جزوه تایپ شده اصول تنظیم و کنترل بودجه دولتی
خلاصه کتاب اصول تنظیم و کنترل بودجه دولتی علمی کاربردی غلامپیام نور عزیزی پیام نور دانشگاه آزاد دکتر اکبر
ً ً ً ً “” اید. من آسیب روانی را هرگونه شرایط روانی تعریف می کنم که پتانسیل ایجاد ترس را دارد. انرژی منفی ذخیره شده در این تجربیات (که اعتقادی راجع به طبیعت تهدیدآمیز محیط ایجاد می کند و از آن حمایت می کند) ترس را به همان میزان انرژی ذخیره شده در حافظه ایجاد می کند.

اصول تنظیم و کنترل بودجه دولتی
با یادگیری رهایی از درد ، ترس را کاهش می دهید و به طور تنظیم و کنترل خود را در معرض آگاهی های جدید در مورد ماهیت بازارها قرار می دهید. شما خود را باز می کنید زیرا ترس باعث نمی شود که تمرکز خود را محدود کنید. به جای تمرکز بر اجتناب از درد ، می توانید بر آنچه بازارها به شما می گویند متمرکز شوید. یادگیری نحوه رهایی از ترس نیز شما را در فکر راههای خلاقانه ای قرار می دهد که از بودجه دولتی آنها می توانید به روابط جدیدی که در رفتار بازار درک می کنید پاسخ دهید. در نتیجه ، شما اعتماد خود را نسبت به توانایی خود در پاسخگویی مناسب به هر موقعیت خاص بازار افزایش می دهید.
اجرای تجارت خود
توانایی شما در اجرای معاملات شما تابعی از میزان ترس ایجاد شده یا عدم وجود آن است. ترس همیشه جزوه اصول تنظیم و کنترل بودجه دولتی اعتقادات شما در مورد ماهیت تهدید کننده محیط است. چه چیزی می تواند بازار را تهدید کند؟ اگر اعتماد به نفس داشته باشید و به طور کامل به خود اطمینان داشته باشید که تحت هر شرایطی از بازار به درستی عمل کنید ، هیچ چیز وجود ندارد. در اصل ، آنچه شما از آن می ترسید ، بازارها نیستند ، بلکه ناتوانی شما در انجام کارهایی است که باید انجام دهید ، بدون نیاز به تردید.
در رابطه خود با بازارها باید یاد بگیرید که از چه چیزی باید ترسید. آنچه از ترس آموختید نتیجه هر کاری بود که باعث درد شد. درد شما ناشی از این بود که نمی دانستید در مرحله بعد چه کاری انجام دهید که نتیجه ای داشت که نه انتظارش را داشتید و نه قصد آن را داشتید. در محیط بازار شما آزاد هستید که اقدام کنید یا نکنید. بازارها نمی توانند کاری برای شما انجام دهند که شما اجازه نمی دهید ، حتی اگر از روی ناآگاهی یا احساس کامل ناتوانی باشد. تأثیرات ترس بر رفتار فرد آشکار است و فرد را تا حد بی تحرکی محدود می کند. اگر نمی توانید معاملات خود را به درستی انجام دهید ، حتی زمانی که بهترین فرصت را درک می کنید ، به این دلیل است که خود را از درد موجود در خاطرات تجارب معاملاتی گذشته رها نکرده اید و هنوز به خود اعتماد ندارید که مناسب عمل کنید. در هر شرایطی اگر این کار را می کردید ، ترس و بی حرکتی وجود نداشت.
انباشت سود
دانلود رایگان جزوه اصول تنظیم و کنترل بودجه دولتی خلاصه کتاب پی دی اف Pdf
توانایی شما برای انباشت سود در یک معامله واحد یا به صورت تجمعی با چندین معامله در یک دوره زمانی معین ، تابعی از میزان خودارزیابی شما است. این احساس خودارزیابی ، در واقع مهمترین مولفه روانشناختی موفقیت است و بر سایر نتایج در تعیین نتایج شما غلبه خواهد کرد.
میزان خودارزیابی شما میزان پولی را که به خودتان می دهید تنظیم می کند (بازار به شما این پول را نمی دهد ، شما آن را بر اساس توانایی خود در درک فرصت و اجرای یک تجارت) از حداکثر پتانسیل موجود یا در هر لحظه یا چشم انداز زمانی قابل درک است. صرف نظر از عمق درک شما از رفتار بازار یا آنچه که آگاهانه در نظر دارید ، فقط به خودتان مقدار “منطبق” با سطح خودارزیابی خود را “می دهید”.
این مفهوم را می توان با یک تصویر ساده توضیح داد. اگر بر اساس تعریف خود یا شرایط بازار چه فرصتی را درک می کنید و با انجام معامله دنبال نمی کنید ، چه چیزی مانع شما شده است؟ از نظر من ، تنها دو دلیل ممکن است وجود داشته باشد. شما یا از بودجه دولتی شکست بی تنظیم و کنترل شده اید یا با یک سیستم اعتقادی (ارزشی) دست و پنجه نرم می کنید که می گوید شما مستحق این پول نیستید. در غیر این صورت ، شما بر اساس ادراک خود عمل می کردید.
خود پذیرش
دومین موضوعی که پایه و اساس جزوه اصول تنظیم و کنترل بودجه دولتی اعتقادی است که من ارائه می دهم این است که تغییر شخصی ، رشد و یادگیری مهارت های جدید تابعی از پذیرش خود است. قصد شما از یادگیری مهارت یا شیوه جدید ابراز وجود در اصل تلاشی است برای ایجاد ابعاد جدیدی از خود. این هدفی است که شما در آینده پیش بینی کرده اید و سپس با رشد در آن تلاش خواهید کرد.
بازار به طور طبیعی شما را به صورت لحظه به لحظه با آنچه در درون شماست روبرو می کند. آنچه در درون شما وجود دارد می تواند اعتماد به نفس یا ترس ، درک فرصت یا از دست دادن ، محدودیت یا حرص غیرقابل کنترل ، عینیت یا توهم باشد. بازار فقط این شرایط روانی را منعکس می کند ، آنها را ایجاد نمی کند.
بنابراین ، برای تبدیل شدن به یک بیان جدید از خود (به منظور دستیابی به یک معامله گر موفق تر) ، باید بیاموزید که چگونه وجود هر یک از این شرایط منفی روانی و اجزای روانی ایجاد کننده آنها را بپذیرید. پرورش اعتقاد به پذیرش هر چیزی که در درون خود پیدا می کنید ، به شما پایه ای می دهد که باید برای تغییر این شرایط تلاش کنید.
برای نشان دادن این مفهوم پذیرش خود ، من بودجه دولتی ای از یک معامله گر طبقه ای را برای شما بیان می کنم که برای کمک به من آمد زیرا می خواست سبک معاملات خود را تغییر دهد. هنگامی که او برای اولین بار به زمین رفت ، گرفتار اسکالپ شد ، زیرا به نظر می رسید ساده ترین راه برای پول درآوردن است. با این حال ، او به زودی دریافت که تلاش برای اسکالپ کردن یک یا دو کنه در گودال باند ، از نظر جسمی بسیار خسته کننده است زیرا مجبور بود با بسیاری از معامله گران رقابت کند. بنابراین او تصمیم گرفت که باید یاد بگیرد چگونه بیشتر از یک یا دو تیک به معاملات خود ادامه دهد.
اولین کاری که انجام دادیم این بود که معاملات او را از قبل برنامه ریزی کنیم. ما از روشهای نسبتاً ساده ای برای شناسایی نقاط پشتیبانی و مقاومت در طول روز در محدوده تیک 7 تا 10 استفاده کردیم. برنامه این بود که او در گودال بایستد و منتظر بماند تا قیمت به هدف خود برسد (خرید حمایت یا فروش مقاومت) ، معامله را انجام دهد ، منتظر بماند تا بازار به هدف خود برسد و سپس از تجارت خارج تنظیم و کنترل. اگر بازار از طریق ورودی وی در جهت مخالف بیش از دو یا سه تیک معامله می کرد ، او قرار بود بدون تردید ضرر را اجرا کند. بر اساس ارزیابی ما از قابلیت اطمینان اعداد پشتیبانی و مقاومت ، ما معتقد بودیم که او نیازی ندارد بیش از دو یا سه تیک را به خطر بیندازد تا بداند آیا تجارت به کار خود ادامه می دهد یا خیر. اولین روزی که سعی کرد نقشه خود را اجرا کند ، خیلی خوب منتظر ماند تا بازار به نقطه ورود او برسد. با این حال ، وقتی زمان اجرای معامله فرا رسید ، او نتوانست این کار را انجام دهد. او قرار بود در سطح حمایتی خرید کند و این کار را انجام نداد زیرا فکر می کرد که روند نزولی ادامه خواهد داشت. وقتی بازار همچنان پایین نرفت و دو و سه تیک بالاتر از نقطه ورود اولیه خود برگشت ، او پیش رفت و یک قرارداد خرید. از آنجا او باید منتظر بماند تا بازار به عقب برگردد تا مقاومت را آزمایش کند که 10 تیک بالاتر از نقطه ورود اولیه اش بود ، اما اکنون فقط هفت تیک فاصله بود.
او به جای اینکه منتظر بماند تا بازار به هدف خود برسد ، به محض داشتن سود دو تکه از تجارت خارج شد. مدت کوتاهی بعد وقتی بازار به منطقه مقاومت رسید ، او همان کاری را کرد که در معاملات اول انجام داد. او به قیمت خود وارد نشد زیرا فکر می کرد بازار همچنان ادامه خواهد داشت. این کار را نکرد ، و او سه تنظیم و کنترل کمتر از آنچه که در ابتدا قصد داشت فروخت و سپس با یک تیک سود بیرون آمد و منتظر چرخش کامل نبود.
وقتی در مورد کارهایی که بعدا در آن روز انجام داد صحبت کردیم ، از خود بسیار ناراضی بود. او خود را بودجه دولتی دانست ، اما آنچه را که باید انجام می داد انجام نداد. او با قیمتی که در نظر داشت وارد نشد یا جایی که قصد داشت ، “به اصطلاح چندین تیک روی میز گذاشت” ، وارد نشد. این یک مرد بسیار ثروتمند است که فقط باید حداکثر دو یا سه تیک را به خطر بیندازد تا بداند آیا تجارت به کار خود ادامه می دهد یا نه. به همین ترتیب ، او آنقدر به دنبال یک جزوه اصول تنظیم و کنترل بودجه دولتی بود که نمی توانست منتظر هدف سود خود باشد و اظهار داشت که نمی تواند ادامه دهد زیرا بارها سوخته است.
بدیهی است که تجارب منفی او هیچ ارتباطی با رفتار بازار یا احتمال کارکرد یا عدم موفقیت استراتژی خاصی ندارد. با این حال ، آنچه مهمتر بود ، عدم پذیرش او برای سطح فعلی مهارت های خود بود. عصبانیت شدید او نسبت به عملکردش به وضوح نشان می داد که نمی تواند جایی را که در آن بود و نتایج حاصله را بپذیرد. آن روز اول برای او تجربه مثبتی نبود ، هرچند او اولین روز برنده شدن خود را پس از مدت طولانی تجربه کرد. عدم پذیرش خود مطمئناً به او در ادامه معاملات برنده کمک نمی کند. در واقع ، او خود را در حفره ای عمیق تر می کند که اگر بخواهد به موفقیتی که می خواهد برسد ، مجبور است راه خود را از آن خارج کند.
با گذشت زمان ، او با توانایی خود در تعریف فرصتی با احتمال موفقیت بالا ، به طور فزاینده ای اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد. تقریباً هر معامله ای که انجام می داد بلافاصله به نفع او تمام می شد ، بنابراین او به ندرت در معامله ای بازنده قرار می گرفت. اما هر روز نیز بیشتر و بیشتر خشنود کننده می شد زیرا او هنوز فقط سود یک یا دو تکه ای را حفظ می کرد و چندین تیک را روی میز می گذاشت تا بازار برای چرخش سطح حمایت یا مقاومت بعدی آزمایش شود.

دانلود رایگان خلاصه کتاب اصول تنظیم و کنترل بودجه دولتی pdf
کنار آمدن با او بسیار دشوارتر این بود که بارها قیمت پایین را خریداری کرده یا بالاترین قیمت روز را فروخته است. البته ، او در آن زمان نمی دانست که بالا یا پایین روز خواهد بود ، اما با نگاهی به گذشته ، نمی تواند با این واقعیت کنار بیاید که فقط یک یا دو تیک از آن بیرون آورده است.
من می دانستم که فشار در درون او ایجاد می شود زیرا هر روز او بهانه های بیشتری در ارتباط با بازار داشت که چرا آنچه را که باید انجام می داد انجام نمی دهد و تحمل کمتری برای گوش دادن به هر چیزی که من در مورد این وضعیت باید تنظیم و کنترل دارد. همه این بهانه ها فقط نشاندهنده این بود که او نمی خواهد کسی را که در رابطه با کسی است که به شدت می خواهد باور کند که قبلاً بوده است بپذیرد. بدیهی است که او در حال توهم بود. برای تبدیل شدن به فردی که می خواهد باور کند که در حال حاضر است ، مستلزم این است که او نحوه صبر و شکیبایی را بیاموزد ، تشخیص دهد که در حال حاضر چگونه است تا بتواند بر آنچه باید یاد بگیرد تمرکز کند و خود را به خاطر اشتباهات و نارسایی های گذشته خود ببخشد. به
با این حال ، این بسیار دشوار خواهد بود زیرا بی حوصلگی با دیگران همیشه او را به خواسته خود می رساند تا زمانی که با افرادی برخورد می کند که خود را ضعیف تر از او می دانند. بنابراین چرا او باید یاد بگیرد که بودجه دولتی باید صبور باشد؟ علاوه بر این اگر او با خودش صبور باشد ، توجیه موضع بی حوصله و غیرقابل تحمل او در قبال دیگران که به اندازه کافی سریع “یاد نگرفته اند” یا “اشتباه” کرده اند ، مشکل خواهد بود.
مدتی از او خبری نداشتم و فقط تصور می کردم که او کار متفاوتی انجام نمی دهد. سپس یک روز پس از بسته شدن تماس گرفت و به من گفت که قصد دارد معامله موقعیت 20 قراردادی را آغاز کند. در غیر این صورت هیچ چیز دیگری در جزوه اصول تنظیم و کنترل بودجه دولتی کار او تغییر نکرده بود ، با این تفاوت که چندین روز پیاپی داشت که شامل برندگان یک و دو تیک بود. من می دانستم که او خود را برای یک روز باخت بزرگ آماده می کند ، اگرچه این را در گفتگو به او نشان ندادم. او در سیستم ذهنی خود استدلال می کرد که با معامله در اندازه بزرگتر پول کافی به دست می آورد تا به خود و دیگران ثابت کند که سرانجام رسیده است ، که او یک معامله گر موفق است و فردی نیست که در معرض ریشه های عمیق قرار گیرد. ترس ها تنها کسی که مانع “پیشرفت” نمی شود ، تنها چیزی که گفتم این است که فکر نمی کنم برای او معقول باشد که با 20 قرارداد قرارداد جزوه حسابداری دولتی پیشرفته باشد ، زیرا او مهارت های روانی یا مکانیکی را توسعه نداده بود. موقعیتی در آن اندازه را اداره کنید غرغر کرد و تلفن را قطع کرد.
روز بعد او تقریباً 3000 دلار در معاملات 20 قرارداد از دست داد. او تمام سود خود را به علاوه بیشتر از تمام تلاش های موفق خود در دو هفته و نیم گذشته معاملات به بازارها بازگرداند. در آن زمان او آماده بود تا به برنامه ای گوش دهد که چگونه می تواند یاد بگیرد چگونه بیشتر از خود پذیرفته شود و چگونه به معاملات برنده خود ادامه دهد. مثال زیر نمونه دیگری از تاجری است که پذیرش خود را آموخته است. این معامله گر برای یک شرکت کارگزاری محلی کار می کند ، موقعیت های پرچین موسسات مالی را مدیریت می کند و همچنین برای حساب شخصی خود معامله می کند. من تقریباً سه سال قبل از تجربه ای که قرار است با او صحبت کنم ، به تنظیم و کنترل منظم با او کار کردم. او یک روز با من تماس گرفت تا به من بگوید چقدر افتخار می کند که در آخرین معامله خود در آن روز موقعیت خود را تغییر داده است. او گفت که بدون تردید ضررهای خود را کاهش داد و موقعیت خود را از کوتاه بودن به طولانی مدت تغییر داد. او خوشحال بود که هیچ درگیری ، مقاومت و یا ناراحتی روحی را احساس نمی کند. او تشخیص داد که چه کاری باید انجام شود و این کار را انجام داد. با این حال ، مدت کوتاهی پس از بازگشت او ، یکی از معامله گران طبقه ، که در همان شرکت مشغول انجام سفارشات مشتری بود ، با مشاوره دوستانه از او خواست که از موقعیت طولانی خود خارج شود.
در حال حاضر ، مشتری من مدت ها پیش تصمیم گرفته بود که هیچ اهمیتی برای درک معامله گران دیگر از بازار قائل نشود. او از بازارها آگاهی بسیار خوبی داشت و معتقد بود می تواند به توانایی خود در تعریف فرصت ها و ارزیابی پتانسیل حرکت بازار اعتماد کند. حداقل فکر می کرد معتقد است به خودش اعتماد دارد. پس از تماس تلفنی ، او آگاهانه به خود اجازه داد تحت تأثیر گفته های این تاجر طبقه قرار گیرد و از موقعیت خود خارج شد. در عرض 10 بودجه دولتی پس از انجام این کار ، بازار (اوراق قرضه) 15 تیک جمع آوری کرد ، دقیقاً همان چیزی که مشتری من در ابتدا تصور می کرد وقتی موقعیت را ایجاد می کند می تواند انجام دهد.
او 15 تیک روی میز گذاشت زیرا اجازه داد تاجر دیگری بر درک او از بازار تأثیر بگذارد. با این حال ، او این تجربه را فرصتی از دست رفته ندانست. او آن را به عنوان نمونه ای از اینکه چگونه هنوز خود را کاملاً از نظرات دیگران در مورد بازار رها نکرده بود ، در نظر گرفت. او فرصتی را از دست نداد زیرا با توجه به شرایط محیطی که تحت آن کار می کرد (کسی که او را صدا می کرد یک وضعیت محیطی بود که هیچ کنترلی بر آن نداشت به جز اینکه هیچ اهمیتی برای اطلاعات قائل نشود). او به سادگی آمادگی روانی نداشت که از این فرصت استفاده کند. اگر او از نظر روانی آماده بود ، با طرح اصلی خود می ماند و می فهمید که تصور دیگران از بازار عینی تر از او نخواهد بود. علاوه بر این ، با توجه به مهارتهایی که او قبلاً توسعه داده بود ، عینی بودن آنها معمولاً بسیار کمتر خواهد بود.
همانطور که باور قوی تری در مورد پذیرش خود ایجاد می کنید ، متوجه خواهید جزوه اصول تنظیم و کنترل بودجه دولتی که چگونه بازار میزان پیشرفت مهارت شما ()
فهرست مطالب