درد او (عارف)، درد فیلسوف هم نیست؛ زیرا در صدد «شناخت حقّ» نیست، بلکه در صدد «یکی شدن با حق» است.
8- خود آگاهی پیامبرانه: که هم «خدایی» است و هم «خلقی»؛ ولی نه با دو قلب جداگانه؛ با یک قلب. [کسی که به این خودآگاهی برسد] هم درد درونی و عارفانه را حس میکند و هم درد بیرونیِ اجتماعی را. این نوع خودآگاهی، با سفری چهار مرحلهای حاصل میشود
دانلود رایگان جزوه احکام کسب و کار
سفر از خلق تا حق، قرار امنی است که آغاز سفر دوم است یعنی: سفر در حق با حق. (تکامل) سپس به بعثت میرسد و مرحلۀ چهارم آغاز میشود: سفر از حق به خلق؛ یعنی بازگشت با همۀ آنچه فرا گرفته. و در این جا، سفر در خلق با حق میکند.
پیامبر، دردمندیِ حقّی و خلقی و… را همراه دارد و دیگران را نیز از دردمندی خویش آگاه میکند. [پس خودآگاهی پیامبرانه، برترین و کاملترین نوع خودآگاهی است].
در قسمت بعد، ویژگیهای دیگری برای خودآگاهی پیامبرانه مطرح خواهد شد و سپس، توضیحاتی در بارۀ نقش خودآگاهی در تربیت اسلامی خواهید ديد.
…………………………………………………………………….
در ادامۀ بحث جلسۀ پیشین، در بارۀ خودآگاهی پیامبرانه باید گفت:
1. خود آگاهی پیامبرانه، از خودآگاهی عارفانه (عرفانی) هم بالاتر است. در این نوع خود آگاهی، دردی ناشی از تازیانۀ تکامل وجود دارد که هم درد خلقی است و هم درد خالق. نتیجۀ چهار سفری که پیامبر طی میکند، رسیدن به مقام «انسان کامل» است که مصداق مطلق آن، معصوماناند.
2. کسی که به مدارج والای کمال میرسد، باید بکوشد تا دیگران را نیز به «خود واقعیشان» برساند و گر نه، به نوعی خودخواهی دچار شده است. از این رو است که پیامبر دانلود جزوه احکام کسب و کار pdf از کمال، به تربیت و ارشاد مردم میپردازد. او در این مرحله، درد خلق دارد و این، یکی از کمالات نفسانی او است. تفاوت روشنفکر با پیامبر، در همین است که وی فقط انواعی از خودآگاهی ـ چون طبقاتی یا ملّی ـ را مورد توجه قرار میدهد؛ ولی پیامبر، همۀ هستی را هدف قرار میدهد.
3. خود آگاهی پیامبرانه به شکل کامل و با همۀ خصوصیات، برای دیگران حاصل نمیشود؛ ولی باید توجه داشت که چنین خودآگاهیِ والایی وجود دارد و کسی هست که چنین مراحلی را طی کرده و انسان کامل شده است، پس ما هم باید به آن سمت برویم و تا حدّ توان، خود را به آن مرحله نزدیک کنیم.
جمعبندی بحث «خود»
1. در جلسات اخیر گفتیم که اگر بخواهیم همۀ استعدادهای مختلف انسانی را هماهنگ با هم و بدون افراط و تفریط، شکوفا کنیم، باید «خودِ واقعی» را بشناسیم که همان «کرامت نفس انسانی» است.
2. کرامت و عزّت نفس، محور اصلی معیار فعل اخلاقی در دیدگاه شهید مطهری است. به باور ایشان، اگر کسی به کرامت نفس پی ببرد، از زشتیها دوری میکند و خود به خود، از گناه و هر چیزی که با کرامت نفس منافات دارد، پرهیز میکند.
3. در مقابل، ناخودآگاهی (یا همان خودفراموشی و غفلت از خویشتن)، باعث تحجّر و دوری از کمال میشود و برای رسیدن به کمال، باید از ناخود دور شد.
4. آنچه در بحث «انواع خود» گذشت، مطلبی است که در همۀ مباحث آینده بدان ارجاع خواهد شد. خواهیم دید که شهید مطهری در بحث عوامل و روشهای تربیت نیز، از بحث «خودآگاهی» و نقش «خود» در تربیت انسان، استفادههای بسیاری خواهد کرد.
تا این جا، بیشتر به مباحث نظری پرداختهایم. از جلسه آینده، وارد مباحث کاربردی خواهیم شد و پیش از همه، با اصول تربیت از دیدگاه شهید مطهری آشنا خواهیم شد.
………………………………………………………………………………………..
ویژگیها یا اصول تربیت
پس از آشنایی با دیدگاه شهید مطهری در بارۀ معیار فعل اخلاقی و دیگر مباحث نظری تربیت، از این پس، در بارۀ ویژگیهای تربیت صحیح از نگاه شهید مطهری سخن خواهیم گفت. استاد شهید، این ویژگیها را به عنوان «اصول تربیت اسلامی» معرّفی کرده است.
1. خدا محوری
یکی از مهمترین ویژگیهای تربیت اسلامی، توجه به خدا در همۀ مراحل و جنبههای حیات فردی و جمعی است. عبادت و پرستش خدا، مطلبی است که همۀ پیامبران در پیِ آن بودهاند و برنامۀ اصلی دین اسلام است.

کسب و کار
اهمّیت این اصل، هنگامی آشکار میشود که میبینیم در مکاتب اومانیستی و مکاتب متأثّر از اومانیست، «انسانْ محوری» جای «خدا محوری» را گرفته است و فراموش میشود که انسان باید به خالق هستی توجه کند و همۀ کارهای خود را با او تنظیم کند.
گسترۀ حضور و تأثیر خدا محوری
خدا محوری در همۀ عرصههای فردی و جمعی تربیت، مورد توجه است و البته در نظام تربیتی اسلام، و در بحث روشهای تربیت اسلامی نیز بسیار مؤثّر و نقشآفرین است. برخی از عرصههایی که خدا محوری در آنها باید مورد توجه باشد، عبارتاند از:
1) خدا محوری باعث توجه انسان به فقر و نیاز ذاتی خود میشود و به عظمت نعمت بزرگی که به او داده شده، پی میبرد و لذا قدر آن را خواهد شناخت.
2) خدا محوری، تلخیِ کارها را برای انسان شیرین میکند و بدین ترتیب، کارهای سخت و دشوار را آسان مینماید.
3) مصائب و شدائد تحمّل ناپذیر، هموار و قابل تحمّل میشوند.
4) توجه به از پا افتادگان و سالخوردگان، تنها با اصل خدا محوری اهمّیت مییابد.
5) خدا محوری، مرگ را در نگاه انسان، قابل قبول مینماید و ترس و فرار از آن را از میان میبرد. خدا محوری، مسئلۀ مرگ را از اساس حل میکند.
6) خدا محوری، درک لذّت روحانی را چه در خلوت و تنهایی و چه در جمع و اجتماع، میسّر میکند.
7) یأس و نومیدی ـ که ریشۀ بسیاری از مشکلات روانی است ـ ، با خدا محوری، به نحو احسن از میان میرود. خدا محوری باعث ایجاد امید و نشاط در انسان میشود.
8) نقش خدا محوری در عرصههای اجتماع: اعتماد و اطمینان افراد به یکدیگر، هنگامی حاصل میشود که محور آنها در زندگی، «خدا» باشد. حتی افراد خانواه هم تنها با محور قرار دادن خدا میتوانند روابط خود را با یکدیگر محکم سازند. خدامحوری، آثار اجتماعی بسیاری دارد، مانند: بهبود روابط اجتماعی، اصلاح نگرش افراد به جهان، بصیرت و روشنبینی (که از نتایج مهمّ تربیت خدا محور است)، بهجت و انبساط و رشد اجتماعی.
2. جامعیت
دومین اصل یا ویژگی برای تربیت صحیح، جامعیت است؛ بدین معنا که نباید «تکبُعدی» باشد؛ بلکه باید همۀ زوایای مختلف وجود انسان ـ اعم از فکری و عملی، یا دانلود جزوه احکام کسب و کار pdf و روحی ـ را در بر بگیرد و همه را پرورش دهد. اسلام از دیدگاه شهید مطهری، کلّی است که قابل تجزیه نیست و نباید در معرّفی اسلام، به بخش خاصّی مثل عرفان یا فقه یا جهاد بسنده کرد و از بخشهای دیگر غفلت کرد. نباید [مصداقی از آیۀ] {نُؤمِنُ بِبَعض ونَکفُرُ بِبَعض} بود. جامعیت در رفتار و اندیشه مهم است.
استعدادهای نهفته در انسان از دیدگاه شهید مطهری:
شهید مطهری گرچه روح را اصل میداند؛ ولی جسم را نیز به عنوان مرکب روح، شایستۀ توجّه میداند و غفلت از آن را نادرست میشمارد. وی استعدادهای مختلف روح انسان را پنج نوع میشمارد:
1. عقلی
2. اخلاقی (وجدان)
3. دینی (حسّ پرستش)
4. هنری و زیباییشناسی
5. خلاقیت و اراده.
3. تدریجی بودن
جامعیت در تربیت، به این معنا نیست که همۀ استعدادها با هم و به یکباره شکوفا میشود؛ بلکه باید به صورت تدریجی باشد. شهید مطهری معتقد است که «پرهیز از شتابزدگی»، خود، یک اصل مهمّ تربیتی است. همان طور که در پذیرش یک امر نباید شتابزده بود، در رد کردن هر مطلبی نیز نباید شتابزده بود. البته ظرفیتها و استعدادها و تواناییهای افراد متفاوت است و چه بسا کسی زودتر مرحلهای را طی کند.
نکات دیگری که در این باره باید مورد توجه قرار گیرد، عبارت است از: توجه به زمان، توجه به تفاوتهای فردی و جنسی، واقعبینی در تربیت و توجه به تمکّن و توانایی افراد، توجه به مراحل مختلف تربیت.
مراحل تربیت
در تربیت علمی، مرحلۀ نخست، کبر و غرور است و مرحلۀ دوم، اقرار به نادانی، سپس تواضع علمی است. مرحلۀ سوم، حیرت در مقابل عظمت عالم است. وقتی فرد به مرحلۀ حیرت میرسد که وارد عرصۀ تربیت شده باشد و مراحل نخست را طی کرده باشد. در این مراحل باید به دو نکته دقّت کرد: «واقعبینی در تربیت» و «توجّه به تمکّن افراد».
در توضیح این اصل (تدریجی بودن تربیت)، مثال بسیار خوبی که شهید مطهری مطرح کرده، مراحل تربیت کودک است که چهار مرحله برای آن نام برده است:
1- آمادگی پدر و مادر قبل از تولّد (مرحلۀ آمادگی).
2- دورۀ جنینی.
3- دورۀ شیر خوارگی
4- دورۀ تقلید و تلقین که از دو سالگی آغاز میشود.
4. اعتدال و میانهروی
چهارمین اصلی که شهید مطهری در بحث ویژگیهای تربیت صحیح مطرح میکند، اعتدال است. اعتدال نه فقط در تربیت، بلکه در همۀ عرصههای گوناگون زندگی بشر مطرح است: هم در فرد، هم در اجتماع؛ هم در روح و هم در جسم و… . چنانکه ایشان در معرّفی نهضتهای اسلامی نیز بر همین نکته، تأکید میکند که برخی از این نهضتها و جریانات فکری، دچار افراط و تندروی بودهاند و برخی دچار تفریط و کوتاهی و جمود. ولی دانلود رایگان جزوه احکام کسب و کار pdf درست است، اعتدال در همۀ موارد است. بر اساس دیدگاههای شهید مطهری، اعتدال، اصلی است که هم مربّی باید آن را رعایت کند و هم متربّی (تربیت شونده)؛ هم درون خانه و هم در جامعه و… .
شهید مطهری بحث اعتدال را به قرآن کریم نیز مستند میکند ـ که خداوند امّت اسلام را {امّت وسط} خوانده است ـ و ویژگی «وسط بودن» را به معنای اعتدال میداند، که در عرصههای مختلف زندگی امّت اسلام باید رعایت شود. این عرصهها عبارتاند از:
اعتدال در عرصۀ فکری و سیاسی
افراط: گرایش افراطی و بیاندازه به عقل و جدا کردن تعقّل از تدیّن.
تفریط: کنار نهادن عقل و جمود بر سنّتها (جمود).
اعتدال: توجه به عقل و دین در کنار هم؛ بها دادن به سنّت و پدیدۀ نو، با هم.
شهید مطهری انسان معتدل را کسی میداند که: « از افراط و تفریط بپرهیزد؛ نه جمود بورزد و توقّف کند و نسبت به [عقاید یا رسوم] کهنه تعصّب بورزد، و نه هر نویی را ترقّی و پیشرفت بداند».
به اعتقاد شهید مطهری، ریشۀ اصلی تمام مشکلات جوامع انسانی، دو چیز است:
1. افراط عقلگراها؛
2. تفریط سنّتگراها.
همان گونه که بر هم خوردن تعادل مزاج، جسم فرد را بیمار میکند، برهم خوردن تعادل اجتماع نیز آن را بیمار میکند.
5. تعقّل
پنجمین ویژگی تربیت صحیح، تعقّل است و تربیت باید عقلانی باشد. عقل، مرکز قوای انسانی است؛ همان گونه که مغز، مرکز قوای جسمانی و ظاهری است. این عقل ـ که در تربیت مورد نیاز ما است ـ ، عقل فلسفی (یا انواع دیگری که در مباحث فلسفی مطرح شده) نیست؛ بلکه همان عقلی است که شرط بلوغ شرعی و تکلیف است؛ [یعنی] عقل خالص و عقل خالی از سوائب و بدون تخیلات. به طور کلی نظر تربیتی اسلام، استقلال عقل و حمایت از رفتار عقلانی است.
خواص عقل
1. غربال کننده است (یعنی مصلحت را تشخیص میدهد و خوبی را از بدی جدا میکند)
2. عاقبت¬بین و آیندهنگر است.
3. از تعصّب و تقلید کورکورانه به دور است.
4. از تأثیر قضاوت دیگران جلوگیری می¬کند.
کسی که تربیت غیر عقلانی دارد، مانند ضبط صوت است که آنچه را حفظ کرده، پس می¬دهد و دیگر قدرت اراده و انتخاب ندارد و نمی¬تواند در دوراهی حق و باطل، راه درست را تشخیص بدهد.
ثمرات تربیت عقلانی
1. انسان را به دینداری و ایمان جزوه احکام کسب و کار (از دید شهید مطهری، تعقّل هیچ منافاتی با تدیّن ندارد).
2. باعث انتخاب حق و ترک باطل می¬شود.
3. روابط فرد با دیگران، نیکو می¬شود.
4. باعث انعطاف، و دوری از جمود و خشک مغزی می¬شود.
5. باعث رشد انسان است. رشد یعنی لیاقت و شایستگی برای نگهداری و بهرهبرداری از سرمایههایی که در اختیار انسان است.
6. سعادت (رسیدن از «خودبینی» به که در بحث کرامت نفس نیز گذشت).
6. کرامت
قبلاً در بحث معیارهای فعل اخلاقی، در این باره مطالبی گفته شد. منظور از کرامت، «شرافت داشتن و از پستی و بدی، دوری کردن» است که از ارزش¬های انسان است.
شهید مطهری با استناد به آیات قرآن معتقد دانلود جزوه تعلیم و تربیت در اسلام PDF که کرامت به سه چیز حاصل می¬شود: علم، جهاد و تقوا و پاکی.
مربّی باید در فرآیند تربیتی، به کرامت توجه کند و آن را محور کار خود قرار دهد؛ زیرا معیار کار اخلاقی، کرامت نفس است که راه رسیدن به «شناخت خود» است، پس بدون پرداختن به آن، فرآیند تربیت، به درستی طی نخواهد شد.
آنچه در مقابل کرامت قرار دارد، حقارت و پستی نفس است. گروهی به نام ملاقیه، این «پستی و بیارزش شمرده شدن از سوی مردم» را فضیلت و ارزش برای خود میشمردند و راه سعادت میدانستند.
ثمرات کرامت
1. بیاعتنایی به دنیا و توجه نکردن به زرق و برق آن؛ ؛ ¬¬(¬).
ّّ() ¬ّّّ: ّّ؛ ¬¬ً ّ؛ «» «» ّّ؛
فهرست مطالب