جزوه حقوق ادبی و هنری
تایپ شده با کیفیت بالا
فرمت : PDF
اهمیت عدالت آنچنان است که در آیه تذکر داده شده که حتی اگر به ضرر خودتان ً ً ()
– ————————————
ً فاسق بعید و نشدنی است.
خداوند متعال ،اعتماد و اطمینان به ظالمین را نهی کرده است و در آیه 113 سوره هود فرموده اند که : ” وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ ” تکیه نکنید بر کسانی که ستم کرده اند
روایات زیادی وجود دارد که در آن اشاره به این شده است که قضاوت حق نبی یا وصی اوست .از امام صادق (ع) منقول است که : ” اتَّقُوا الحُكومَةَ؛ فإنَّ الحُكومَةَ إنّما هي لِلإمامِ العالِمِ بالقَضاءِ ، العادِلِ في المُسلمينَ ، لِنَبيٍّ أو وَصيِّ نبيٍّ ” از داوری کردن بپرهیزید زیرا منصب داوری (قضا) در حقیقت از آن امامی است که در قضاوت داناست و میان مردم به عدالت حکم می کند و مختص پیامبر (ص) و وصی پیامبر است.
آیه 124 از سوره بقره نیز چنین می فرماید :
” لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ” خدای سبحان فرموده اند که عهد من به ظالمین نمی رسد .
بطوریکه می دانید قضاوت از مناصب الهی و در واقع عهدی از عهود پروردگار عالم است.

دانلود رایگان جزوه حقوق ادبی و هنری
فصل چهارم – صفات و ویژگی های قاضی————————————
درباره گزینش قاضی مورد نظر اسلام ،بهترین و جامع ترین ملاکها را حضرت علی (ع) در عهدنامه معروف خود به مالک اشتر بیان فرموده اند:
ثُمَّ اخْتَرْ لِلْحُكْمِ بَيْنَ النَّاسِ أَفْضَلَ رَعِيَّتِكَ فِي نَفْسِكَ
حضرت دستور داده اند که : برای قضاوت بین مردم ،باید بهترین و شایسته ترین افراد نزد خود را انتخاب کنی.
اینک به بخشی از مهمترین این صفات که در ادبی و هنری حضرت آمده اشاره می گردد:
برتری علمی و عملی و اخلاقی
فرموده اند که در انتخاب قاضی باید توجه کنی به افرادی که در علم و بردباری و پرهیزکاری و جزوه حقوق ادبی و هنری از دیگران بالاتر و جلوترند.
در رابطه با صفات اخلاقی مورد نظر می توان به مواردی اشاره کرد:
الف- اخلاص :
یعنی اینکه قاضی در کار قضایی باید کار را خالصانه و برای تحصیل رضای خدا انجام دهد و پاداش کار خالصانه ،این است که خدای سبحان او را یاری خواهد کرد.
ب- داشتن صبر و بردباری:
در قرآن دستور به صبر داده شده .آیه 153 از سوره بقره :
يا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرینَ
ای کسانیکه ایمان آورده اید از خداوند کمک و یاری بگیرید با استقامت بر صبر و نماز خواندن ،همانا خداوند کمک حال صابران است.
ج- امانت داری:
یکی از برجسته ترین صفات اخلاقی ،امانت داری است که عموم انسانها ،خصوصاً مومنین باید به این صفت آراسته باشند. آیه 58 از سوره نساء :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا همانا خداوند امر فرمود: که امانات را به صاحبانش برگردانید.
د- تواضع و فروتنی:
تواضع از جمله عالیترین فضایل اخلاقی است و آن است که انسان برای خود امتیاز و ویژگی خاصی قائل نباشد و به دیگران فخر فروشی نکند و دچار کبر و غرور نگردد که اینها آفت قضاوت هستند .در این خصوص امیر المومنین (ع) فرمودند که با مردم فروتن باشید و با مهربانی و گشاده رویی با آنها رفتار کنید .
ه- توکل به خداوند:
توکل به خداوند یعنی جزوه حقوق ادبی و هنری تمام امور به خداوند سبحان و قطع امید از تمام مخلوقات ،این کار یعنی اطمینان کامل به خدا و اظهار عجز و ناتوانی در مقابل او .
متوسل کسی است که در کار تلاش می کند و یقین دارد که قدرت الهی بالای سر او و یاری رسان اوست،لذا قرآن کریم آیه 159 سوره آل عمران می فرماید:
وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ
در امور خود با دیگران مشورت کن و هنگامی که تصمیم به کاری گرفتی سپس به خداوند توکل کن که خدا توکل کنندگان را دوست دارد.
ز- ورع و تقوی:
ورع و تقوی به معنای پرهیزگاری و پارسایی است.گفتیم یکی از شرایط قضاوت عدالت است که عبارت است از حالت یا ملکه ای که باعث می شود انسان ملازم تقوی باشد که نتیجه آن اجتناب از گناهان کبیر و عدم اصرار بر گناهان صغیر است.
بدرستیکه تقوی ،کلید درستی و توشه قیامت و آزادی از هر بندگی و نجات از هر تباهی است.
ح- سخاوت:
یکی از صفات عالیه انسان همانا سخاوت است که همان بخشندگی است در واقع بخشندگی از صفات بارز الهی است و به نوعی تکیه گاه ایمان است و امیر المومنین در این خصوص فرموده اند که سخاوت موجب محبت می شود و چه نیکوست که قاضی منصف باشد به وصف سخاوت.
داشتن شرح صدر:
دومین مورد از صفات قاضی همین شرح صدر است که به معنای تحمل داشتن فراوان است و به ادبی و هنری ،خسته و ناراحت نمی شود و پذیرای مراجعین می باشد و به راحتی از کوره در نمی رود و مقاومت و استقامت شایانی دارد.
خشمگین نشدن و پرهیز از لجاجت:
امیر المومنین (ع) یکی از صفات برتر را عدم لجاجت می دانند و می فرمایند :
لجاجت نکنید با خصوم( نمونه سوالات حقوق جزای عمومی ۳ دعوا) یا از لجاجت آنها عصبانی نشوید.
زیرا قاضی در حال خشم نباید میان دو نفر قضاوت کند زیرا هر کس که مالک غضب و خشم خود نباشد مالک عقل خود نیز نخواهد بود.
در جای دیگر دارد که لجاجت و خشم ،اندیشه را تباه می کند.
خطا پذیر بودن :
همه انسانها باید خطا پذیر باشند و اشتباه خود را قبول کنند و اصرار نورزند ،خصوصاً افرادی که تصدی امر قضا را عهده دارند زیرا تصمیم اشتباه و اصرار بر آن در واقع اصرار بر امر ناصواب است که خداوند آنرا نهی فرموده است.
حق گرا بودن:
معیار قاضی در قضاوت صرفاً تشخیص حق از باطل باشد و آنچنان در این امر راسخ قدم باشد که حتی اگر آن حق به زیان خود و خانواده اشت هم باشد آن را عمل و ترجیح دهد.
طمع نداشتن:
اصولاً طمع به مال و امور دنیایی برای هیچ کس خوب و مفید نیست و قطعاً قاضی باید از این امر پرهیز کند یا موجبات رستگاری را دریابد و طمع در واقع زمینه ساز ذلت و حقارت است.
امام حسن عسگری (ع) فرمودند که چقدر برای مومن زشت است که میل و رغبتی در جانش باشد که مایه ذلت او باشد.

آموزش حقوق ادبی
بخش چهارم : آداب دادرسی
فصل اول- کلیات—————————————————-
قبل از پرداختن به موضوع اصلی این بخش ،ناگزیر به شناخت اجمالی از آئین دادرسی می باشیم.
تعریف آئین: آئین در جزوه حقوق ادبی و هنری به روش ،راه و روش و متدلوژی گفته می شود.
تعریف دادرسی: در واقع همان رسیدگی و قضاوت است.
تعریف آئین دادرسی : عبارت است از مجموعه ای از اصول و مقرراتی است که در مقام رسیدگی به دعاوی باید به کار گرفته شود و رعایت آن برای دادسراها و محاکم اعم از کیفری و حقوقی الزامی است و اصطلاحاً به آنها قواعد آمره یا شکلی نیز گفته می شود.
در یک تقسیم بندی ،دادسراها و محاکم کیفری تابع ادبی و هنری آئین دادرسی کیفری و مراجع حقوقی و خانواده نیز تابع قانون آئین دادرسی مدنی می باشند.
تعریف آئین دادرسی کیفری:
آئین دادرسی کیفری مجموعه مقررات و قواعدی است که برای کشف جرم ،تعقیب متهم ،تحقیقات مقدماتی،میانجیگری،صلح میان طرفین،نحوه رسیدگی،صدور رای،طرق اعتراض به آراء ،تعیین وظایف و اختیارات مقامات قضایی و ظابطان دادگستری و رعایت حقوق متهم ،بزه دیده و جامعه وضع گردیده.
تعریف آئین دادرسی مدنی
دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه حقوق ادبی و هنری pdf
آئین دادرسی مدنی،مجموعه اصول و مقرراتی است که در مقام رسیدگی به امور حسبی و کلیه دعاوی مدنی و بازرگانی در دادگاه های عمومی و انقلاب ،تجدیدنظر ،دیوانعالی کشور و سایر مراجعی که به موجب قانون موظف به رعایت آن می باشند به کار می رود.
فصل دوم- واجبات دادرسی———————————————
برای اجرای یک دادرسی کامل و عادلانه فصل خصومت و احقاق در جامعه علاوه بر اجرای دقیق مقررات آئین دادرسی ،شرایط و رعایت مواردی وجود دارد که از آنها بعنوان واجبات دادرسی تعبیر می شود که بطور مختصر به آنها اشاره می نمائیم:
دقت در فهم موضوعات:
برای انجام یک قضاوت صحیح و دقیق ضرورت دارد ابتداً موضوع را بشناسیم و این مهم اتفاق نمی افتد مگر به مطالعه دقیق پرونده،انجام تحقیقات لازم ،استماع شهادت شهود و هر اقدام دیگری که ما را به فهم کامل و شناخت دقیق از موضوع سوق می دهد ،پرداخته شود ،بدیهی است هر موضوع حکم خاص خودش را دارد و عدم شناخت صحیح از موضوع ممکن است به بی عدالتی و صدور حکم ناحق منتهی شود.
داشتن تبحر کافی و شم قضایی:
تجربه و حس قوی در کارقضایی لازمه کار بوده و در شناخت سریع موضوع و تشخیص راه حل قضیه و صدور حکم متقن و قوی در مدت زمانی متناسب بسیار موثر و کارگشا است.معمولاً افراد بی تجربه و بی علاقه ،نتایج خوبی در کار نداشته و با عملکرد ضعیف موجبات صدور آراء بی کیفیت و ضعیف را فراهم می سازد که در نتیجه بی اعتمادی مردم را رقم خواهد زد.
تطبیق موضوعات مطروحه با قوانین موضوعه و ر در مدت زمان معقول مستقیماً با دانش و تبحر کافی قضات و شم قضایی آنها ارتباط دارد و هرچه ممارست بیشتری داشته باشند موفق تر در عملکرد خواهند بود.
رعایت مساوات و عدالت مداری:
متصدیان بایستی علاوه بر منصف بودن به عدالت و پرهیز از آلودگی ،نسبت به اصحاب دعوا بی طرف بوده و بطور یکسان با آنها رفتار نمایند به گونه ای که برای طرفین هیچگونه شائبه ای ایجاد نگردد.
در مراعات این وظیفه فرق نمی کند که خصمین هر دو قوی باشند یا ضعیف،صاحب منصب باشند یا عادی،قاضی باید با آنها یکسان برخورد کند و هیچگاه تحت تاثیر مقام و موقعیت و شخصیت افراد یا دوستی ها و خویشاوندی ها قرار نگیرد.
در این خصوص ،رسول مکرم اسلام(ص) فرموده اند:
مَنِ ابتُلِیَ بالقَضاءِ بینَ المُسلمینَ فَلْیَعدِلْ بَینَهُم فی لَحظِهِ وإشارَتِهِ ومَقعدِهِ ومَجلِسِهِ
هر که داوری بین مسلمانان مشغول شود باید به عدالت و مساوات رفتار کند بین آنها، در نگاه ها ،اشاره کردن و جای نشستن و نحوه آن
بناربراین لازم است که قاضی از بدو ورود اصحاب دعوا و تا پایان دادرسی با اطراف دعوا یکسان رفتار نماید و به دو طرف توجه داشته باشد .جای نشستن آنها را در شرایط مساوی قراردهد و نگاهش به آنها را در شرایط مساوی باشد و به هر دو اجازه صحبت کردن بدهد و یکی را بر دیگری ترجیح ندهد.بنابراین علاقه مندان به امر قضا و داوری باید در اجرای عدالت و رعایت اصل تساوی کوشا و پرتلاش باشد.
رعایت نظم:
یکی از آموزه های دینی و اخلاقی ،رعایت نظم است ،وجود جزوه حقوق ادبی و هنری در عالم هستی یکی از دلایل خداشناسی است زیرا که خداوند سبحان ،عالم را بر اساس نظم مدیریت و هدایت می کند.سفارش و فرمایش امیرالمومنین حضرت علی (ع) در این زمینه این است که: أُوصِیکُمَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُم
همه را به رعایت پرهیزگاری و تقوی الهی و نظم در کارها سفارش می کنم.
رعایت نظم در جامعه برای همه تکلیف است بالاخص برای قضات و متولیان تشکیلات قضایی،زیرا رعایت نظم در دادرسی ها بخشی از اجرا و گسترش عدالت محسوب می شود و در روند دادرسی و بهبود کیفیت آن بسیار موثر است.
امروزه با توجه به کثرت اختلافات و تشکیل پرونده های قضایی ،چنانچه در تعیین اوقات رسیدگی ،به ترتیب تشکیل پرونده و نوبت دهی نظم آن توجه و دقت نشود ،مردم دچار آشفتگی خیال می شوند و اعتمادشان از دستگاه قضایی سلب می شود .لذا در دستگاه قضایی همه امور بایستی بر مدار نظم تنظیم و پیگیری شود ،اعم از اینکه قضات به موقع در محل کار حاضر شوند،اوقات رسیدگی دقیق تنظیم و رسیدگی ها به موقع و سر وقت مقرر انجام و به موقع رای صادر و اجرا شود تا جامعه و مراجعین ، خصوصاً طرفین پرونده از التهاب و آشفتگی خیال دور باشند و با اطمینان و صبر و آسودگی در انتظار یک دادرسی عادلانه باشند.
توجه به دلایل و مستندات:
امر قضاوت و اثبات قضایای مطروحه مبتی بر وجود دلیل یا ادبی و هنری است و صدور حکم بدون جمع آوری دلایل شرعی و قانونی و مستندات مورد نیاز امکانپذیر نمی باشد و با اصول دادرسی سازگاری ندارد و فاقد اعتبار خواهد بود،احتمال و حدس و گمان و شاید و اما و اگر نمی تواند مبنا و مستند یک حکم باشد ،بلکه حکم باید مستند به دلیل و با قطع و یقین به موضوع صادر شود .چرا که هدف از قضاوت ،احقاق حق ،که امری مهم و مقدس است می باشد و خداوند حاضر و ناظر بر آن می باشد بنابراین بایستی هر حکمی مستند به دلایل و مستندات قوی می باشد.
در بسیاری از موارد ،در شرع مقدس برای اثبات موضوعی ،دلایل خاصی را تعیین نموده است .مثلاً در مورد طلاق یا جرم زنا به شهادت عدلیین یا حضور چهار شاهد نیاز می باشد ،البته اقرار جایگاه قوی و خاص خود را دارد و شهادت در مرحله بعد از آن که اقرار وجود ندارد مورد نیاز است.
علم قاضی وحجیت آن:
در صورت نبودن دلیل و بینه شرعی و اقرار ،قاضی می تواند بر مبنای علم حاصل شده نسبت به موضوع مبادرت به صدور حکم کند و منظور از علم در اینجا همان یقیین کامل است.
در اصول فقه ،علمی که حجیت آن ثابت شده ،همان علمی است که از هر سببی حاصل شود اما در باب قضا علمی می تواند حجت باشد که از طریق متعارف برای قاضی حاصل شود بطوریکه نوع مردم از آن طریق به علم می رسند و غیر آن اعتبار ندارد.
پیامبر مکرم اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز بر مبنای علم ظاهری به قضاوت می پرداختند نه با علم لدّنی.
امروزه راههای مختلف علمی و تجربی (مانند علم پزشکی-مهندسی-حسابداری و…) برای اثبات بعضی از جرایم یا دعاوی به کار گرفته می شود که اکثراً مبتنی بر نکات دقیق علمی است و می توانند قاضی را به علم قطعی برسانند.البته برای جلوگیری از شبه لازم است قاضی ،مستندات علم خود را در ای ذکر کند تا سایر مراجع با آگاهی از آن و تطبیق با موضوعات بتوانند آنرا تجزیه و تحلیل نمایند.
استقلال و تاثیر ناپذیری قاضی:
اصل 156 قانون اساسی کشورمان،قوه قضائیه را مستقل از سایر قوا دانسته و چنین بیان داشته :قوه قضائیه ادبی و هنری ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت و عهده دار وظایف زیر است:
رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات ،تعدیات،شکایات،حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه که قانون معین می کند.
احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی های مشروع
نظارت بر حسن اجرای قوانین
کشف جرم و تعقیب و مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام.
اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.
بنابراین استقلال قضایی برای تامین اهدافی است که در اصل 156 قانون اساسی مقرر شده و به همین استناد نیز قاضی مستقل است و باید از چنان استقلالی برخوردار باشد که تحت تاثیر هیچ قدرتی قرار نگیرد و صرفاً به اجرای عدالت بپردازد.
استقلال قاضی دارای 2شرط اساسی است:
پیروی از خداوند متعال و احکام شرعی
دوری از هوی و هوس و رعایت تقوا
قرآن کریم در آیه 26 جزوه حقوق ادبی و هنری ص دارد که:
فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ
پس قضاوت کن بین مردم به حق و انصاف و از هوای نفس پیروی نکن که تو را از مسیر خداوند منحرف می سازد و آنان که از راه الهی منحرف شوند بی تردید عذابی سخت در انتظارشان خواهد بود.
صبر و تحمل و استقامت:
سه ویژگی لازم برای قضات که آنها را در انجام دادرسی عادلانه یاری می دهد .مستحضرید که اطراف پرونده معمولاً به لحاظ اختلافاتی که دارند بعضاً از حالت عادی خارج می گردند و ممکن است روحیه پرخاشگری پیدا ادبی و هنری و به تندی صحبت کنند و حرفهای نامربوط بزنند یا بعضاً مکن است یکی از طرفین تعهداً بخواهد که قاضی را از مسیر حق و عدالت خارج سازد و لذا ضرورت دارد قاضی با صبر و تحمل و استعانت از خداوند سبحان به قضاوت بنشیند و در مقابل رفتارهای ناپسند و ناهنجار از کوره در نرود و قضاوتش تحت تاثیر قرار نگیرد و با استقامت در برابر ناملایمات و صحنه سازی ها و پارتی بازی ها و زورگویی ها به قضاوت مورد پسند خداوند متعال بپردازد .
حسن خلق با مردم:
گفته شد که شغل قضا مربوط به خداوند متعال و پیامبر مکرم اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) می باشد و در زمان غیبت کبری نیز این وظیفه مهم به مجتهدین مسلم و از جانب آنها به قضات متجزی سپرده شده است.بنابراین قضات باید به لحاظ پذیرش این منصب مهم و الهی ،خود را متصف به اخلاق اسلامی و خلق احسن بنماید و با منش و کرامت اسلامی رفتار نماید و سخن بگوید و هیچگونه توهین و تندخویی نسبت به طرفین پرونده و شهود و سایر افرادی که مرتبط با دعوا هستند نداشته باشد.زیرا در غیر اینصورت از مسیر الهی و عدالتخواهی دور می شود و به همان اندازه از هدایت الهی دور می گردد.
بنابراین آرامش و قناعت و حسن :
() : ََ ًَِ َ َُِ() :
ً ً
فهرست مطالب