جزوه تایپ شده آمار و احتمالات مهندسی برق
کاردانی کارشناسی رشته استخدامی علمی کاربردی پیام نور دانشگاه آزاد جزوه آمار و احتمالات مهندسی برق
بر خلاف فعالیت های ً ً ً بازار تا حدودی مرموز نگه دارند.
دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه آمار و احتمالات مهندسی برق پی دی اف Pdf
این یک تناقض روانی واقعی برای معامله گران آمار و احتمالات می کند ، زیرا. تنها راه برای یادگیری نحوه تجارت موثر این است که خود را با ایجاد ساختار پاسخگو بدانید. اما ، با مسئولیت پذیری مسئولیت همراه است. یک معامله گر معمولی به شدت می خواهد پول دربیاورد ، اما مجبور است این کار را به گونه ای انجام دهد که هیچ ارتباط مستقیمی بین کاری که انجام می دهد و نتیجه ای که ایجاد می کند وجود نداشته باشد ، در نتیجه در صورت عدم رضایت بخش بودن او از مسئولیت اجتناب می کند.
برای توسعه یک برنامه ، باید رویدادها را تا جزوه آمار و احتمالات مهندسی برق نسبت به عمق برنامه خود پیش بینی کنید. وقتی برای معاملات خود از قبل برنامه ریزی می کنید ، چشم انداز آینده و توانایی های خلاقانه خود را به اصطلاح در معرض خطر قرار می دهید و خود را در برابر خود مسئول می دانید. برنامه شما یا کار می کند یا نمی کند. شما یا توانایی اجرای برنامه خود را دارید یا ندارید. در هر صورت ، این برنامه شما و توانایی شما برای پیروی از آن است و بنابراین ، تغییر مسئولیت و گردن تقصیر در جایی دیگر در صورت پیش نرفتن مشکل است.
در حال حاضر ، هنگامی که یک معامله گر رفتار بازار را به اندازه کافی درک نمی کند تا بداند که قرار است چه کاری انجام دهد و تحت چه شرایطی قرار است این کار را انجام دهد – اما اگر در همان زمان ، او بسیار مجذوب عمل و فرصت ها می شود. او وجود را می داند و اگر در فرایند یادگیری نیز بی تابی کند – بی حوصلگی و جذابیت او باعث می شود او مجبور به انجام کاری شود ، حتی اگر نمی داند باید چه کار کند. به نظر شما یک معامله گر معمولی چگونه این معضل را برطرف می کند؟
او با پیروی از لیدر بازی خواهد کرد ، با این توجیه که بقیه در حال انجام کاری هستند و علاوه بر این ، همه این افراد که دستان خود را تکان می دهند و فریاد می زنند نمی توانند به اندازه خود بترسند و ناآگاه باشند ، بنابراین باید بدانند چه می کنند یا حداقل می دانند بیشتر از او اگر او کاری را که آنها انجام می دهند انجام دهد ، یا بهتر بگویم ، موفق ترین معامله گر را شناسایی کند و همان کاری را که آن معامله گر انجام می دهد ، انجام دهد ، او نیز می تواند پول دربیاورد.

آمار و احتمالات
این نوع منطق یک ذهنیت گله ای ایجاد می کند (بسیار شایع در کف صرافی ها) ، جایی که اکثر افراد به دنبال جهت هستند ، با فرض اینکه دیگران باید چیزی را بدانند که نمی دانند ، در غیر این صورت چرا آنها هر کاری را انجام می دهند. در گروهی ، این ذهنیت جمعی بسیار متغیر است ، جایی که یک معامله گر کلیدی می تواند مجموعه ای بی پایان از واکنش های زنجیره ای را آغاز کند که در آن هرکس دیگران را منعکس می کند ، همه فرض می کنند که مرد دیگر باید دلایل منطقی برای انجام کار خود داشته باشد.
در حقیقت ، من حتی آنچه را که در کف معاملات اتفاق می افتد را به آمار و احتمالات لیدر توصیف نمی کنم. این در واقع بهتر است با عنوان “دنبال کننده دنبال کنید” توصیف شود ، زیرا اکثر معامله گران نمی دانند لیدر در حال انجام چه کاری است یا لیدر در هر لحظه چه کسی می تواند باشد. بنابراین ، رفتار گروه مانند این موجهای بی پایان حرکت رفت و برگشت است ، جایی که معامله گران نزدیک به لیدران (لیدران کسانی هستند که دقیقاً می دانند چه می خواهند بکنند و چرا می خواهند این کار را انجام دهند) اولین فرصت را خواهند داشت با بهترین قیمت وارد بازار شوید و نزدیکترین آنها فرصتها را کم کرده اند و همینطور در خط پایین تا رسیدن به کمترین معامله گر ، که اصلاً فرصت زیادی ندارد. وقتی لیدری در بازار وجود ندارد ، قیمت ها معمولاً در محدوده کوچکی به جلو و عقب می روند تا زمانی که شخصی که می داند چه می کند وارد بازار شود.
اگر قیمتها در طول یا در پایان روز معاملات حرکت قابل توجهی داشته باشد ، جزوه آمار و احتمالات مهندسی برق پیروان جمع می شوند تا هر دلیل یا منطقی را که ممکن است رفتار آنها (بازار) را توضیح دهد ، بیابند و آن را در زمینه ای قابل درک قرار دهند. اساساً آنچه آنها به آن می رسند دلیل اجماعی برای رفتار بازار در آن روز است. با این حال ، لیدران (آن دسته از معامله گران که مسئولیت معاملات خود را بر عهده می گیرند و دقیقاً می دانند که چرا آنها کاری را که انجام داده اند) احساس نمی کنند که مجبورند با کسی صحبت کنند و معمولا هم نمی کنند. پیروان معمولی جمعیت مجبور می شوند دلایلی خارج از خود بیابند زیرا این دلایل در خود او وجود ندارد و نمی خواهد فکر کند که غیرمنطقی است و به طور تصادفی عمل می کند.
برای پیروان جمعیت ، معامله از این طریق عملکردهای زیادی را انجام می دهد. این رابطه او را با بازار اسرارآمیز نگه می دارد. اگر او پول در می آورد ، باید کاری را درست انجام داده باشد. در صورت از دست دادن پول ، می تواند بازار را سرزنش کند ، که بدیهی است در میان معامله گران رفتار بسیار قابل قبولی است ، زیرا بسیاری از آنها این کار را انجام می دهند. توضیح منطقی یا منطقی برای نقش فرد در رفتار جمعی بعداً (پس از واقعیت) با نظر اجماع گروه تعیین می شود. به این ترتیب او می تواند توهم منطقی بودن و مسئولیت پذیری را حفظ کند و هر اتفاقی برای او افتاده است ، برای بسیاری از معامله گران دیگر نیز اتفاق افتاده است ، بنابراین حداقل می داند که تنها نیست ، و این باعث ایجاد حس رفاقت در بین رقبا می شود.
در خارج از دنیای تجارت ، اکثر مردم تصور می کنند که معامله گران فردگرای خشن هستند و آنها را با ویژگی های انواع کارآفرینان مانند قاطع و پشتکار مرتبط می دانند. بسیاری از افراد بیرون از دیدن این موضوع شگفت زده خواهند شد که بجز اقلیت کوچکی از معامله گران موفق ، بقیه در گروهی قرار می گیرند که در هر لحظه هیچ ایده ای در مورد کار بعدی خود ندارند یا نمی دانند چرا حتی چه کاری را انجام می دهند. آنها دارند انجام می دهند. اگر از آنها بخواهید به طور خاص به شما بگویند چگونه پول می گیرند یا پول از دست می دهند ، نمی توانند به شما بگویند. علاوه بر این ، به عنوان یک گروه ، معامله گران (به جز لیدران) بلاتکلیف و بی حوصله هستند. تشخیص اینکه چرا در شرایط عادی ، چارچوب ذهنی یک معامله گر متوسط یک درجه با وحشت بی حد و حصر فاصله دارد ، چندان دشوار نیست.
سازماندهی و ایجاد ساختار یکی از راه حل های آشکار بسیاری از مشکلات روانی است که یک معامله گر معمولی روی خود می اندازد. اما این امر همچنین او را مجبور می کند از آن مرز روانی عبور کرده و به حوزه آمار و احتمالات پذیری و مسئولیت پذیری برسد.
علاوه بر امتناع کامل از برنامه ریزی معاملات ، اکثر معامله گران تلاش زیادی می کنند تا جایی که ممکن است بین آنچه انجام می دهند و نتیجه اقدامات خود فاصله روانشناختی بگذارند. من بسیاری از معامله گران را می شناسم که می توانند به تنهایی تجزیه و تحلیل بسیار خوبی از بازار انجام دهند اما همچنان نظر سایر معامله گران را در مورد آنچه باید انجام دهند جستجو می کنند و سپس این معاملات را به جای معاملات خود انجام می دهند ، فقط به این دلیل که نمی خواهند مسئولیت خود را در صورت عدم انجام معامله بر عهده بگیرند. کار کنید و بیشتر اوقات ، پایبندی به تجزیه و تحلیل خود نتایج بسیار بهتری را به همراه خواهد داشت.
بسیاری از معامله گران طبقه ای هستند که روزانه صدها جزوه آمار و احتمالات مهندسی برق را معامله می کنند ، و اگرچه مجبورند هر معامله را روی یک کارت معاملاتی ثبت کنند ، اما با ادعای مشغله زیاد یا اشتباه اضافه کردن حساب دقیق معاملات خود را حفظ نمی کنند. در پایان روز ، آنها کارت های خود را با نگرانی شدید می شمارند ، به هر نیرویی که دیده می شود یا امیدوار هستند یا دعا می کنند (بدون موقعیت بلند یا کوتاه خالص).
بدیهی است ، اگر آنها نگران بودند ، راه حل ساده مشکل آنها این بود که فقط در یک سطح حجم معاملات انجام دهند ، جایی که همیشه می توانند مکان خود را پیگیری کنند و در صورت از دست دادن معامله تا زمانی که شمارش صحیح را انجام ندهند ، تجارت خود را متوقف کنند. اما آنها نمی خواهند این کار را انجام دهند زیرا اگر موقعیت خود را پیگیری کنند ، باید مسئولیت آنچه را که در نهایت به دست می آورند بر عهده بگیرند. اگر آنها ناخواسته در پایان روز به یک موقعیت خالص ختم شوند و صبح روز بعد بازار چندین تیک بالاتر باز شود ، چه می شود؟ بنابراین نیروهای دیده نشده بازار به این معامله گران موقعیت برنده ای داده اند ، یا برعکس اگر بازار پایین تر باز شود ، آنها همیشه می توانند شخص یا چیزی را برای بدشانسی خود سرزنش کنند. شاید کراوات خوش شانس آنها به اشتباه به آمار و احتمالات شویی ها ارسال شده است یا در مسیر صرافی به ترتیب پشت سر هم سه چراغ قرمز زده اند. هر دلیل یا بهانه ای برای تغییر مسئولیت انجام می شود. این دلایل می تواند از گویاترین اصطلاحات دانشگاهی تا خرافاتی ترین باورها متغیر باشد ، اما در اصل ، همه آنها سرزنش خارج از خود را برای نتایج نامطلوب متمرکز می کنند.
در محیط نامحدود ، هرچه ساختار کمتری برای خود ایجاد کنید ، مسئولیت پذیری کمتری داشته باشید ، به آسانی تحت تأثیر رویدادها قرار خواهید گرفت و به نظر می رسد کنترل کمتری بر زندگی خود دارید. با این حال ، داشتن ساختار کمتر این مزیت را دارد که مسئولیت حوادث زندگی شما را به دیگر نیروهای ناشناس منتقل کنید. دقیقاً به همین دلیل است که بسیاری از معامله گران به خرافات اعتقاد زیادی دارند. اگر شخصی از ایجاد ارتباط بین افکار ، اهداف ، مهارت ها و نتایج خود امتناع می کند ، بسیار آسان است که موفقیت یا شکست خود را با چیزی شبیه به کراوات آن روز ارتباط دهید یا ناخواسته حرکتی انجام دهید و سپس خود را در آن پیدا کنید.
من یک داستان شخصی برای نشان دادن یک باور خرافی معمولی دارم که معامله گران دارند. یک روز صبح به حمام مردان در بورس کالای شیکاگو رفتم و وقتی به تنها وسیله ادراری که استفاده نمی شد نزدیک شدم ، یک معامله گر طبقه ای که از ادرار در کنار آن چیزی که قصد استفاده از آن را داشتم استفاده کرد ، سرش را برگرداند ، به من نگاه کرد و گفت: با لحنی بسیار محتاطانه ، “از آن استفاده نکنید ، می توانید منتظر صدای من باشید ، من در یک ثانیه کارم تمام می شود.” نگاهی متعجب به او انداختم و او سپس به یک سکه اشاره کرد که در انتهای ادرار بود. من یک نگاه گیج کننده دیگر به او انداختم زیرا کوچکترین تصوری از آنچه او سعی می کرد با من برقرار کند نداشتم. در حالی که از ادرار با پنی داخل آن استفاده می کردم ، او با یک حالت عصبی روی صورتش چرخید و هر چه سریعتر از من دور شد.
بعداً در همان روز ، من این تجربه را به یکی از مشتریان آمار و احتمالات طبقه خود گفتم و پرسیدم آیا می داند چه خبر است. او مطمئناً گفت که این یک امر رایج است که پول در پایین یک ادرار یک فال بد است و مطمئناً باید از آن اجتناب شود. بعد از اینکه یک لحظه به این موضوع فکر کردم ، فکر کردم اگر کل مبادله را پشت سر بگذارم و در همه ادرارها سکه بگذارم ، چه اتفاقی می افتد.

دانلود رایگان خلاصه کتاب آمار و احتمالات pdf
این داستان نشان می دهد که چگونه یک معامله گر معمولی در یک دام روانی از امتناع از برنامه ریزی و ایجاد ساختار فعالیت تجاری خود گرفتار شده است ، به طوری که او می تواند از مسئولیت نتایج خود جلوگیری کند. و با این کار ، او خود را در معرض هوس جمعیت قرار می دهد ، به لطف انگیزه های بی حد و حصر خود ، خود را در پیروزی و از دست دادن موقعیت ها می داند ، نمی داند چرا یا چه باید بکند.
این دام بسیار منفی است زیرا شرایط روانی بالقوه مخربی ایجاد می کند که من آن را برد تصادفی و جزوه آمار و احتمالات مهندسی برق تصادفی می نامم. اگر نمی توانید رفتار خود و بازارها را تعریف کنید ، نمی توانید یاد بگیرید که چگونه برد خود را تکرار کنید یا از باخت خود جلوگیری کنید.
وقتی برنده می شوید بسیار لذت بخش است ، نیاز به تکرار آن را ایجاد می کند و شما را مجبور می کند دوباره تلاش کنید. وقتی از جمعیت پیروی می کنید (به جای پیش بینی جمعیت ، که به برنامه ریزی نیاز دارد) یا اخبار ، راهنمایی ها یا سیگنال های جدا شده از سیستم های فنی را عوض می کنید ، پیش بینی تلاش بعدی برای پیروزی به طور خودکار ترس و اضطراب ایجاد می کند.
چرا؟ زیرا ، شما نمی توانید شرایط بازار یا فرایند تصمیم گیری را که آخرین برد را ایجاد کرده است ، تعریف کنید و بنابراین نمی توانید خود را از مورد بعدی اطمینان دهید. اگر نمی دانید برای آخرین بار چه کار کرده اید ، بدیهی است که نمی دانید چه کاری انجام دهید تا این زمان را از دست ندهید. نتیجه نهایی اضطراب شدید ، سرخوردگی ، سردرگمی و ترس است. احساس می کنید از کنترل خارج شده اید ، احساس ناتوانی می کنید و درگیر حوادث بعدی می شوید و می پرسید که امروز بازار با شما چه خواهد کرد.
در نظر داشته باشید که بازارها نمی توانند با معامله گرانی که کاملاً به خود اطمینان دارند که تحت هر شرایطی در بازار مناسب رفتار می کنند ، کاری انجام دهند. و قبل از اینکه مردم بتوانند به این شیوه به خود اعتماد کنند ، ابتدا باید همه آن شرایط را تعریف کرده و بتوانند آنها را تشخیص دهند.
بدیهی است که مسئولیت پذیری چیزی است که انجام آن بسیار دشوار است. ما در جامعه ای زندگی نمی کنیم که مفهوم بالایی از روند رشد داشته باشد ، و در نتیجه یاد می گیریم که نسبت به “اشتباهات” بسیار غیرقابل تحمل باشیم. من این را می گویم زیرا ما اساساً در کودکی آموزش می بینیم و بنابراین ، به نوبه خود با تمسخر خود به فرزندانمان می آموزیم که اشتباهات چیزی است که باعث کاهش شخصیت ما می شود. تمسخر تمایل کودک به پذیرش مسئولیت را آمار و احتمالات نمی دهد و اگر این کار را نکند ، والدین معمولی از کودک به دلیل بی مسئولیتی انتقاد می کنند.
مسئولیت پذیری تابعی از پذیرش خود است. شما می توانید این درجه از پذیرش خود را با میزان مثبت یا منفی بودن خود در مورد خود هنگام انجام آنچه اشتباه می دانید ، بسنجید. هر چه بیشتر منفی درباره خود فکر کنید ، تمایل شما برای اجتناب از مسئولیت پذیری بیشتر می شود ، بنابراین می توانید از درد افکار تند خود جلوگیری کنید ، بنابراین ترس از اشتباه ایجاد می شود. با این حال ، هر چه میزان پذیرش خود از خودتان بیشتر باشد ، افکار شما مثبت تر خواهند بود و به جای ایجاد ترس ، می توانید از بینش بیشتری از یک تجربه استفاده کنید. هرچه بیشتر خود را بپذیرید ، نمونه سوالات آمار و احتمالات مهندسی آن آسان تر است زیرا سعی نمی کنید از اطلاعات خاصی اجتناب کنید.
من هیچ امتیاز ملی ندارم که به کودکان بیاموزد چگونه خودشان را علی رغم “کاستی” هایی که بزرگسالان در زندگی آنها درک می کنند ، بپذیرند. اگر مردم نسبت به نتیجه اقدامات خود نگرش پذیرنده تری داشته باشند ، نیازی به فرار از مسئولیت ندارند.
برای موفقیت ، بازار شما را به جزوه آمار و احتمالات مهندسی برق یک معامله گر مجبور می کند که به روشهای کاملاً جدید مسئولیت پذیر باشید. به عنوان مثال ، شما نمی توانید معامله کنید و سپس مسئولیت خود را به بازار واگذار کنید تا برای شما کاری انجام دهد ، مثلاً به شما پول بدهد. بازار یک رویداد سیال و دائماً در حال تغییر است ، جایی که در هر لحظه ممکن است معامله گران دیگری تصمیم آمار و احتمالات با نیروی کافی وارد بازار شوند تا انتظارات سایر معامله گران شرکت کننده را تا حدی تغییر دهند که موقعیت خود را معکوس کرده و در نتیجه پتانسیل را کاملاً نفی کنند. شما معتقد بودید لحظاتی پیش ، زمانی که تجارت خود را آغاز کردید وجود داشت.
در زندگی روزمره ما ، اشیاء بسیار پایدار هستند و رویدادهای روز امروز تقریباً با سرعت و دفعاتی که شرایط در بازار تغییر می کند. نسبت به ماهیت محیط بازار ، همه ما این را کاملاً بدیهی می دانیم که ساختمان ها ، درختان ، چراغ های راهنمایی و خیابان هایی که همه می شناسیم کاملاً ساکن هستند و از لحظه ای به بعد در آنجا خواهند بود.
شما امروز صبح از درب منزل بیرون نرفتید تا متوجه شوید خیابانی که در آن زندگی می کنید شبیه عصر روز قبل که به داخل خانه خود قدم می زدید ظاهر ندارد. اگر رسیدن به دفتر یا محل کار شما فرصتی برای کسب درآمد است ، شما آن را کاملاً بدیهی می دانید که رسیدن به آنجا با روشهای آشنا امکان پذیر است.
با این حال ، به عنوان یک فرصت بالقوه برای درآمدزایی قابل مقایسه با آنچه در بازارها وجود دارد ، اگر موقعیت مکانی لحظه به لحظه تغییر کند ، اگر خیابانها نیز موقعیت خود را در رابطه با یکدیگر تغییر دهند ، و علاوه بر این ، چه اگر هیچ کس اهمیتی نمی داد که آیا راه خود را در آنجا پیدا کرده اید ، و شما و شما را به تنهایی مسئول جایی که به پایان می رسانید ، می کنید؟
فقط منطقی است که برای عملکرد موثردر محیط بازار ، باید خود را مسئول بدانید. در غیر این صورت ، چگونه می توانید نحوه تجارت را بیاموزید ، اگر به خودتان اجازه دهید تحت تأثیر نیروهای خارج از خود و درون خود قرار بگیرید یا از آنها خارج شوید که نمی توانید آنها را تشخیص دهید و نمی خواهید؟ رفتار بازار اسرارآمیز به نظر می رسد زیرا رفتار شما مرموز است. شما دائماً در سردرگمی ، اضطراب و ترس خواهید بود زیرا نمی دانید بعد از آن چه باید بکنید – نوعی ؟ ً ً ً
فهرست مطالب