جزوه احساس و ادراک
دانلود جزوه
خلاصه کتاب احساس و ادراک پیام نور خداپناهی دکتر ایروانی محمود پناهی شهری گلدشتاین دکتر سیدمحمدخلاصه کتاب علوی زاده خلاصه کتاب دکتر سمیه انتظاری
:
-: -:
: : : ()
: : /: -: محرک را مقایسه کند و بگوید کدام یک از این دو محرک شدیدتر است.
-2روش های مستقیم: آسان تر از غیر مستقیم است و مستقیما ار آزمودنی خواسته می شود حدفاصل میان محرک ها یا شدت آنها را تخمین بزند.
قوانین پسیکوفیزیک
دو قانون مهم از پسیکوفیزیک وجود دارد: -1قانون لگاریتمی فخنر (پسیکوفیزیک عینی) احساس با لگاریتم تحریک افزایش پیدا
می کند.
از احساس 1 به 2 برسیم باید شدت محرک را در عدد2 ضرب کنیم.
-2قانون توانی استیونس: احساس با توان شدت محرک افزایش می یابد (پسیکوفیزیک ذهنی).
اگر مثلا از احساس 1 به 2 بخواهیم برسیم باید محرک را به توان 2 برسانیم.
الف)نظریه پسیکوفیزیک ادراکی: تأکید روی اثرات میدان ادراکی بر چگونگی پاسخ و احساس دارد و روی ویژگی های فردی و تفاوت های فردی تأکید دارد.
ب)نظریه پسیکوفیزیک تشخیص پذیری علامت: محرکی را زمانی که با یک علامت همراه باشد، به طور مثال همراه صدا باشد، پس از مدتی اورگانیسم علامت را به آن محرک ربط می دهد و به آن پاسخ می دهد، حالا اگر فقط صدا باشد می تواند علامت غلطی باشد که شاید اورگانیسم به آن پاسخ هم دهد.

دانلود جزوه احساس و ادراک
ج)نظریه سطح سازش: در اینجا متغیرهای دیگری به دانلود رایگان جزوه احساس و ادراک pdf از محرک در نظر گرفته می شود، مثل موقعیت زمانی و مکانی یا همان زمینه ای که محرک در آن اتفاق می افتد، پس می توان گفت احساس اولیه آزمودنی از شدت محرک در موقعیت های زمانی و مکانی متفاوت کاملا متغیر است.
بنابراین نظریه: گرایش هر موجود زنده تلاش برای برقراری تعادل حیاتی بین محیط بیرونی و درونی است.
در نهایت می توان گفت، پسیکوفیزیک بتدریج دارای تحولات زیر شد:
حسی ادراکی(طبق نظریه تشخیص پذیری علامت)B شناختی(طبق نظریه سطح سازش).
فرایند های حسی
حس های مختلف شامل بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و بساوایی که این آخری درد، فشار، دوا را شامل می شود و در زندگی روزمره در هر عملی معمولا حس های مختلف درگیر می شوند.
ویژگی های مشترک دستگاه های حسی:
-1حساسیت: یکی از جنبه های بارز دستگاه های حسی انسان ها این است که از جزوه روانشناسی احساس و ادراک فوق العاده ای در تشخیص وجود یا تغییر اشیاء و رویدادها برخوردارند. که میزان حساسیت بین آدم ها متفاوت است، برخی افراد نسبت به تغییرات محرک های محیطی بسیار حساس هستند و تفاوت های بسیار جزئی را هم تشخیص می دهند ولی برخی افراد این گونه نیستند.
-2رمزگردانی حسی: مغز برای حس کردن جهان با مشکل بزرگی مواجه است، هر حسی به نوع معینی از محرک ها پاسخ می دهد به طور مثال حس بینایی به انرژی نورانی، شنوایی و بساوایی به انرژی مکانیکی و حس بویایی و
چشایی به انرژی شیمیایی پاسخ می دهد. اما مغز هیچ کدام از این انرژی ها را درک نمی کند و تنها با زبان علائم الکتریکی حاصل از شلیک عصبی آشنا ست، بنابراین هر دستگاه عصبی باید یکی از این انرژی های نام برده را تبدیلبه علائم الکتریکی کند تا این علائم بتواند نهایتا به مغز راه یابند و این عمل تبدیل نیرو توسط یاخته هایی به نام گیرنده حسی انجام می شود.به طور مثال: گیرنده های بینایی در لایه ی نازکی در داخل چشم قرار دارند و هرگیرنده حاوی ماده شیمیایی است که در برابر نور واکنش نشان می دهد و این واکنش موجب راه اندازی سلسله وقایعی می شود که به شلیک تکانه ی عصبی می انجامد.
گیرنده، یاخته عصبی تخصص یافته ای است که وقتی فعال می شود علامت الکتریکی خود را به نورون های رابط انتقال می دهد و سپس این علایم الکتریکی به مغز می رود تا به منطقه اختصاصی دریافت کننده آن در قشر مخ برود، بنابراین دستگاه های حسی مختلف، مناطق دریافت کننده ی متفاوتی در قشر مخ دارند. در جایی در مغز علامت الکتریکی موجب تجربه ی حسی هوشیار می شود. بنابراین وقتی تماس پوستی را انسان تجربه می نماید که به طور مثال زبر است، این تجربه در مغز رخ می دهد نه در پوست.
حس بینایی:
دستگاه بینایی انسان تشکیل شده است از چشم ها، بخش هایی از مغز و گذرگاه هایی کرانی ها را به هم ارتباط می دهد و چشم شامل دو دستگاه است، یکی برای تصویرسازی و دیگری برای تبدیل این تصویر به تکانه های الکتریکی. دستگاه تصویر ساز چشم مانند دوربین عکاسی عمل می کند و کار آن عبارت از این است که نور منعکس از اشیا را متمرکز کند، به نحوی که تصویری از شیء روی شبکیه تشکیل شود.
این دستگاه شامل قرینه، مردمک و عدسی است، بدون این اجزا می توانیم نور را ببینیم ولی طرح چندی را نمی بینیم. بنابراین 3 جزء تصویر را می گیرند و روی شبکیه که در انتهای چشم قرار دارد تشکیل می دهند.
قرینه: سطح شفاف بیرونی چشم است، نور از قرینه وارد چشم می شود و پرتوهای آن توسط قرینه به طرف درون شکسته می شوند تا بدین شکل تشکیل تصویر آغاز گردد.
عدسی: فرآیند تمرکز نور بر شبکیه را کامل می کند، متمرکز کردن تصویر اشیایی که در فاصله های مختلف قرار دارند عدسی تغییر شکل می دهد. بدین ترتیب که برای متمرکز کردن اشیای نزدیک کروی تر شده و برای تمرکز روی اشیاء دور پهن تر می شود.
افراد نزدیک بین عدسی چشمشان به اندازه ی لازم پهن نمی شود تا جزوه احساس و ادراک دور را به خوبی ببیند و به عکس افراد دوربین عدسی چشمشان به اندازه ی لازم کروی نمی شود تا اشیای نزدیک را ببیند که این مشکلات با لنز و عینک قابل اصلاح است.
مردمک: روزنه ایی مدور است که قطر آن در پاسخ به مقدار نور تغییر می کند به طوری که اندازه ی مردمک در نور ضعیف به حداکثر و در نور درخشان به حداقل می رسد تا از این طریق کیفیت تصویر حفظ شود.
دستگاه دوم تبدیل تصویر به تکانه های الکتریکی:
پس از تشکیل تصویر بر شبکیه این دستگاه شروع به دانلود رایگان جزوه احساس و ادراک pdf می کند و اساسی ترین بخش آن گیرنده ها هستند که شامل 2 نوع یاخته است (میله و مخروط) که هر کدام برای مقصود خاصی تخصص یافته است، میله برای دید شب ساخته شده اند، این یاخته ها در نور کم عمل می کنند و احساس های فاقد رنگ بوسیله آنها بوجود می آیند مخروط ها برای نور روز مناسب ترند، این یاخته ها به نورهای شدید پاسخ می دهند و موجب احساس رنگ می شوند به غیر از این یاخته ها که روی شبکیه قرار دارند، سلول های کمکی و عروق خونی قرار دارند.
سوال: گیرنده چگونه نور را به تکانه های الکتریکی تبدیل می کند؟
میله ها و مخروط ها حاوی مواد شیمیایی خاصی به نام رنگدانه ی نوری هستند که نور را جذب می کنند. رنگدانه های نوری فرایندی را آغاز می کند که به تکانه ی عصبی می انجامد. وقتی مرحله ی تبدیل انجام شد، تکانه ی الکتریکی از طریق نورون های رابط به مغز رفته.
مغز عصب بینایی سلول های کره ای سلول های دو پاسخ میله ها و
قطبی مخروط ها
حس شنوایی:
شنوایی برای اکثر انسان ها ابزار اصلی ارتباط با دیگران است و چیزی جز این نیست که تغییرات جزئی در فشار صوت غشایی را در گوش داخلی به جلو و عقب حرکت می دهد.
منشاء صوت، حرکت یا ارتعاش یک شیء است. مانند زمانی که باد به سرعت از لا به لای شاخه های درخت ها می گذرد. وقتی شیئی حرکت می کند ملکول های هوای مقابل به هم فشرده می شوند و بعد این ملکول ها به ملکول های دیگر فشار می آورند و سپس به جای خود باز می گردند. با اینکه ملکول های هوا حرکت چندانی نمی کنند ولی موجی از تغییرات فشار (موج صوتی) در هوا به حرکت درمی آید.
این موج شبیه موجی است که در نتیجه ی پرتاب سنگ در درون برکه بر سطح آب ایجاد می شود، صوت های خالص موج سینوسی را ایجاد می کنند ولی تمام صوت هایی که ما می شنویم صوت های پیچیده هستند چون ترکیبی از چند صوت خالص اند که از چند لحاظ، بسامد، شدت و طنین با هم متفاوت اند.
بسامد: سرعت حرکت ملکول های هوا به جلو و عقب است که پایه ادراک زیر و بم می شوند.
شدت: مبنای احساس بلندی یک صدا می شود و واحد آن دسیبل است.
طنین: تجربه ی آدمی از پیچیدگی صوت، که تمام صوت هایی مثل صدای انسان، حیوان، آلات موسیقی، خودروها، آبشارها همگی دارای الگوی پیچیده ی فشار صوتی هستند.
دستگاه شنوایی: شامل گوش، بخش هایی از مغز و گذرگاه های دانلود جزوه احساس و ادراک ارتباطی است و مانند چشم دو دستگاه دارد.-1صوت را تشدید کرده و به گیرنده منتقل می کند -2صوت را به تکانه ی عصبی تبدیل می کند.
-1دستگاه فرستنده شامل: گوش بیرونی و گوش میانی است که خود گوش بیرونی شامل قسمت های خارجی گوش (لاله گوش) و مجرای شنوایی می شود و گوش میانی شامل پرده گوش و 3 استخوان چکشی، سندانی و رکابی است.
-2دستگاه تبدیلی: از گوش درونی تشکیل شده که همان حلزون گوش است که حاوی تعداد زیادی گیرنده است.
چگونگی ساز و کار دستگاه شنوایی:
گوش بیرونی به دریافت صوت یاری می رساند و صوت را از طریق مجرای شنوایی بر پرده ی گوش متمرکز می کند و پرده ی گوش به ارتعاش درآمده و حال گوش میانی که پرده خارجی ترین بخش آن است بوسیله ی پلی مکانیکی ارتعاش را به گوش داخلی می رساند که بدین شکل می باشد: ارتعاش پرده گوش استخوان اول یعنی چکشی را به حرکت درآورده و آن موجب حرکت استخوان دوم (سندانی) شده و بعد ارتعاش به استخوان سوم یعنی رکابی می رسد و بعد استخوان رکابی موجب ارتعاش روزنه ی بیضی می شود. این تشکیلات مکانیکی نه تنها موج صوت را منتقل می کند بلکه آن را فوق العاده تشدید تقویت نیز می کند.
حال به دستگاه تبدیل نیرو بپردازیم. حلزون گوش، لوله یی مارپیچ و استخوانی است که مایع داخل آن توسط چند غشا به بخش های مختلف تقسیم می شود.
فشار به روزنه بیضی (رابط گوش میانی و داخل) موجب تغییر فشار در مایع حلزون گوش می شود که خود موجب ارتعاش غشای پایه میگردد و در نتیجه یاخته های مویی خم می شوند و تکانه ی الکتریکی ایجاد می شود و از طریق این فرآیند پیچیده موج صوتی تبدیل به تکانه ی الکتریکی می شود و یاخته های عصبی که با یاخته های مویی ارتباط سیناپسی دارند دارای اکسون های بلندی هستند که بخشی از عصب شنوایی را تشکیل می دهند، از هر یک از گوش ها عصب شنوایی به هر دو سمت مغز می رود و پیش از رسیدن به بخش شنوایی قشر مخ با چندین هسته ی عصبی سیناپس تشکیل می دهند. به طور کلی انسان های به بسامدهای متوسط حساس تر
دانلود رایگان جزوه احساس و ادراک
هستند تا بسامدهای بلند یا کوتاه این میزان سازمان یافتگی که در حواس بینایی و شنوایی دانلود رایگان جزوه احساس و ادراک دارد در سایر حس ها نیست ولی با این حال سایر حواس نیز از اهمیت حیاتی برخوردارند.
حس بویایی:
بویایی یکی از ابتدایی ترین و دانلود جزوه احساس و ادراک حواس است، احتمالا به همین دلیل بویایی مسیری مستقیم تر از حس های دیگر دارد. به طوری که گیرنده های بویایی که در حفره ی بینی قرار دارند، بدون سیناپس به مغز متصل می شوند و برخلاف گیرنده های بینایی و شنوایی مستقیما با محیط در تماس هستند. بدین معنا که بدون هیچ محافظی داخل حفره بینی جای دارند. (در صورتی که گیرنده های بینایی پشت قرنیه جای دارند و گیرنده های شنوایی توسط گوش خارجی و میانی محافظت می شوند)
بویایی به بقای انسان کمک می کند و باعث تشخیص غذاهای فاسد یا گازهای سمی می شود ولی این حس در سایر جانداران قوی تر است و منطقه وسیع تری از قشر مخ را به خود اختصاص می دهد، به طور مثال ماهی قشر بویایی اش تقریبا هر دو نیمکره را فرا گرفته است و سگ تقریبا 31 و در انسان 120 قشر مخ را فراگرفته است.
دستگاه بویایی: محرک حس بویایی ملکول های فرار آزاد شده از مواد هستند که در هوا حرکت می کنند و وارد مجرای بویایی می شوند، ضمنا این میکول ها باید قابل حل در چربی باشند، زیرا گیرنده های بویایی را ماده ای شبیه چربی پوشانده. گیرنده های بویایی در انتهای مجرای بینی قرار دارند، وقتی مولکول های مواد فرار با مژک های این گیرنده ها تماس پیدا می کنند. تکانه های الکتریکی ایجاد می شود که همان فرایند تبدیل است و بعد این تکانه از طریق رشته های عصبی به پیاز بویایی می رسد که منطقه ای است در در مغز زیر قطعه های پیشانی و پیاز بویایی نیز قشر بویایی یخ واقع در بخش درونی قطعه های گیجگاهی مغز متصل است و نکته جالب این است که این پیاز بویایی و بخشی از قشر مخ در تشکیل حافظه های بلند مدت دخیل است، ارتباط مستقیم وجود دارد، برای همین به نظر می رسد که هر بوی مشخص سهم مؤثری در بازیابی یک خاطره قدیمی داشته باشد.
حس چشایی:
تجارب زیادی را به چشایی نسبت می دهند که ربطی به آن ندارد، به طور مثال می گوییم غذایی جزوه احساس و ادراک مزه است ولی هنگام سرماخوردگی شدید که بویایی از کار می افتد، دیگر مزه غذا برایمان خوش مزه نیست.
محرک چشایی ماده ای است که در بزاق قابل حل باشد و دستگاه چشایی شامل گیرنده های مومی زبان، حلق و گلو + بخش هایی از مغز و گذرگاه های عصبی رابط است. گیرنده هایی که روی زبان هستند، خوشه ای بوده و
جوانه ی چشایی نام دارند و از هر جوانه ی چشایی ساختارهای کوتاه و موی مانندی بیرون آمده و با مواد محلول دهان تماس می یابند و این تماس به تکانه ی الکتریکی منجر شده و به این طریق فرایند نیرو گردانی صورت می گیرد و سپس این تکانه ی الکتریکی به مغز منتقل می شود.
حس لامسه:
سابق بر این تصور می شد بساوایی (لامسه) حس واحدی است، اما امروزه آن را مرکب از 3 حس متمایز پوستی می دانندکه یکی به فشار، دیگری به دما و سومی هم به درد پاسخ می دهد.
-1فشار: محرکی که سبب دانلود جزوه احساس و ادراک فشار می شود، فشار فیزیکی بر پوست است، درست است که ما به فشار دایمی که پوستمان وارد می شود آگاه نیستیم (فشار هوا)، اما تغییر فشار را متوجه می شویم.
برخی بخش های بدن مثل لب، بینی، گونه بیشترین حساسیت را به فشار دارند چون تعداد گیرنده هاشون زیاد است و در مقابل یا کمترین حساسیت را به فشار دارد.
-2دما: محرک احساس دما، حرارت پوست بدن است و گیرنده های مربوط به آن، نورون هایی هستند که درست زیر پوست قرار دارند. وقتی حرارت پوست کاهش یابد گیرنده های سرما و زمانی که دمای پوست افزایش یابدگیرنده های گرما تکانه ی عصبی ایجاد می کنند،کیفیتهای مختلف دما اصولا برحسب نوع گیرنده ی فعال شده رمزگردانی می شوند. چون حفظ دمای بدن برای بقای ما ضرورت دارد، توانایی احساس تغییرات جزئی در دمای پوست بدن بسیار حائز اهمیت است.
-3درد: حس درد در میان سایر حواس بیش از بقیه توجه انسان را به خود جلب کرده است به گونه ای که نمی توان نسبت به تجربه درد بی اعتنا بود و درست است که این حس با ناراحتی همراه است اما موجب بقای آدمی می شود. زمانی که شدت یک محرک به حدی برسد که بتواند به بافتها آسیب برساند، خودش محرکی برای حس درد خواهد شد، محرک هایی چون فشار، دما، ضربه ی الکتریکی، مواد شیمیایی می باشند.
اثر این قبیل محرک ها این است که سبب رها سازی مواد شیمیایی در پوست شده که خود گیرنده های خاصی با آستانه ی بالا را تحریک می کند (مرحله تبدیل نیرو)، این گیرنده ها نورون هایی با انتهای عصبی آزاد و تخصص یافته اند.
انواع درد
-1درد مرحله ای: که در لحظه ی وارد شدن آسیب احساس می شود که تیز و تند است و مدت آن کوتاه است مثل، لحظه ی در رفتگی یکی از استخوان ها که در یک درد شدید فرد احساس می کند.
-2درد مداوم: پس از وقوع آسیب حس می شود، گنگ و دراز مدت است جای آن را می گیرد، درد احساس شدت و کیفیت درد مرحله ای آرام شد، یک درد گنگ و دراز مدت است. مثل، در ادامه ی در جزوه درس روانشناسی احساس و ادراک مثلا کتف وقتی درد مرحله ای آرام شد، یک درد جزوه احساس و ادراک و دراز مدت جای آن را می گیرد، در احساس شدت و کیفیت درد عوامل دیگری غیر از محرک مستقیم تأثیر گزار است مثل: فرهنگ انتظارات، تجربه های قبلی فرد، آستانه مطلق فرد (آستانه تحمل)، قدرت ذهن.
احساس عمومی:
براساس نظر پژوهشگران احساساتی چون تشنگی، گرسنگی، خستگی و کمبود هوا را نمی توان به یکی از حواسی که در مورد آن صحبت شد نسبت داد، به همین دلیل آنها را به عنوان احساس عمومی معرفی می کنند.
این احساسات عمومی در یک صفت با یکدیگر مشترک هستند و آن این است که محرک های این ها در درون موجود زنده قرار دارد. این قبیل تحریکات بوسیله ی یکسری گیرنده های ناشناخته در درون موجود زنده ضبط می شوند و باعث احساس عمومی می گردند.
در انتها می توان گفت که تحریک مناسب احساس عمومی در موجود زنده باعث می شود که میل و دانلود جزوه احساس و ادراک در وی ایجاد گردد و خود این میل موجب رفتار هدفمندی در او شده که در جهت رفع کمبود و برقراری متعادل می شود که به گفته ی محققین همین میل و کشش باعث بقای موجود زنده می گردد. از میان احساسات عمومی دو حس گرسنگی و تشنگی که از سایرین مطرح تر است را مورد بررسی قرار می دهیم.
احساس تشنگی:
%70 تا %75 وزن بدن انسان را آب تشکیل می دهد و بدن سعی می کند این دانلود جزوه بهداشت روانی را ثابت نگه دارد، به همین خاطر اگر فردی نیم درصد از میزان وزن خود آب از دست دهد فرد احساس تشنگی می کند و کاهش آب بدن از 4 طریق فیزیولوژی صورت می گیرد: ادرار- ترشح عرق مرطوب کردن هوا تنقسی، مدفوع،32 از آب کل بدن را در درون سلول ها است و 31 آنها برون سلول است که در بخش ها بین سلولی، عرق و دستگاه گردش خون است.
در مایع برون سلولی یون سدیم Na+ بیشتر است و در مایع درون سلولی یون پتاسیم K+ بیشتر است این دو مایع
توسط غشای سلولی از هم جدا می شوند و این غشای سلولی نسبت به آب نفوذ پذیر است و آب از جایی که غلظت نمک کمتر است به جایی که غلظت نمک زیاد است می رود تا زمانی که غلظت بین دو طرف به یک اندازه شود این عمل ادامه پیدا می کند و این جریان …. می گویند.
نیرویی که موجب جریان +
:
—:
—←
فهرست مطالب