جزوه رنگی و تایپ شده تاریخ ادبیات جهان
باکنر تراویک دانشگاه پیام نور حسین معماری دانشگاه آزاد کاردانی کارشناسی ارشد برای آزمون استخدامی دانشگاه علمی کاربردی خلاصه کتاب
:
[4]
() «» :
[5] است. [3] در حالی که مارکس و انگلس در نگاه کردن به ادبیات جهان به عنوان یک پدیده مدرن یا آینده از گوته پیروی کردند، در سال 1886 محقق ایرلندی اچ. ام. پوسنتاستدلال میکرد که ادبیات جهان برای اولین بار در امپراتوریهای باستانی، مانند امپراتوری روم، بسیار قبل از ظهور ادبیات ملی مدرن پدید آمد. امروزه ادبیات جهان شامل آثار کلاسیک از همه دوره ها، از جمله ادبیات معاصر است که برای مخاطبان جهانی نوشته شده است.
در دوران پس از جنگ، مطالعه ادبیات تطبیقی و جهانی در ایالات متحده احیا شد. ادبیات تطبیقی در مقطع کارشناسی ارشد دیده می شد در حالی که ادبیات جهان به عنوان کلاس آموزش عمومی سال اول تدریس می شد. تمرکز بیشتر بر روی کلاسیکهای یونانی و رومی و ادبیات قدرتهای بزرگ و مدرن اروپای غربی بود، اما ترکیبی از عوامل در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 منجر به دسترسی بیشتر به جهان شد. پایان جنگ سرد، جهانی شدن فزاینده اقتصاد جهانی و امواج جدید مهاجرت به چندین تلاش برای گسترش مطالعه ادبیات جهان انجامید. این تغییر با گسترش گلچین نورتون از شاهکارهای جهانی نشان داده شده است، که اولین نسخه آن در سال 1956 فقط آثار اروپای غربی و آمریکای شمالی را به نمایش گذاشت، تا یک “نسخه گسترده” جدید در سال 1995 با انتخاب های غیر غربی. [6] مجموعههای نظرسنجی بزرگ امروزی، از جمله آنهایی که توسط لانگمن، بدفورد و نورتون منتشر شدهاند، صدها نویسنده از دهها کشور را به نمایش میگذارند.
درک معاصر
رشد انفجاری در گستره فرهنگهایی که تحت عنوان ادبیات جهان مورد مطالعه قرار میگیرند، الهامبخش تلاشهای نظری گوناگونی برای تعریف این رشته و پیشنهاد شیوههای مؤثر تحقیق و تدریس شده است. در کتاب خود در سال 2003 ادبیات جهانی چیست؟ دیوید دامروش میداند که ادبیات جهان کمتر مجموعهای وسیع از آثار است و بیشتر موضوعی است که به گردش و استقبال میرود. او پیشنهاد کرد که آثاری که به عنوان ادبیات جهانی رشد می کنند، آثاری هستند که جزوه تاریخ ادبیات جهان کار می کنند و حتی از طریق ترجمه معنا پیدا می کنند. در حالی که رویکرد دامروش همچنان به خوانش دقیق آثار منفرد گره خورده است، فرانکو مورتی ، منتقد استنفورد، در یک جفت مقاله که «حدسهایی درباره ادبیات جهان» ارائه میکرد، دیدگاه متفاوتی داشت . [7]مورتی معتقد است که مقیاس ادبیات جهان فراتر از آن چیزی است که با روشهای سنتی خواندن نزدیک میتوان فهمید، و به جای آن از شیوهای از «خواندن از راه دور» حمایت میکند که به الگوهای مقیاس بزرگ که از سوابق انتشارات و تاریخهای ادبی ملی تشخیص داده میشود، نگاه میکند.
رویکرد مورتی عناصر تئوری تکاملی را با تحلیل سیستمهای جهان که توسط ایمانوئل والرشتاین پیشگام بود ترکیب کرد، رویکردی که از آن زمان توسط امیلی آپتر در کتاب تأثیرگذارش منطقه ترجمه مورد بحث قرار گرفت . [8] اثر پاسکال کازانووا، منتقد فرانسوی، La République mondiale des lettres (1999) با رویکرد سیستمهای جهانی آنها مرتبط است . [9] کازانووا با تکیه بر نظریههای تولید فرهنگی که توسط جامعهشناس پیر بوردیو توسعه یافته است، راههایی را بررسی میکند که در آن آثار نویسندگان پیرامونی باید در مراکز کلانشهری به گردش درآیند تا به عنوان ادبیات جهانی شناخته شوند.
حوزه ادبیات جهان همچنان به ایجاد بحث ادامه می دهد، با منتقدانی مانند گایاتری چاکراورتی اسپیواک که اغلب اوقات مطالعه ادبیات جهان در ترجمه، هم غنای زبانی اصل و هم نیروی سیاسی یک اثر می تواند در زمینه اصلی خود داشته باشد، هموار می کند. برعکس، برخی دیگر از محققان تاکید میکنند که ادبیات جهان را میتوان و باید با توجه دقیق به زبانها و زمینههای اصلی مطالعه کرد، حتی اگر آثار در خارج از کشور ابعاد جدید و معانی جدیدی پیدا کنند.
مجموعههای ادبیات جهان اکنون در چین و استونی منتشر میشوند و یک مؤسسه جدید برای ادبیات جهان، که جلسات تابستانی یک ماهه درباره نظریه و آموزش را ارائه میدهد، جلسه افتتاحیه خود را در سال 2011 در دانشگاه پکن برگزار کرد و جلسات بعدی آن در دانشگاه بیلگی استانبول برگزار شد. در سال 2012 و در دانشگاه هاروارد در سال 2013. از اواسط دهه اول قرن جدید، جریان پیوسته ای از آثار مطالبی را برای مطالعه تاریخ ادبیات جهان و بحث های جاری فراهم کرده است. مجموعه های ارزشمند مقالات عبارتند از:
مانفرد اشملینگ ، کتاب روزنامههای بزرگ (1995)
کریستوفر پرندرگاست ، بحث در مورد ادبیات جهان (2004)
دیوید دامروش ، آموزش ادبیات جهان (2009)
مجموعههای Theo D’haen با ویرایش مشترک The Routledge Companion to World Literature (2011) و World Literature: A Reader (2012)
مطالعات فردی شامل

تاریخ ادبیات
مورتی، نقشه ها، نمودارها، درختان (2005)
جان پیزر، ایده ادبیات جهان (2006)،
مدز روزندال تامسن ، نقشه برداری ادبیات جهان (2008)
تئو داین، تاریخ مختصر ادبیات جهان راتلج (2011)
Tötösy de Zepetnek ، Steven، and Tutun Mukherjee ، ویراستاران. همنشین ادبیات تطبیقی، ادبیات جهان و مطالعات فرهنگی تطبیقی (1392).
ناشران
ناشران آمریکایی از انتشار آثار ادبیات جهان غفلت می کنند. بررسیهای برنامه ملی وقف برای ادبیات هنر نشان داد که از ۱۳۰۰۰ اثر داستانی و شعری منتشر شده در ایالات متحده در سال ۱۹۹۹، تنها ۲۹۷ کتاب ترجمه شده در ایالات متحده منتشر شده است. [۱۰] تا سال ۲۰۱۹، تنها ۳ درصد از همه کتابهای منتشر شده در ایالات متحده، در مقایسه با ایتالیا که ترجمهها بیش از 50 درصد از عناوین منتشر شده را تشکیل میدهند، آثار ترجمهای هستند. [10] از جمله مجلات ادبی که به ادبیات جهان اختصاص دارد، World Literature Today (جزوه تاریخ ادبیات جهان در سال 1970) است که حامی جایزه Neustadt است. [11]
دانلود رایگان خلاصه کتاب pdf پی دی اف جزوه تاریخ ادبیات جهان
همچنین ببینید
مطالعات فرهنگی تطبیقی
ادبیات تطبیقی
تاریخ ادبیات
فهرست حماسه های عامیانه جهان
فهرست سال های ادبیات
ادبیات بر اساس کشور
فرهنگ چاپ
ترجمه
سینمای جهان
تاریخ جهان
موسیقی جهان
یادداشت ها
دامروش، دیوید (2003). ادبیات جهان چیست؟ . انتشارات دانشگاه پرینستون پ. 6. شابک 978-0-691-04986-1 .
مانی، بی ونکات (2012). “فصل 29. Bibliomigrancy”. در D’haen، تئو; دامروش، دیوید ؛ کادیر، جلال (ویرایشها). راتلج همراه با ادبیات جهان . راتلج. پ. 284. شابک 978-0-415-57022-0 .
یوهان پیتر اکرمن،Gespräche mit Goethe in den letzten Jahren seines Lebens، ترجمه. جان آکسنفورد در نقش جی دبلیو فون گوته،مکالمات با اکرمن، تکرار. چاپ نورث پوینت، 1994.
اکرمن، ص. 132
مارتین پوشنر، شعر انقلاب: مارکس، مانیفست ها و آوانگاردها . پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون، 2006
گلچین نورتون ادبیات جهانی ، ویرایش. Maynard Mack and Sarah Lawall, Expanded Edition, 1995. نسخه سوم، ویرایش. مارتین پوچنر و همکاران، 2012.
فرانکو مورتی، «حدسهایی درباره ادبیات جهان». New Left Review 1 (2000)، ص 54-68; نماینده در پرندرگاست، بحث ادبیات جهان ، صص 148-162. مورتی تأملات بیشتری را در «حدسهای بیشتر»، New Left Review 20 (2003)، صفحات 73-81 ارائه کرد.
امیلی آپتر، منطقه ترجمه: ادبیات تطبیقی جدید . پرینستون: پرینستون UP، 2006.
جمهوری جهانی نامه ، ترجمه. MB DeBevoise، هاروارد UP، 2004.
“چرا تعداد کمی کتاب ترجمه شده در آمریکا منتشر می شود؟” . خدمات زبان ALTA. 30-06-2019. بازیابی 2020-10-20 .
گزارشگر، جاز ولف، فرهنگ. “«فرهنگ شفا میدهد»: جشنواره Neustadt در بحبوحه COVID-19 تطبیق مییابد، پنجاهمین سالگرد را با رویدادهای مجازی جشن میگیرد . ” OU Daily . بازیابی شده در 20-10-2020 .
ادامه مطلب
Boruszko, Graciela, and Steven Tötösy de Zepetnek, eds. «اثر جدید درباره ادبیات جهان». موضوع ویژه . CLCWeb: Comparative Literature and Culture 15.6 (2013)]
کازانووا، پاسکال. جمهوری جهانی نامه . ترانس. MB DeBevoise. کمبریج: انتشارات دانشگاه هاروارد، 2004.
داهان، تئو. تاریخ مختصر راتلج ادبیات جزوه تاریخ ادبیات جهان . لندن: روتلج، 2011.
D’haen, Theo, David Damrosch, and Djelal Kadir, eds. راتلج همراه با ادبیات جهان . لندن: روتلج، 2011.
D’haen، Theo، César Dominguez ، and Mads Rosendahl Thomsen، eds. ادبیات جهان: یک خواننده . لندن: روتلج، 2012.
دامروش، دیوید. چگونه ادبیات جهان را بخوانیم . لندن: بلک ول، 2009.
دامروش، دیوید. ادبیات جهان چیست؟ پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون، 2003.
دامروش، دیوید، آوریل آلیستون، مارشال براون، پیج دوبوآس، صبری حافظ، اورسولا کی هایسه، جلال کادیر، دیوید ال. پایک، شلدون پولاک، بروس رابینز، هارو شیران، جین تایلوس، و پائولین یو، ویرایشها. گلچین لانگمن ادبیات جهان . نیویورک: پیرسون لانگمن، 2009. 6 جلد.
دیویس، پل، جان اف. کرافورد، گری هریسون، دیوید ام. جانسون، و پاتریشیا کلارک اسمیت، ویراستاران. گلچین ادبیات جهان بدفورد . نیویورک: بدفورد/سنت مارتینز، 2004. 6 جلد.

جزوه رایگان خلاصه تاریخ ادبیات
دومینگز، سزار . “گوالتریو اسکوتو: نویسنده ای در سراسر ادبیات جهان” . ترجمه و ادبیات جهان . اد. سوزان باسنت. لندن: روتلج، 2019. 75–91.
گوسنس، پیتر. Weltliteratur. Modelle transnationaler Literaturwahrnehmung im 19. Jahrhundert . اشتوتگارت: جی بی متزلر، 2011.
هاشمی، علمگیر. کشورهای مشترک المنافع، ادبیات تطبیقی و جهان . اسلام آباد: کتاب های ایندوس، 1988.
جووان، مارکو، ویرایش. “ادبیات جهان از قرن نوزدهم تا بیست و یکم” . شماره ویژه CLCWeb: ادبیات و فرهنگ تطبیقی 15.5 (2013)
جوان، مارکو. جهانی کردن یک ادبیات پیرامونی . سنگاپور: Palgrave Macmillan، 2019. doi : 10.1007/978-981-32-9405-9 .
لوال، سارا، ویرایش. خواندن ادبیات جهان: نظریه، تاریخ، عمل . آستین: انتشارات دانشگاه تگزاس، 1994.
پیزر، جان. ایده ادبیات جهان: تاریخ و تمرین آموزشی . باتون روژ: انتشارات دانشگاه ایالتی لوئیزیانا، 2006.
پرندرگاست، کریستوفر، ویرایش. بحث در مورد ادبیات جهان . لندن: Verso، 2004.
پوشنر، مارتین، سوزان کانکلین اکبری، ویبکه دنکه، وینای داروادکر، باربارا فوکس، کارولین لوین ، سارا لاول، پریکلس لوئیس، و امیلی ویلسون، ویراستاران. گلچین نورتون ادبیات جهان . نیویورک: WW Norton، 2012. شش جلد.
روتنبرگ، ژروم، و پیر جوریس، ویراستاران. اشعار برای هزاره: گلچین جهانی . برکلی: انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، 1998. 2 جلد.
استورم-تریگوناکیس، الکه. مطالعات فرهنگی تطبیقی و ادبیات جدید . وست لافایت: انتشارات دانشگاه پردو، 2013.
تنوخی، نیروانا. «مقیاس ادبیات جهان». تاریخ جزوه تاریخ اسلام جدید 39.3 (2008).
تامسن، مدز روزندال. نقشه برداری ادبیات جهان: قدیس سازی بین المللی و ادبیات فراملی . لندن: Continuum، 2008.
توتوسی د زپتنک، استیون. کتابشناسی چندزبانه کتابهای (متن) در ادبیات تطبیقی، ادبیات جهان(ها) و مطالعات فرهنگی تطبیقی” CLCWeb : Comparative Literature and Culture ( کتابخانه ) (1 مارس 1999؛ به روز شده در سال 2020)
Tötösy de Zepetnek, Steven, and Tutun Mukherjee, eds. همنشین ادبیات تطبیقی، ادبیات جهان و مطالعات فرهنگی تطبیقی . دهلی نو: انتشارات دانشگاه کمبریج هند، 2013.
ویپر، یوری بی. “مطالعه بنیادی تاریخ ادبیات جهان”. آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی: علوم اجتماعی جلد. شانزدهم، شماره 1، 1985 صفحات 84-93.
ویپر، یوری بی. «تاریخ ادبی ملی در تاریخ جزوه تاریخ ادبیات جهان جهان: اصول نظری درمان». تاریخ ادبی جدید جلد. 16، شماره 3، درباره نگارش تاریخ ادبیات (بهار 1985)، ص 545-558. JSTOR 468839 .
پیوندهای خارجی
ست که از زمان جنگ جهانی اول در بسیاری از دبیرستانها و حتی برنامههای انگلیسی پس از متوسطه ارائه شده است. این واژه برای اولین بار در اوایل قرن نوزدهم پدیدار شد، اما پس از جنگ جهانی اول و دوم، و اخیراً پس از حمله به مرکز تجارت جهانی در 11 سپتامبر دوباره تجدید حیات یافت. اگرچه این دوره در ابتدا به منظور گسترش و بین المللی کردن برنامه درسی ادبیات بود، ادبیات جهانی به چیزهای زیادی اشاره کرده است: یک برنامه درسی ادبی اروپامحور که توسط یک قانون سنتی مشخص شده است. ادبیات چند فرهنگی که بر تجربیات قومی آمریکا و اروپا تمرکز دارد. و در نهایت هر ادبیاتی که اساساً این اصطلاح را بی معنی می کند.
اصطلاح ادبیات جهانی به یوهان ولفگانگ فون گوته نسبت داده میشود که وقتی نویسندگانی مانند فرانتس کافکا را مشاهده کرد که موفق به یافتن مخاطبی در خارج از کشور خود شدند، اصطلاح welltliteratur را ابداع کرد. گوته در سال 1827 اظهار داشت که «دوران ادبیات جهان نزدیک است» (همانطور که در دامروش، 2003 ذکر شد). در نتیجه تغییرات در ارتباطات و فناوری (چو، 2013)، این متون ادبیات جهانی از مرزهای ملی عبور کردند و علیرغم موانعی در فرهنگ و حتی زبان، به طور گسترده در خارج از کشور اصلی نویسنده خوانده شدند، که نشانگر عصر جهانی جدیدی در ادبیات است (دامروش). ، 2003).
علیرغم خاستگاه اروپایی این اصطلاح، برخی معتقدند که ادبیات جهانی یک دوره مطالعاتی منحصر به فرد آمریکایی بوده است (لاوال، 1994؛ پیزر، 2006)، که پس از جنگ جهانی اول به وجود آمد (چو، 2014). برنامه درسی دبیرستان لینکلن، اولین برنامه درسی ثبت شده شامل ادبیات جهان در ایالات متحده، امیدوار بود که دانش آموزان را با متون خارج از سنت های ملی ادبیات بریتانیا آشنا کند – که بر برنامه درسی ادبیات و ادبیات آمریکایی که سپس نوپا بود، تسلط داشت (چو، 2014). امید می رفت که مطالعه ادبیات سایر نقاط جهان «شهروندان جهان با حس انسانیت مشترک» را ایجاد کند. هدف ادبیات جهان در آن زمان، مانند اکنون، «گسترش افق های خواننده از طریق مواجهه با تفاوت های فرهنگی» بود (دامروش، 2003، ص 121). مقایسه گرایان در دوران پس از جنگ امیدوار بودند که ادبیات جهانی درمانی برای ناسیونالیسم، جدایی طلبی، جنگوئیسم و خشونت ارائه دهد (دامروش، 2003). بسیاری به یک دوره در ادبیات جهانی به عنوان “منبع رهایی از مشکلات جهانی” نگاه می کردند (اسمیت، 2011، ص 585). اسمیت می نویسد: «جنگ ها و پیامدهای آن انگیزه دعوت فوری برای مطالعه ادبیات جهان شدند. پس از جنگ با مکانهای کمتر شناختهشده و دوردست که به طور فزایندهای به ایالات متحده مربوط میشد، بسیاری امیدوار بودند که دورهای در ادبیات جهان بتواند دانشجویان آمریکایی را با درک بهتری از جایگاه خود در جهان گستردهتر به شهروندان جهانی تبدیل کند. ادبیات جهانی امیدوار بود دانشآموزان را با فرهنگهای خارجی آشنا کند تا شباهتها و تفاوتهای آنها را بشناسند، موضوعی که در آموزش ادبیات جهانی تکرار میشود (بوگلاتز، 2005؛ کوپن، 2009؛ ناندی، 2013؛ نیدهام، 2009؛ ریس، 2002; ریچاردسون، 2011; کوتاه، 2012; توماس، 2007). نگاهی به ریشه های برنامه درسی ادبیات جهانی دبیرستان به مربیان یادآوری می کند که علاقه به جهانی شدن در آموزش چیز جدیدی نیست.
حتی در حالی که برخی امیدوار بودند ادبیات جهانی دیدگاه جهانی تری برای دانش آموزان فراهم کند، برخی از گلچین ها برنامه های درسی ادبیات جهان را طراحی کردند که به دنبال ایجاد یک اتحاد فرهنگی بین اروپا و آمریکا و “میراث مشترک غربی” بود (نندی، 2013، 78). ادبیات جهانی ریچارد مولتون و جزوه تاریخ ادبیات جهان آن در فرهنگ عمومی (1911) ادبیات جهانی را در چارچوب دنیای انگلیسی زبان قرار می دهد. فیلو باک، بنیانگذار ادبیات تطبیقی، به طور مشابه بر اتحاد فرهنگی بین اروپا و آمریکا بر خلاف تمدن های غیرغربی تاکید کرد (نندی، 2013). این دورهها که بر سنت ادبی انگلیسی-اروپایی تأکید داشتند، بین دو جنگ جهانی شروع به توسعه کردند، حتی در حالی که دیگران امیدوار بودند ادبیات جهانی «منبع رهایی از مشکلات جهانی» باشد (اسمیت، 2011).
به دلیل دامنه دلهره آور ادبیات جهانی، علاقه پس از جنگ جهانی دوم به ادبیات جهان به ادبیات تطبیقی، با محوریت مطالعه تطبیقی ادبیات قاره اروپا کاهش یافت (اسپیواک، 2009). از آنجایی که احتمالاً هیچ کس نمیتوانست تمام ادبیات جهان را بداند، کارشناسان مطالعات منطقهای که به زبانهای متون مبدأ مسلط بودند، به بخشهای ادبیات تطبیقی خود بازگشتند، که تمایل داشتند زبانهای رمانتیک را برجسته کنند. دپارتمانهای انگلیسی به تخصص خود در متونی که در اصل به زبان انگلیسی نوشته شده بودند وفادار ماندند و علاقه به برنامه درسی گستردهتر ادبیات غیرغربی محقق نشد.
از اوایل دهه 1960 و ادامه در دهه های 1980 و 1990، نظریه پردازان پسااستعماری، مانند ادوارد سعید و گایاتری اسپیواک، آکادمی را بر اساس تفسیر اروپایی محور خود از ادبیات جهان در جنگ های فرهنگی فراخواندند. اسپیواک ادبیات جهانی را نامی نادرست برای مجموعه ای از آثار عمدتاً اروپایی خواند، در حالی که سعید ادبیات جهانی را رنگ آمیزی از گذشته ای انگلیسی زبان پسااستعماری گرفتار رویکردهای اروپا محور می دانست (اسمیت، 2011). ادبیات جهانی «ادبیات ناتو» نامیده میشود و بهطور مشابه بهعنوان «حوزه بزرگتر رفاه اروپای غربی» مورد حمله قرار میگیرد (Damrosch & Spivak, 2011, p. 460). هر دو برچسب به تمرکز تاریخی اروپا محور ادبیات جهانی حمله می کنند.
سنتگرایان مانند آلن بلوم و ED Hirsch با دفاع از نیاز به یک قانون به منظور حفظ حس میراث فرهنگی غربی، واکنش نشان دادند. به گفته بلوم و هیرش، ً ()، : «» (). (). «» ()، «»
فهرست مطالب