دانلود کامل ترین جزوه ارزشیابی آموزشی

  • از

جزوه رنگی و تایپ شده ارزشیابی آموزشی

دانلود فایل

 

 

علیآزمون کیامنش دانشگاه پیام نور عباس بازرگان دانشگاه آزاد دکتر سیف کاردانی کارشناسی ارشد ریچارد ام ولف برای آزمون استخدامی رشته

 

 

 

 

 

 

 

 

 

“” – “” “”.
: : “” : “” “؛ ً ” – “: “” ” – ادیسون.

ارزشیابی آموزشی

ارزشیابی آموزشی

(6) غیض:
وقتی شخصیت نوع شکست به دنبال یک بزبان یا بهانه ای برای شکست خود می گردد ، اغلب جامعه را مقصر می داند ، “سیستم” ، زندگی ، “شکست”. او از موفقیت و خوشبختی دیگران ناراضی است زیرا برای او اثبات می کند که زندگی کوتاه مدت او را تغییر می دهد و با او ناعادلانه رفتار می شود. نارضایتی تلاشی است که با توضیح آن در مورد رفتار ناعادلانه ، بی عدالتی ، شکست ما را خوشایند می سازد. اما ، به عنوان نجات دهنده شکست ، کینه درمانی است که بدتر از بیماری است. این یک سم مهلک برای روح است ، شادی را غیرممکن می کند ، انرژی فوق العاده ای را مصرف می کند که می تواند به موفقیت برسد. اغلب یک چرخه معیوب ایجاد می شود. شخصی که همیشه شکایتی دارد و تراشه ای روی دوش دارد ، بهترین همراه یا همکار نیست. وقتی همکاران با او گرم نمی شوند یا رئیس سعی می کند نقایصی را در کار خود نشان دهد ، دلایل بیشتری برای احساس کینه دارد.

 

 

جزوه ارزشیابی آموزشی دانلود رایگان خلاصه کتاب پی دی اف کامل pdf

 

کینه توزی “راهی” است که شکست می خورد
کینه توزی نیز “راهی” است که باعث می شود ارزشیابی آموزشی  مهم بودن داشته باشیم. بسیاری از مردم از احساس “بی عدالتی” رضایت انحرافی دریافت می کنند. قربانی بی عدالتی ، کسی که با او ناعادلانه رفتار شده است ، از نظر اخلاقی برتر از کسانی است که باعث ظلم شده اند.
کینه نیز “راهی” است ، یا تلاشی برای از بین بردن یا جزوه ارزشیابی آموزشی کن کردن یک اشتباه یا بی عدالتی واقعی یا خیالی که قبلاً اتفاق افتاده است. فرد خشمگین سعی می کند به اصطلاح “پرونده خود” را در دادگاه زندگی ثابت کند. اگر بتواند به اندازه کافی احساس ناراحتی کند و از این طریق بی عدالتی را “اثبات” کند ، برخی از مراحل جادویی با “نه چندان” رویداد یا شرایطی که باعث از این نظر کینه یک مقاومت ذهنی در برابر ، عدم پذیرش چیزی است که قبلاً اتفاق افتاده است. این کلمه از دو کلمه لاتین گرفته شده است: “re” به معنی بازگشت و “sentire” به معنی احساس کردن. کینه توجیه مجدد احساسی یا مبارزه مجدد با برخی رویدادها در گذشته است. شما نمی توانید برنده شوید ، زیرا در حال تلاش برای انجام غیر ممکن – تغییر گذشته هستید.

کینه باعث ایجاد تصویری پست از خود می شود
کینه توزی ، حتی وقتی بر اساس بی عدالتی ها و اشتباهات واقعی باشد ، راهی برای پیروزی نیست. به زودی به یک عادت احساسی تبدیل می شود. با احساس عادی که قربانی بی عدالتی هستید ، شروع به تصور خود در نقش یک فرد قربانی می کنید. شما یک احساس درونی را به دنبال دارید که بدنبال یک گیره خارجی است تا خود را بر آن آویزان کند. سپس به راحتی می توانید “شواهد” بی عدالتی یا خیال کنید که به شما ظلم شده است را در بیگناه ترین اظهارنظر یا بی طرفی مشاهده کنید.
کینه همیشگی همواره منجر به ترحم به خود می شود ، که بدترین عادت احساسی ممکن است برای هر فردی ایجاد شود. هنگامی که این عادات به طور کامل برطرف شده است ، شخص در صورت غیبت احساس “درست” یا “طبیعی” نمی کند. سپس آنها به معنای واقعی کلمه شروع به جستجو و جستجوی “بی عدالتی” می کنند. شخصی گفته است که چنین افرادی تنها زمانی احساس خوبی دارند که احساس بدبختی می کنند.
عادات احساسی کینه و دلسوزی از خود نیز دارای تصویری ناکارآمد و پست از خود است. شما شروع به تصور خود از یک شخص رقت انگیز ، قربانی می کنید ، که قرار بود ناراضی باشد.

علت واقعی کینه
به یاد داشته باشید که کینه شما ناشی از افراد ، رویدادها یا شرایط دیگر نیست. این ناشی از واکنش احساسی شماست – واکنش خود شما. شما به تنهایی بر این امر قدرت دارید و می توانید آن را کنترل کنید اگر خود را محکم متقاعد کنید که کینه و دلسوزی برای خود راهی برای خوشبختی و موفقیت نیست ، بلکه راهی برای شکست و ناراحتی است.
تا زمانی که از کینه خود رنج می برید ، به معنای واقعی کلمه برای شما غیرممکن است که خود را فردی مستقل ، مستقل و خود تعیین کننده تصور کنید که “ناخدای روح خود ، استاد سرنوشت خود است”. فرد خشمگین افسار خود را به جزوه ارزشیابی آموزشی واگذار می کند. به آنها اجازه داده می شود که نحوه احساس او ، نحوه عمل خود را تعیین کنند. او کاملاً به افراد دیگر وابسته است ، درست مانند یک گدا. او خواسته ها و ادعاهای غیر منطقی را از دیگران ارزشیابی آموزشی می کند. اگر بقیه باید برای خوشحال کردن شما وقف شوند ، وقتی اینطور پیش نرود ، ناراحت خواهید شد. اگر احساس می کنید دیگران به شما مدیون قدردانی ابدی و قدردانی بی پایان هستند ، یا به رسمیت شناختن ارزش فوق العاده خود ، هنگامی که این “بدهی ها” پرداخت نشود ، احساس کینه می کنید. اگر زندگی به تو بدهکار است. زندگی می کنی ، وقتی عصبانی نمی شود ، خشمگین می شوی.
بنابراین رنجش با تلاش خلاقانه سازگار نیست. در تلاش خلاقانه برای اهداف ، شما بازیگر هستید ، نه گیرنده منفعل. شما اهداف خود را تعیین می کنید. هیچکس چیزی به شما بدهکار نیست شما بعد از اهداف خود بیرون می روید. شما مسئول موفقیت و خوشبختی خود می شوید. کینه در این تصویر نمی گنجد ، و چون اینطور نیست یک “مکانیسم شکست” است.

(7) پوچی:
شايد هنگام خواندن اين فصل به شخصي فكر مي كرديد كه عليرغم سرخوردگي ، پرخاشگري نادرست ، نارضايتي و غيره “موفق” شده بود ، اما خيلي مطمئن نباشيد. بسیاری از افراد نمادهای ظاهری موفقیت را به دست می آورند ، اما وقتی می خواهند صندوقچه گنجینه طولانی را باز کنند ، آن را خالی می بینند. گویی پولی که آنها برای دستیابی به آن زحمت زیادی کشیده اند ، در دست آنها به تقلبی تبدیل می شود. در طول راه ، آنها ظرفیت لذت بردن را از دست دادند. و وقتی ظرفیت لذت بردن را از دست داده اید ، هیچ مقدار ثروت یا چیز دیگری نمی تواند موفقیت یا خوشبختی را به ارمغان بیاورد. این افراد مهره موفقیت را به دست می آورند اما وقتی آن را می شکنند خالی است.
فردی که ظرفیت لذت بردن از زندگی را در درون خود دارد ، از بسیاری از چیزهای معمولی و ساده در زندگی لذت می برد. او همچنین از هر موفقیتی در راه مادی که به دست آورده لذت می برد. شخصی که ظرفیت لذت بردن در او مرده است نمی تواند در هیچ چیز لذت ببرد. هیچ هدفی ارزش کار کردن را ندارد زندگی یک حفره وحشتناک است. هیچ چیز ارزشمند نیست شما می توانید صدها نفر را شب ها بعد از شب در کلوپ های شبانه ببینید و سعی کنید خود را متقاعد کنید که از آن لذت می برند. آنها از جایی به مکان دیگر سفر می کنند ، در گردابی از مهمانی ها گرفتار می شوند ، به امید لذت بردن ، همیشه پوسته ای خالی پیدا می کنند. حقیقت این است که شادی همراه با عملکرد خلاق ، تلاش خلاق است. ممکن است “موفقیت” ساختگی را به دست آورید ، اما وقتی این کار را انجام می دهید ، با یک شادی خالی مجازات می شوید.

وقتی اهداف ارزشمندی دارید زندگی ارزشمند می شود
پوچی نشانه ای از این است که شما خلاقانه زندگی نمی کنید. شما یا هدفی ندارید که به اندازه کافی برای شما مهم باشد ، یا از ارزشیابی آموزشی و تلاش خود در جهت رسیدن به هدفی مهم استفاده نمی کنید. این شخصی جزوه ارزشیابی آموزشی که هیچ هدفی برای خود ندارد و با بدبینی به این نتیجه می رسد که “زندگی هیچ هدفی ندارد”. این شخصی است که هیچ هدفی را ندارد که ارزش کار برایش را داشته باشد. شخصی است که وظیفه مهمی ندارد و می گوید: “کاری برای انجام دادن نیست”. فردی که به طور فعال در حال مبارزه است یا در تلاش برای رسیدن به یک هدف مهم است ، فلسفه های بدبینانه ای در مورد بی معنی بودن یا بیهودگی زندگی ارائه نمی دهد.

پوچی “راهی” نیست که برنده می شود
مکانیزم شکست به خودی خود ادامه می یابد ، مگر اینکه ما وارد عمل شده و چرخه معیوب را بشکنیم. هنگامی که پوچی تجربه شود ، می تواند به “راهی” برای اجتناب از تلاش ، کار و مسئولیت تبدیل شود. این بهانه یا توجیهی برای زندگی غیر خلاق می شود. اگر همه چیز بیهوده است ، اگر هیچ چیز جدیدی در زیر خورشید وجود ندارد ، اگر به هر حال شادی یافت نمی شود – چرا زحمت می کشید؟ چرا سعی کنیم؟ اگر زندگی فقط یک تردمیل است – اگر ما 8 ساعت در روز کار می کنیم تا بتوانیم خانه ای برای خوابیدن داشته باشیم ، بنابراین می توانیم 8 ساعت بخوابیم تا در کار روزهای دیگر استراحت کنیم – چرا از این کار هیجان زده می شویم؟ با این حال ، همه این “دلایل” فکری از بین می رود و ما شادی و رضایت متخصصان را برآورده می کنیم ، هنگامی که از تردمیل خارج می شویم ، دور و بر خود را متوقف کرده و هدفی را انتخاب می کنیم که ارزش تلاش برای آن را دارد – و به دنبال آن می رویم.

دانلود رایگان خلاصه کتاب ارزشیابی آموزشی Pdf

دانلود رایگان خلاصه کتاب ارزشیابی آموزشی Pdf

پوچی و تصویری ناکافی از خود با هم می آیند
پوچی نیز ممکن است نشانه یک تصویر ناکافی از خود باشد. غیرممکن است چیزی را که احساس می کنید به شما تعلق ندارد یا با خود شما سازگار نیست ، از نظر روانشناختی بپذیرید. شخصی که دارای تصویری ناشایست و شایسته از خود است ممکن است تمایلات منفی خود را به اندازه کافی در کنترل داشته باشد تا به موفقیت واقعی دست یابد – سپس نتواند از نظر روانی آن را بپذیرد و از آن لذت ببرد. او حتی ممکن است در مورد آن احساس گناه کند – انگار آن را دزدیده است. تصور منفی از خود او حتی ممکن است چنین شخصی را بر اساس اصل شناخته شده جبران خسارت به پیشرفت برساند. اما من این نظریه را قبول ندارم که فرد باید به عقده حقارت خود افتخار کند یا از آن سپاسگزار باشد ، زیرا گاهی اوقات به نمادهای بیرونی موفقیت منجر می شود. وقتی “موفقیت” بالاخره فرا می رسد ، چنین شخصی احساس رضایت یا موفقیت چندانی ندارد. او نمی تواند به خاطر دستاوردهای خود “اعتباری” در ذهن خود داشته باشد. برای جهان او یک موفقیت است ، او هنوز احساس حقارت می کند ، لیاقت ندارد ، تقریباً انگار یک دزد است و “نمادهای وضعیت” را که فکر می کرد ما به سرقت برده است. او می گوید: “اگر دوستان و همراهان من واقعاً می دانستند که من چه دروغگو هستم.”
این واکنش آنقدر رایج است که روانپزشکان از آن با عنوان “سندرم موفقیت” یاد می کنند – مردی که وقتی احساس می کند “موفق شده است” احساس گناه ، ناامنی و اضطراب می کند. به همین دلیل است که “موفقیت” به یک کلمه بد تبدیل شده است. موفقیت واقعی هرگز به کسی آسیب نرساند. تلاش برای اهدافی که برای شما مهم هستند ، نه به عنوان نمادهای وضعیت ، بلکه به دلیل اینکه با خواسته های عمیق درونی شما مطابقت دارد ، سالم است. تلاش برای موفقیت واقعی – برای موفقیت شما – از طریق موفقیت خلاق ، رضایت درونی عمیقی را به ارمغان می آورد. تلاش برای موفقیت ساختگی برای جلب رضایت دیگران رضایت ساختگی را به همراه دارد.

نگاهی منفی ، اما تمرکز بر موارد مثبت
خودروها مجهز به “نشانگرهای منفی” هستند که مستقیماً در جلوی راننده قرار گرفته اند تا به شما بگویند وقتی باتری ارزشیابی آموزشی نمی شود ، وقتی موتور خیلی داغ می شود ، وقتی فشار روغن خیلی کم می شود ، و غیره. نادیده گرفتن این موارد منفی ممکن است ماشین شما را جزوه ارزشیابی آموزشی کند. با این حال ، در صورت چشمک زدن سیگنال منفی ، نیازی به ناراحتی بی دلیل نیست. شما فقط در یک ایستگاه خدمات یا یک گاراژ توقف می کنید و اقدامات مثبتی را برای اصلاح انجام می دهید. سیگنال منفی به این معنی نیست که ماشین خوب نیست. همه اتومبیل ها گاهی اوقات داغ می شوند.
با این حال ، راننده خودرو به طور جداگانه و مداوم به صفحه کنترل نگاه نمی کند. انجام این کار ممکن است فاجعه بار باشد. او باید نگاه خود را از طریق شیشه جلو متمرکز کند ، ببیند کجا می رود ، او فقط گاه به گاه به شاخص های منفی نگاه می کند. وقتی این کار را می کند ، روی آنها تمرکز نمی کند یا روی آنها نمی ایستد. او به سرعت دوباره چشم خود را پیش روی خود متمرکز می کند و بر هدف مثبت جایی که می خواهد برود تمرکز می کند.

نحوه استفاده از تفکر منفی
ما باید در مورد علائم منفی خودمان تا حدودی مشابه رفتار کنیم. من وقتی به درستی از “تفکر منفی” اعتقاد دارم. باید از نکات منفی آگاه باشیم تا بتوانیم از آنها دور شویم. یک گلف باز باید بداند سنگرها و تله های ماسه ای کجا هستند – اما او به طور مداوم به پناهگاه فکر نمی کند – جایی که نمی خواهد برود. ذهن او به پناهگاه “نگاه” می کند ، اما روی نمونه سوالات تکنولوژی آموزشی می نشیند. اگر از این نوع “تفکر منفی” به درستی استفاده شود ، می تواند ما را به سمت موفقیت سوق دهد ، اگر: (1) ما تا حدی به منفی حساس هستیم که می تواند ما را نسبت به خطر هشدار دهد. (2) ما منفی را نسبت به آنچه هست – چیزی نامطلوب – چیزی که نمی خواهیم – چیزی که شادی واقعی به ارمغان نمی آورد ، تشخیص می دهیم. (3) ما اقدامات اصلاحی فوری انجام می دهیم و عامل مخالف مکانیسم موفقیت را جایگزین می کنیم. چنین روشی به مرور نوعی بازتاب خودکار ایجاد می کند که بخشی از سیستم هدایت درونی ما می شود. بازخورد منفی به عنوان یک نوع کنترل خودکار عمل می کند و به ما کمک می کند از شکست “دور شویم” و ما را به سمت موفقیت هدایت کند.

 

چگونه جای زخم های احساسی را از بین ببریم یا چگونه احساسات خود را ترمیم و بهبود ببخشیم

زمانی که به صورت فیزیکی آسیب می بینید، مانند بریدگی صورت، بدن شما بافت زخمی ایجاد می کند که سخت تر و ضخیم تر از گوشت اصلی است. هدف بافت زخم تشکیل یک پوشش یا پوسته محافظ است، روشی که طبیعت از ایجاد آسیب دیگری در همان مکان ارزشیابی آموزشی می کند. اگر یک کفش نامناسب باعث ساییده شدن قسمت حساسی از پای شما شود؛ اولین نتیجه درد و حساسیت است. اما باز هم، طبیعت با تشکیل پینه، یعنی یک پوشش محافظ، شما را در برابر درد و آسیب بیشتر محافظت می کند.
هر زمان که آسیب عاطفی می بینیم، وقتی کسی به ما “صدمه میزند” یا “به اشتباه باعث ساییش روح ما می شود”، ما تمایل داریم که همان کار را انجام دهیم. ما برای محافظت از خود “زخم” های عاطفی یا معنوی ایجاد می کنیم. ما بسیار مستعد این هستیم که در قلب خود را ببندیم، نسبت به دنیا بی احساس بشویم و به درون پوسته ای محافظ عقب نشینی کنیم.

هنگامی که طبیعت به کمک احتیاج دارد
در تشکیل بافت اسکار قصد طبیعت این است که مفید باشد. اما در جامعه مدرن ما ، بافت اسکار ، به ویژه در صورت ، می تواند به جای ما به نفع ما عمل کند. به عنوان مثال ، جورج تی. ، یک وکیل جوان امیدوار کننده را در نظر بگیرید. او فردی دوست جزوه ارزشیابی آموزشی ، با شخصیت و در مسیر موفقیت حرفه ای بود ، هنگامی که دچار سانحه رانندگی شد و از اواسط راه روی گونه چپ تا گوشه سمت چپ دهانش با یک زخم وحشتناک روبرو شد. یک بریدگی دیگر ، “” “” “” “” ؟
“” ً ً “”

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *