دانلود کامل ترین جزوه فلسفه تعلیم و تربیت

  • از

جزوه فلسفه تعلیم و تربیت
دانلود جزوه

 

 

 

دانلود مدرسان شریف جزوه کتاب اصول و فلسفه تعلیم و تربیت شریعتمداری شکوهی برای آزمون استخدامی نقیب زاده مریم صمدی صابر عبدالملکی دانشگاه

 

 

 

 

)) : () : : :

:

) : ) : ) : ) : است. تا زندگی هست، تعلیم و تربیت هم است. با توجه به آنچه گذشت میتوان گفت تعلیم و تربیت متربی عبارت است از: فرآیندي اصیل – نه فقط مقدماتی -میان مربی و مترّبی، ناشی از ضرورت زندگی اجتماعی و مبتنی بر رغبتهاي درونی و فعلی و به منظور بازسازي تجربه براي رشد و دموکراسی اجتماعی.

-1-6اصول آموزش و پرورش از دید دیویی

 

دانلود جزوه فلسفه تعلیم و تربیت pdf

-1 اصل ادامه یا پیوستگی تجربه: اصل ادامه تجربه یعنی اینکه هر تجربه از تجربیات گذشته اخذ می کند و به نحوي و از طریقی در تجربیات آینده تأثیر می گذارند.

-2 اصل تأثیر متقابل: همانطور که باید شرایط عینی و خارجی را در نظر گرفت، شرایط درونی فرد نیز عامل مهمی در تجربه هستند. اصل تأثیر متقابل رابطه این دو عامل را مشخص می سازد. تجربه معمولی نتیجه تأثیر متقابل این دو عامل است. این دو عامل با هم یا تأثیر متقابل آنها در یکدیگر موقعیت را تشکیل می دهند.

-3 اصل مربوط به کنترل اجتماعی: این حقیقت که هر فردي در جامعه تا حد دانلود جزوه فلسفه تعلیم و تربیت تحت کنترل اجتماعی است و اینکه این کنترل به طور محسوس آزادي شخص را محدود نمی سازد قابل انکار نیست. افراد در مراحل مختلف زندگی تحت کنترل اجتماعی هستند.

 

جزوه فلسفه تعلیم و تربیت

جزوه فلسفه تعلیم و تربیت

 

-4 اصل مربوط به آزادي: به نظر دیویی، تنها آزادي، آزادي عقل است. آزادي عقل وقتی تحقق می یابد که فرد بتواند مختلف را مورد مشاهده و بررسی قرار دهد، هدف اساسی و با ارزش براي خود انتخاب کند و با استفاده از وسایل مقتضی براي نیل به هدف هاي خود اقدام کند.

-5 اصل مربوط به هدف: یک هدف صحیح ابتدا به صورت یک درونی ظاهر می گردد. ممانعت در اجراي فوري این محرك آن را به صورت تمایل در می آورد؛ ولی نه محرك درونی و نه تمایل هیچ کدام هدف نیستند. هدف به منزله یک نقطه نظر نهایی است، یعنی هدف متضمن پیش بینی نتایجی است که در اجراي محرك درونی ظاهر می شود و پیش بینی نتایج کار عقل و خرد است (گوتک، .(1384

ذهنیت فلسفی به معناي توانایی ذهن، شیوه تفکر، محصول طرز فکر و یا تصویر ذهنی بیان شده است. به عبارت کاملتر، ذهنیت فلسفی نیرویی است که داراي تمرکز فکر، حساسیت در مقابل ادراك و پیوند بین آنها، جهت فهم حقایق است

تواناییها و آمادگی فرد جهت ارزشگذاري و قضاوت صحیح و عادت به تفکر خلاق، ذهنیت فلسفی خوانده می-شود. ذهنیت فلسفی کمک به افراد در تفکر صحیح و داشتن قضاوتهاي.

ذهنیت فلسفی داراي 3 بعد یا مولفه است:

جامعیت:فرد داراي ذهن فلسفی، در بعد جامعیت با یک کل نگري، موارد خاص را در ارتباط با وسیع و

در پی سازماندهی حقایق و شکیبایی در تفکرات عمیق نظري است تا اجزاء را در ارتباط با هم و در ارتباط با یک زمینه وسیع بنگرد.

تعمق :در تعمق، فرد مسائل و آنچه را که مسلم فرض مورد سوال قرار . براي چنین فردي هیچ چیز از

قبل پذیرفته شده نیست.چنین فردي پس از شناخت مبانی یک موقعیت، به تجزیه و تحلیل و توضیح معانی تلویحی موقعیتها میپردازد

انعطاف پذیري:این بعد از ذهنیت فلسفی بر عدم تحجر و تحت تاثیر محیطی، عاطفی و روانی قرار نگرفتن

تاکید دارد. بعد از ذهنیت را داراست در برخورد با مسائل خصوصاً امور متضاد، را از جهات مختلف مورد بررسی و مشاهده قرار و در مبهم فردي آرام و به عمل کردن در موقعیت ابهام آمیز میباشد.

ذهنیت فلسفی در معلمان:

مهمترین هدف نظامهاي آموزشی در عصر حاضر، آموزش ” چگونه فکر کردن ” به دانش آموزان است و در این جهت

، قبل از هر چیز، معلمان باید از تفکري صحیح، منطقی و خلاق برخوردار باشند. اگر قرار است معلمان چگونه فکر کردن را به دانش آموزان بیاموزند، بدیهی است که خود باید از برخوردار باشند.

معلمان نزدیم ترین ارتباط ممکن را با مهمترین عنصر نظام آموزشی یعنی دانش آموزان دارند و بدیهی است توانایی فکري معلمان در کلیه فعالیت هاي آموزشی و پرورشی و تحقق مطلوب نقش بسزایی دارد.

نمونه هایی از نقش ذهنیت فلسفی در عملکرد معلمان:

-اتخاذ راه حل هاي مناسب در مواجه با مشکلات آموزشی

-تعصب نداشتن نسبت به راه حلی خاص و در نظر گرفتن رشد علمی و دانش آموزان

-پرهیز از تصمیمات عجولانه و امکان برقراري ارتباط صمیمانه با

-مقاومت نکردن دبیران در جدید و بروز رفتار مناسب با آن موقعیت

مکتب ایده آلیسم و تعلیم و تربیت :

ایده آلیسم در لغت به معناي پندارگرایی و اصالت تصور است. این مکتب قدیمی ترین مکتب فلسفی نظام دار غرب است و شاید از زمان افلاطون به بعد شروع شده است. افلاطون به این مکتب نظم می دهد. در این مکتب فلسفه پدیده ها را بر اساس ایده آل یا آنچه به روح و تصور نسبت داده می شود تفسیر می کنند. در این مکتب اصالت با عقل و ذهن و فکر است به تعبیر دیگر روح است که اصالت دارد و عقل و ذهن برخاسته از روح است پس اصیل است. در این مکتب واقعیت در پندار و ذهن انسان است و بیشتر از آن که مادي باشد مجرد از ماده است.

اصول اعتقادات پیروان این مکتب به قرار زیر است :

-1 ارزشهاي روحی تأثیر قطعی در امور جهان دارد. جهان روحی ثابت تر است و حقیقت بیشتر از آنچه مادي باشد روحی است. انسان را همه دو بعدي می دانند ؛ بعدي در جسم، بعدي در روح. بعضی مکاتیب مثل ماتریالیستها مادي بیشتر مسئله جسم و ماده را اصل می دانند و بعضیها روح را. نیچه روح را در خدمت جسم می داند. در مکتب ایده آلیسم تقدم روح بر جسم مورد توجه است.

-2 تن و روان جداي از هم و مقابل هم قرار دارند( روح و جسم را یکی نمی دانند ) روح را بر جسم مقدم می دانند.

3رفتار- انسان ذاتاً هدفدار است و انگیزش اساسی رفتار در درون خود فرد است نه خارج از آن. انسان آزاد است و داراي آزادي اراده است و می تواند با ارادة خویش به ارزش یابی بپردازد، به اشیاء ارزش دهد یا آنها را بی ارزش شمارد.

-4 زندگی خوب براي انسان آن نوع زندگی است که در آن مفاهیم ارزشی درك شده اند و در رفتار فردي او آشکار می شوند.

-5 بین فرد و جامعه وحدت وجود دارد. هر فرد جزئی از کل است کل خاصیتی دارد که در دانلود جزوه فلسفه تعلیم و تربیت از افراد نمی توان آن خاصیت را دید مانند مدرسه، جامعه که یک کل است و باید بین اعضا در نهادهاي آن یگانگی وجود داشته باشد. جامعه را پیروان این مکتب جامعه را از مجموع افراد بصورت فردي با ارزش تر می دانند.

-6 مدرسه بزرگ ترین نگاهبان میراث فرهنگی و عقلی دانش آموزان بشمار می رود.

معرفت شناسی از دیدگاه ایده آلیسم :

در این مکتب معرفت یا شناخت انسان مستقل از تجربه حسی است. انسان می تواند از طریق شهود بدون واسطه حس و تجربه حسی حقیقت را پیدا کند. یافته هاي فکري خودش را بوسیله عقل ارزیابی کند یعنی اعتقاد بر این است که منشأ معرفت انسان مجرد از ماده است و ذهنی و عقلی است. افکار انسان که غیر مادي هستند مبناي وجود و هستی او را تشکیل می دهند.

نظریه ارزش شناسی در مکتب ایده آلیسم :

پیروان این مکتب معتقدند که ارزشها در وجود خدا یا یک غیر شخصی و غیر مادي که جاودانی و ازلی است وجود دانلود جزوه فلسفه تعلیم و تربیت و شر، زشتی زیبایی و مجموعاً ارزشها و ضد ارزشها بصورت مطلق از خدا نشئت می گیرد پس مطلق است.

آنهایی که خداپرست هستند عقیده دارند که خدا نیروي لایزال، منشأ هستی است و انسان مخلوق خدا و بهترین مخلوق اوست.

آنهایی که خداپرست نیستند عقیده دارند که خدا ساخته ذهن انسان است.

آموزش و پرورش از دیدگاه ایده آلیسم :

در این مکتب براي تربیت اهمیت خاصی قائلند و معتقدند که هدف تعلیم و تربیت باید رشد و تکامل ذهن و “خود “ فرد و دانش آموز باشد. مدرسه باید فعالیت عقلی احکام و داوري هاي ارزشی و اخلاقی موضوع زیبا شناسی، آزادي فردي و اجتماعی، مسئولیت و انضباط شخصی تأکید فراوان داشته باشد. در این فلسفه به هدفهاي تعلیم و تربیت بیشتر از روشهاي تدریس توجه می شود همچنین براي مطالعه علوم انسانی بیشتر از علوم طبیعی اهمیت قائل می شود. جنبه هاي آگاهی ذهنی انسان و آنچه فرهنگ، هنر، اخلاق و دین نامیده می شود اینها را به حقیقت نزدیکتر می دانند. به عقیدة این مکتب انسان تنها موجود قابل تربیت است. تنها موجودي است که داراي تاریخ

  • فرهنگ و تمدن است و به پشتوانه توانایی ذهنی و توانسته است به پیشرفت علمی، صنعتی،

 

  • فلسفی برسد که سایر موجودات به آن نرسیده اند.پیروان این مکتب معتقدند که تفکر و سمبولیک خاص انسان است همچنانکه تفکر مجرد از عینیت هاي موجود طبیعی و خارجی است.

پیروان این مکتب معتقدند که آموزش و پرورش عبارتست از نفوذ انسان روي انسان و جریانی است که انسان را به تحقق ذات ( به فعلیت رساندن انسان در حد لایق ) ضمن کوششهاي شخصی راهنمایی کند. تربیت جریان دو طرفه است باید هر دو فعال باشند. انسان قابلیت طبیعی فراوانی براي رشد و کمال دارد و نیازمند است ارزشهاي اخلاقی را از مدرسه بیاموزد. صاحبان این فلسفه در مراتب والاي عظمت روح انسان تأکید دارند و آنرا در مراتب وجود قرار می دهند.

پس در دیدگاه اینها هدف تربیت آن است که انسان را به عالی ترین درجه کمال که حد لایق اوست برساند. انسان خوب را بر انسان با معلومات ترجیح می دهند. انسان خوب آن است که آنچه می داند بتواند.

دیدگاه مکتب ایده آلیسم دربارة مربی و آموزش :

مربی مقام بسیار بالایی دارد. آنها معتقدند که مربی باید از نظر عقلی و اخلاقی فردي برتر و سرمشق خوبی دانش آموزان باشد. وظیفه معلم و مربی راهنمایی است رسیدن به حقیقت. معلم مهمترین عنصر مدرسه است. مدرسه به منزله گلستانی است که دانش آموزان گل هاي این گلستان و معلم باغبان این گلهاست و باید که این گلها به عالی ترین درجه رشد و کمال برسند.

دیدگاه مکتب ایده آلیسم دربارة روشهاي تدریس :

مدرسه باید شرایط اندیشیدن را براي دانش آموزان فراهم کند. دانش آموزان در انتخاب موضوعها راهنمایی شوند. در فراگرفتن ارزشها و تمدن انسانی تشویق شوند باید توجه به حقیقت بخاطر خود حقیقت و توجه به خوبی و زیبایی بخاطر خود زیبایی اهمیت داده شود. در مدرسه باید دین و اخلاق از طریق فعالیت بدنی، مسائل بهداشتی، دسته جمعی، کمک و مساعدت در امور و مسائل خیر و عام المنفعه آموزش داده شود.

دیدگاه مکتب ایده آلیسم دربارة برنامه تدریس :

برنامه درسی در این مکتب بر اساس طبیعت وجود انسان تنظیم شده و شامل موضوعاتی است که براي تحقق رشد و کمال عقلی و عقلانی انسان ضرورت دارد. از دیدگاه صاحبان این مکتب تجربه هاي انسان به دو نوع تقسیم می شود :

الف) آنچه به محیط طبیعی اختصاص دارد.

ب) آنچه مربوط به خود انسان است.

برنامه هاي درسی باید در این دو زمینه باید در این دو زمینه طراحی شود.

برنامه درسی در چهار گروه زیر تنظیم می کنند :

-1 مطالعه درسهاي عملی مثل روش تهیه غذا و مسکن، بکار بردن ابزار و آلات.

-2 مطالعه درسهاي نظري مثل ادبیات، زبان، علوم، ریاضیات و از این قبیل.

-3 مطالعه درسهاي هنري مثل هنر، شعر، موسیقی و مجسمه سازي.

-4 مطالعه درسهاي دینی و اخلاقی مثل الهیات، نظریات دینی، دستورات و احکام دینی.

فلاسفه معروف ایده آلیسم :

افلاطون، کانت، هگل، برادلی

رئالیسم و تعلیم و تربیت

رئالیسم که در فارسی “واقعگرایی” و “اصالت واقع” نامیده دانلود رایگان جزوه فلسفه تعلیم و تربیت، تقریبا مقابل  بوده و براي

 

.1 اصل استقلال(ناپیوستگی): یعنی وجود جهان، اشیاء و حوادث در روابط بین اشیاء و حوادث به انسان بستگی ندارد. به عبارت دیگر، جهان، مستقل از ذهن و عقل انسان وجود دارد، اگرچه انسانی نباشد که آن را درك کند.

.2 اصل قابلیت شناسایی: یعنی جهان آنچنان که هست، قابلیت را دارد. به بیان دیگر، جهان را آنچنان که وجود دارد، میتوان شناخت.

غربی به منطق استقرایی(تفکر از جزء به کل) و روش علمی معتقدند و میان جهان به روابط علت و معلولی عقیده دارند و جهان را مکانیکی میپندارند.

مفهوم رئالیسم

 

طبیعی یا علمی، جهان را مستقل از ذهن و زیر قوانین طبیعی میدانند و میگویند علم این است که به شناخت هستی طبیعی بپردازد. در تربیت نیز بیشتر به پرورش حواس و تشویق شاگردان به مشاهده و تجربه تمایل دارند. آنها جریان تربیت را شکل دادن به رفتار انسان دانسته و با تلقی کردن انسان به عنوان موجودي زیستی – اجتماعی، او را براي سازگاري با محیط طبیعی و اجتماعی آماده میکنند.

اما عقلانی یا قدیمی(کلاسیک یا سنتی)، معتقد به دو بعد جسم و روح در کل وجود انسان هستند. آنها انسان را با وجود جسمانی – روحانی بودنش به صورت یک کل، مورد توجه قرار داده و معتقدند که از آنجا که کل هستی

طبیعی داراي چنین است، بنابراین برخورد ما با کل وجود انسان بدون توجه به دو وجود او، باید یکسان باشد. عقلانی، غرض اصلی از تربیت را، سعادت انسان می پندارد و تحقق آن را در پرورش انسانی متعادل که داراي قواي جسمانی و روحانی هماهنگ باشد، امکانپذیر می داند.

انسان در علمی: در این دیدگاه که  تحولات علمی پس ازت، انسان به عنوان موجودي زیستی – اجتماعی در نظر گرفته شده است. براساس این نگرش، اکتسابی نقش مهمی در

 

ساختن انسان ایفا میکنند. در این مکتب، بر این اعتقاد که انسان وي، حاصل برخورد ارگانیسم با محیط است، تأکید میشود.

با پیدایش این نظریه نفس، عقل، روح و استعدادهاي ذاتی جاي خود را به روان و روانی داد. به این معنی که، رفتار انسان را حاصل کنش و درونی و ذاتی دانستند که از بدو تولد تا بزرگسالی در برخورد با محیط صورت میگیرد. فرانسیس بیکن، جان لاك و دیگر متفکران پس از رنسانس پایههاي این تفکر را به وجود آورده و داروین، آن را به اوج رساند.

دانلود رایگان جزوه فلسفه تعلیم و تربیت

جهان در این دیدگاه(رئالیسم علمی)، فقط به جهان مادي و قابل تجربه محدود میشود که علم، هر روز بخشی از آن را کشف میکند و این اکتشاف پیوسته و مستمر صورت میگیرد. از نظر رئالیسم علمی، غایتی براي جهان وجود ندارد و هستی لایتناهی است.

 

ارزشها، همه نسبی و پیوسته در حال تغییر و . در حقیقت فقط این موضوع مطلق است که، همه چیز نسبی است. حقایق که انعکاس واقعیت در ذهن انسان است، تا زمانی ارزش مطلق دارد که دستخوش تغییر و تحول نشده باشد. به محض اینکه شرایط تغییر به وجود آمد، حقایق و واقعیات نیز دگرگون میشود و والاترین ارزشها، ارزشهاي انسانی است. “انسان” موضوع و مرکز تمام آدمی است. هنر، اخلاق و دیگر

 

علوم انسانی باید در خدمت بشر قرار گیرند.

 

تنها شناخت و دقیقترین آن، شناخت علمی است که به صورت روش خاص علمی انجام . این شناخت نیز انسان است که در طول تاریخ و با گذشت سالها، بدان دست یافته است

 

به نظر برخی از رئالیستها، ذهن انسان هنگام تولد، همانند لوح سفید است و به تدریج در طول زندگی از راه حواس مختلف نقوشی بر آن بسته میشود که ما از آنها به “محفوظات” یا “معلومات” تعبیر میکنیم و این نقش بستن را به اصطلاح “یادگیري” مینامیم. واقعیت، مادي داشته و درك آن جز از راه حواس و تجربه امکانپذیر نیست.

واقع گرایی عقلانی

انسان در واقع گرایی عقلانی: این دیدگاه به پیروي از ارسطو معتقد است که انسان موجودي جسمانی – روحانی است.

به عبارت دیگر، انسان داراي است که خاص خود اوست. بارزترین آنها عقل است و عقل از عمده ي روح است و آنچه انسان را انسان ، روح یا نفس اوست که بر فراز تمام طبیعی و جسمی او قرار دارد. روح، برترین هستی انسان است و عقل و اندیشه انسان از روح است که میتواند با نفوذ در مادي، ماهیت و معقول را شناخته و هدفهایی برتر از اهداف مادي را خواستار باشد.

عقلانی، در این نکته توافق دارند که جهان مادي و واقعی مستقل از ذهن ما وجود دارد، اما واقعیت را منحصر ؛ : ؛  

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *