دانلود کامل ترین جزوه تئوری های مدیریت

  • از

جزوه تئوری های مدیریت

3 جزوه تایپ شده

فرمت:PDF

کاربردی و مفید

دانلود فایل

 

 

 

پیام نور استیفن رابینز حسین نوروزی جمشید سالار دانلود جزوه کتاب تئوری های مدیریت پیشرفته ‌

 

 

 

 

 

 

 

() ً «» ‌‌ً : ‌‌‌‌‌‌ً ‌ً ‌‌‌‌: ً ‌‌‌‌‌‌زمانی که یافت می‌شوند، قانع‌کننده نیست.
شواهد سیستماتیک در مورد کارایی نسبی تولید دولتی و خصوصی بسیار محدود است و «تعمیم‌های جهانی بر اساس چند مطالعه تجربی و نمونه‌های امپرسیونیستی ترسیم شده‌اند» (Heald, 1983, p. 308). برای عملیات در مقیاس کوچک شواهدی وجود دارد که ارائه خصوصی کارآمدتر تئوری های. به عنوان مثال، مقایسه جمع آوری زباله خصوصی و عمومی نشان می دهد که پیمانکاران خصوصی تمایل دارند ارزان تر از پیمانکاران دولتی باشند (ساواس، 1982). در چنین سطح محلی، ممکن است موردی برای استفاده بیشتر از قرارداد در مناطقی مانند جمع آوری زباله یا ساخت و ساز جاده وجود داشته باشد. در واقع، دولت ها با هر گرایشی به طور فزاینده ای از پیمانکاران استفاده می کنند و این روند ادامه خواهد داشت. با این حال، این تنها یک شکل حداقلی از خصوصی سازی است. این هنوز یک خدمات یا دارایی دولتی است و تنها پس انداز تفاوت بین پیمانکاران و کارگران روز دولت است که بسته به خود فعالیت متفاوت است. اغلب سهولت به دست آوردن داده ها در سطح پایین به این معنی است که از مطالعات در مورد جمع آوری زباله برای اثبات حالت عمومی برای ارائه خصوصی نسبت به عمومی استفاده می شود. اما از این تا سطح شرکت های بزرگ فاصله زیادی دارد.
میلوارد و پارکر شواهد موجود در مورد کارایی شرکت های دولتی و خصوصی را در بسیاری از کشورها و صنایع مورد مطالعه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که هیچ شواهد سیستماتیکی وجود ندارد که نشان دهد شرکت های دولتی مقرون به صرفه تر از شرکت های خصوصی هستند (1983، ص 258). همچنین، با توجه به ویکرز و یارو (1988، ص 40)، با وجود تمام مزایای نظری مالکیت خصوصی، شواهد نسبتاً مختلط هستند و «شواهد برتری واضح مالکیت خصوصی را در رابطه با کارایی هزینه نشان نمی‌دهد». .
106 مدیریت گرایی و مدیریت دولتی

کلاس تئوری های مدیریت

کلاس تئوری های مدیریت

عدم وجود تفاوت های سیستماتیک شگفت آور است. شاید طرفداران خصوصی سازی در مقایسه شیوه های مدیریت واقعی بخش دولتی با دنیای ایده آل مدیریت خصوصی اشتباه کنند. در این ایده آل، مدیریت توسط سهامداران خود کنترل می شود و نسبت به آنها پاسخگو است. کارگران احساس می کنند بخشی از شرکت خود هستند. قیمت سهام منعکس کننده ارزش شرکت است. و آخرین تحریم برای مدیریت ضعیف، تهدید به تصاحب است. در برخی موارد، این دیدگاه ها ممکن است واقع بینانه باشد، اما مدیران خصوصی اغلب از ریسک کردن بیزارند، با سهامداران خود با تحقیر رفتار می کنند و ممکن است تصاحب ها به جزوه تئوری های مدیریت بهبود مدیریت، به دنبال سود کاغذی باشند. به نظر می رسد شواهد موجود هیچ تفاوت قابل اندازه گیری بین این دو بخش را نشان نمی دهد. تفاوت هایی که وجود دارد بیشتر به محیط نظارتی مربوط می شود تا مالکیت و برخی از بخش های شرکت دولتی ممکن است ناکارآمدی بیشتری نسبت به سایرین تئوری های باشند. بدیهی به نظر می رسد که شرکت های دولتی در صنایع رقابتی می توانند به اندازه شرکت های خصوصی کارآمد باشند. کی و تامپسون با بررسی شواهد موجود در راه‌آهن کانادا – جایی که یک شرکت هواپیمایی دولتی و خصوصی در رقابت وجود دارد – و خطوط هوایی استرالیا استدلال می‌کنند که به دلیل رژیم‌های نظارتی اعمال‌شده توسط دولت‌ها، تفاوت بسیار کمی در عملکرد آنها وجود دارد. آنها اضافه می کنند که «هیچ تعمیم ساده ای در مورد برتری عملکرد بخش خصوصی نمی تواند ادامه یابد» (1986، صفحات 24-5). به احتمال زیاد ناکارآمدی در کل صنعت خطوط هوایی در نتیجه مقررات – که در ابتدا برای محافظت از شرکت هواپیمایی خصوصی در استرالیا وضع شده بود – بر هر گونه تفاوت در کارایی به عنوان نتیجه مالکیت غلبه می کند.
در مقابل این، عملکرد افتضاح شرکت‌های دولتی در کشورهای بلوک شرق سابق و عجله‌ای است که شرکت‌های دولتی سابق با آن خصوصی شدند. حتی اگر شواهد اقتصادی خوبی از ناکارآمدی نسبی شرکت های دولتی به سختی پیدا شود، شاید در نهایت مالکیت مهم باشد. این نکته بعدا بررسی خواهد شد.
استدلال های ایدئولوژیک

 

 

دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه تئوری های مدیریت pdf

Wiltshire (1986, p. 358) به «شور ایدئولوژیک که تجربه بریتانیا را به جایی رسانده است که نیروهای راست جدید می خواهند یک توزیع مجدد غیرقابل برگشت اساسی قدرت و قصد رأی دهی ایجاد کنند» اشاره می کند. خصوصی سازی بخشی از بحث کلی تر در مورد مزایای مربوط به سیستم های بازاری و غیر بازاری تخصیص منابع است. ملاحظات ایدئولوژیک قطعا برای بحث خصوصی سازی جزوه تئوری های مدیریت است. در یک طرف کسانی هستند که استدلال می کنند که خصوصی سازی نقش محدود دولت و برتری شرکت خصوصی را تایید می کند. از سوی دیگر برخی از مخالفان خصوصی سازی به همان اندازه ایدئولوژیک هستند. بنگاه‌های دولتی به عنوان نزدیک‌تر کردن جامعه عادلانه‌تر و حتی سوسیالیستی تلقی می‌شوند. بنابراین، این گروه به شدت با خصوصی سازی مخالفت می کند.
شکی نیست که در اوایل دولت تاچر، خصوصی‌سازی عمدتاً توسط ایدئولوژی به کمک اتاق‌های فکر حامی بازار و تغییرات در آن انجام می‌شد.
107 تصدی عمومی
ایدئولوژی اقتصادی شور ایدئولوژیک تا حدودی محو شد، حتی قبل از اینکه دولت محافظه کار قدرت را از دست بدهد. بازگشت حزب کارگر به قدرت در سال 1997 به استفاده از خصوصی‌سازی به‌عنوان یک ابزار سیاسی پایان نداد، و همچنین پیشنهاد جدی برای بازگشت به ملی‌سازی وجود نداشت. خصوصی‌سازی در اشکال مختلف آن، به‌عنوان مجموعه‌ای از دستگاه‌هایی که راه‌حل‌های ممکن را برای برخی از مشکلات مدیریت عمومی ارائه می‌دهند، عمل‌گرایانه تلقی می‌شد.
اگر بحث ایدئولوژیکی بر سر خصوصی سازی وجود داشته است، قطعاً با قضاوت بر اساس نتیجه سیاست، طرفداران خصوصی سازی برنده آن بوده اند. با این حال، نه آنقدر که مناظره پیروز شد، بلکه بحث متقابل یا ساخته نشد یا ضعیف انجام شد. در هر صورت، عملگرایانه و نه ایده آل به نظر می‌رسد که استدلال‌های منطقی تأثیرگذار بوده‌اند. حتی در بریتانیا، جایی که قرار بود بحث ایدئولوژیک بسیار داغ باشد، قانع‌کننده‌ترین دلیل برای ادامه برنامه خصوصی‌سازی، افزایش درآمد به جای تغییر شکل جامعه بود.
با نگاهی دوباره به انواع مختلف شرکت های دولتی، واضح است که منافع اقتصادی تنها از فروش شرکت ها در محیط های رقابتی حاصل می شود. برای انواع دیگر، به‌ویژه شرکت‌های آب و برق، با تشویق رقابت از طریق مقررات‌زدایی با اهمیت کمتر تغییر در مالکیت، منافع اقتصادی جزوه تئوری های مدیریت خواهد بود. ویکرز و یارو (1988، ص 3) استدلال می‌کنند که «درجه رقابت در بازار محصول و اثربخشی سیاست‌های نظارتی تأثیرات نسبتاً بزرگ‌تری بر عملکرد نسبت به مالکیت فی‌نفسه دارد». با این حال، حتی در آنجا، منافع ممکن است زیاد نباشد. به نظر می رسد مزیت کمی در خصوصی سازی مناطق زیان ده مانند راه آهن وجود داشته باشد، اگرچه ممکن است صرفاً خلاص شدن از شر این نوع شرکت ها جذابیت خاصی داشته باشد.
این بحث اکنون توسط طرفداران خصوصی سازی برنده شده است. این اتفاق افتاده است، حتی اگر استدلال‌های اقتصادی برای خصوصی‌سازی بسیار زیاد باشد. هیچ مدرک غیرقابل انکاری وجود ندارد که از کارایی برتر تدارک بخش خصوصی حمایت کند (اگرچه فقدان شواهد مشابهی مبنی بر برتری بخش دولتی وجود دارد). و استدلال های ایدئولوژیک قانع کننده نیستند. استدلال ها و شواهد برای خصوصی سازی قوی نبود. اما، در تحلیل نهایی، هیچ استدلال جدی و پایداری از طرف طرفداران حفظ بنگاه‌های دولتی وجود نداشت، به جز بنگاه‌های نسبتاً ضعیف تاریخ و نقشی که زمانی در آنها به عنوان پیشبرد امر سوسیالیسم دیده می‌شد. شرکت‌های دولتی حامیان و حامیان خود را از دست داده بودند. اکنون به نظر می رسد توافق نسبتاً کلی وجود دارد که اداره شرکت های دولتی دیگر بخشی از تجارت اصلی دولت نیست.
کنترل و مسئولیت پذیری
هنگامی که هر سازمانی در دست دولت است، باید در مورد پاسخگویی آن سؤالاتی وجود داشته باشد. در تئوری (به فصل 13 مراجعه کنید)، تمام بخش های حکومت در برابر رهبری سیاسی و در نهایت به مردم پاسخگو هستند. مسئله جزوه مدیریت بحران زمانی دغدغه اصلی در مطالعات مدیریت دولتی شرکت های دولتی و مقامات قانونی بود، با هر گونه نگرانی در مورد مالکیت.
108 مدیریت و اداره دولتی
خیلی دیرتر می آید اگرچه سوال اصلی در حال حاضر قطعاً خصوصی سازی است، نگرانی در مورد پاسخگویی همچنان مهم است.
به گفته آهارونی، ناکارآمدی بنگاه‌های عمومی لزوماً نتیجه مالکیت نیست. کارنامه افتضاح آنها “نتیجه ساختار کنترل و فرآیندهای مدیریت آنها از جمله روابط آنها با دولت بوده است” (1986، ص 407). این که پاسخگویی یک مشکل اساسی است را می توان از سه ویژگی متمایز شرکت های دولتی دریافت: «اول… آنها باید در مالکیت دولت باشند. دوم… [آنها] باید به تولید کالا و خدمات برای فروش مشغول باشند… سوم، درآمدهای فروش… باید تا حدودی با هزینه ارتباط داشته باشند» (آهارونی، 1365، ص 6). این ویژگی ها می تواند منجر به سردرگمی در پاسخگویی شود. شرکت‌های دولتی تئوری های هستند که برای بخشی از بخش دولتی و همچنین برای فعالیت تجاری طراحی شده‌اند. آنها به صورت تجاری فعالیت می کنند اما هیچ سهامداری ندارند. آنها متعلق به دولت هستند اما معمولاً توسط دولت تأمین مالی نمی شوند. آنها مدیریت و هیئت مدیره خود را دارند، اما در مقابل وزیر نیز مسئول هستند. یک شرکت دولتی معمولاً به جای تلاش برای به حداکثر رساندن سود مانند یک شرکت خصوصی، به اهداف دیگری نیاز دارد.
تئوری مدیر و عامل که قبلاً (فصل 1) بیان شد، نشان می دهد که مشکلات پاسخگویی ذاتاً در بخش دولتی و به ویژه در شرکت های دولتی بدتر است. این بدان معنی است که مسئولیت پذیری ضعیف علاوه بر منطق اقتصادی که قبلاً بیان شد، توجیهی برای خصوصی سازی است. به گفته زکهاوزر و هورن (1989، ص 35):
تفکیک مالکیت و کنترل در هر شرکتی مشکل نمایندگی ایجاد می کند. در شرکت های خصوصی، توانایی سهامداران برای فروش سهام خود یا مدیریت رای دادن، انگیزه هایی را برای کسانی که شرکت را کنترل می کنند ایجاد می کند تا به منافع مالکان خدمت کنند. در مقابل، سهام بسیار پراکنده و غیرقابل انتقال که مشخصه مالکیت دولت است، این انگیزه ها را کاهش می دهد. در نتیجه، کسانی که شرکت دولتی را کنترل می کنند کمتر به منافع سهامداران مالیات دهندگان خود توجه می کنند و گروه هایی با منافع متمرکزتر مانند تامین کنندگان، مصرف کنندگان و کارکنان می توانند مدیریت را تحت تأثیر قرار دهند تا آنها را بر مالیات دهندگان ترجیح دهد.
هم شرکت های دولتی و هم شرکت های خصوصی مشکلات اصلی/نماینده دارند، اما این مشکلات در بخش عمومی به طور کلی، به ویژه شرکت های دولتی، بیشتر است.
شرکت های دولتی معمولاً به عنوان مقامات قانونی با درجه ای از آزادی مدیریت راه اندازی می شوند. از یک سو، پاسخگویی سیاسی مشابهی که برای ادارات وزارتی لازم است وجود ندارد و از سوی دیگر، پاسخگویی به سهامداران که معمولاً به عنوان یک مزیت بزرگ در شرکت خصوصی تلقی می شود، وجود ندارد. حتی اگر پاسخگویی شرکت های خصوصی، در عمل، بسیار کمتر از حد بهینه نظری باشد، شرکت های دولتی مشکلات خاصی در زمینه پاسخگویی دارند که ناشی از موقعیت آنها بین دو بخش است. یک شرکت دولتی در معرض نفوذ سیاسی است و اغلب برای پیشبرد منافع جزوه تئوری های مدیریت مورد نیاز است، نه اینکه صرفاً مانند یک شرکت خصوصی تلاش کند سود را به حداکثر برساند. در حالی که مقامات قانونی به طور کلی دارای مشکلات پاسخگویی هستند، این موارد در شرکت های دولتی برجسته می شود.

109 تصدی عمومی
مشکل پیدا کردن یک سیستم پاسخگویی رضایت‌بخش متقابل برای دولت و شرکت بوده است. در حال حاضر بخش های مختلف سیستم پاسخگویی مشکلات خاصی دارند. تمام عملیات دولت تحت کنترل یک وزیر است، اما وزیر اهداف سیاسی دارد که ممکن است لزوماً به عملکرد شرکت مربوط نباشد. و بر خلاف پاسخگویی در یک بخش دولتی، وزیر به نوعی مسئول عملکرد تجاری در بازار و همچنین عملکرد سیاسی است. ایجاد تعادل بین این دو هدف در عمل بسیار دشوار است و مشکلاتی را به دنبال دارد. وزیر مستقیماً توسط گروه‌های ذینفع، رای‌دهندگان، اتحادیه‌ها و کارگران، سایر اعضای دولت، بوروکراسی بخش خود وزیر، بوروکرات‌ها در بخش‌های دیگر، و همچنین آنچه که می‌توان ارتباط «عادی» با هیئت مدیره و مدیریت تلقی کرد، لابی می‌شود. از شرکت با چنین پیچیدگی، جای تعجب نیست که مشکلات پاسخگویی رخ دهد.
مدیریت سازمانی اغلب به عنوان ریسک گریز، آرزومند زندگی آرام، بدون پاداش یا تحریم کافی و نه به اندازه بخش خصوصی صلاحیت دارد، تا حدی به این دلیل که تحریم های نهایی اخراج یا شکست شرکت خاموش می شود. با مبهم بودن اهداف و مقاصد، ممکن است نتوان تصمیم گرفت که واقعاً مدیریت شرکت دولتی چقدر خوب است. روابط ضعیف پاسخگویی فرصتی را برای فرار از مسئولیت فراهم می کند. مدیریت می تواند دستورات دولت را به خاطر هر کاستی سرزنش کند. دولت ها می توانند مدیریت را سرزنش کنند. هیئت مدیره می تواند هر دو را مقصر بداند. دولت‌ها اغلب شرکت‌های دولتی خود را خارج از کنترل می‌دانند، در حالی که در عین حال مدیریت‌های شرکت‌های دولتی به طور مداوم با آنچه به عنوان سطوح غیرضروری از نفوذ در فعالیت‌های خود می‌دانند مخالف بوده‌اند.
مسائل خصوصی سازی و پاسخگویی به هم مرتبط هستند. یکی از استدلال های خصوصی سازی این است که مالکیت عمومی به معنای عدم پاسخگویی واقعی است. در این دیدگاه، فقدان نوع پاسخگویی که فرض می شود در بخش خصوصی وجود داشته باشد، بیانگر این است که شرکت های دولتی جایی در جامعه ندارند. بخشی از فرآیند اصلاحات اولیه بخش عمومی شامل اعمال مجدد کنترل بر شرکت های دولتی، واداشتن آنها به پرداخت جزوه تئوری های مدیریت بیشتر و ابداع ابزارهای بهتر برای اطمینان از پاسخگویی بود. موفقیت این تغییرات ترکیبی بود و به ناچار منجر به خصوصی سازی بیشتر شد. اگر پاسخگویی ضعیف باشد و بهبودها ممکن نباشد، مورد خصوصی سازی بسیار قوی تر می شود.
کنترل دولت و آزادی مدیریت
گستردگی کنترل ها باعث تعارض بین دولت ها و شرکت های دولتی آنها می شود. سیاستمداران و آژانس های مرکزی بوروکراسی ادعا می کنند که کنترل های کافی وجود ندارد، در حالی که مدیریت شرکت های دولتی مدعی است که دخالت بیش از حد در اختیارات مدیریتی وجود دارد. بنگاه ها کنترل های دولتی را بسیار سخت و زمان بر می دانند. چرا سیاستمداران به سادگی به مدیران اجازه مدیریت نمی دهند؟ تضاد اجتناب ناپذیری بین آزادی از کنترل سیاسی روزمره و پاسخگویی عمومی وجود دارد.
110 مدیریت گرایی و مدیریت دولتی
مدیران شرکت های دولتی ممکن است آزادی بیشتری نسبت به سایر بخش های بخش دولتی داشته باشند، اما همچنان احساس می کنند توسط دولت محدود شده اند.
از دیدگاه دولت، لازم به تاکید تئوری های که اینها سازمان های دولتی هستند که فعالیت هایی را کنترل می کنند که به راحتی می توانند اهمیت سیاسی را صرف نظر از نوع سازمان به دست آورند. از آنجایی که مردم مالک شرکت‌های عمومی هستند، نمایندگان سیاسی آن‌ها کاملاً حق کنترل مقدار مشخصی از طرف مردم را دارند. آنها به دلایلی در دست مردم هستند، بنابراین اگر چنین حوزه های مهمی به حال خود رها شوند، سیاستمداران از وظایف خود غافل می شوند. با این حال، این رابطه احتمالاً ناپایدار و کمتر از حد مطلوب است.
به عقیده آهارونی (1986، ص 153)، منافع ناسازگار اعضای یک مؤسسه را می توان به ترکیبی از چهار راه بررسی کرد. (i) کاهش اختیار برای پیگیری اهداف متضاد از طریق نظارت؛ (2) کاهش انگیزه برای پیگیری اهداف متضاد از طریق پاداش و مجازات. (iii) کاهش اهداف متضاد از طریق آموزش و متقاعدسازی. (IV) داستان تخیلی هدف مشترک را کنار بگذارید، تعارض را تصدیق کنید و از آن استقبال کنید، و چانه زنی باز را تحت قوانینی که توافقنامه های کارآمدی را ترویج می کنند، تئوری های بخشید. برخی از دولت‌ها قراردادهایی را بین شرکت و دولت اجرا کرده‌اند، اما این ایده که یک روش واحد می‌تواند رابطه را بهبود بخشد احتمالاً غیرواقعی است. به گفته ورنون (1984، ص 50):
توافق‌هایی که بین مدیران و وزرا انجام می‌شود معمولاً از ترکیبی التقاطی تشکیل می‌شود – ترکیبی که دستاوردهای بلندمدت را با اهداف کوتاه‌مدت ترکیب می‌کند، که مکرراً در محتوا تغییر می‌کند و به ندرت برای سازگاری داخلی آن آزمایش می‌شود. هنگامی که تلاش می شود تا چنین توافقاتی را در شرایط رسمی قرار دهند، همانطور که فرانسه تلاش کرده است، آنها نمی توانند آن ویژگی های التقاطی را منعکس کنند. ایده مجموعه ای منطقی از اهداف، پاسخگویی به برخی مفاهیم منسجم بهینه بودن و به عنوان معیاری عملی برای فرماندهی و کنترل، دور از ذهن باقی می ماند.

مدیریت

مدیریت

دولت ها مالک شرکت های خود هستند و مسئولیت نهایی آنها را بر عهده دارند. بنابراین آنها نیاز به توسعه مکانیسم های کنترلی فراتر از کانال های عادی مسئولیت وزیران را احساس می کنند. دیدگاه بنگاه ها کاملاً متفاوت است. استدلال آنها این است که آنها برای انجام یک عملکرد خاص ایجاد شده اند. تنها کاری که آنها می خواهند انجام دهند این است که آنچه در قانون مشخص شده است را انجام دهند. این سازمان دارای سابقه ای طولانی با تداوم در چندین دولت، و وفاداری سازمانی است که فراتر از هر احساس دولتی بودن است. کنترل‌های دولتی به‌عنوان آزاردهنده‌ای برای کند کردن و محدود کردن پیشرفت به سوی اهداف بسیار بلندمدت نسبت به هر دولتی دیده می‌شود. برای شرکت های دولتی که در یک محیط تجاری فعالیت می کنند، مشکل حتی حادتر است. کنترل های بیش از حد می تواند به این معنی باشد که فرصت های تجاری از دست رفته یا به تاخیر افتاده است.
نتیجه گیری: آینده شرکت های دولتی
در هر بحثی درباره بنگاه های دولتی، باید به مسائل سازمان و مدیریت و همچنین مالکیت پرداخت. هر دو مشکل ساز بوده است
111 تصدی عمومی
در عمل و منجر به کاهش جزوه تئوری های مدیریت دولت ها به شرکت های دولتی به عنوان ابزار سیاست گذاری شده است. واقعا دو گزینه برای آینده وجود دارد. اولین مورد بهبود بخش با هدف کارایی بیشتر و کنترل عمومی بهتر است که امیدواریم به شرکت ها اجازه دهد تا حدی استقلال داشته باشند و در عین حال مزایای مالکیت عمومی را حفظ کنند. بهبودهایی را می توان انجام داد، به ویژه در پاسخگویی، و شرکت های دولتی می توانند ادامه پیدا کنند.
دیدگاه دوم این است که هر کاری انجام شود، بنگاه دولتی همچنان همان است، دولتی و بنگاهی و از این تضاد ذاتی دولت و بازار، ناکارآمدی و مشکلات بومی پاسخگویی نشأت می‌گیرد. گزینه پس از آن، دفع دارایی است. برخی از شرکت‌های دولتی وجود داشتند که می‌توانستند با تأثیرات نامطلوب کمی خصوصی‌سازی شوند. به نظر می رسد برای دولت هایی که بانک ها، شرکت های بیمه یا خطوط هوایی را در اختیار دارند، نکته کمی وجود دارد. از سوی دیگر، خصوصی سازی خدمات عمومی باعث کاهش تقاضای دولت برای تنظیم آنها نشده است. در بسیاری از کشورها پیامدهای سیاسی مدت ها پس از برداشتن خدمات مربوطه از بخش عمومی وجود داشت. در واقع، حمایت عمومی یا فشار سیاسی اندکی به نفع خصوصی‌سازی وجود داشت، اما دولت‌ها این فرصت را دیدند تا برخی از درآمدهای اختیاری را افزایش دهند. احتمالاً این انگیزه مهمتر از ایدئولوژی بود. پاسخ اکثر دولت‌ها به سؤال بنگاه‌های دولتی خصوصی‌سازی در شرایطی بوده است که می‌توان تئوری های را انجام داد، بنابراین تا حد زیادی، آزمایش مالکیت دولتی بر بنگاه‌ها در حال اتمام است. حتی ممکن است در بلندمدت مزایایی برای مصرف کنندگان به همراه داشته باشد، اگرچه در رسیدن آنها کند بوده است.
بخش شرکت های دولتی برای مدیریت دولتی به عنوان یک موضوع به خودی خود جالب است و همچنین به عنوان حوزه ای از دولت که در دهه های 1980 و 1990 به شدت تغییر کرده است. نظریه پردازان اقتصادی مطالعاتی را انجام دادند که نشان می داد شرکت های دولتی ذاتا کارایی کمتری نسبت به شرکت های خصوصی دارند. اگرچه شواهد مختلط و به دور از قطعیت بود، این تغییر در تئوری ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *