جزوه متون فقه جزایی
دانلود جزوه
استاد دکتر بهروزیه برای دکتری کارشناسی ارشد علی خلاصه کتاب امینی دانشگاه پیام نور سید ابوالحسن باقری دانشگاه آزاد شهید ثانی علمی کاربردی استاد
ًً :
-:
–:
-؛-:
:
— اینجا چنین جعلی وجود ندارد بلکه خلاف آن ثابت است، زیرا امام صادق ع در صحیح محمد بن مسلم فرموده اند: یکی از مقررات متعه است که زن منقطع از تو ارث نمی برد و تو نیز از او ارث نمیبری. و اما تحقق آن به واسطه شرط به دلیل عموم المومنون عند شروطهم می باشد و نیز فرموده امام صادق علیه السلام در صحیح محمد بن مسلم که می فرماید: اگر طرفین نکاح موقت ارث بردن را شرط کنند پایبند شرط خود می باشند.
توارث در عقد موقت:
1- در نکاح موقت زن و شوهر از هم ارث نمی برند با توجه به مواد 940و 1077 قانون مدنی .
۲-ماده 940قانون مدنی در خصوص شرایط توارث میان زوجین مقرر نموده است:
زوجین که زوجیت آنها دائمی بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث می برند.
به همین خاطر شرط توارث در نکاح منقطع به دلیل تعارض با قواعد امری باطل است.
4-درخصوص شرط توارث در نکاح منقطع 4 قول در میان فقهای امامیه وجود دارد که در این میان نظام حقوقی ایران قولی که در عقد موقت توارث را شرط نمی داند را پذیرفته است.
حکم فساد العقد حکم فساد عقد:
اگر معلوم شود که نکاح فاسد بوده است چه به دانلود جزوه متون فقه جزایی شوهر دار بودن زن یا در عده بودن وی یا حرمت ازدواج با او جمعًاً یا عینا و مانند آن و آمیزش نیز صورت گرفته باشد و زن نیز در آن حالت نسبت به فساد عقد جاهل باشد، مرد باید مهرالمثل را بپردازد زیرا این زناشویی محترم است و ناگزیر باید عوضی داشته باشد و چون با بطلان عقد، مهر تعیین شده در آن نیز باطل گردیده است مهرالمثل ثابت می شود.
حکم فساد عقد موقت:
1-ازدواج باطل و یا فاسد به ازدواجی گفته می شود که بر خلاف قانون آن کشور واقع شده باشد و زوجین از هم جدا می شوند .عوامل ابطال عقد در خصوص هر دو عقد نکاح دائم و موقت یکسان است، به جز شرط تعیین مدت در عقد نکاح موقت یا متعه که در صورت عدم تعیین مدت در عقد نکاح موقت عقد باطل می شود و همچنین لزوم تعیین مهر در عقد موقت.
۲-در نظام حقوقی کشور ما شرایط و موانع نکاح منقطع همان است که در رابطه با نکاح دائم وجود دارد به استثنا مواردی که در بخشهای قبلی و بعدی آورده می شود و در صورت کشف فساد عقد بطلان آن آثار و پیامدهای آن مانند نکاح دائم است.
انقضاء المتعه پایان ازدواج موقت:
1-در نکاح منقطع طلاق وجود ندارد بلکه زن با پایان مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود.
۲- ونیز ایلاء بنابر قول صحیح تر صورت نمی پذیرد زیرا قرآن کریم در جریان مسئله ایلاء از طلاق سخن به میان آورده و می فرماید: و اگر تصمیم به طلاق گرفتند. در حالی که در نکاح موقت طلاق راه ندارد.
ایلاء سوگند خوردن مرد بر ترک نزدیکی با زن دائمی مدخوله ی خود برای همیشه و بدون محدود کردن به زمانی خاص یا برای بیش از چهار ماه به قصد ضرر رساندن به زن می باشد.
3- و لعان نیز واقع نمیشود مگر اینکه نسبت زِِنا داده شده باشد.
پایان ازدواج موقت:
1- در نکاح موقت احکام طلاق جاری نیست و جدایی طرفین با انقضای مدت ،بذل مدت و یا فسخ نکاح محقق می شود مستنبط از ماده 11۲0ق م.
۲-ماده 11۲0قانون مدنی در خصوص عوامل انحلال عقد نکاح موقت بیان نموده است:
عقد نکاح به فسخ یا به بطلان یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود.
جزوه متون فقه جزایی pdf
3-بر موجبات انحلال نکاح در عقد موقت باید مرگ یکی از طرفین را نیز اضافه نمود ،مضافا اینکه نکاح موقت-دائمبا کافر شدن شوهر زن مسلمان و اسلام آوردن زن کافر نیز منحل می شود.
4-درنکاح منقطع برابر ماده 1097قانون مدنی اگر شوهر قبل نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد، ازاین ماده علاوه بر آثار مهر این موضوع هم پیداست که مرد می تواند همه یا بخشی از مدت را درعقد موقت ببخشد.
العده فی المتعه عده در ازدواج موقت:
1- عده زن منقطعه در صورت نزدیکی و انقضای مدت یا بذل آن دو حیض است یعنی دو ماه و
10 روز به شرط آنکه زن یائسه نباشد.
۲- و اگر مسترابه باشد یعنی با وجود اقتضای سن، عادت زنانگی نبیند، عده او 4۵ روز است و این حکم مورد اتفاق فقها است.
3- و عده وفات برای این زن چهارماه و ده روز است.
4-و اگر باردار باشد عده وفات عبارت است از طولانی ترین مدت از میان دو مدت فوق یعنی چهار ماه ده روز و وضع حمل.

دانلود جزوه متون فقه جزایی
1-عده در عقد موقت بر دو طهر است و این در حالی است که این مدت در عقد دائم بر سه طهر است اگر زن موقت با اقتضای سن عادت نبیند یعنی در سنی بوده که که باید عادت داشته باشد اما عادت نبیند ،عده 4۵روز است .تنها عده وفات در هر دو مورد یکسان است که چهار طهر است .11۵1-11۵۲-11۵3-11۵4-ق م.
۲-ماده 11۵۲ قانون مدنی در خصوص عده در دانلود جزوه متون فقه جزایی موقت بیان می دارد:
عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت 4۵ روز است.
عده طلاق در این ماده از آن جهت که طلاق مخصوص نکاح دائم است لغو و بی مورد است.
3-در صورتی که زن حامل باشد عده ی او با وضع حمل منقضی میشود.
4-عده بذل یا انقضای مدت یا فسخ نکاح منقطع در مقایسه با عده طلاق در نکاح دائم کمتر است،لیکن عده وفات در نکاح دائم و موقت یکسان است.
۵-برای اینکه زن موظف به نگهداری عده شود، باید مرد با او نزدیکی کرده باشد و مضافا اینکه یائسه نباشد.
6-در خصوص زن حامل هم عده برابر ماده 11۵3تا وضع حمل است که در این باره مقرر می دارد:
عده طلاق وفسخ نکاح و بذل مدت وانقضای ان در مورد زن حامله تا وضع حمل است.
7-عده ی زن حامل در نکاح دائم و منقطع یکسان است.
الطلاق
ارکان الطلاق ارکان طلاق:
طلاق چهار رکن دارد که عبارتند از: صیغه طلاق، طلاق دهنده، مطلقه و شاهد گرفتن.
الصیغه و شرائطها صیغه ی طلاق و شرایط آن:
1-عبارت صریح در طلاق چنین است:« انت یا هذه یا فلانه یا زوجتی طالق». صیغه ی طلاق نزد فقهای ما منحصر در همین عبارت است. بنابراین« انت طلاق یا مطلقه یا طلقت فلانه» بنابر قول مشهور کفایت نمیکند، زیرا صریح در طلاق نیست. در روایت نیز طالق آمده است نه غیر آن در نتیجه به همان اکتفا می شود.
۲- طلاق شخص لال با اشاره ای که مفهوم طلاق را برساند همراه با انداختن پوشش بر سر زن تا قرینه ای باشد بر لزوم حجاب او از مرد واقع میشود.البته آنچه که در عبارات فقهای ما وجود دارد تنها اشارهای است که معنای طلاق را بفهماند و در روایت نیز فقط انداختن پوشش آمده است از اینرو مصنف میان این دو را جمع کرده است که دلالت آن بر طلاق قویتر است.
در فقه طلاق شخص لال=اشاره ای که مفهوم طلاق را برساند + انداختن پوشش بر سر زن 3- طلاق به وسیله نوشته ی تنها و بدون تلفظ واقع نمی شود و بنابر قول مشهور تر فرقی نمی کند که نویسنده آن حاضر باشد یا غایب، زیرا مقتضای اصل، بقای نکاح است و نیز در حسنه زراره از قول امام صادق علیه السلام درباره مردی که زن خود را طلاق داده بود آمده است که:
لیس ذلک بطلاق یعنی این عمل طلاق نیست. ولی مطابق قولی از شیخ طوسی طلاق با کتابت برای شخص غایب نه حاضر واقع می شود.
4- بنابر قول درست تر همچنین با مخیر ساختن زن به قصد طلاق، میان طلاق و ماندن طلاق محقق نمی شود اگر چه خود زن فورا طلاق را برگزیند. دلیل این حکم همان است که گذشت یعنی اصل بقای نکاح است و نیز فرموده امام صادق علیه السلام که فرمود مردم را با اختیار در امر طلاق چه کار!
۵- همچنین طلاق نمی تواند معلق به شرط یا صفت باشد، مراد از شرط امری است که وقوع دانلود جزوه متون فقه جزایی آن ممکن می باشد مانند بازگشت مسافر و ورود او به منزل و منظور از صفت چیزی است که معمولاً وقوع آن حتمی است مثل طلوع و غروب خورشید. این حکم مورد اتفاق فقهای امامیه است است.
6- اگر یک طلاق را با لفظی که بیش از یک طلاق را میرساند تفسیر کند مانند این که بگوید انت طالق ثلاثا تفسیر لغو بوده و یک طلاق واقع میشود. زیرا مقتضی یعنی انت طالق. چرا که عبارت اضافه شده به صیغه تنها طلاق را تاکید می کند و با آن منافات ندارد و نیز در صحیح جمیل و غیر آن از قول معصوم علیه السلام در مورد شخصی که زن خود را در یک مجلس سه طلاقه می کند آمده است چنین طلاقی یک طلاق محسوب می شود.
طلاق:
-طلاق عبارت است از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب زوج یا نماینده او.
-طلاق یک عمل حقوقی یک جانبه از جانب شوهر است و ناشی از اراده زوجین نمی باشد .
-طلاق، ایقاع تشریفاتی است که طبق آن نخست مرد به دادگاه رجوع کرده، دادگاه موضوع را به داوری ارجاع داده و پس از صدور گواهی عدم امکان سازش برای اجرای صیغه طلاق و ثبت آن به دفترخانه رسمی ازدواج و طلاق مراجعه می شود، دفترخانه پس از دریافت مطالبات زنان از سوی مرد اعم از مهر، نفقه و جهیزیه صیغه طلاق را جاری کرده و آن را به ثبت می رساند.
-ماده 1133 قانون مدنی در خصوص امکان طلاق مقرر میدارد:
مرد میتواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه، تقاضای طلاق همسرش را نماید.
تبصره: زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد 1119، 11۲9 و 1130 این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید.
-طبق قانون مدنی زن می تواند در موارد زیر از دادگاه درخواست طلاق نماید:
1- غیبت شوهر بیش از چهار سال
۲-در صورتی که زن وکالت در طلاق داشته باشد.
- خودداری یا عجز شوهر از پرداختن نفقه
- عسر و حرج زوجه
-در طلاق به درخواست زن، هرگاه شوهر حقوق واجبه زن را ایفا نکند و الزام او ممکن نباشد ،حاکم شوهر را اجبار به طلاق می کند و در صورت امتناع وی حاکم راسا زن را طلاق میدهد.
صیغه ی طلاق:
-در خصوص صیغه طلاق فقهای امامیه بر این عقیده اند که صیغه باید به صورت عربی با الفاظی مانند انت طالقیا فلانه طالق واقع شود.در حقوق کنونی اجرای صیغه به صورت عربی شرط نیست وبرخی از اساتید بر این باورند که هر لفظی که دلالت بر طلاق نمایید کفایت می کند،چرا که لفظ عربی در هیچ یک از عقود ویا ایقاعات شرط نشده است.
-ماده 1134 قانون مدنی در خصوص تشریفات طلاق مقرر می دارد:
طلاق باید به صیغه طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد و عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد.
صیغه را باید دو مرد عادل بشنوند جدا گانه کافی نیست و هر دو نفر باید هم زمان صیغه را بشنوند و در صورت نشنیدن طلاق از اعتبار ساقط و باطل است.
-در مواردی که طلاق به حکم دادگاه و به درخواست زن صورت میگیرد و یا در مواردی که دسترسی به شوهر ممکن نیست دادگاه طلاق را توسط نماینده قضایی شوهر یعنی سردفتر واقع دانلود جزوه متون فقه جزایی ولی اگر گواهی عدم امکان سازش به علت تحقق شرط وکالت مندرج در سند ازدواج باشد، زوجه میتواند با استفاده از آن وکالت، خود را مطلق سازد و نیازی به حضور مرد یا نماینده قضایی در دفترخانه نیست.
-دو مرد عادل باید صیغه طلاق را همزمان و با هم بشنوند نه به صورت جداگانه.
-منظور از صیغه طلاق به کار بردن الفاظی است که صراحت در طلاق داشته باشند نه لزوماً به کار بردن لحظه عربی خاص.
-صیغه طلاق حتی اگر چند بار تکرار شود، تنها یک طلاق را واقع می سازد و شخص یک جلسه زن خود را دو یا سه طلاق کند.
-دو مرد عادل باید صیغه طلاق را همزمان و با هم بشنوند نه به صورت جداگانه.
-منظور از صیغه طلاق به کار بردن الفاظی است که صراحت در طلاق داشته باشند نه لزوماً به کار بردن لحظه عربی خاص.
-صیغه طلاق حتی اگر چند بار تکرار شود، تنها یک طلاق را واقع می سازد و شخص نمی تواند در یک جلسه زن خود را دو یا سه طلاق کند.
-ماده ی 113۵ در خصوص تعلیق در طلاق مقرر می دارد:
طلاق باید منجز باشد و طلاق معلق به شرط باطل است.
اگر مرد بگوید زن خود را طلاق دادم اگر تا سال آینده پسری به دنیا نیاورد، این طلاق باطل است هر چند شرط هم محقق شود البته به اعتقاد برخی چنانچه وقوع طلاق به امری که احتمال وقوع آن مسلم است معلق گردد از مصادیق طلاق معلق نخواهد بود و صحیح است مثل اینکه طلاق منوط به طلوع خورشید در صبح فردا شود البته چنین تعلیقی در رویه عملی چندان موضوعیت ندارد.
اقسام طلاق
1-طلاق نامشروع بدعی این طلاق عبارت است از:
۱ و2-طلاق زنی که در عادت یا در نفاس است و مجوز صحت طلاق نیز وجود ندارد. منظور از مجوز یکی از اموری است که قبًلاً ذکر شد یعنی نزدیکی نکردن باردار بودن و غایب بودن. همانطور که قبًلاً بیان شد پاکی از عادت زنانگی و نفاس شرط است که با زن نزدیکی شده باشد و باردار نباشد و شوهرش نزد او باشد.
3- طلاق در دانلود رایگان جزوه متون فقه جزایی که در آن با زن نزدیکی کرده است در حالی که زن بالغ غیر یائسه و بدون حمل است.
4_ سه طلاقه کردن بدون آنکه فاصله ای وجود داشته باشد.
تمامی طلاق های فوق باطلند ولی در مورد سه طلاق که بدون فاصله باشد یک طلاق واقع میشود.
این طلاق سه قسم است و در برابر طلاق حرام قرار دارد:
الف- طلاق بائن:
طلاق بائن ۶ مورد از که در آن شوهر حق رجوع ندارد:
۱- طلاق پیش از نزدیکی
2 -طلاق یائسه
3- طلاق صغیره
4 و ۵- طلاق خلع و مبارات تا زمانیکه زن نسبت به عوض رجوع نکرده است
۶ – سومین طلاق که بعد از دوبار رجوع واقع شده است.
ب-طلاق رجعی:
طلاق رجعی طلاقی است که در آن مرد حق رجوع دارد، خواه رجوع کند یا نکند.
در طلاق رجعی شرط هم بستری وجود ندارد و این رجوع میتواند به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر رجوع دراد، واقع شود. ج- طلاق عدی:
طلاقی است که مرد با فراهم بودن شرایط زن را دانلود رایگان جزوه متون فقه جزایی میدهد، سپس در مدت عده رجوع میکند و با زن نزدیکی نموده آن گاه او را در طهر دیگری طلاق میدهد.
طلاق عدی نوعی طلاق رجعی است با این تفاوت که در این طلاق شرط همبستر شدن وجود دارد.
طلاق عدی طلاق سنی به معنای خاص است.
- طلاق زن باردار:
زن باردار را می توان بیش از یک بار طلاق داد و در صورتی که پس از رجوع با زن نزدیکی کرده باشد و آنگاه او را طلاق دهد طلاق مزبور عدی می باشد، در غیر اینصورت یعنی اگر پس از رجوع نزدیکی نکرده باشد طلاق سنی به معنای عام خواهد بود.
- طلاق بیمار:
طلاق برای مرد مریض مکروه است، حال اگر چنین کند زن و شوهر در عده طلاق رجعی مانند صورتی که مرد مریض نیست از یکدیگر ارث می برند و در طلاق رجعی به دلیل وجود روایت و اجماع زن تا یک سال از زمان وقوع طلاق از شوهر ارث می برد به شرط اینکه شوهر دیگری نکرده و مرد نیز از آن بیماری بهبودی نیافته باشد در غیر این صورت بعد از تمام شدن عده در طلاق رجعی حق ارث بردن ندارد اگرچه شوهر دربین همان سال فوت کند.
- طلاق غایب مفقودالاثر:
اگر از شوهری که مفقود الاثر است خبری نرسد و همسر وی دانلود جزوه قواعد فقه 1 را داشته باشد که نفقه اش را بدهد زن باید تا وقتی که شوهرش پیدا شود یا مرگ او یا امری که حکم فوت را دارد ثابت گردد، منتظر بماند و در صورتی که ولیی که خرج او را بدهد نداشته باشد و کسی هم به
رایگان اقدام به این کار نکند، اگر صبر کند که هیچ و اگر نزد حاکم طرح دعوا نماید حاکم در مورد شوهر تحقیق و جستجو میکند و مدت چهار سال از زمان طرح دعوای زن جستجو ادامه پیدا میکند، آنگاه خود حاکم مبادرت به طلاق دادن زن می کند یا دستور میدهد که ولی مرد او را طلاق دهد و زن پس از طلاق مطابق نظر مشهور میان فقهای امامیه، عده وفات نگه میدارد.
بر امام لازم است که در طول مدت غیبت شوهر در صورتی که زن صبر کند و در مدت زمان جستجو در صورتی که صبر نکند، نفقه را از بیت المال تامین نماید، به شرط آنکه شوهر مالی نداشته باشد .
– :
: : : ً : :
فهرست مطالب