جزوه روانشناسی محیط
دانلود جزوه
شهرسازی شهرناز مرتضوی ارشد معماری عمران کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور رشته روانشناسی صنعتی سازمانی جهانشاه پاکزاد، حمیده بزرگ روانشناسی محیط خانم مهسا عباسی
دانلود
”” “” - ؟
«» «» «» ً تمرین کنید.

دانلود رایگان جزوه روانشناسی محیط
دلیل نهایی برای مطالعه تئوری سازمان ممکن است خیلی هیجان انگیز نباشد، اما عملی است – ممکن است برای مدرک یا مدرک خاصی که به دنبال آن هستید، نیاز باشد. شما ممکن است خود را در یک دوره آموزشی مورد نیاز روانشناسی تصور کنید، با این باور که مطالعه تئوری سازمان ممکن است هیچ پایان آشکاری برای شما نداشته باشد. اگر چنین است، پس مطالعه تئوری سازمان تنها وسیله ای برای رسیدن به این هدف است. امید است یکی از دلایل قبلی برای شما ارتباط بیشتری داشته باشد.
استعاره بیولوژیک
دانلود رایگان جزوه روانشناسی محیط
استعاره وسیله ای محبوب برای مقایسه است. این میتواند برای توضیح یا ارائه بینشی در مورد عملکرد دو پدیده، که یکی از آنها را قبلاً به خوبی درک کرده اید، بسیار مفید باشد. در این بخش، ما به سازمانها (پدیدهای که تصور میکنیم از نظر فنی با آن ناآشنا هستید) نگاه میکنیم که گویی موجودات زندهای مانند گیاهان، حیوانات یا انسانها هستند (پدیدههایی که شما را بهطور منطقی فرض میکنیم. آشنا). ما این مقایسه را استعاره بیولوژیکی می نامیم.
یک هشدار قبل از اینکه ادامه دهیم. برخی از محققان این پرسش را مطرح کردهاند که آیا استعاره بیولوژیکی برای کاربرد در سازمانها مناسب است. برای مثال، در حالی که تعداد کمی از سازمانها به دنیا میآیند، رشد میکنند و روانشناسی بقا به تغذیه مستمر نیاز دارند، سازمانها مانند همه موجودات زنده مقدر نیستند که بمیرند. مرگ ممکن است جزوه روانشناسی محیط بخشی از زندگی بیولوژیکی باشد، اما برای سازمانها اجتناب ناپذیر نیست. محیط استعاره کامل نیست. با این وجود، به یک چارچوب مفهومی به طور فزاینده ای محبوب برای درک سازمانها تبدیل شده است. جزوه روانشناسی محیط همانطور که خواهید دید، مانند موجودات زنده یا موجودات زنده رشد میکنند، از مراحل قابل پیش بینی رشد می گذرند، تحت یک سری تغییرات قابل پیش بینی قرار می گیرند، و اگر انرژی ای که آنها تولید میکنند با ورودی های جدید جایگزین نشود، خراب میشوند. توصیف سازمانها بهعنوان سیستمها و بهعنوان یک چرخه حیات باید بینش جدیدی در مورد ساختار آنها به شما بدهد.
ده روش مختلف برای نگاه کردن به سازمانها، یا آنچه می بینید همان چیزی است که به دست می¬آورید!
سازمانها به روش های متعددی مفهوم سازی شده اند.
1. موجودات عقلایی در تعقیب اهداف. سازمانها برای دستیابی به اهداف وجود دارند و رفتار اعضای سازمان را میتوان به عنوان تعقیب منطقی آن اهداف توضیح داد.
2. ائتلاف حوزههای قدرتمند. سازمانها از گروههایی تشکیل شدهاند که هر کدام به دنبال ارضای منافع شخصی خود هستند. این گروه ها از قدرت خود برای تأثیرگذاری بر تخصیص منابع در سازمان استفاده میکنند.
3. سیستم باز. سازمانها سیستمهای دگرگونی ورودی-خروجی هستند که برای بقا به محیط خود وابسته هستند.
4. سیستم معناسازی. سازمانها موجودیت هایی هستند که به طور مصنوعی ایجاد شده اند. اهداف و مقاصد آنها به صورت نمادین توسط مدیریت ایجاد و حفظ میشود.
5. سیستمهای مزدوج آزاد. سازمانها از روانشناسی نسبتاً مستقلی تشکیل شده اند که میتوانند اهداف متفاوت یا حتی متضاد را دنبال کنند.
6. نظام های سیاسی. سازمانها از حوزههای داخلی تشکیل شده اند که به دنبال کنترل بر فرآیند تصمیم گیری به منظور ارتقای موقعیت خود هستند.
7. ابزار سلطه. سازمانها اعضا را در «جعبههای» شغلی قرار میدهند که کاری را که آنها میتوانند انجام دهند و افرادی را که میتوانند با آنها تعامل داشته باشند محدود میکنند. علاوه بر این، رئیسی به آنها داده میشود که بر آنها قدرت دارد.
8. واحدهای پردازش اطلاعات. سازمانها محیط خود را تفسیر میکنند، فعالیت ها را هماهنگ میکنند و با پردازش اطلاعات به صورت افقی و عمودی، تصمیم گیری را از طریق یک سلسله مراتب ساختاری تسهیل روانشناسی
9. زندانهای روانی. سازمانها با ایجاد شرح وظایف، بخش ها، بخش ها و استانداردهای رفتارهای قابل قبول و غیرقابل قبول، اعضا را محدود میکنند. وقتی توسط اعضا پذیرفته میشوند، به موانع مصنوعی تبدیل میشوند که انتخاب ها را محدود میکند.
10. قراردادهای اجتماعی. سازمانها از مجموعه ای از توافق نامه های نانوشته محیط شده اند که به موجب آن اعضا در ازای دریافت غرامت، رفتارهای خاصی را انجام می دهند.
دیدگاه سیستمی
بین نظریه پردازان سازمانی توافق گسترده ای وجود دارد که دیدگاه سیستمی بینش های مهمی را در مورد عملکرد یک سازمان ارائه می دهد. صفحات زیر ایده سیستمها را معرفی میکند، سیستمهای باز را از بسته متمایز میکند و نشان می دهد که چگونه یک رویکرد سیستم باز میتواند به شما در مفهوم سازی کمک کند. بهتر است که سازمانها چه کاری انجام می دهند.
جزوه روانشناسی محیط PDF
تعریف یک سیستم
یک سیستم مجموعه ای از اجزای مرتبط و وابسته به هم است که به نحوی چیده شده اند که یک کل واحد را ایجاد میکند. جوامع، خودروها، گیاهان و بدن انسان، سیستم هستند. آنها ورودی ها را می گیرند، آنها را روانشناسی یر می دهند و مقداری خروجی تولید میکنند
ویژگی منحصر به فرد دیدگاه سیستمی، ارتباط متقابل قطعات درون سیستم است. هر سیستمی با دو نیروی مختلف مشخص میشود: تمایز و یکپارچگی. در یک سیستم، عملکردهای تخصصی متمایز میشوند که جایگزین الگوهای جهانی پراکنده میشوند. به عنوان مثال، در بدن انسان، ریه ها، قلب و کبد همه عملکردهای متمایز هستند. به طور مشابه، سازمانها دارای بخش ها، بخش ها و واحدهای مشابه هستند که برای انجام فعالیت های تخصصی از هم جدا شده اند. در عین حال، به منظور حفظ وحدت بین اجزای متمایز و تشکیل یک کل کامل،جزوه مباحث اساسی در روانشناسی 2 هر سیستمی دارای فرآیند یکپارچه سازی متقابل است. در سازمانها، این یکپارچگی معمولاً از طریق دستگاههایی مانند سطوح هماهنگ سلسله مراتبی حاصل میشود. جزوه روانشناسی محیط نظارت مستقیم؛ و قوانین، رویه ها و سیاست ها. بنابراین، هر سیستمی نیاز به تمایز برای شناسایی زیربخش های خود و روانشناسی دارد تا اطمینان حاصل شود که سیستم به عناصر جداگانه تجزیه نمیشود.
اگرچه سازمانها از قطعات یا زیر سیستمها تشکیل شده اند، اما خود زیر محیط در درون سیستمهای بزرگتر هستند. درست همانطور که قلب انسان یک زیر سیستم در سیستم فیزیولوژیکی بدن است، مدرسه فارغ التحصیلی کسب و کار در دانشگاه تگزاس در آستین یک زیر سیستم در سیستم UT-Austin است. اگر توجه خود را بر روی UT-Austin به عنوان سیستم متمرکز کنیم، همچنین متوجه می شویم که به عنوان بخشی از سیستم فوق العاده بزرگتر دانشگاه عمل میکند.
پردیس های تگزاس (که شامل آستین، دالاس، ال پاسو، و سن آنتونیو و سایرین میشود). بنابراین نه تنها سیستمها وجود دارند، بلکه زیرسیستمها و فراسیستمهایی نیز وجود دارند. طبقه بندی این سه به واحد تحلیل بستگی دارد. اگر توجه خود را بر روی دانشکده کسب و کار فارغ التحصیل متمرکز کنیم و آن را به سیستم تبدیل کنیم، UT- آستین به سیستم فوقالعاده تبدیل میشود و بخشهای موجود در دانشکده تحصیلات تکمیلی، مانند حسابداری و مدیریت، به زیرسیستم تبدیل میشوند.
انواع سیستمها سیستمها معمولاً به دو دسته بسته یا باز طبقه بندی میشوند. تفکر سیستم بسته عمدتاً از علوم فیزیکی سرچشمه می گیرد. این سیستم را خودکفا می بیند. ویژگی غالب آن این است که اساساً تأثیر محیط را بر روی سیستم نادیده میگیرد. یک سیستم بسته کامل، سیستمی است که از منبع بیرونی انرژی دریافت نکند و هیچ انرژی از آن به محیط اطرافش آزاد نشود. دیدگاه سیستم بسته بیش از آن که عملی باشد، کاربرد کمی برای مطالعه سازمانها دارد.
سیستم باز تعامل پویا سیستم با محیط خود را تشخیص می دهد. یک نمایش گرافیکی ساده شده از سیستم باز در شکل 1-1 نشان داده شده است.
هیچ دانشجوی سازمانی نمیتواند دفاع زیادی برای مشاهده سازمانها به عنوان سیستمهای بسته ایجاد کند. سازمانها مواد اولیه و منابع انسانی خود را از محیط به دست می آورند. آنها بیشتر به مشتریان و روانشناسی در محیط برای جذب محیط خود وابسته هستند. بانک ها سپرده می گیرند، این سپرده ها را به وام و سایر سرمایه گذاری ها تبدیل میکنند و از سود حاصله برای حفظ خود، رشد و پرداخت سود سهام و مالیات استفاده میکنند. بنابراین، سیستم بانکی به طور فعال با محیط خود تعامل دارد، محیطی که متشکل از افراد دارای پسانداز برای سرمایهگذاری، سایر افراد نیازمند به وام، کارمندان بالقوه جویای کار، سازمانهای نظارتی و موارد مشابه است.
پرش به ناوبریپرش به جستجو
بخشی از یک سریال در
روانشناسی
طرح کلیتاریخزیر فیلدها
انواع پایه
روانشناسی کاربردی
تحلیل رفتار کاربردیبالینیانجمنمصرف کنندهمشاورهبحرانیآموزشیمحیطیارگونومیغذاپزشک قانونیسلامتیانسان گراصنعتی و سازمانیمجازپزشکینظامیموسیقیبهداشت حرفه ایسیاسیروان سنجیدینمدرسهورزشترافیک
لیست ها
پورتال روانشناسی

جزوه روانشناسی محیط pdf
روانشناسی محیطی شاخه ای از روانشناسی است که رابطه بین انسان و دنیای بیرون را بررسی می کند. [1] روشی را بررسی می کند که در آن محیط طبیعی و محیط های ساخته شده ما ما را به عنوان افراد شکل می دهند. روانشناسی محیطی بر چگونگی تغییر محیط توسط انسان ها و چگونگی تغییر محیط در تجربیات و رفتارهای انسان تاکید می کند. [2] این زمینه اصطلاح محیط را به طور گسترده تعریف می کند، که محیط های طبیعی، محیط های اجتماعی ، محیط های ساخته شده را در بر می گیرد .، محیط های یادگیری و محیط های اطلاعاتی. بر اساس مقاله ای در APA Psychnet، روانشناسی محیطی زمانی است که فرد به برنامه ای فکر می کند، به مکان خاصی سفر می کند و در طول رفتار خود برنامه را دنبال می کند. [3]
روانشناسی محیطی تا اواخر دهه 1960 که دانشمندان شروع به زیر سوال بردن ارتباط بین رفتار انسان و محیط طبیعی و ساخته شده ما کردند، به طور کامل به عنوان رشته خود شناخته نشد. از زمان پیدایش، این رشته متعهد به توسعه رشتهای بوده است که هم ارزشمحور و هم مشکلمحور است ، و تحقیقاتی را با هدف حل مشکلات پیچیده زیستمحیطی در راستای دستیابی به رفاه فردی در یک جامعه بزرگتر در اولویت قرار داده است . [4] هنگام حل مشکلات مربوط به تعامل انسان و محیط ، چه جهانی و چه محلی، باید مدلی از طبیعت انسانی داشت که شرایط محیطی را که در آن انسان به خوبی پاسخ میدهد، پیشبینی کند.. این مدل میتواند به طراحی، مدیریت، حفاظت و/یا بازیابی محیطهایی که رفتار معقول را بهبود میبخشد، پیشبینی نتایج احتمالی زمانی که این شرایط برآورده نمیشوند، و تشخیص موقعیتهای مشکل کمک کند. این رشته چنین مدلی از طبیعت انسانی را توسعه میدهد در حالی که تمرکز گسترده و ذاتاً چند رشتهای را حفظ میکند. این مقاله موضوعات متفاوتی مانند مدیریت منابع دارایی مشترک ، یافتن راه در محیطهای پیچیده، تأثیر استرس محیطی بر عملکرد انسان، ویژگیهای محیطهای ترمیمی ، پردازش اطلاعات انسانی ، و ارتقای رفتار حفاظتی پایدار را بررسی میکند.. اخیراً، در کنار افزایش تمرکز بر تغییرات اقلیمی در جامعه و علوم اجتماعی و ظهور مجدد نگرانیهای مربوط به محدودیتهای رشد، تمرکز فزایندهای بر مسائل پایداری زیستمحیطی در این زمینه شده است. [5]
این پارادایم چند رشته ای نه تنها پویایی را که انتظار می رود روانشناسی محیطی برای آن توسعه یابد مشخص کرده است، بلکه کاتالیزوری در جذب سایر مکاتب دانش در تعقیب خود، به غیر از روانشناسان پژوهشی بوده است. جغرافیدانان ، اقتصاددانان ، معماران منظر ، سیاست گذاران ، جامعه شناسان ، مردم شناسان ، مربیان و توسعه دهندگان محصول، همگی در این زمینه کشف و مشارکت داشته اند. [4]
اگرچه «روانشناسی محیطی» مسلماً شناختهشدهترین و جامعترین توصیف این رشته است، اما بهعنوان علم عوامل انسانی ، ارگونومی شناختی ، روانشناسی اکولوژیک ، اکوپسایکولوژی ، مطالعات محیطی-رفتاری، و مطالعات فرد-محیط نیز شناخته میشود. زمینه های مرتبط نزدیک شامل روانشناسی معماری ، معماری اجتماعی ، جغرافیای رفتاری ، جامعه شناسی محیطی ، بوم شناسی اجتماعی ، و تحقیقات طراحی محیطی است .
تاریخچه
خاستگاه این رشته را می توان در شاعران رمانتیک جستجو کرد، مانند وردزورث و کولریج که توجه را به قدرت طبیعت و اهمیت تعامل انسان با آن جلب کردند. داروین به نقش محیط در شکل دادن به تکامل اشاره کرد. این ایده به سرعت در تعاملات انسان با محیط اطراف اعمال شد. یک پذیرش افراطی ویکتوریایی از این «جبرگرایان محیطی» بودند که اصرار داشتند محیط فیزیکی و آب و هوا بر تکامل ویژگیهای نژادی تأثیر گذاشته است. گفته می شود که ویلی هلپچ اولین کسی است که به “روانشناسی محیطی” اشاره کرده است. یکی از کتابهای او، ژئوپسایک ، موضوعاتی مانند چگونگی تأثیر خورشید و ماه بر فعالیتهای انسان، تأثیر محیطهای شدید و تأثیرات رنگ و فرم را مورد بحث قرار میدهد (Pol, E., 2006,طرحهایی برای تاریخچه روانشناسی محیطی (I): از اولین تولد تا گذار آمریکا . “Medio Ambiente y Comportamiento Humano”، 7(2)، 95-113). از جمله دانشمندان عمده دیگری که ریشه های روانشناسی محیطی داشتند، یاکوب فون اوکسکول ، کورت لوین ، اگون برانسویک ، و بعدها گرهارد کامینسکی و کارل فردریش گرامان بودند . [6]
پایان جنگ جهانی دوم تقاضا برای راهنمایی در مورد برنامه ساختمان فوری پس از ویرانی جنگ را به همراه داشت. برای تامین الزامات برنامه ریزی دولتی، بسیاری از کشورها مراکز تحقیقاتی راه اندازی کردند که نحوه استفاده مردم از فضا را مطالعه می کردند. در انگلستان، مرکز تحقیقات ساختمان، استفاده از فضا در خانهها و سطوح نویز، گرمایش و روشنایی را مورد مطالعه قرار داد. سازنده شیشه Pilkingtons یک واحد تحقیقاتی در نور روز به رهبری توماس مارکوس راه اندازی کرد تا اطلاعاتی در مورد تأثیر نور طبیعی در ساختمان ها و دستورالعمل هایی در مورد نیازهای نور روز ارائه دهد. پیتر منینگ این را بیشتر در واحد تحقیقات پیلکینگتون در دانشگاه لیورپول در دهه 1960 توسعه داد. او در دفاتر تحصیل کرد و یکی از اولین افرادی را که برایان ولز دکترای روانشناسی محیطی گرفت، استخدام کرد. مارکوس در سال 1968 واحد تحقیقات عملکرد ساختمان را در دانشگاه Strathclyde با استخدام روانشناس دیوید کانتر که تحت نظارت ولز و منینگ برای دکترای خود در واحد تحقیقات پیلکینگتون بود، راه اندازی کرد. سپس کانتر به دانشگاه ساری رفت تا برنامه روانشناسی محیطی را در سال 1971 با دپارتمان روانشناسی در آنجا راه اندازی کند. رئیس آن گروه ترنس لی بود که دکترای خود را در مورد مفهوم همسایگی زیر نظر سر فردریک بارتلت در دانشگاه کمبریج انجام داده بود. سپس کانتر به دانشگاه ساری رفت تا برنامه روانشناسی محیطی را در سال 1971 با دپارتمان روانشناسی در آنجا راه اندازی کند. رئیس آن گروه ترنس لی بود که دکترای خود را در مورد مفهوم همسایگی زیر نظر سر فردریک بارتلت در دانشگاه کمبریج انجام داده بود. سپس کانتر به دانشگاه ساری رفت تا برنامه روانشناسی محیطی را در سال 1971 با دپارتمان روانشناسی در آنجا راه اندازی کند. رئیس آن گروه ترنس لی بود که دکترای خود را در مورد مفهوم همسایگی زیر نظر سر فردریک بارتلت در دانشگاه کمبریج انجام داده بود.
به موازات این تحولات، مردم در ایالات متحده شروع به بررسی مسائل مربوط به طراحی محیطی کرده بودند. یکی از اولین زمینه ها در نظر گرفتن بیمارستان های روانپزشکی بود. روانپزشکان با معماران کار کردند تا تجربیات بیماران روانی را در نظر بگیرند. رابرت سامر کتاب خود را در مورد “فضای شخصی” نوشت و ادوارد تی هال به عنوان یک انسان شناس درباره نحوه ارتباط مردم با یکدیگر از نظر فضایی اظهار نظر «» ً «» ”” «»
فهرست مطالب