جزوه حقوق بشر در اسلام
دانلود جزوه
موسی عاکفی دانشگاه پیام نور سید علی میر موسوی دانشگاه آزاد حسین جوان آراسته ابراهیم موسی زاده استاد عباس مصطفوی سید صادق حقیقت
[videopack id=”40715″ width=”458″ height=”340″]:///-////-[/videopack]
- -:
و اطلاع و يا عدم رضايت اين شخص ثالث هيچ بر مسئوليت مرتكب ندارد,چون به هر حال نظم عمومي جامعه و حقوق قربانيان تضييع گرديده است.
منظور از اختيار نمودن عنوان مجعول نيز اتخاذ تيتر دانشگاهي و يا مقام و سمت دولتي و غير دولتي دروغين است.به عنوان نمونه كسي كه خود را برخلاف واقع دكتر,پزشك,مهندس ,وكيل و … معرفي نمايد مصداق اتخاذ عنوان مجعول است. البته اتخاذ عناوين دوستي و خويشاوندي با اينگونه مقامات و سمت ها نيز مشمول حكم اخير است.مثل معرفي خود به عنوان فرزند يكي از وزرا و تحصيل و بردن مال
دانلود جزوه حقوق بشر در اسلام
در ماده يك قانون تشديد ,مقنن پس از ذكر برخي از انواع متقلبانه از عبارت ((وسايل تقلبي ديگر))استفاده كرده است و لذا هيچ ترديدي باقي نمي ماند كه استفاده از هرگونه وسيله اي كه عرفا وسيله ي متقلبانه محسوب مي گردد , مي تواند سبب تحقق عنصر مادي جرم كلاهبرداري شود . مثل ايجاد آتش سوزي دروغين و گرفتن پول از شركت بيمه يا تظاهر به داشتن جزوه حقوق بشر در اسلام نوعي معلوليت يا نقص عضو و بيماري صعب العلاج جهت دريافت وجوه و مزايا از سازمان هاي مربوطه يا جزوه حقوق اداری 2 مردم ،فروش جواهرات بدلي بجاي اصل , نشان دادن زمين مرغوب بجاي زمين نامرغوب مورد معامله يا پوشاندن عيوب مبيع توسط بايع و….
در جرم كلاهبرداري به تصر يح مقنن در قانون مربوطه ,گاه برخي وضعيت ها هم چون استفاده ي مرتكب از برخي شيوه ها و وسايل ,سبب تحقق جرم كلاهبرداري در نتيجه تشديد مجازات مرتكب قلمداد شده است .
موارد جزوه حقوق بشر در اسلام جرم و مجازات كلاهبرداري به موجب ماده 1قانون تشديد عبارت است از :
- -اتخاذ عنوان يا سمت مأموريت از طرف سازمان ها و موسسات دولتي يا وابسته به دولت يا شركت هاي دولتي يا شوراها يا شهرداري ها يا نهادهاي انقلابي (و به طور كلي قواي سه گانه و همچنين نيرو ها و نهاد ها و موسسات مأمور به خدمت عمومي)بر خلاف واقع .
- – استفاده عامه از طريق وسايل ارتباط جمعي از قبيل راديو ,روزنامه,مجله يا نطق در مجامع و يا انتشار آگهي چاپي يا خطي. در اين قسمت قانون گذار به اعتبار نوع وسيله ي مورد استفاده ي
شخص مرتكب,مجازات او را تشديد كرده است.و علت اين امر نيز اين است كه مردم به آنچه از طريق وسايل ارتباط جمعي و رسانه ها مي شنوند يا مي بينند اعتماد بيشتري مي كنند و ديگر آنكه به اين طريق دامنه جرم و محدوده ي قربانيان وسيع شود .
اما چند نكته در خصوص مطالب گفته شده:
الف)مقنن در خصوص وسايل ارتباط جمعي از واژه ي (( از قبيل))استفاده نموده است , پس بدرستي از وسايل ارتباط جمعي محدود در راديو و و مطبوعات نيست.
ب)براي شمول كلاهبرداري به اعتبار نطق در مجامع ,تكرار نطق در چند مجمع, ضروري نيست, بلكه انجام يك سخنراني نيز كه عنوان نطق را داشته باشد در يك مجمع كفايت مي كند .از طرفي, سخنراني فرد و از طرف ديگر جمع حاضر بايد واجد خصوصياتي باشند كه بتوان به ترتيب نطق و مجمع ناميد.پس مثلا صحبت كردن در يك جمع دوستانه و يا جمع خانوادگي مصداق نطق در مجامع باشد ,چرا كه لزوم تفسير مضيق از نصوص جزايي چنين مي طلبد. از طرف ديگر جهت اطلاق عنوان نطق ,حضور فيزيكي ناطق در ميان جمع ضروري است.
ج)طبق قانون مذكور,((انتشار)) آگهي چاپي يا خطي موجب جزوه حقوق بشر در اسلام است.بنابرين حتما لازم نيست كه آگهي به دست خط يا امضا كلاهبردار باشد .بلكه صرف انتشار مطلب ,جهت سو استفاده به دستور وي كافي است .از طرفي عنوان ((انتشار آگهي )) بايد به گونه اي باشد كه از طريق آن افراد بسياري به صورت عمومي در جريان امر قرار گيرند و لذا ارسال آگهي به طور خصوصي براي تعداد معدودي از اشخاص مشمول عنوان فوق نيست.
3 – مرتكب از كاركنان دولت يا موسسات و سازمان هاي دولتي يا وابسته به دولت يا شهرداري ,نهادهاي انقلابي و يا بطور كلي از قواي سه گانه و همچنين نيروهاي مسلح و جزوه حقوق بشر در اسلام به خدمت عمومي باشد. نكته اي كه بايد در اينجا توجه داشت اين است كه تشديد جزوه حقوق بشر در اسلام به صرف سمت دولتي داشتن كلاهبردار مطلق است .چه كلاهبردار از سمت خود سوء استفاده كرده باشد يا نه و چه اينكه شخص قرباني از سمت كلاهبردار مطلع بوده باشد يا خير به هر حال مجازات كلاهبردار تشديد مي شود.
از سوي ديگر در بحث تشديد جرم و مجازات كلاهبرداري نيز به مانند ((حالت كلي))توسل به وسايل متقلبانه و شيوه هاي سبب تشديد نيز بايد مقدم بر تحصيل مال از غير باشد . جزوه حقوق بشر در اسلام اگر به عنوان مثال ,فرد كلاهبردار پس از اخذ مال از قرباني جهت ترساندن وي براي عدم پيگيري موضوع خود را به طور مجعول مأمور دولتي نمايد ,يا پس از جرم كلاهبرداري به استخدام دولت در آيد
دانلود رایگان جزوه حقوق بشر در اسلام
شروط ضروري ديگر در جهت تحقق جرم كلاهبرداري,اغفال و فريب قرباني است.متعاقب تمسك كلاهبردار به مانورهاي متقلبانه شخص قرباني بايد فريفته شود. و گفته شد كه جهت تشخيص مانور هاي متقلبانه از معيار نوعي و جهت تشخيص اغفال قرباني از معيار شخصي استفاده مي شود.پس اگر به عنوان مثال مرتكب پس از بيهوش كردن قرباني ,اموال وي را ببرد عملش مشمول كلاهبرداري نيست.
از طرف ديگر لزوم فريب خوردن قرباني نشان مي دهد كه ارتكاب اين جزوه حقوق بیمه جرم تنها عليه يك انسان جزوه حقوق بشر در اسلام. پس اگر كسي با انداختن يك سكه تقلبي درون يك ,نوشيدني يا شكلات يا ساير مواد غذايي را من غير حق تحصيل كند ,مرتكب جرم كلاهبرداري نشده است.كسي كه با دستكاري سيستم هاي رايانه اي پول از حساب افراد برداشت مي كند مي تواند براساس قانون جرايم رايانه اي محكوم شود (قانون جرايم رايانه اي مصوب 5388كه داراي 56ماده و 52 تبصره است).
حال سوالي كه پيش مي آيد اين است كه آيا كلاهبرداري عليه دولت يا شركت(اشخاص حقوقي)قابل تحقق است؟
اداره حقوقي قوه قضاييه به اين پرسش در قالب نظريه ي شماره 23507مورخ 4437 پاسخ داده است.((با توجه به تعريفي كه ماده ي يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشا و اختلاس و كلاهبرداري از بزه كلاهبرداري نموده است، قيد ((ديگري)) مذكور در آن اعم خواهد بود از دولت يا ساير اشخاص و به اين ترتيب مي توان گفت كه كلاهبرداري از افراد عادي نسبت به دولت هم جزوه حقوق بشر در اسلام مصداق داشته باشد و ذكر كلمه ي ((مردم)) در قانون از باب غالب است ,زيرا غالبا كلاهبرداري از مردم صورت م يگيرد.
جهت استدلال بهتر نسبت به استدلال گرفته توسط اداره ي حقوقي بهتر جزوه حقوق بشر در اسلام است بگوييم كه اين كه واژه ي (( مردم)) در نص ماده استفاده شده است نه ازباب غلبه ,بلكه به اين دليل است كه فقط مردم يعني ابناي بشر ميتوانند فريب بخورند يا به امور غير واقع اميد وار شوند. ليكن لزوما اموال مردم ,يعني اشخاص حقيقي برده چه بسا فريفتن يك شخص به عنوان مدير عامل شركت يا كارمند دولت سبب برده شدن مال دولت يا آن شركت شود .
- از طرف ديگر بايد دقت كرد كه بايستي بين مانور متقلبانه و اغفال قرباني رابطه سببيت وجود داشته باشد .يعني اغفال در نتيجه ي مانور هاي متقلبانه باشد . و از طرف ديگر بايد بين اغفال قرباني و برده شدن مال هم رابطه ي سببيت وجود داشته باشد .پس اگر كسي خود را به معلوليت بزند و از اين طريق قصد اغفال ديگران و بردن اموال آنها را داشته باشد ولي افرادي كه به او كمك مي كنند از وضعيت او (مطلع)هستند و با اين علم به او كمك مي كنند كلاهبرداري,تحقق پيدا است.يا مثلا كسي كه با توسل به مانور هاي متقلبانه نظر دختري را براي ازدواج جلب ميكند و متعاقب آن اقدام به تصاحب جهيزيه ي دختر مي كند نمي تواند به عنوان كلاهبردار قلمداد شود .يا كسي كه با جعل مدرك تحصيلي در اداره اي استخدام مي شود و متعاقب آن حقوق دريافت مي كند در اين حالت هم به علت فقدان رابطه سببيت مورد نياز عمل كلاهبرداري نيست.
- يكي ديگر از شروط ضروري جهت تحقق جرم كلاهبرداري ,تعلق مال برده شده به غير است.بنابرين كسيكه با توسل به مانور هاي متقلبانه مال خود را از تصرف خارج (حتي در صورت مشروع بودن تصرف آن متصرف)محكوم به ارتكاب جرم كلاهبرداري نيست. راهن يا موجري كه با توسل به وسايل متقلبانه ,عين يا عين را از يد مرتهن يا خارج يا كسي كه جهت فرار از دادن حق انبار , با توسل به اقدامات متقلبانه مال خود را از انبار نشده است.
ج)نتيجه ي حاصله:
كلاهبرداري ازجمله جرايم مقيد به نتيجه است و تا زماني كه نتيجه ي خارجي يعني بردن مال حاصل نگردد كلاهبرداري محقق نشده است .پس نتيجه ي
(())(()) (())
- (())
- (()) () ؟
فهرست مطالب
