دانلود کامل ترین جزوه روانشناسی بازار و نقدینگی

  • از

جزوه تایپ شده روانشناسی بازار و نقدینگی

دانلود فایل

 

 

امیر فرح آبادی و داوود امیرخانی دانشگاه پیام نور کاردانی کارشناسی ارشد خلاصه کتاب دانشگاه آزاد علمی کاربردی استخدامی رشته حسابداری

 

 

 

 

 

 

() ً ً (). ‌‌ً ‌‌-‌(). (ً ‌) ‌‌‌‌‌(). ‌‌‌‌‌‌‌‌‌«‌» ‌‌().
ً –نمونه اصلی است، اما به عنوان یک شی درک نمی‌شود.

روانشناسی بازار

روانشناسی بازار

همانطور که ممکن است انتظار داشته باشیم، آسیب به مسیر شکمی قشر مغز منجر به نقص های تخصصی می‌شود. آگنوزیا بینایی (به معنای «عدم دانش بینایی») ناتوانی در تشخیص اشیا علیرغم دید رضایت‌بخش است. این یک نتیجه شایع از آسیب در قشر تمپورال است. ممکن است کسی بتواند به اشیاء بینایی اشاره کند و به آرامی آنها را توصیف کند اما نتواند آنها را تشخیص دهد. به عنوان مثال، یکی از بیماران، وقتی کلیدی را نشان داد، گفت: «نمی‌دانم آن چیست. شاید یک فایل یا یک نوع ابزار.” هنگامی که یک گوشی پزشکی به او نشان داده شد، او گفت که این یک طناب بلند با یک چیز گرد در انتهای آن است. وقتی او نتوانست پیپ یک فرد سیگاری را تشخیص دهد، معاینه کننده به او گفت که چیست. او سپس پاسخ داد: “بله، اکنون می‌توانم آن را ببینم” و به ساقه و کاسه لوله اشاره کرد. سپس ممتحن پرسید: “فرض کنید به روانشناسی بازار  گفتم که آخرین جسم واقعاً یک لوله نیست؟” بیمار پاسخ داد: “من از قول شما قبول می‌کنم. شاید واقعاً یک لوله نباشد» (روبنس و بنسون، 1971).
آیا در نواحی مغز که برای درک شکل تخصص دارند، تخصص های بیشتری برای انواع خاصی از اشکال وجود دارد؟ با توجه به مطالعات fMRI هنگامی که مردم تصاویر را مشاهده می کردند، اکثر اجسام یک ناحیه مغز را بیشتر از ناحیه دیگر فعال نمی‌کنند. یعنی مغز ناحیه تخصصی برای دیدن گل، ماهی، پرنده، لباس، غذا یا سنگ ندارد. با این حال، سه نوع از اشیا پاسخ های خاصی را ایجاد می‌کنند. یک قسمت از قشر پاراهیپوکامپ (در کنار هیپوکامپ) به شدت به تصاویر مکان‌ها پاسخ می‌دهد، و نه چندان قوی به هر چیز دیگری. بخشی از شکنج دوکی شکل قشر گیجگاهی تحتانی، به ویژه در نیمکره راست (نگاه کنید به شکل 5.29)، قوی تر از هر چیز دیگری به صورت ها پاسخ می دهد. و ناحیه ای نزدیک به این ناحیه صورت به شدت بیشتر از هر چیز دیگری به بدن جزوه روانشناسی بازار و نقدینگی می دهد (دانینگ، چان، پیلن، دادز، و کانویشر، 2005؛ کانویشر، 2010). مغز به طرز شگفت انگیزی در تشخیص حرکت بیولوژیکی – انواع حرکتی که توسط انسان ها و حیوانات ایجاد می‌شود – ماهر است. اگر به آرنج‌ها، زانوها، باسن، شانه‌ها و چند مکان دیگر، نقطه‌های درخشنده در تاریکی بچسبانید، وقتی آن شخص در یک اتاق تاریک دیگر حرکت می‌کند، یک فرد متحرک را درک می‌کنید، حتی اگر واقعاً در حال تماشای آن هستید. فقط چند نقطه نورانی با جستجوی اینترنتی Biomotion Lab و سپس کلیک کردن بر روی Demos می‌توانید یک نمایش فوق العاده را مشاهده کنید.

تشخیص چهره
تشخیص چهره یک مهارت مهم برای انسان است. برای موفقیت تمدن، باید بدانیم که به چه کسی اعتماد کنیم و به چه کسی اعتماد نکنیم، و این تمایز مستلزم آن است که افرادی را بشناسیم که ماه ها یا سال ها ندیده ایم. روزی ممکن است در یک جلسه دبیرستان یا کالج شرکت کنید و با افرادی که در دهه های گذشته ندیده اید دوباره متحد شوید. بسیاری از آنها را می‌شناسید، حتی اگر چاق شده‌اند، کچل شده‌اند یا موهایشان را رنگ کرده‌اند (بروک، کاوانا، و سیسی، 1991). برنامه نویسان رایانه ای که سعی در ساخت ماشین هایی برای تشخیص چهره ها داشته اند، به روانشناسی بازار این کار که برای مردم بسیار آسان به نظر می رسد، پی برده اند.

 

دانلود رایگان جزوه روانشناسی بازار و نقدینگی خلاصه کتاب پی دی اف کامل pdf

 

نوزادان انسان به دنیا می آیند که مستعد توجه بیشتر به چهره ها نسبت به سایر نمایشگرهای ثابت هستند (شکل 5.30 را ببینید). این تمایل از ایده ماژول تشخیص چهره داخلی پشتیبانی می‌کند. با این حال، مفهوم صورت نوزاد مانند بزرگسالان نیست. آزمایش‌کنندگان، همانطور که در شکل 5.31 نشان داده شده است، زمان‌های خیره شدن نوزادان به یک صورت یا صورت دیگر را ثبت کردند. نوزادان بدون توجه به اینکه صورت واقع بینانه بود (جفت چپ) یا تحریف شده (جفت مرکزی) ترجیح زیادی برای صورت راست به بالا نسبت به صورت وارونه نشان دادند. هنگامی که با دو چهره سمت راست رو به بالا (جفت راست) روبرو شدند، هیچ ترجیح قابل توجهی بین یک صورت واقع بینانه و یک چهره تحریف شده نشان ندادند (کاسیا، توراتی و سیمیون، 2004). بدیهی است که تصور یک نوزاد از صورت مستلزم آن است که چشم ها در بالا باشند، اما صورت نباید واقع بینانه باشد.

شکل 5.29 شکنج دوکی شکل بسیاری از سلول ها در اینجا به ویژه در هنگام تشخیص چهره ها فعال هستند.

 

شکل 5.30 مقدار زمانی که نوزادان صرف نگاه کردن به الگوها می‌کنند حتی در 2 روز اول پس از تولد، نوزادان بیشتر از سایر محرک ها به چهره نگاه می‌کنند.

شکل 5.31 چگونه نوزادان توجه خود را بین صورت ها تقسیم می‌کنند صورت راست به بالا توجه بیشتری را نسبت به صورت وارونه جلب می‌کند، صرف نظر از اینکه صورت ها واقع بینانه (جفت چپ) یا تحریف شده (جفت مرکزی) هستند. نوزادان توجه خود را به طور مساوی بین دو روانشناسی بازار سمت راست تقسیم کردند (جفت راست)، حتی اگر یکی واقع بینانه و دیگری تحریف شده بود.
بر اساس داده‌های fMRI، کودکان خردسال هنگام تلاش برای تشخیص چهره، بیشتر از بزرگسالان مغز خود را فعال می‌کنند (هیست، آدامو، وازنی، لی و استایلز، 2013). دقت آنها نیز کمتر از بزرگسالان است. در دوران کودکی و سال‌های اولیه نوجوانی، اتصالات بین شکنج دوکی شکل (شکل 5.29)، به‌ویژه در نیمکره راست، و بخشی از قشر اکسیپیتال تحتانی که به ناحیه صورت پس سری شناخته می‌شود، تقویت می‌شود (سونگ، ژو، لی، وانگ و لیو، 2015). ناحیه صورت پس سری به شدت به قسمت هایی از صورت مانند چشم ها و دهان پاسخ می دهد (جیمز، گلد و آرکوریو 2012). شکنج دوکی شکل به چهره‌ای که از هر زاویه‌ای مشاهده می‌شود، و همچنین نقاشی‌های خطی و هر چیزی که شبیه یک چهره است، به شدت پاسخ می‌دهد (کالدارا و سگیر، 2009؛ کانویشر و یوول، 2006). در واقع، افراد به شدت مستعد دیدن چهره‌ها در هر کجا که ممکن است هستند. فقط دو نقطه و یک خط منحنی رو به بالا در زیر آنها بکشید و مردم آن را “صورت خندان” می نامند.
در چندین مورد، پزشکان شکنج دوکی شکل را در طی عمل جراحی اکتشافی تحریک الکتریکی کردند. با توجه به شدت و مدت زمان تحریک، نتیجه یا مشکل در درک چهره ها بود (چونگ و همکاران، 2013) یا اعوجاج واضح چهره ها. یکی از بیماران فریاد زد: «تو به شخص دیگری تبدیل شدی. صورت تو مسخ شد» (پرویزی و همکاران، 1391، ص 14918).
توانایی افراد در تشخیص چهره ها به طور قابل توجهی متفاوت است و دلیل آن فقط این نیست که برخی افراد اهمیتی نمی دهند یا توجهی نمی‌کنند. گفته می‌شود افرادی که مشکلات شدید دارند، به پروسوپاگنوزیا (PROSS-oh-pag-NOH-see-ah) مبتلا هستند که به معنای جزوه روانشناسی بازار و نقدینگی در توانایی تشخیص چهره است. این مشکل می‌تواند ناشی از آسیب به شکنج دوکی شکل، یا از عدم رشد کامل آن شکنج باشد. در برخی افراد شکنج دوکی شکل سمت راست به طور قابل توجهی کوچکتر از حد متوسط است و اتصالات کمتر از حد معمول با قشر پس سری دارد (گروتر و همکاران، 2007؛ لوهسه و همکاران، 2016؛ توماس و همکاران، 2009؛ ژانگ، لیو، و زو. ، 2015؛ زو و همکاران، 2011). در مقابل، اگر بتوانید چهره‌ها را راحت‌تر از حد متوسط تشخیص دهید، ممکن است پیوندهای غنی‌تر از حد متوسط بین شکنج دوکی شکل و قشر پس سری داشته باشید.
الیور ساکس، که به خاطر نوشتن در مورد مشکلات عصبی دیگران مشهور است، خود از بیماری پیشروی (prosopagnosia) رنج می‌برد. به قول او، «تا زمانی که یادم می‌آید در تشخیص چهره‌ها مشکل داشتم. من در کودکی زیاد به این موضوع فکر نمی کردم، اما زمانی که نوجوان بودم، در یک مدرسه جدید، اغلب باعث خجالت می شد. . . . مشکل من در تشخیص چهره نه تنها به نزدیکترین و عزیزترینم بلکه به خودم نیز سرایت می‌کند. بنابراین، در چندین نوبت از اینکه تقریباً با یک مرد ریشدار بزرگ برخورد کردم عذرخواهی کردم، اما متوجه شدم که مرد ریشو درشت خودم در آینه بودم. وضعیت برعکس یک بار در یک رستوران اتفاق افتاد. پشت میز پیاده رو نشستم، به سمت پنجره رستوران چرخیدم و مثل همیشه شروع به مرتب کردن ریش هایم کردم. سپس متوجه شدم که آنچه به عنوان انعکاس خود در نظر گرفته بودم، آراستن خود نبود، بلکه نگاه عجیبی به من بود» (سکس، 2010، ص 37).
افراد مبتلا به پروسوپاگنوزیا می‌توانند بخوانند، بنابراین حدت بینایی مشکلی نیست. آنها صدای افراد را تشخیص می دهند، بنابراین مشکل آنها حافظه نیست (فرح، ویلسون، درین، و تاناکا، 1998). علاوه بر این، اگر آنها مدل‌های گلی صورت را احساس کنند، در تشخیص مشابه یا متفاوت بودن دو مدل گلی بدتر از سایر افراد هستند (کیلگور، دی‌گلدر و لدرمن 2004). مشکل آنها بینایی نیست، بلکه چیزی است که به روانشناسی بازار خاص به چهره ها مربوط می‌شود.
وقتی افراد مبتلا به پروسوپاگنوزیا به صورت نگاه می‌کنند، می‌توانند هر یک از عناصر یک چهره را توصیف کنند، مانند چشم‌های قهوه‌ای، گوش‌های بزرگ، بینی کوچک و غیره، اما چهره را به‌عنوان یک کل تشخیص نمی‌دهند. اگر چهره ها را سریع و وارونه نگاه کنید، مشکل مشابهی خواهید داشت. به یک بیمار 34 عکس از افراد مشهور نشان داده شد و برای هر کدام دو شناسه انتخاب شد. او به تنهایی باید 17 مورد را به درستی شناسایی می کرد. او خاطرنشان کرد که به ندرت از تماشای فیلم یا برنامه های تلویزیونی لذت می برد زیرا در پیگیری شخصیت ها مشکل داشت. جالب است که فیلم مورد علاقه او بتمن بود که در آن شخصیت های اصلی بیشتر اوقات ماسک می زدند (لائنگ و کاوینس 2001).

دانلود رایگان خلاصه کتاب روانشناسی بازار و نقدینگی pdf

دانلود رایگان خلاصه کتاب روانشناسی بازار و نقدینگی pdf

آیا ما واقعاً یک ماژول مغزی اختصاص داده شده به چهره ها را تکامل دادیم؟ یا شکنج دوکی شکل برای همه انواع تشخیص بینایی دقیق که چهره ها فقط یک مثال خوب هستند، کاربرد دارد؟ کودکانی که علاقه شدیدی به کارت‌های پوکمون دارند، وقتی به شخصیت‌های پوکمون نگاه می‌کنند، واکنش قوی در شکنج دوکی شکل نشان می‌دهند (جیمز و جیمز، 2013). کارشناسان شطرنج زمانی که به یک صفحه شطرنج نگاه می‌کنند پاسخی را در آنجا نشان می دهند (بیلالیک، لانگنر، اولریش و گراد 2011). یک مطالعه نشان داد که کودکانی که حداقل یک ساعت در روز را به علاقه خاصی مانند تماشای فوتبال یا تماشای تصاویر سفر فضایی اختصاص می‌دهند، به تصاویر مربوط به آن علاقه پاسخ‌های شکنج دوکی نشان می‌دهند. این پاسخ برای کودکان مبتلا به اختلال طیف جزوه روانشناسی بازار و نقدینگی که کمتر از حد معمول به روانشناسی بازار توجه می‌کنند بیشتر بود (فاس-فیگ و همکاران، 2016). همانطور که مردم خواندن را یاد می گیرند، شکنج دوکی شکل به کلمات پاسخ می دهد و (در نیمکره چپ) کمتر به چهره ها پاسخ می دهد (دی‌هین و همکاران 2010).
بدیهی است که شکنج دوکی شکل در بسیاری از انواع تشخیص دقیق بینایی شرکت می‌کند. با این حال، حتی در افرادی که سطح تخصص بالایی دارند، بسیاری از سلول‌های شکنج دوکی شکل به صورت شدیدتر از هر چیز دیگری پاسخ می‌دهند (کانویشر و یوول 2006).
درک حرکت
اجسام متحرک اغلب مستحق توجه فوری هستند. یک جزوه پولشویی متحرک ممکن است جفت احتمالی باشد، چیزی که می‌توانید شکار کنید و بخورید، یا چیزی که می خواهد شما را بخورد. اگر می خواهید پاسخ دهید، باید مشخص کنید که شی چیست، کجا می رود و چقدر سریع است. مغز برای انجام این محاسبات به سرعت و کارآمد تنظیم شده است.
قشر گیجگاهی میانی
دو ناحیه به ویژه برای درک حرکت مهم هستند: ناحیه MT (برای قشر گیجگاهی میانی) که به عنوان ناحیه V5 نیز شناخته می‌شود (شکل 5.27 را ببینید)، و یک منطقه مجاور، ناحیه MST (قشر گیجگاهی فوقانی داخلی). این نواحی بیشتر ورودی را از مسیر مغناطیسی دریافت می‌کنند (ناسی و کالاوی، 2006)، که الگوهای کلی، از جمله حرکت در مناطق وسیعی از میدان بینایی را تشخیص می دهد. با توجه به اینکه مسیر مغناطیسی به رنگ حساس نیست، MT نیز به رنگ حساس نیست.
اکثر سلول‌ها در ناحیه MT زمانی که چیزی با سرعت خاصی در جهت خاصی حرکت می‌کند، به صورت انتخابی پاسخ می‌دهند (پرون و تییل 2001). سلول های MT شتاب یا کاهش سرعت و همچنین سرعت مطلق را تشخیص می دهند (شالاک، کرکلبرگ، آلبرایت 2007) و آنها به حرکت در هر سه بعد پاسخ می دهند (راکرز، کورمک و هاک 2009). منطقه MT (). () (). ً ‌(). ً ‌‌‌‌‌‌() ‌‌‌‌‌‌(). ، ). ‌‌

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *