نمونه سوالات قواعد فقه 2 همراه جواب تشریحی

  • از

سوالات قواعد فقه 2

فرمت پی دی اف

همراه پاسخ تشریحی

دانلود فایل

 

 

دانشگاه آزاد حوزه علمیه خواهران مظفر دانشگاه پیام نور رشته حقوق کارشناسی ارشد

 

 

 

 

نکته: درجریان سازی: مثل : ::— ِ؛:—: –:: ::ً ::().: : َ :–:ما به شـب وروز اجمـالی:بین مصـادیق مختلـف شـک جزئـی

داریم .ما 4 ظرف داریم علم اجمالی داریم که یکی شراب است علم به وجود شراب داریم امـا چـون میان 4 ظرف نامعین قرار گرفته است علم اجمالی است.

لوث مابین ظن ونزدیک علم اجمالی است. قاعده لوث وقسامه می گویند:اگر کسی متهم به قتـل بـود عاقله اش وقربا 50 قسم بخورند متهم قصاص می شود.

 

قاعده قسامه از دیدگاه فرق اسلامی:

ازنگاه حنفی ها: در شمال خراسان هستند (ماورالنهر) حنفی ها قسامه را به عنوان ابزار برائـت مـتهم ودافع مسئولیت کیفری می دانند وفقط قسم را قربـای قاتـل مـی خورنـد ودر نتیجـه قاتـل تبرعـه مـی شودوفرقشان در این است که قصاص برداشته میشودولی دیه ثابت است وباید قربای قاتل دیـه مقتـول را بدهند ومی گویند قصاص بحث دماء است وچون علم اجمالی بروجود قتلی هست پـس دیـه ثابـت هست ودر امور مالی مانند دیه احتیاط نمی کنم ودیه را ثابت می دانند.اما بقیه مذاهب اهل سنت مانند

شافعی ها ،حنبلی ها ومالکی ها قسامه را یکی از ابزارها ی مسئولیت کیفری می دانند وقربامقتول

قسم می خورند و50 تا قسم را قربادمی خورند وقسم که خوردند قصاص ثابت هست.و امـا شـیعیان

در مورد 50 تا قسم را باید قربا وعاقله مقتول قسم بخورند با آن 3 مذهب بالا مشترکند ولی شـیعه مـی گویدابتدا از خانواده قاتل در خواست بینه می شود مبنی بر برائت آنها اگر آنهابینه بیاورند قصـاص بـر داشته می شودواگر بینه نیاورند با50 قسم خـانواده مقتـول همـراه بـا لـوث قاضـی قصـاص ثابـت مـی شود.ودیگر دیه هم ثابت نیست.
مشروعیت این قاعده نمونه سوالات قواعد فقه 2 ولوث از کجاست؟

در مورد قسامه در قرآن چیزی نیست.عقل هم خیلی قاعده قسـامه را نمـی پـذیرد.امادر سـنت روایـت داریم:ومهمترین آن روایت امام صادق (ع)است. البینه علی المدعی والیمین علی المنکر الا فـی القتـل ،استثناء است وجایی آورده نشده الا فی القتل کل قاعده را زیرورو میکندالا استثناء متصل است الا فی القتل متن روایت را برعکس می کند.قضیه روایت را اینگونه تغییر می دهد:البینه علی المناکر والمـین علی المدعی .لذا مطابق استثناء مضبوط در روایت وبرعکس شدن متن روایت در قضیه لوث وقسـامه

سوالات قواعد فقه

سوالات قواعد فقه

اینگونه باید بیان شود که در ابتدا از خانواده منکر قتل در خواست می شود که بینـه خـود را مبنـی بـر برائت متهم ارائه نمی دهد.اگر ارائه شد قصاص ودیه منتفی است اگر دلیل وبینه نداشـته باشـند آنگـاه نوبت به سوگند 50 نفر از خانواده مقتول می رسد لذا در صـورت سـوگند 50 نفـر از خـانواده مقتـول (مدعی) قصاص ثابت می گردد البته با لحاظ کردن لوث برای قاضی پرونده .
فرق اسلامی کار ویژه قاعده ثمره ی قاعده ویژگی ها

حنفی ها رافع مسئولیت کیفری رفع اتهام از قاتل پرداخــــت دیــــه بــــه
خانواده مقتول

شافعی، مالکی، حنبلی مثیت مسئولیت کیفری اثبات اتهام قاتل قصاص قاتل

شیعه مثیــــــت مســــــئولیت اثبات اتهام قاتل -1در خواســت بینــه از
کیفری ســوی خــانواده قاتــل
مبنی بر پرداخت دیه
-2در صـــورت عـــدم
ارائــه بینـــه بــا قســـامه
خانواده مقتول قصاص
ثابت می گردد

 

 

نمونه سوالات قواعد فقه 2 با پاسخ تشریحی تست دانلود رایگان pdf

 

قاعده حرمت اعانت براثم: یعنـی حـرام بـودن کمـک بـر انجـام گنـاه .در قـوانین موضوعه:معاونت در جرم می گویند.در فقه همان است که در بالا گفته شد.
مفهوم حرمت:یعنی انجام یا نهی شارع.شارع چیزی را نهی کرده ما آن را انجام بدهیم وآن عقاب دارد آنهم اخروی.

اعانت:کمک .معنی اصطلاحی 3: تعریف دارد -1انصاری:انجام دادن مقـدمات حـرام +سـوء نیـت را

گویند =حرمت اعانـت بـراثم -2نـایینی :مطلـق هـر کـاری چـه مقـدمات وغیـر مقـدمات را اعانـت
گویند.مثل عصا دادن به ظالم -3عده ی فقهای معاصر:مطلق مساعدت اعـم از کمـک جـانی ومـالی

ومادی ومعنوی ،تحریک ترغیب وغیره را اعانت گویند.

تعریف شیخ یعنی اولی را که مهم هست می گوید اگر من انگور را فروختم به یک شراب ساز امـا او سوء نیت نداشت اینجا حرام نیست وعقـاب واثـم نـدارد.ودر جـایی دیگـری مـی گویـد اگرانگـور را فروختی وشراب ساز هم سوء نیت داشت وفرد درراه تصادف کرد اینجا حرام است.

فعل عدمی:ترک فعل را گویند -2فعل وجودی:انجـام فعـل را گویند/شـیخ مـی گویـد اعانت:فعـل

وجودی است نه عدمی حالا سوال اینجاست:که اگر کسی از دیواری به بالا رفت وشـما نگـاه کـردی اینجا اعانت نیست یا در قتل رساندن کسی وشما نگاه کنی اینجا اعانت نیست مفهوم اثم:به معنای ذَنب=گناه در فقه می گوییم حرمت اعانت بر اثم .در قوانین موضوعی می گوییم

معاونت در جرم .در فقه بحث ذنب است ودر حقوق موضوعه جرم است.آیا اینها باهم فـرق دارنـد؟ما بررسی می کنیم ذنب35= بار در قرآن آمده جرم3= بار در قرآن آمده.اما جرم در قرآن به معنای وادار کردن است.

جرم در قانون موضوعه:ماده 167 ق.م ماده 2 ق.م

 

هر رفتاری در قانون ملاک مجازات است.اما جرم تعریفی دیگری در قانون اسلامی دارد.جـرم یعنـی انجام نهی شارع در جایی گفته مثلا لا تشرب الخمر وشما خورده اید.یک جایی هم گفتـه انجـام بـده :اقم الصلاه و شما انجام نداده اید.جرم در قانون اسلامی قرابـت نزدیکـی بـه ذنـب دارد واصـلا همـان است.

حالا نسب اربعه: دروغ وغیبت در مجازات اسلامی هست ولی در قـوانین موضـوعه نیسـت.در بعضـی قوانین موضوعه هم چیزهایی هست که در قوانین اسلامی نیست.مثل مثلا جـرایم رایانـه ای در بعضـی جاها هم مساوی هستند.مثل،زنا ،قتل ،و…………

سپس باید :دوقاعده را باهم جمع کنیم وقدر مشترک بگیریم ونقاط اشتراک بگیریم یعنی هم اثم اند وهم ذنب وهم جرم وبزه واین طور بین قوانین موضوعه واسلامی نقطه مشترک می گیریم.

جرم سه رکن دارد:مادی ،معنوی ،قانونی (شرعی) براساس رکن مادی جرم ،جرم یا از ناحیه یک نفراست یعنی هم مباشـر وفاعـل اسـت.وگاهی جمعـی

است در اینجا یا همگی مباشرند یا چند نفر هستند بعضی از آنها مقـدمات را فـراهم وبعضـی مباشـرند اینها که مقدمات را فراهم می کنند آنها را معاون گویند و مباشر را فاعل یا معال است.

محل نگاه در این دومی است.منابع فقهی قاعده -1: قرآن وکتاب -2سنت -3عقل قرآن: تعاونوا علی البر والتقوی ولا تعاونوا علی الاثم والعدوان از این آیه استفاده شده اما اشـکال ایـن

قاعده را بعضی گفته اند:گفته اند این به درد اثبات قاعده نمی خورد.گفته انـد بخـش اول قرینـه بـرای بخش دوم است و بخش اول دلالت بر استحباب یعنی مستحب است وبخش دوم نهایت آن دلالت بـر اکراه می کند.

و”…ولاتعاونوا…”:نهی تنزیهی است ونه نهی تحریمی وکراهت دارد. دلایل اشکال ایـن اسـت و ان را رد می کنیم.-1اولا قرنیه بودن آنها محل اشکال است وما آن را نمی پذیریم. -2ومهمترین دلیل ایـن است که عدوان را با اثم آورده وقید عدوان اصل اولیه بر حرام بوده عدوان است نه بر کراهت.

سنت:پیامبر :اگر کسی به اندازه یک نمونه سوالات قواعد فقه 2 در قتل کسی معاونت کند روز قیامت خداوند بر پیشانی او می نویسد از رحمت الهی به دور است.

اشکال وارد شده این است.گفته اند ما معاونت را قبول داریم ولی حکم کلی نداده وفقط معاونـت در قتل است نه جرایم دیگر.مـا بایـد سـراغ دلیـل علـت برویم.دلیـل روایـت:-1 منصـوص العلـه -2غیـر منصوص العله ما باید به روایتها رجوع کنیم دربعضی روایت ها دلیل آمده مانند مسکر بودن در شـراب ودر آیـه ای

آمده فقیه آن مسکر بودن را در می آورد ومی گذارد روی چیزهای دیگر ومثلا ارتبـاط مـی دهـد یـا ملاک قرار می دهد.ومنصوص العله دلیل وملاک است وآنرا کشف می کنیم یکی از آنهـا منصـوص العله معاونت در قتل است.وآن معاونت است وآن را روی جرایم دیگر قرار می دهیم.

قاعده عقل: می گوید :صغری قیاس:هر عمل قبیحی حرام است کبری قیاس می گوید:کمک کردن به جرم عمل قبیحی است. نتیجه:کمک کردن به هر قبیحی حرام است.

منابع شرعی (ادله اربعه )از دیدگاه اهل تشیع وتسنن:

سئوال:اساسا بعداز غیبت امام زمان که به آن دسترسی نداریم احکام شرعی خودراچگونه بدسـت مـی آوریم؟ دودیدگاه تشیع وجود دارد-1نظریه انسداد باب علم ؛گروهی از فقهـا معتقدند:مادچارانسـداد

باب علم شده ایم یعنی بعداز غیبت امام معصوم ما دسترسـی بـه احکـام نـاب اسـلامی نـداریم چونکـه درزمان حضور امام خود امام احکام رااز قرآن دریافت می نموده وآنرا به مردم ابلاغ مـی نمودنـد. -2 نظریه انفتاح باب علمی ؛گروهی دیگر ازفقها معتقدند درست است که دچار انسداد علم شده ایـم امـا باب علمی هنوز مفتوح است یعنی موضوعی که شاید خودش علم نباشد اما فقها با آن معامله علم مـی کنند. یعنی در زمان غیبت امام احکام فقهی مردم راازمنابع شرعی بدون نیاز به امام استنباط واستخراج می کنند.

علم :یعنی احکامی که مستقیما از امام معصوم صادر می شود.

علمی :یعنی احکامی که فقها از منابع شرعی استنباط واستخراج می کنند .

سئوال: منابع استخراج احکام شرعی توسط فقهـا؟ دومحـوردارد-1منـابع شـرعی اهـل تشـیع :قرآن ،سنت،اجماع وعقل -2 منابع شرعی اهل تسنن: قرآن ،سنت ،اجماع ،عقل ،استحسان ،قیاس.

-1اولین منبع قرآن:مهمترین واولین منبع شرعی بین اهل تسنن وتشیع است یک قاعده وجوددارد بنام لزوم عرضه برقرآن یعنی به عنوان ملاک وشاخص است. اگر شک نمودید که فعلی یاقولی ازامام معصوم نقل شده دراینجا باید آنرا برفحوای قرآن ویا آیات آن ویا با روح کلی قرآن تطبیق دهیم اگر مطابق بود می پذیریم اگر مخالف قرآن بود روایت از پیامبر وامام صادق داریم مبنی براینکـه حـدیث رابردیوار بکوب وآنرا پرت کن (واضربوا علی الجدار).اما یکـی ازنکـات مهـم قـرآن کـه فهـم قـرآن رابرای اهل فن مشکل می سازد این است که قرآن پراز محکمات(یعنی آیاتی که قابـل تفسـیر نیسـتند وهیچگونه خللی درآن نیست مثل “قل هوا…احـد” ومتشابهات(آیاتی که قابلیت تفسیر دارنـد وبقـول فقها قرآن قطعی الصدور والظنی الدلاله است مثل “یدا…فوق ایدیهم” ).

 

قواعد فقه

قواعد فقه

قطعی الصدور والظنی الدلاله:یعنی اینکه قرآن ازناحیه خداوند صـدورش قطعـی امـا دلالـت آن ظنی است یعنی قآن دربحث دلالت ظنی نیاز به تامل وتفسیر دارد.

اقسام تفسیر بطورکلی: -1باطل :همان تفسیر بـه رای اسـت یعنـی چیـزی از خـود درآوردن وبـه قرآن نسبت دادن که مبطل است ودلیلش این است که نوعی تشریع می باشد.یعنی قانونی شرعی جعل

نموده اید. -2 مقبول :به دودسته تقسیم می شود :الف-تفسیر قرآن به قرآن:یعنی آیه قرآن را به

آیه دیگر قرآن تفسیر کردن مثل کتاب المیزان علامه طباطبـائی ب-تفسیر موضوعی :براسـاس

یک واقعه تاریخی بیرونی مثل واقعه غدیر خم که آیه نازل شده وآنرا بیان نموده است.

-2دومین منبع سنت:دومین منبع شرعی بین اهل تشیع وتسنن است که به سه دسته ؛ الف-قـول

معصوم :یعنی احادیثی که از ائمه معصومین نقل شده است واز فعل وتقریـر معصـوم دلالـتش بیشـتر است چون قول وسخن تکلیف رامشخص می کند.

نکته : علم درایه ورجال به ما کمک میکند که آیا این سخن از امام معصوم نقل شده است یاخیر.

ب- فعل معصـوم: عملـی کـه از ائمـه معصـومین صـادرگردیده وآنهـا بـه انجـام آن اهتمـام داشـته

اند.واگرامام معصوم فعلی راانجام داد این فعل دانلود جزوه قواعد فقه 2 براباحه می کند یعنی حرام ومکروه نیست چـون ازامام معصوم بعید است که کـارحرام ومکروهـی انجـام دهنـد مثـل خضـاب نمـودن (حنـا)واگر امـام معصوم فعلی را ترک نموداین کار قطعا واجب نبوده است مثل نقاشی نمودن

ج -تقریر معصوم:یعنی انجام دادن کاری در مرئی ومنظر امام معصوم وسکوت امام مبنی بـر جـواز انجام فعل چون امر به معروف ونهی از منکر برامام معصوم واجـب اسـت اگـر فعـل حرامـی از کسـی

سرزند امام تذکر خواهد داد در غیر اینصورت آن عمل مجاز خواهد بود مثل کشتی گرفتن دونفر در منظر امام

شرایط پذیرش تقریر به عنوان یکی از منابع شرعی مورد قبول -1:امام معصوم بایـد فعـل یا قول رادیده یا شنیده باشد -2امام معصوم باید التفات بـه فعـل داشـته باشـد -3امـام معصـوم درحـال تقیه(یعنی پنهان کردن نیت واقعی دردل) نباشد.

-3سومین منبع اجماع:(سیره متشرعین):اتفاق نظـر فقهـای یـک عصـر در رابطـه بـا موضـوعی خاص که امروزه به آن گفتمان نیز می گویند.البته دیدگاه تشـیع وتسـنن دررابطـه بـا اجمـاع متفـاوت

است. اجماع از دیدگاه اهل تسنن: اجماع موضـوعیت دارد یعنـی در کنـارقرآن ،سـنت وعقـل قرارمی گیرد .

اجماع از دیدگاه اهل تشیع:طریقیـت دارد یعنـی راهـی اسـت بـرای کشـف حکـم شـرعی وبـه عبارتی دیگر طریق از کشف نظر امام معصوم است .

اقسام اجماع بطور کلی:-1منقول:یعنی فقیهـی تفحـص نمـوده ودرمـورد موضـوعی خـاص بـه اجماع دست یافته وما اجماع را از ایشان نقل می کنیم (اجماع نقل شده از یک فقیه)

-2 محصل:(تحصیل کرده) بعبارتی خود فقیه بـا رجـوع بـه نظـرات وآراءسـایر فقهـاءدرمورد یـک موضوع خاص اجماع راکشف کند.

-4چهارمین منبع عقل: عقل چگونه می تواند حکم شرعی را کشف نماید ؟دودیدگاه در این زمینه وجوددارد الف-برخی می گویند عقل ابزاری است که دراینجا محل نزاع نیست ب-برخـی

می گویند عقل استقلالی است .یعنی عقل مستقلا یکی از منابع شرعی اسـت ودر فقـه بـه آن سـیره یـا

عرف عقلا می گویند.

خاصیت عقل این است که همیشه برای فهم موضوعی به نمونه سوالات قواعد فقه 2 اسـتدلالی وبرهـانی عمل می کند وبه اصطلاح صغری وکبری برای قضیه درست می کند.

عقل استقلالی بادو رویکرد متفاوت می توانـد احکـام شـرعی رااسـتنباط واسـتخراج نماید.-1مستقلات عقلیه:یعنی صغری وکبرای قیـاس هردوعقلـی هسـتند مثـال صـغرای قیـاس مـی گوید :عدالت از نظر عقلی نیکوست کبرای قیاس می گوید:هرچیزی که عقل آنرا نیکو بداندشرع نیز آنرا نیکو میداند نتیجه:این است که عدالت از نظر شرع نیکوست.

-2مستقلات غیر عقلیه:صغرای قیاس شرعی است وکبرای قیاس عقلـی اسـت مثـال صـغرای قیـاس شرعی می گوید نماز واجب است کبرای قیاس عقلی می گوید آنچه که واجب باشد مقدمات آن نیز واجب است نتیجه:این :: 

-:: -: -: -::

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *