نمونه سوالات بزهکاری اطفال همراه جواب تشریحی

  • از

سوالات بزهکاری اطفال

فرمت پی دی اف

همراه پاسخ تشریحی

دانلود فایل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از نظر اجتماعی مفهموم مسئولیت کیفری از مفهوم سرزنش پذیری مجزا نیست.مجازات کردن مجرمین نماد سرزنش عمومی + **: : :: ::**4 تا است:
1: عقل 2:بلوغ 3:قصد 4:اختیار
در مسئولیت کیفری مواد 140 تا 143 اصل بر مسئولیت شخص حقیقی یا انسان است مسئولیت کیفری شخص حقوقی حالت استثنایی است مسئولیت کیفری شخص حقوقی در 2 فراز اتفاق می افتد :
1: درصورتی که نماینده قانونی شخص حقوقی به نان یا در راستای شخص حقوقی مرتکب جرم شود
2: مسئولیت کیفری شخص حقوقی مانع مسئولیت کیفری اشخاص حقیقی مرتکب جرم نیست.
* اسباب عدم مسئولیت = اسباب اباحه جرم = علل موجهه ی جرم
*اسباب شخصی عدم مسئولیت کیفری= عوامل رافع مسئولیت کیفری = اسباب مانع مسئولیت کیفری اسباب اباحه:
1:حکم قانون 2:امرآمرقاونی 3:دفاع مشروع
4:ضرورت یا اضطرار 5:رضایت بزه دیده در شرایط خاص
ولی در قالب دفاع مشروح فرد مرتکب جرم می شد ما اون عمل را مباح می دانستیم در حالی که اوامر و نواحی قانون مجازات اسلامی مبتنی بر حرمت است نقض بکنی مجازات دارد انجام بدهی یا ندهی با مجازات مواجه می شوی، اما در وضعیت خاص آن 5 حالت باعث می شد جرم مباح شود و جرم به حساب نیاید که به آن اسباب اباحه ،علل موجهه جرم می گوییم جرم را در ماهیت و در نهاد وقوعش دیگه جرم تلقی نمی شود
*در اسباب اباحه جرم گفته می شود که اساسا جرمی اتفاق نمی افتد
*در عوامل رافع مسئولیت کیفری می گوییم جرمی اتفاق افتاده و عمل جذم است و مجرمیت قابل احراز است بلکه شخص مجرم قابل مجازات نیست
4 ویژگی اسباب اباحه
1: اسباب عینی و خارجی هستند
2: زائل کننده عنصرقانونی جرم هستند پس مانع تشکیل جرم میشوند
3: نسبت به وضع معاونان و شرکا هم موثرند
4: به موجب تحقق اسباب اباحه جرم با مباح تلقی کردن رفتار مجرمان و مضافا نفی مجازات مرتکب مسئولیت مدنی منتفی میشود
ویژگی های عوامل رافع مسئولیت
1: عوامل رافع مسئولیت کیفری اسباب شخصی یا درونی هستند
2: درصورت تحقق این اسباب درمرتکب عمل مجرمانه هرچند وصف مجرمانه باقی میماند اما فرد واجد مسئولیت کیفری نبوده وقابل مجازات نیست
3: این اسباب تاثیری در مسئولیت کیفری شرکا ومعاونانی که دچار این عوامل نباشند ندارد
4: دراین اسباب صرفا مسئولیت کیفری منتفی شده و درمقابل مسئولیت مدنی برای مرتکب همچنان باقی است

نمونه سوالات

نمونه سوالات

عوامل رافع مسئولیت کیفری:
جنون اشتباه علل تام صغیر علل نسبی مستی اجبار خواب
بی هوشی جنون
مطابق ماده 149 قانون مجازات اسلامی:
“هرگاه مرتکب در زمان ارتکاب جرم دچار اختلال روانی بوده به نحوی که فاقد اراده یا قوه تمییز باشد مجنون محسوب می شود و مسوولیت کیفری ندارد”
*در این ماده ما شاهد این هستیم که یک حالت روانی خاصی جنون اطلاق بشه ،اما زیاد چندوچون این حالت در تعریف بیان نشده هرکسی که دچار اختلال روانی باشد طوری که در زمان ارتکاب جرم یا قدرت مهار رفتا ر خودش را از دست داده یا از درک ماهیت رفتار خودش آثار و تبعات آن است انواع جنو ن
۱-جنون دائمی 2-جنون ادواری
جنون دائمی: جنون دایمی یک وضع روانی است که شخص به صورت مستمر و دایمی در آن به سر میبرد. در اصطلاح روان پزشکی ، جنون دائمی عبارت است از نوعی بیماری روانی که در آن علائم به طور دائم و مستمر وجود دارد و اگر هم با معالجه و مداوا شدت خود را از دست بدهد باز از بین نمیرود. این بیماری معمولا حالت مزمن مییابد و تا آخر عمر با بیمار خواهد بود. نمونه این بیماری در بعضی از بیماران اسکیزوفرنی دیده می شود.
جنون ادواری:جنون ادواری یا دوری ، حالت دیوانگی گاه عارض می شود و گاه افاقه و درمان دست می دهد . در جنون ادواری، فرد گاهی دارای حالت جنون است و گاهی مانند انسانهای عاقل رفتار میکند. جنون ادواری بودن باید مشهود باشد زیرا جنون از مسایل موضوعی است نه حکمی و واقعیتی است که باید احراز شود که نیازمند کارشناس علوم روانی و طبی است. در تشخیص جنون ادواری، قاضی همکاری شخص پزشک را جلب میکند
تشخیص جنون
در مورد تعریف جنون بحث نمونه سوالات بزهکاری اطفال تشخیص جنون مبحثی است که یاد گرفتن آن تعریف جنون را در دل خودش خواهد داشت جنون یک موقعیتی است که باید احراز شود .
بعضی اوقات تشخیصش برای دادگاه آسان است خیلی وقتها هم دشوار است، در هرحال دادگاه برای تشخیص جنوننیازمند نظر کارشناس یا پزشکی قانونی به طور خاص پزشک روانی است روانپزشک
منظور از مراجعه دادگاه به کارشناس این است که بداند آیا وضع روانی بزهکار در لحظه ارتکاب جرم بر رفتار وی مؤثر بوده است یا نه در این خصوص نظر کارشناس مشورتی است و تبعیت از آن برای دادگاه الزامی نیست
پزشک متخصص امراض روحی باید علاوه بر آن در پایان گزارش خود درباره عدم مسئولیت بزهکار اظهار عقیده کند .
آثار جنون
ما برای اینکه آثار جنون را بهتر درک بکنیم یک حالتهای نزدیک به جنون را باید نسبت به آن بحث و بررسی کنیم جنون به معنی خاص
جنونی که قوه تمیز را زائل می کند و اختیار انسان را سلب می کند این مانع از استناد جرم به دیوانه و در نتیجه رافع مسئولیت کیفری است ماده ۱۲۱۶ قانون مدن ی “هر گاه صغیر یا مجنون یا غیر رشید باعث ضرر غیر شود ضامن است”
جنون از اسباب شخصی مانع مسئولیت کیفری است و فقط در حق مجنون مؤثر است و از شرکاء و معاونان جرم که حین ارتکاب جرم عاقل بوده اند رفع مسئولیت نمی کند شروط تحقق جنون مانع مسئولیت کیفری
شرایط تحقق جنون رافع مسئولیت کیفری دوچیز است .
1: تقارن جنون باجرم یعنی همزمانی جنون با زمان ارتکاب
2: تلازم جنون با جرم یعنی ارتباط بین حالت جنون و جرم تقارن جنون با جرم
همانظور که در ماده 149 ق م ا حکایت دارد ابتلای مرتکب به جنون در زمان ارتکاب جرم شرط است قبل و بعدش را کار نداریم زمان ارتکاب جرم ،حین ارتکاب جرم ، مقارن با جرم باشد باید جنون در حین ارتکاب جرم وجود داشته باشد که بگیم یکی از شرایط تحقق به عنوان مانع مسئولیت کیفری محقق شد.برای قبل و بعدش حکم داریم
*می خواهیم راجع به زمان وقوع جرم ، نوع جرم ، نوع تصمیم قضایی صحبت کنیم
*اولین حالت این است که جنون قبل از ارتکاب جرم باشد اما در زمان ارتکاب جرم مجرم در حال افاغه باشد .
در همه جرائم موجب رفع مسئولیت کیفری نمیشه شاید به استناد بند ماده ماده 38 ق م ا امکان تخفیف مجازات برایش وجود داشته باشد ولی موجب رفع نخواهد شد.
جنون حین ارتکاب جرم: در همه جرائم به استناد ماده 149 ق م ا رفع مسئولیت کیفری است و به استناد ماده 150 ق م ا در محل مناسبی نگهداری می شود مطابق مقررات و تشریفاتی که در ماده 150 است.

بزهکاری

بزهکاری

جنون بعد از ارتکاب جرم: خودش 3 مرحله مختلف دارد
فرض نخست)جنون بعد از ارت کاب جرم و تا پیش از صدور حکم قطعی(: 2 صورت دارد :درجرایم غیرحق الناسی و در جرائم حق الناسی
جنون پس از ارتکاب جرم و تا پیش از صدور حکم قطعی در جرائم غیر حق الناسی با لحاظ تبصره 2 ماده 13 قانون آیین دادرسی کیفری ” هرگاه مرتکب جرم پیش از صدور حکم قطعی مبتلا به جنون شود، تا زمان افاقه، تعقیب و دادرسی متوقف میشود. مگر آنکه در جرائم حقالناسی شرایط اثبات جرم به نحوی باشد که فرد مجنون یا فاقد هوشیاری در فرض افاقه نیز نتواند از خود رفع اتهام کند. در اینصورت به ولی یا قیم یا سرپرست قانونی وی ابلاغ میشود که ظرف مهلت پنج روز نسبت به معرفی وکیل اقدام نماید. درصورت عدم معرفی، صرف نظر از نوع جرم ارتکابی و میزان مجازات آن وفق مقررات برای وی وکیل تسخیری تعیین میشود و تعقیب و دادرسی ادامه مییابد” فرض دوم)جنون بعد از صدور حکم قطعی(: 4حالت دارد
1: بروز جنون پس از صدور حکم قطعی در جرایم مستوجب حد به استناد تبصره 1 ماده150 ق م ا حد ساقط نمیشه
2:بروز بیماری روانی پس از صدور حکم قطعی که اجرای مجازات موجب تشدید بیماری یا تأخیر در بهبودی شودبه استناد ماده 502 ق ا د ک قاضی اجرای مجازات با کسب نظر از پزشکی قانونی تا زمان بهبودی اجرای مجازات را به تعویق میندازه
3:بروز بیماری روانی روانی در محکوم علیه جرائم تعزیری چنانچه در جرائم تعزیری امیدی به بهبودی بیمار نباشد، قاضی اجرای احکام کیفری، پس از احراز بیماری محکوم علیه و مانع بودن آن برای اعمال مجازات، با ذکر نمونه سوالات بزهکاری اطفال ، پرونده را برای تبدیل به مجازات مناسب دیگر با در نظر گرفتن نوع بیماری و مجازات به مرجع صادر کننده رای قطعی ارسال می کند. ) استناد به ماده 502 ق ا د ک(
4: هرگاه محکوم علیه در جرائم تعزیری، پس از صدور حکم قطعی، مبتلا به جنون شود، تا زمان افاقه، اجرای حکم به تعویق می افتد؛ مگر در مورد مجازات های مالی که از اموال محکوم علیه وصول می شود.
تبصره – محکوم به حبس یا کسی که به علت عدم پرداخت جزای نقدی در حبس به سر می برد، در صورت جنون تا بهبودی در بیمارستان روانی یا مکان مناسب دیگری نگهداری می شود. این ایام جزء مدت محکومیت وی محاسبه می شود )استناد به ماده 503 ق ا د ک(
ماده149 ق م ا: هرگاه مرتکب در زمان ارتکاب جرم دچار اختلال روانی بوده به نحوی که فاقد اراده یا قوه تمییز باشد مجنون محسوب می شود و مسوولیت کیفری ندارد
تبصره 2 ماده 13 ق ا د ک: هرگاه مرتکب جرم پیش از صدور حکم قطعی مبتلا به جنون شود، تا زمان افاقه، تعقیب و دادرسی متوقف میشود. مگر آنکه در جرائم حقالناسی شرایط اثبات جرم به نحوی باشد که فرد مجنون یا فاقد هوشیاری در فرض افاقه نیز نتواند از خود رفع اتهام کند. در اینصورت به ولی یا قیم یا سرپرست قانونی وی ابلاغ میشود که ظرف مهلت پنج روز نسبت به معرفی وکیل اقدام نماید. درصورت عدم معرفی، صرف نظر از نوع جرم ارتکابی و میزان مجازات آن وفق مقررات برای وی وکیل تسخیری تعیین میشود و تعقیب و دادرسی ادامه مییابد. تبصره 1 ماده 150 ق م ا: هرگاه مرتکب یکی از جرائم موجب حد پس از صدور حکم قطعی دچار جنون شود حدساقط نمی شود. در صورت عارض شدن جنون قبل از صدور حکم قطعی در حدودی که جنبه حق اللهی دارد تعقیب و محاکمه تا زمان افاقه به تاخیر میافتد. نسبت به مجازاتهایی که جنبه حق الناسی دارد مانند قصاص و دیه و همچنین ضرر و زیان ناشی از جرم، جنون مانع از تعقیب و رسیدگی نیست.

 

دانلود رایگان تست نمونه سوالات بزهکاری اطفال با پاسخ تشریحی pdf

ماده502 ق ا د ک: هرگاه محکوم علیه به بیماری جس می یا روانی مبتلا باشد و اجرای مجازات موجب تشدید بیماری و یا تاخیر در بهبودی وی شود، قاضی اجرای احکام کیفری با کسب نظر پزشکی قانونی تا زمان بهبودی، اجرای مجازات را به تعویق می اندازد. چنانچه در جرائم تعزیری امیدی به بهبودی بیمار نباشد، قاضی اجرای احکام کی فری، پس از احراز بیماری محکوم علیه و مانع بودن آن برای اعمال مجازات، با ذکر دلیل، پرونده را برای تبدیل به مجازات مناسب دیگر با در نظر گرفتن نوع بیماری و مجازات به مرجع صادر کننده رای قطعی ارسال می کند.
تبصره – هرگاه حین اجرای مجازات، بیماری حادث شود و تعویق اجرای مجازات فوریت داشته باشد، قاضی اجرای احکام کیفری، ضمن صدور دستور توقف اجرای آن، طبق مقررات این ماده اقدام می کند
ماده 503 ق ا د ک: هرگاه محکوم علیه در جرائم تعزیری، پس از صدور حکم قطعی، مبتلا به جنون شود، تا زمان افاقه، اجرای حکم به تعویق می افتد؛ مگر در مورد مجازات های مالی که از اموال محکوم علیه وصول می شود.
تبصره – محکوم به حبس یا کسی که به علت عدم پرداخت جزای نقدی در حبس به سر می برد، در صورت جنون تا بهبودی در بیمارستان روانی یا مکان مناسب دیگری نگهداری می شود. این ایام جزء مدت محکومیت وی محاسبه می شود
رابطه تبصره 1ماد ە 150ق.م.ا با تبصره 2ماده13 ق.ا.د.ک بررسی می شود
1:جرایمی که مستوجب حد با جنبه حق اللهی باشند تعقیب ومحاکمه اش تا زمان افاقه به تاخیر می افتد اما نسبت به مجازاتهایی جنبه حق الناسی دارند جنون مانع تعقیب و رسیدگی نیست
2:با بروز جنون درکلیه جرایم قبل از صدور حکم قطعی تعقیب و رسیدگی متوقف میشود مگرآنکه ادله اثات جرم به نحوی باشد که فرد درحالت افاقه نیز نمیتواند رفع اتهام کند و …
تعارض بین این دوماده
این تعارض تفسیرهای مختلفی از این مواد رقم زده است و باعث شد که درآخرین اصلاحیه قانون دادرسی کیفری تبصره2ماده13 را باتغییری که تبصره1ماده150 را پوشش دهد .تعامل تبصر ە 1 ماده150 ق.م.ا با تبصر ە2 ماد ە13 ق. آیین دادرسی کیفری : تعارض قبل از اصطالحات تعارضی بین اینها وجود داشت یعنی قبلی الان اصلاح شده است و قبلا با هم تعارض داشته اند ولی ا لان باهم تعامل دارند .
تلازم جنون با جرم
بر مبنای نظر دکتر اردبیلی جرم زمانی که ناشی از حالت جنون باشد رافع مسئولیت کیفری است و ملازمهای بین جرم ارتکابی با حالت جنون وجود داشته باشد مثلاً این افراد افرادی هستند که نمونه سوالات حقوق جزای عمومی ۳ وقتها حس میکنند یک صداهایی میآید کسی میخواهد اینها را اذیت بکند دچار توهم هستند و از این وضعیت رنج میبرند میخواهند از خودشان دفاع کنند میخواهند یک دفع خطری بکنند میخواهند دشمنی را از سر باز کند این حالتها باعث شده اینها دائماً دنبال دفاع کردن باشند ممکن است در سایه سار این رفتارها شون مرتکب جرم بشوند چنین حالتی را میگوییم اون تلازم و ملازمه بین جنون و جرم برقرار است اما جاییکه هیچ ارتباطی با وضع یا بیماری روانی فرد مجرمجرم ارتکابی نداشته باشد دیگه اون حالت جنون میشه گفت به رفتار مجرمانه است تأثیری ندارد
اعتقاد آقای دکتر اردبیلی این هست که در این حالت اساساً رفع مسئولیت از مجنونی که مرتکب جرمی شده که هیچ ارتباطی به حالت خواص این فرد مجنون یعنی اون جنون نداره در اینجا میگه این رافع مسئولیت کیفری نخواهد بود.
*خیلی از حقوقدانان به این نمونه سوالات بزهکاری اطفال تقارن اکتفا کردند لکن آقای دکتر اردبیلی اعتقادی دارند حتما بایستی ارتباطی بین جنون و جرم ارتکابی وجود داشته باشد هرچند که در غالب موارد این تلازم متعاقب مقارن بودن در زمان ارتکاب جرم قابل استنباط است
*مجنون ادواری فقط در زمان چونان اعمالش از اون قواعد خاص جنون پیروی میکنند.
حالت های نزدیک به جنون
در میان بزهکاران همواره کسانی هستند که از نظر هوش و ادراک اختلال یا نقصی ندارند و نشانههای بیماریهای روانی هذیان و یا پریشانی افکار در آنها دیده نمیشود ولی فاقد توان پذیرش و سازش با هنجارهای اخلاقی محیط و اجتماعاند. اینان حالتهای تهاجمی و روحیهای ستیزنده دارند. روانپزشکان این گروه از ناسازگاران اجتماعی را شخصیتهای کژخو و گروهی دیگر را بعنوان نابهنجاران روانی شامل مصروعان، کرولالها و مبتلایان به هیستری ردهبندی کردهاند. اما دانش روانپزشکی امروز بزهکاران فوق را هیچگاه مجنون نمیشناسد بیماری های اراده
این نوع بیماریها اصولاً بر عقل و قوهی تعقل آدمی اثر نمیگذارند فقط اختیار انسان را سست و اراده او را در برابر کششهای درونی متزلزل میکند. بیماریهایی مانند ضعف اعصاب و یا خستگی روانی و یا بیماریهایی که بهصورت ادواری و حالتهای ث ابت مانند هوس دزدی و یا هوس آتشافروزی عارض شوند بهگونهای نیست که از بزهکار کاملاً رفع مسئولیت کند زیرا تاثیر این بیماریها به اندازهای نیست که عنان اختیار را کاملاً از کف انسان بیرون ببرد شک نیست چنانچه حالت بیارادگی ناشی از اختلال روانی مرتکب باشد باید به نشانه جنون چنین حالتی را مانع مسئولیت کیفری تلقی کرد لیکن کسانی که به جنون اخلاق دچار میشوند سرنوشت دیگری دارند در وجود آنها میل به بدکاری که از کارهای نیک بهخوبی تمیز میدهند بسیار قوی است ولی حس اخلاقی صحیح موجب میشود که هیچگاه از کردار خود احساس پشیمانی و ندامت نکنند این بیماران هم در عرف دادگاهها مسئول رفتار خود شناخته میشود خوابگردی
ارتکاب جرایمی غیر از جنایت حین خواب و بیهوشی که مرتکب مجازات نمیشود
اما ارتکاب جرایم غیر از جنایت حین خواب و بیهوشی منتها با علم به اینکه مرتکب بدون در حالت خواب یا بیهوشی مرتکب جرم میشود
در چنین وضعیت خاصی اگر با این علم مرتکب عمداً بخوابد یا خودش را عمدا بیهوش کند به مجازات جرم ارتکابی به استناد ماده صد و پنجاه و سه قانون مجازات اسلامی محکوم خواهد شد
ارتکاب جنایت در حالت خواب و بیهوشی جرم است جنایت است اما از نوع * “ً ”
** *: : ً

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *