دانلود کامل ترین جزوه اخلاق پرستاری

  • از

جزوات رنگی و تایپ شده اخلاق پرستاری

دانلود فایل

 

 

تالیف طاهره برزویی و مهناز موقر دانشگاه آزاد اسلامی منصوره تجویدی دانشگاه سراسری پیام نور شهناز شوشتری زاده پیام نور فخرالسادات

 

 

 

 

“” “” ً ً :
“”” ”

“” ً “” “” () ً “” طبق آن رفتار می کنیم که انگار از ابتدا حقیقت داشته است.
این تصویر از خود یک کلید اخلاق پرستاری ایی برای زندگی بهتر می شود به دلیل دو کشف مهم:
(1) تمام اعمال ، احساسات ، رفتار شما – حتی خود توانایی هایتان – همیشه با این تصویر سازگار است. به طور خلاصه ، شما جوری رفتار خواهید کرد که تصور می کنید هستید. نه تنها این، بلکه شما به معنای واقعی کلمه، علی رغم تمام تلاش های آگاهانه خود، نمی توانید در غیر این صورت رفتار کنید. فردی که تصور می کند “تیپ شخصیتی بازنده ” دارد، برخلاف همه نیت های خوبش، یا قدرت اراده اش، راهی برای شکست پیدا خواهد کرد. حتی اگر فرصتی به معنای واقعی کلمه در دامان او ریخته شود. شخصی که باور کرده قربانی بی عدالتی است ، که “سرنوشتش رنج کشیدن است”، بی وقفه شرایطی را برای تأیید این نظر پیدا خواهد کرد.
تصویر خود یک “پیش فرض” است ، یک پایه، یا یک زیرساخت است که بر اساس آن کل شخصیت شما، رفتار شما و حتی شرایط شما ساخته می شود. به همین دلیل به نظر می رسد که تجربه های ما مجددا تأیید می شود و در نتیجه تصویر خود ما را تقویت می کند، و یک چرخه معیوب یا سودمند، ممکن است که تنظیم شود.

 

 

دانلود جزوه اخلاق پرستاری رایگان خلاصه کتاب پی دی اف کامل pdf

به عنوان مثال، یک بچه مدرسه ای که خود را در سطح “ضعیف” یا “در ریاضیات احمق” می داند،در ادامه کارنامه اش مدام این فرض را تایید می کند. او حالا “اثبات” دارد. دختر جوانی که تصویرش از خود شخصی اخلاق که هیچ کس او را دوست ندارد واقعاً می بیند که در رقص مدرسه دیگران از او دوری می کنند. او خودش از طرد شدن استقبال می کند. ابراز ناراحتی او، حالت آویزان او، اضطراب بیش از حد او برای رضایت دیگران، یا شاید پذیرا بودن او نسبت به افرادی که با او خصومت دارند، همه کسانی را که او می خواهد جذب کند را در واقع از او دور می کند. به همین ترتیب، یک فروشنده یا یک تاجر هم متوجه خواهد شد که تجربیات واقعی او “اثبات” می کند که تصویر شخصی او صحیح است.
به همین دلیل، “اثبات” عینی برای کسی که مشکل او در تصویر خودش یا ارزیابی خودش از خودش نهفته است، به ندرت اتفاق می افتد. به دانش آموزی بگویید که فقط او “فکر می کند” نمی تواند بر جبر مسلط شود و او به عقل شما شک خواهد کرد. او سعی کرده و سعی کرده و هنوز کارنامه اش نشان می دهد که نتوانسته است. به فروشنده بگویید که این فقط یک فکر است که او نمی تواند بیش از یک رقم خاص درآمد کسب کند و او با دفتر حساب و کتابش اثبات می کند که اشتباه می کنید. او به خوبی می داند که چقدر تلاش کرده و باز هم شکست خورده است. با این حال ، همانطور که بعداً خواهیم دید، بعد از تغییر در تصویر خود، تغییرات معجزه آسایی هم در نمرات دانش آموزان و هم در افزایش درآمد فروشنده ها رخ داده است.

اخلاق پرستاری

اخلاق پرستاری

(2) تصویر خود را می توان تغییر داد. داستان هایی از موارد متعدد نشان داده اند که فرد برای تغییر تصویر خود و شروع زندگی جدیدی هرگز نه خیلی جوان است و نه خیلی پیر است.
یکی از دلایلی که تغییر عادات، شخصیت یا روش زندگی برای یک شخص بسیار سخت به نظر می رسد این بوده که تاکنون تقریباً همه تلاش هایش برای تغییر به بیراهه کشیده شده است. بیماران زیادی چیزهای مانند این موارد به من گفته اند: “اگر شما در مورد “مثبت اندیشی” پرستاری می کنید، من قبلاً این کار را کرده ام و برای من جواب نمی دهد. “با این حال ، کمی سوال همیشه
نشان می دهد که این افراد “مثبت اندیشی” یا در شرایط خاصی در خارج از اخلاق آن ها بکار گرفته اند یا در برخی از عادات و نقص های شخصیتی (“من آن شغل را بدست خواهم آورد.”، “من در آینده آرام تر و با آرامش تر خواهم بود.”، “این فعالیت تجاری یک روزی به نفع من خواهد شد.”و غیره) اما آنها هرگز به فکر تغییر”خود” برای رسیدن به خواسته هایشان نیفتادند.
عیسی مسیح به ما هشدار داد که حماقت نکنیم و مواد جدید را در بسته های قدیمی قرار ندهیم. مثلا نوشیدنی جدید را در بطری قدیمی نریزیم. “تفکر مثبت” را نمی توان با همان تصویر قدیمی از خود به طور موثر استفاده کرد. در واقع تا جزوه اخلاق پرستاری که دید منفی نسبت به خود داشته باشید، واقعاً فکر کردن درباره شرایط خاص غیرممکن است. آزمایشات متعدد نشان داده که با تغییر دیدگاه نسبت به خود، سایر موارد سازگار بامفهوم جدید از خود ، به راحتی و بدون سختی تطبیق میابد.
یکی از اولین و متعبرترین آزمایشات در این راستا توسط مرحوم پرسکات لکی، یکی از پیشگامان روانشناسی تصویر خود، انجام شد. لکی معتفد بود که شخصیت در واقع فقط “سیستمی از ایده ها” است، همه چیزهایی که به نظر می رسد باید با یکدیگر سازگار باشند. ایده هایی که با این سیستم مغایرت داشته باشد رد می شود ، “باور نمی شوند”و به آنها عمل نمی شود. ایده هایی که به نظر می رسد سازگار با سیستم هستند پذیرفته می شود. در مرکز این سیستم ایده ها – پایه و اساس – زیرساختی که همه چیز بر آن ساخته شده است، “ایده آل خود” فرد، “تصویر خود”، یا تصور او از خودش است.
لکی فرض کرد که اگر اگر دانش آموزی در یادگیری مبحثی مشکل داشته باشد، می تواند به این دلیل باشد که (از دید خودِ دانش آموز) یادگیری آن با تصورش از خود متناقض است. لکی معتقد بود، اگر بتوانید تصور دانش آموز از خودش را تغییر دهید، که زیربنای این دیدگاه است، نگرش او نسبت به موضوع به همین ترتیب تغییر خواهد کرد. اگر بتوان دانش آموز را وادار به تغییر تعریف خود کرد، توانایی اخلاق او نیز باید تغییر کند. این مورد ثابت شده است. یک دانش آموز که املای 55 کلمه از 100 کلمه را اشتباه کرده، تعداد زیادی از درس هایش را افتاده بود و آن سال مردود شد، سال بعد با میانگین کلی 91 از 100، یکی از بهترین دانش آموزهای مدرسه شد. یک پسر که به دلیل ضعیف بودن از یک کالج اخراج شده بود، با بهترین نمره وارد دانشگاه کلمبیا شد. دختری که چهار بار درس لاتین را افتاده بود، بعد از سه بار صحبت با مشاور مدرسه، با نمره 84 از 100 آن درس را پاس کرد. پسری که گروه امتحان گیرنده به او گفتنه بودند هیچ استعدادی در انگلیسی ندارد، سال بعد موفق به کسب جایزه افتخاری ادبیات انگلیسی شد.
مشکل این دانشجویان این نبود که خنگ، یا بی استعداد بودند. مشکل تصویر ناکافی ای بود که خود داشتند (“من استعداد ریاضی ندارم.”، “من ذاتا در درس ها ضعیف هستم.”). آنها با اشتباهات و شکستهایشان “شناخته” می شدند. به جای پرستاری “من در آن آزمون موفق نشدم” (واقعی و توصیفی) آنها نتیجه گرفتند: “من یک شکست خورده ام.” به جای اینکه بگویند “من در این درس موفق نشدم” آنها گفتند” من یک بازنده هستم.” برای کسانی که علاقه مند به مطالعه بیشتر کارهای لکی هستند، توصیه می کنم نسخه ای از کتاب “سازگاری با خود، یک نظریه شخصیت” او را تهیه کنند.
لکی برای درمان دانش آموزانی که عاداتی مانند جویدن ناخن و لکنت زبان داشتند از همین روش استفاده کرد.
پرونده های من نیز به همان اندازه قانع کننده است: مردی که از غریبه ها چنان می ترسید که به ندرت از خانه بیرون میرفت، و اکنون به عنوان یک سخنران عمومی کار می کند.فروشنده ای که نامه استعفا خود را آماده کرده بود چون او “فقط برای فروش ساخته نشده بود”، و شش ماه بعد با 100 فروشنده برترین فرد شرکت بود. وزیری که به دلیل “مشکلات اعصاب” و فشار آماده سازی سخنرانی، یک هفته زمین گیر می شد و به استعفا فکر می کرد، اکنون علاوه بر سخنرانی های هفتگی خود، هفته ای به طور متوسط سه “گفتگوی با دیگران” نیز ارائه می دهد و یادش نمی آید که روزی مشکل اعصاب داشته است.

چگونه یک جراح پلاستیک به اخلاق تصویر خود
علاقه مند شد
از بیرون، به نظر می رسد ارتباط کم یا هیچ ارتباطی بین جراحی و روانشناسی وجود ندارد. با این حال، اولین بار یک جراح پلاستیک بود که که به وجود “تصویر خود” اشاره کرد و منجر به مطرح شدن سوالات خاصی در این باره شد و نهایتا باعث افزایش این دانش مهم روانشناختی شد.
هنگامی که سالها پیش من برای اولین بار تمرین جراحی پلاستیک را شروع کردم، من از تغییر حیرت انگیز و ناگهانی در شخصیت افراد بعد از عمل شگفت زده می شدم. تغییر جسمی در بسیاری از موارد فردی کاملاً جدید را به وجود می آورد. پس از آن چاقوی جراحی که نگه داشته بودم، در دست من تبدیل به یک عصای جادویی شد که نه تنها ظاهر بیمار را تغییر می داد، بلکه تمام زندگی اش را دگرگون می کرد. فردی بازنشسته و خجالتی، جسور و شجاع می شد. یک پسر “ابله” و “احمق” به جوانی درخشان و مدیر اجرایی یک شرکت برجسته تبدیل شد. فروشنده ای که قدرت تشخیص و باورش را از دست داده بود به الگویی برای اعتماد به نفس تبدیل شد. و شاید شکه کننده ترین مورد، جنایتکاری بود که یک شبه از فردی غیر قابل اصلاح و بی توجه به تغییر تبدیل به زندانی نمونه ای شد که نهایتا با مشروط شدن از زندان رفت و نقشی مسئولیت پذیر را در جامعه به عهده گرفت.
حدود بیست سال پیش من بسیاری از این موارد را در کتاب “چهره های جدید – آینده های جدید” خود گزارش داده بودم. ذیل انتشار آن، و مقالات مشابه در مجلات برجسته، خودم را در محاصره سوالات جرم شناسان، جامعه شناسان بود و روانپزشکان یافتم. آنها پرستاری را مطرح می کردند که من نمی توانستم پاسخ دهم. اما به طرز عجیبی، بیشتر از موفقیت هایم از شکست های خود مطالب زیادی را یاد گرفتم.
توضیح موفقیت ها آسان بود. پسری بود با گوشهای خیلی درشتی که به او گفته شده بود که شبیه یک تاکسی با دو در باز است. در تمام زندگی – او اغلب بی رحمانه توسط همه مسخره شده بود. معاشرت با اخلاق و سال ها به معنای تحقیر و درد بود. چرا نباید از ارتباط های اجتماعی پرهیز کند؟ چرا نباید از مردم بترسد و خودش را از آنها دور کند؟ او به شدت می ترسد که خودش را بیان کند و به هیچ وجه جای تعجب نبود که او به عنوان یک احمق معروف شود. وقتی گوش های او اصلاح شد، کاملا طبیعی به نظر می رسید که علت خجالت و تحقیر او برداشته شده و حالا باید به صورت یک انسان نرمال زندگی کند، که همین اتفاق هم افتاد.
یا فروشنده ای را در نظر بگیرید بعد از یک تصادف اتومبیل دچار تغییر شکل صورت شده بود. هر جزوه اخلاق پرستاری وقتی که اصلاح می کرد، می توانست چهره زننده و وحشتناکش، جای زخم روی گونه و پیچ خوردگی ناخوشایند دهانش را ببیند. برای اولین بار در زندگی خود به طرز دردناکی متوجه خودآگاه خود شد. او از خود شرمنده بود و احساس می کرد ظاهرش دیگران را از او دور می کند. جای زخم تبدیل به یک معضل بزرگ شد. او با دیگران “متفاوت” بود. او شروع به “فکر” کردن کرد که دیگران چه نظری درباره او دارند. به زودی ایگو او حتی از صورتش هم بیشتر آسیب دید. او اعتماد به نفس خود را از دست داد. شخصیتش تلخ و خصمانه شد. خیلی زود تقریباً تمام توجه اش معطوف به خود شد – و هدف اصلی محافظت از نفس خود و اجتناب از موقعیت هایی که ممکن است تحقیر به همراه آورد، شد. درک آن آسان است که چگونه اصلاح شکل چهره او و ترمیم یک چهره “طبیعی” یک شبه کل نگرش و ، احساسات انسان در مورد خودش را تغییر می دهد و منجر به موفقیت بیشتر در کار می شود.
اما در مورد استثناهایی که تغییر نکرده اند، چطور؟ دوشسی که تمام زندگی اش، به دلیل قوز بزرگی در بینی بسیار خجالتی بوده است؟ گرچه جراحی به او بینی کلاسیک و صورتی واقعا زیبا داده است، او هنوز هم به عنوان جوجه اردک پرستاری، خواهر ناخواسته که هرگز نمی تواند به صورت دیگران نگاه کند به زندگی ادامه داد. اگر چاقوی جراحی جادویی بود ، چرا روی دوشس کار نمی کرد؟
یا همه بقیه که چهره های جدیدی پیدا کردند اما همچنان اخلاق قدیمی اشان را همراه داشتند چطور؟ یا در مورد واکنش کسانی که اصرار دارند این جراحی هیچ تفاوتی در ظاهر آنها ایجاد نکرده است چی؟ هر جراح پلاستیک این تجربه را داشته و احتمالاً به اندازه من گیج شده است. مهم نیست که تغییرات ظاهری چقدر شدید باشد، همیشه بیماران خاصی هستند که اصرار خواهند کرد که “من درست مثل قبل به نظر می رسم – شما کاری نکرده اید.” دوستان، حتی خانواده، به سختی ممکن است آنها را تشخیص دهند، ممکن است بسیار از “زیبایی” بدست آمده برای فرد تعریف کنند، اما بیمار خودش اصرار دارد که می تواند فقط تغییرات جزئی را ببیند یا متوجه تغییری نمی شود. مقایسه عکس های “قبل” و “بعد” کمی کمک می کند، بجز مواقعی که ممکن است باعث ایجاد خصومت شود. اما باز هم در ذهن برخی از بیماران واکنش های عجیبی رخ می دهد، مثلا می گویند “البته، می بینم که قوز در بینی من نیست – اما بینی من هنوز به همان شکل است” یا “جای زخم ممکن است دیگر دیده نشود، اما هنوز هم وجود دارد.”

دانلود رایگان خلاصه کتاب اخلاق پرستاری pdf

دانلود رایگان خلاصه کتاب اخلاق پرستاری pdf

جای زخم هایی که به جای شرم باعث افتخار می شوند
هنوز سرنخ دیگری در جستجوی تصویر خود دست نیافتنی بود واقعیتی است که جای زخم یا تغییر شکل چهره باعث شرمندگی نمی شود. هنگامی که من دانشجوی پزشکی جوانی در آلمان بودم، دانش آموز دیگری را دیدم که با افتخار “زخم شمشیر” داشت که انگار یک آمریکایی مدال افتخار داشته باشد. دوئلیست ها، نخبه دانشگاه بودند و یک زخم صورت مدرکی برای اثبات بود. برای این پسران، یک زخم وحشتناک روی گونه اثر مشابهی با از بین بردن جای زخم از گونه آن فروشنده از نظر روانشناسی را داشت. در نیواورلئان قدیم که یک کریول زخم چشمش را با یک پوششی می پوشاند نیز همین تاثیر را به پرستاری داشت. من متوجه شدم که چاقوی جراحی ام از خود قدرت جادویی نداشت. چاقو می تواند بر روی یک نفر برای ایجاد زخم و از طرف دیگر برای پاک کردن جای زخم در فرد دیگری استفاده شود و همان نتایج روانشناختی را داشته باشد.

رمز و راز زشتی خیالی
برای شخصی معلول با یک اخلاق مادرزادی واقعی، که از یک تغییر شکل واقعی صورت در نتیجه یک حادثه رنج می برند، جراحی پلاستیک به ظاهر می تواند مثل جادو باشد. از چنین مواردی به آسانی میتوان نتیجه گرفت که همه روان رنجوری ها، ناراحتی ها، عدم موفقیت ها، ترس ها، اضطراب و عدم اعتماد به نفس جراحی پلاستیک با از بین بردن تمام نقایص بدن موثر خواهد بود. با این حال، طبق این نظریه، افراد با چهره های نرمال یا قابل قبول باید عاری از همه مشکلات معلولیت های روانشناختی بوده و شاد، اعتماد به نفس، فارغ از اضطراب و نگرانی باشند. ما فقط می دانیم که این نظر درست نیست.
همچنین چنین نظریه ای نمی تواند افرادی را که به مطب یک جراح پلاستیک رفته و خواستار “لیفت صورت” هستند تا یک زشتی کاملاً خیالی را درمان کند را توجیه کند. زنان 35 الی 45 ساله متقاعد شده اند که “پیر” به نظر می رسند حتی اگر ظاهر آنها کاملا “طبیعی” و در بسیاری از موارد به طرز عجیبی جذاب باشد.
دختران جوانی هستند که مطمئن اند “زشت” هستند چون صرفاً دهان، بینی یا سینه آنها با اندازه های بازیگرهای معروف مطابقت ندارد. مردانی هستند که باور دارند گوش های آنها خیلی بزرگ است یا بینی آنها خیلی بلندی دارند. هیچ جراح پلاستیک بااخلاقی حتی فکر عمل کردن این افراد را هم نخواهد کرد، اما متأسفانه افراد متقلبی هستند که وجدان ندارند، یا به اصطلاح به آنها “پزشکان زیبایی” گفته می شود با وجود اینکه هیچ انجمن پزشکی آنها را نخواهد پذیرفت.
چنین “زشتی خیالی”ای اصلاً غیرمعمول نیست. یک جزوه اناتومی پرستاری اخیر از محققان دانشگاه نشان داد که 90 درصد به نوعی از ظاهر خود ناراضی بودند. اگر کلمات “عادی” یا “متوسط” اصلا معنایی داشته باشند، واضح است که 90 درصد جمعیت ما از نظر ظاهری نمی توانند “غیرطبیعی” یا “متفاوت” یا “معیوب” باشند. با این حال، بررسی های مشابه نشان داده است که تقریباً همین درصد از جمعیت جزوه اخلاق پرستاری پیدا می کنند تا از بدن خود شرمنده باشند.
این افراد دقیقاً جوری رفتار می کنند که انگار اخلاق تغییر شکل واقعی بدن شده باشند. آنها همان احساس شرمندگی را دارند. آنها همان ترس ها و اضطراب ها را برای خود ایجاد می کنند. ظرفیت آنها برای واقعاً “زندگی” کردن به طور کامل توسط همان مشکلات روانی مسدود و خفه می شود. “زخم” های آنها، هر چند خیالی و احساسی به اندازه زخم های جسمی ناتوان کننده هستند.

تصویر خود – راز واقعی
کشف تصویر خود، همه موارد اختلافات واضحی که در مورد آن بحث کردیم را توضیح می دهد. عامل تعیین کننده در شکست ها : ً “”، “” “” – “” “” ً “” ()، ()،

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *