جزوه تایپ شده جامعه شناسی آموزش و پرورش
علی علاقه بند دانشگاه پیام نور شارع پور علمی کاربردی دانشگاه آزاد مرتضی منادی کاردانی گلشن فومنی کارشناسی ارشد ستوده
— :
ً )( … .
:
— :
ً 
ً — ً ً — در فرایند آموزش بسیار کمک می کند ، زیرا فرد را با الگوهای رفتاری پذیرفته شده در موقعیتهای مختلف ، آشنا می سازد.
5-4- گروههای مرجع و ایفای نقش
گروههای مرجع ، الگوهایی هستند که افراد در هنگام ارزیابی شیوه های ایفای نقش ، آنها را در نظر می گیرند. گروههای مرجع ، یکی از معیارها و الگوهایی است که هرکس نقش خود را در یک موقعیت معین بر اساس آن ارزیابی می کند.
همانطور که فرد در جامعه دگرگونیهایی را می پذیرد ، گروههای مرجعی که مقیاس سنجش و ارزیابی او هستند نیز تغییر می کند. به عنوان مثال ؛ همشاگردی های یک دانشجوی رشته حقوق گروه مرجع او محسوب می شوند در حالی که برای فارغ جزوه جامعه شناسی آموزش و پرورش این رشته که تازه به عضویت کانون وکلا در آمده است ، گروه مرجع ، وکلای معروف هستند.
6-4- نقش محول و نقش محقق نقش محول:
شیوه ایفای نقش طبق انتظارات جامعه را نقش محول می نامند. برخی افراد همواره مطابق با انتظارات دیگران رفتار نمی کنند ، اما در عین حال ، نقش را که جامعه به آنان محول کرده انجام می دهند. به عنوان مثال معلمی که طبق مقررات آموزشی ، مواد مشخصی را به دانش آموزان آموزش می دهد طبق نقش محول خود عمل می کند.
نقش محقق:
نقش محقق ، شیوه ای است که فرد در عمل ، در ایفای یک نقش معین به کار می برد یا به عبارتی به آن روش از ایفای نقش اطلاق می شود که شخص در عمل انجام می دهد. به عنوان مثال معلمی که مواد آموزشی خاصی را به دانش آموزان ،آموزش می دهد ممکن است با توجه به شخصیت ، استعداد و سلیقه خود به شکل خاصی وظیفه اش را به انجام رساند که این شیوه خاص همان نقش محقق است.
دلایل اختلاف نقش محول و نقش محقق
1. عد شناخت صحیح فرد از آنچه ایفای یک نقش اقتضا می کند
2. تمایل فرد به عدم انطباق نقش خود با الزامات و انتظارات دیگران
3. ناتوانی فرد در ایفای صحیح یک نقش
7-4- شخصیت و ایفای نقش
برای آنکه شخصی بتواند نقش را به درستی ایفا کند ، باید دارای شخصیتی باشد که او را به انجام آن نقش هدایت کند .
مسلم است که همة افراد ، آن نوع شخصیتی را که در عمل بتواند نقش معینی را ایفا کند ، ندارند. افراد با نقش های انتسابی خود کمتر از نقش های اکتسابی خود ، مشکل دارند. به عنوان مثال یک مشاور باید از یک شخصیت متعادل برخوردار و همچنین واقع بین ، خوش برخورد و اهل تفاهم باشد.
8-4- دلسردی از نقش
هرگاه فرد ، علی رغم میل و احساسات شخصی اش ، نقش خاصی را انجام دهد ، این حالتش را دلسردی از نقش می گویند. این حالت هنگامی اتفاق می افتد که آن نقش اولویت خاصی در زندگی فرد ندارد و تنها به این دلیل آن نقش را ایفا می کند که ضرورت ایجاب می کند یا دیگران از او انتظار دارند. ایفای نقش در این حالت ، غالباً همراه با فشارهای روانی است و این تا جایی ادامه دارد که فرد اولویتهای خود را تغییر داده و نقش خود را به عنوان امری مطلوب تر ، از نو پذیرا باشد. به عنوان مثال برچسب زدن به کالاهای تولیدی یک کارخانه برای مادری که دارای دو فرزند است و به دانشگاه می رود.
9-4- فشار نقش
فردی که در هنگام ایفای نقش، با الزامها و انتظاراتی روبه رو می شود ، با فشار نقش روبه رو است. این تعارضات ممکن است هنگامی ظاهر شود که طرف مقابل نقش ، انتظارات متفاوتی از دارنده نقش دارد ، یا زمانی که شخص پایگاهی را اشغال می کند که مستلزم یک سلسله الگوهای رفتاری متفاوتی است که در آن لحظه ، ممکن است با یکدیگر در تعارض باشند. به عنوان مثال یک مربی فوتبال که هم میخواهد قوانین بازی را در زمین بازی اجرا کند و هم می خواهد با اعضای تیم دوست باشد که ممکن است در این حالت مربی دچار فشار نقش گردد.
10-4- شکست در ایفای نقش
زمانی که فرد از عهده نقشهایی که از او انتظار می رود بر نیاید ، شکست در ایفای نقش رخ می دهد. این امر معمولاً در جوامع صنعتی شهر نشین هنگامی بروز می کند که یک فرد ضرورتاً چندین نقش را همزمان ایفا کند. معمولاً افراد در ایفای نقش محقق یا اکتسابی خود دچار شکست می شوند.
11-4- تعارض نقشها
فردی که با یک یا چند نقش که مستلزم انجام رفتارهای جزوه جامعه شناسی آموزش و پرورش یا متعارض است ، سروکار دارد ، چنین حالتی را تعارض نقش می گویند. افرادی که در گروههای مختلف در جوامع جدید صنعتی عضویت دارند ، بسیار پیش می آید که برای انجام دادن نقشهای مختلف که با هم در تعارض اند ، فرد دچار اختلال فکری و بی نظمی می شود. حتی در مورد یک نقش نیز ممکن است فرد دچار تعارض شود.
12-4- شبکة نقشها
فردی که مسئولیتهای یک پایگاه اجتماعی معین را عهده دار می شود ، تا حدی در شبکة پیچیده ای از نقشها درگیر می شود که با آن پایگاه پیوند خورده است. درواقع شبکة نقشها به مجموعه روابط و مناسباتی اطلاق می شود که شخص با افراد دیگری که با آنان در تماس است ، بر قرار می کند. به عنوان مثال ؛ یک وکیل با مجرم به عنوان موکل خود ،
همکاران ، پلیس ، قضات و کارکنان ادارات حقوقی و دادگستری ، در ارتباط است که این شبکة نقش وی را تشکیل می دهد .
13-4- نمایش یا بازی نقشها
هنگامی که فرد آگاهانه می کوشد که نقشی را «به طور کامل» انجام دهد تا دیگران را تحت تأثیر قرار دهد ، یک نقش نمایشی را ایفا می کند.
فصل پنجم : پرورش اجتماعی و شخصیّت
1-5- اجتماعی شدن
فرایندی است که به انسان ، راههای زندگی کردن در جامعه را می آموزد ، شخصیت می دهد و ظرفیتهای او را در جهت انجام وظایف فردی به عنوان عضو جامعه ، توسعه می بخشد. در آغاز زندگی ، کودک از دیگران یاد می گیرد که چه رفتارهایی از او انتظار می رود و او دارای چه نوع شخصیتی است.
2-5- تأثیر هنجارها بر اجتماعی شدن فرد
از آنجا که انسان به غرایز بسیار متنوعی مجهز شده است ، برای آنکه بتواند به حیات خود ادامه دهد ، به ناچار می آموزد که چگونه به دیگران بپیوندد و حتی برای رفع بنیادی ترین نیازهای خود با آنان همکاری کند .
هنجار:
آنچه همکاریهای میان افراد بشر و وابستگی متقابل آنان به یکدیگر را ممکن می سازد ، نظامی از الگوهای رفتار آموخته
شده است که دیگر اعضای یک فرهنگ در آن سهیم اند. این الگوهای رفتار مشترک یا معیارهای رفتار را هنجار می نامند. کودک ، از سنین بسیار پایین ، هنجارهای فرهنگیِ تأیید شده را کسب می کند و با این کار در فرایند اجتماعی شدن قرار می گیرد.
دانلود رایگان خلاصه کتاب کامل pdf جزوه جامعه شناسی آموزش و پرورش
3-5- کنش متقابل زیستی و فرهنگی
فرایند اجتماعی شدن ، در آغاز تولد و با مراقبتهای اولیه از نوزاد آغاز می شود. می دانیم که کودک انسان کاملاً بی دفاع و وابسته به افراد پیرامون خویش است. غذا ، لباس و سرپناه او را باید دیگران آماده کنند. نیاز به محبت و توجه و تماس کودک با دیگران نیز به همان اندازه مهم است. آزمایشهای علمی نشان داده است که اگر بچه میمونها را از مادرشان جدا کنیم و در تنهایی نگه داریم ، به صورت بهنجار رشد نخواهند کرد. اگرچه آزمایشهای مشابهی در مورد کودک انسان صورت نگرفته است ، اما انتظار می رود که در وضع مشابه ، کودک انسان نیز واکنشی مشابه داشته باشد و از رشد طبیعی باز ماند.
4-5- اهداف اجتماعی شدن
1. شخص باید مهارتهای جزوه جامعه شناسی آموزش و پرورش را که برای زندگی در جامعه ضروری است یاد بگیرد.
2. شخص باید بتواند به صورت مؤثری با دیگران ارتباط برقرار کند و توانایی خواندن ، نوشتن و سخن گفتن پیدا کند.
3. فرد باید بتواند نیازهای بدنی خود ، همچون قضای حاجت را به شیوه های قابل قبول جامعه برآورد.
4. فرد باید ارزشها و اعتقادات اساسی جامعه را در ذهن خود متمرکز کند.
5-5- خود
فرد در حین اجتماعی شدن یاد می گیرد که خود را یک ذات جدا ، مشخص و مستقل در نظر بگیرد و از همه اشخاص و اشیاء متمایز کند. خود دارای یک هویت مشخصی است که دیگران در برابر او واکنش نشان می دهند. نوزاد انسان هنگام تولد مفهمومی از خود ندارد و در واقع ، در فرایند اجتماعی شدن از هویت خود آگاه می شود.
6-5- پویایی خود
تصویری که هر شخص از خودش دارد ، سهم مهمی در مشخص ساختن چگونگی نقشی که کم و بیش باید ایفا کند ، دارد. اعتماد به نفس در اجرای موفقیت آمیز هر کاری ، نقش بسیار تعیین کننده ای دارد ، همانطور که عدم اعتماد به نفس ، غالباً به شکست یا ناکامی می انجامد.
7-5- خود را در آیینة جمع دیدن
چارلز هارتون کولی ، جامعه شناس آمریکایی ، نظریه ای ارائه کرده است که به «خودِ آیینه سان» معروف شده است. در این نظریه منظور از آیینه که فرد خود خود را در آن می بیند ، جامعه است که می توانیم در آن واکنشهای دیگران را در برابر اعمال و رفتاری که انجام می دهیم ملاحظه کنیم. فرد به کمک واکنش جامعه نسبت به اعمال و رفتار خودش ، خود را مورد ارزیابی قرار می دهد. چنانچه تصویری که از خود پیدا می کنیم ، تصویری مناسب باشد ، مفهوم خود ارتقا می یابد و رفتار تقویت می شود. و اگر این تصویر ناجور باشد ، مفهوم آن در نزد ما احتمالاً به پستی می گراید و رفتار متفاوتی از خود بروز خواهیم داد. به عنوان مثال تشویقهای مردم برای یک ورزشکار او را در انجام بهتر وظایفش مصمم می سازد.
8-5- دگری تعمیم یافته
«دگری عام» تعمیم یافته مفهومی است که جرج هربرت مید ابداع کرد و مورد بحث قرار داده است .«دگری عام» ترکیبیاز انتظاراتی است که فرد گمان می کند دیگران از او انتظار دارند. در واقع شخص خود را به نحوی می سنجد که گویی شخص دیگری است .
شیوه های آگاهی فرد نسبت به دگری تعمیم یافته :
1. فرایند «نقش پذیری»
2. فرایند «بازی کردن نقش» برعهده گرفتن نقش )نقش پذیری( :
یک کودک با بیشتر شدن مهاذتهای ارتباطی جزوه جامعه شناسی آموزش و پرورش قادر می شود که خود را در نقش دیگری تصور کند و طوری عمل کند که با نقش دیگری سازگار باشد. به عنوان مثال کودکی که نقش یک معلم را می پذیرد و آن را تمرین می کند در حال نقش پذیری است.
بازی کردن نقش:
وقتی فرد به سنی می رسد که مسئولیتهای خاصی را به صورت جدی می پذیرد و به انجام آن اقدام می کند به اجرای نقش پرداخته است. به عنوان مثال کودک مثال قبل که نقش معلم را به عهده گرفت ، با گرفتن حالت معلمی به خود و عمل کردن به شیوة منطبق با آن ، کودک در آینده قادر می شود که نقش معلم را به خوبی ایفا کند.
دگری مؤثر و با نفوذ:
اشخاصی که تأثیر عمده ای بر وجهه نظر افراد می گذارند ، «دگران مؤثر» نامیده می شوند. بیشتر مردم می کوشند که رضایت و خشنودی دگری مؤثر را جلب ، و از نصایح و دستورهای آنان تبعیت کنند. به عنوان مثال یک مربی فوتبال تلاش می کند که با اعضای تیمش ارتباط متقابل برقرار کند و به صورت فرد نمونه ای ظاهر شود که از او تبعیت کنند و در مقابل بازیکنان می کوشند از دستورهای مربی پیروی و نظر او را جلب کنند.
9-5- تمایز میان «من فردی» و «من اجتماعی»
جورج هربرت مید ، خود را به «من فردی» و «من اجتماعی» تقسیم می کند.

دانلود رایگان خلاصه کتاب جامعه شناسی آموزش و پرورش
من فردی:
معرف جنبه شخصی و منحصر به فرد شخص است .«من فردی» به صورت وسیعی تحت تأثیر محرکهای آنی و در عینحال سرکش و غیر عادی قرار دارد.
من اجتماعی:
من اجتماعی در واقع ، انعکاس و بروز هنجارها و ارزشهای جامعه در فرد است.
به عنوان مثال فردی که مرتکب جرمی می شود ، از جنبه «من فردی» خود رفتار کرده است. چنین فردی ممنوعیت اجتماعی جرم را نادیده می گیرد.
10-5- انواع اجتماعی شدن
1. رسمی
2. غیر رسمی
اجتماعی شدن به صورت رسمی:
نهادهای آموزشی و نظامی ، نمونه نهادهای رسمی است که به صورت دستگاه ساخت یافته تری ، مسئول انتقال شیوه های پذیرفتنی عمل و اندیشة جامعه به فرد است.
اجتماعی شدن به صورت غیر رسمی:
اجتماعی شدن می تواند از طریق روابط جزوه جامعه شناسی آموزش و پرورش با گروههای همبازی یا عضویت در گروههای غیر رسمی و باشگاهها نیز صورت پذیرد.
11-5- عوامل اجتماعی ساختن
1. خانواده
2. مدرسه
3. گروههای همسالان
4. رسانه های جمعی خانواده:
فرایند اجتماعی شدن کودک از خانواده شروع می شود.
مدرسه:
در حالی که خانواده در جوامع ابتدایی مسئول مستقیم اجتماعی ساختن نخستین دوران کودکی است ، در جوامعپیشرفته ، این مسئولیت به سازمانهای رسمی ، مانند مدرسه واگذار شده است.
گروههای همسالان:
گرچه هدف عمدة گروههای همبازی تفریح و سرگرمی است ، اما این گونه گروهها پس از خانواده ، احتمالاً مهم ترین و مؤثرترین عامل اجتماعی شدن کودک است.
رسانه های جمعی:
در غالب کشورهای نمونه سوالات جامعه شناسی جنایی صنعتی ، رسانه های جمعی نقش مهمی را در فرایند اجتماعی شدن بازی می کنند.
12-5- شخصیت
شخصیت به همه خصلتها و ویژگی هایی اطلاق می شود که معرف رفتار یک شخص است ؛ از جمله می توان این خصلتها را شامل اندیشه ، احساسات ، ادراک شخص از خود ، وجهه نظرها ، طرز تفکر و بسیاری از عادات دانست. اصطلاح «ویژگی شخصیتی» به جنبه خاصی از کل شخصیت انسان اطلاق می شود.
13-5- رشد شخصیت
عوامل مؤثر بر رشد شخصیت:
1. ویژگی های زیستی وراثتی )وراثت(
2. محیط طبیعی
3. فرهنگ و شخصیت
4. تجربیات فردی و گروهی تأثیر وراثت:
ویژگی های جسمانی موروثی در انسان ، بر رشد اولیه شخصیت کودک مؤثر است. نیازهای حیاتی و جسمانی و ظرفیتها بین همة افراد مشترک است و بخشی از ترکیب وجودی انسان را در هنگام تولد می سازد. بخشی از تشابه در شخصیت افراد را می توان با ویژگیهای مشترک وراثتی توجیه کرد.
محیط طبیعی:
محیط طبیعی نیز بر شخصیت تأثیر می گذارد ؛ جزوه جامعه شناسی آموزش و پرورش افراد تا حد وسیعی سطح کارایی خود را که برای حفظ حیاتشانضروری است ، از محیط می گیرند.
فرهنگ و شخصیت:
هر جامعه برای آنکه بتواند در غالب فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد ، گونه های شخصیتی خاصی را که با فرهنگ آن هماهنگی داشته باشد ، پرورش می دهد. در حالی که برخی تجربه ها بین همة فرهنگ ها مشترک است ، بعید نیست که تجربه های خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.
تجربه های گروهی و فردی:
شخصیت انسان ، در حد وسیعی به منزلة حاصل تجربة فرد در قالب گروه خود رشد می یابد. ارزشها ، هنجارها ، وجهه نظرها و باورهای گروهی ، همگی به شکل گیری شخصیت فرد کمک می کند. بدون این تجربه های گروهی ، شخصیت فرد رشد نمی کند. حتی زمانی که افراد عضویت در یک گروه معین را می پذیرند ، تجربه های آنان ضرورتاً با آن گروه یکسان نیست. این تفاوت تجربه ها تا حدی بر تنوع شخصیتها نیز مؤثر است.
14-5- منش ملی
منش ملی به شخصیت بنیادین مردم یک ملت اطلاق می شود. از طریق فهم درست منش ملی ، می توان پیش بینی کرد اعضای یک جامعه معین ، چگونه به موقعیتها و اوضاعی که با آن مواجه می شوند پاسخ خواهند گفت. به عنوان مثال هنگام بروز جنگ بین دو کشور ، یک مسئله اساسی و ضروری است که طرفین متخاصم درک درستی از منش ملی یکدیگر داشته باشند و خصیصه ها و منشهای قومی یکدیگر را بشناسند.
15-5- آموزش نقشهای تازه در طول زندگی
اجتماعی شدن ، از دوران کودکی تا سنین بالا ، یک فرایند مستمر و مداوم است. در این فرایند ، نقشها ، هنجارها و انتظارات ، پیوسته دگرگون می شوند و باید همواره با آنها برخورد کنیم . دوران با اهمیتی را که در زندگی یک فرد ، در مدت اجتماعی شدن او تحقق می پذیرد ، می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
1( شیرخوارگی تا کودکی ، 2( نوجوانی تا بلوغ ، 3( بلوغ تا جوانی و بزرگسالی ، 4( تکمیل تحصیلات رسمی، 5( زناشویی
6( زندگی خانوادگی )در مقام پدر یا مادر( ، 7( جدایی از پدر و مادر ، 8( طلاق ، 9( تغییرات شغلی ، 10( ترک خانه یا جدایی از خانواده ، 11( مرگ یکی از اعضا یا والدین ، 12( بازنشستگی ، 13( مرگ همسر و 14( زندگی در کشور دیگر.
فصل ششم : گروههای اجتماعی
1-6- تعریف
جامعه شناسان درباره تعریف مفهوم گروه توافق ندارند. به هر حال ، شاید پذیرفته ترین تعریف گروه را بتوان به این صورت ارائه کرد : گروه گروه مرکب از تعدادی از انسانهاست که با یکدیگر روابط متقابل دارند و از عضویت خود در یک جمع که اعضای آن از یکدیگر انتظار اعمال و رفتار مشترکی دارند ، آگاهند.
جامعه شناسان ضمن مطالعه گروههای اجتماعی ، سه نوع گروه بنیانی را از یکدیگر مشخص کرده اند:
1. هرگونه تجمع انسانی که افراد در کنار هم قرار گرفته باشند. به آن تجمع یا جمع نیز گفته می شود.
2. افرادی که یک گروه هم سن و سال را تشکیل می دهند یا زمینه های مشترک قومی ، نژادی ، شغلی یا جنسی دارند ف همگی را می توان اعضای یک رده یا از یک مقوله دانست.
3. تعداد افرادی که در نوعی الگوی سازمان یافتة روابط متقابل و منظم سهیم اند.
2-6- گروههای اختیاری و غیر اختیاری گروه اختیاری یا ارادی:
در برخی موارد ، فرد گروهی را انتخاب می کند که شخصاشخصاً به عضویت در آن علاقمند است. به این نوع گروه ، گروه اختیاری یا ارادی می گویند.
گروه غیر اختیاری :
گاهی افراد بدون انتخاب خود ، در گروهی قرار می گیرند. به جزوه جامعه شناسی آموزش و پرورش گروهها ، گروههای غیر اختیاری می گویند.
3-6- درون گروه و برون گروه )گروه خود و گروه غیر خود(
برای آنکه بین «ما» در یک گروه و «آنها»یی که بیرون از گروه اند ، تفاوت و تمایزی قائل شویم ، برای گروه مرزهایی ایجاد می کنیم.
درون گروه )ما( :
عبارت از تعداد افرادی است که فرد خود را متعلق بدانها دانسته و در حضور آنان احساس راحتی و خودمانی بودن می کند. احساس «خودی» )خودمانی بودن( که در یک گروه رشد می کند ، معمولاً حاصل تجربه های مشترک و همگانی اعضای آن گروه است.
برون گروه )ما( :
عبارت از افرادی است که شخص ، بین خود و آنان منافع مشترکی نمی بیند ، چنین شخصی ، به ظاهر اطمینان دارد که به افراد آن تعلق ندارد.
4-6- فاصله اجتماعی
مفهوم فاصله اجتماعی برای آن به کار می رود که میزان احساس نزدیکی یا پذیرشی را که اعضای یک گروه در قبال اعضای گروه دیگر دارند ، مورد سنجش قرار دهیم. اغلب فاصله اجتماعی برای سنجش درجة صمیمیت ممکن در روابط اجتماعی گروههای مختلف نژادی و قومی و رابطه بین اعضای آنها به کار می رود. فاصله اجتماعی را می توان با پرسشنامه یا مشاهده مستقیم اندازه گیری کرد.
5-6- گمینشافت و گزلشافت
فردینان تونیس ، جامعه شناس مشهور آلمانی ، دو مفهوم گمینشافت و گزلشافت را برای بیان دو نوع رابطه اجتماعی مختلف ، مورد بحث ، تجزیه و تحلیل قرار داده است. گمینشافت ، در معنای عام ، معرف اجتماع محلی ، و گزلشافت ، معرف جامعه است.
گمینشافت:
گمینشافت نشان دهنده اشتراک اجتماعی است. در اجتماع محلی )گمینشافت( پیوندهای نزدیک و صمیمانه و علایق شخصی ، روابط اعضا را مشخص می کند و افراد به سلامت ، رفاه ، اعتماد متقابل و همکاری با یکدیگر توجه خاص دارند.
گزلشافت:
روابط در جامعه )گزلشافت( بر رقابت ، دنبال کردن منافع شخصی ، کارایی فردی ، پیشرفت و تخصص گرایی مبتنی است. به اعتقاد تونیس ، با افزایش شهر گرایی ، روابط جامعه )گزلشافت( گسترش می یابد. به عنوان مثال ارتش و مؤسسات بزرگ دولتی نمونه های گزلشافت به حساب می آیند.
6-6- گروههای نخستین و گروههای ثانوی گروههای نخستین:
گروههای نخستین را می توان مشابه گمینشافت و گروههای ثانوی را همانند گزلشافت در نظر گرفت. ویژگیهای بنیانی گروه نخستین ، تماس مستقیم و صمیمانه و چهره به چهره افراد و پیوندهای عاطفی نیرومند و پایدار و محبت میان اعضا می باشد.
گروههای ثانوی:
گروههای ثانوی در حالت ایده آل خود ، دارای این ویژگیهاست : بین اعضای این گروهها ، پیوندهای عاطفی ضعیف و موقت ، برخوردها فقط برای هدفهای عملی خاص و روابط چهره به چهره بسیار کم و محدود است. هرچند همه گروههای وسیع را می توان گروه ثانوی دانست ، گروههای نخستین را نیز معمولاً می توان در گروههای ثانوی بازشناخت.
7-6- روند رشد و توسعه گروههای ثانوی به صورت انجمن
رشد و توسعه صنعت و شهرنشینی ، با توسعه روز افزون روابط گروههای ثانوی همراه بوده است. تحرک و تغییر الگوی خانوادگی موجب تضعیف گروههای نخستین و حالت انفعالی آنها شده است و به این ترتیب ، افراد را از ثبات و استمراری که برخوردار بودند ، محروم ساخته است.
مزایای گزلشافت این است که به تقویت گروههای ثانوی کمک می کند ؛ زیرا گزلشافت کارایی سازمانی را به صورت روز افزونی ارتقا می دهد ، همچنین ، استعدادهای فردی را از طریق تخصص پرورش داده و محدودیت دید اجتماعات روستایی و محلی گروههای نخستین را به )(، — :
— ً :
:
ِِِِ:
فهرست مطالب