جزوه مهارت های زندگی
دانشگاه فردوسی مشهد دانشگاه پیام نور آرنولد لازاروس امد کلیفورد لازاروس علمی کاربردی شهرام محمدخانی دانشگاه آزاد تألیف آقای سیدمهدی خطیب کارشناسی ارشد آزمون
() ، ”” “” ، ”” ”” توهمات بصری او فراتر رفت. تداوم آگاهی او در طول عمر ، در سراسر کشورهایی که او زندگی میکرد و در سراسر آفرینشهای هنری اش وجود داشت. خود او به عنوان یک دیدگاه خاص ، بسیاری از مردم را ترغیب و به چالش کشیدهاست تا “واقعیت” را از دیدگاه اغلب زیبا اما غیر معمول نقاط لهستان مشاهده کنند.

مهارت های زندگی
انتخاب
وقتی افراد آزادتر میشوند تا در زمان حال زندگی کنند ، تجارب شخصی خود را بپذیرند و مجبور نباشند چنین تجربیاتی را بررسی کنند ، به جای این که ترس آنها را تحریک کند ، در حال ساختن مبنایی برای انتخاب رفتار خود هستند. زمانی که آنها آماده باشند که گذشته سخت یا آینده مضطرب خود را رها کنند ، بر چه مبنایی چنین انتخابهایی را انجام خواهند داد؟ ارزشها. کشف آنچه برای خود واقعی آنها مهمتر است ، فرآیند بعدی است که رفتار سالمتر را فراهم میکند. تکنیکهایی مانند شفافسازی ارزشها میتوانند به افراد کمک کنند تا تصمیم بگیرند که کدام ارزشها بهترین جزوه مهارت های زندگی را برای انتخاب فراهم میکنند ، به جای اینکه توسط بافت فرهنگی خود کنترل شوند که مستلزم این است که آنها یک نقش سفت و سخت ، مانند یک دانشآموز ، یک معلم ، یک بیمار ، یک کارگر کارخانه ، یا یک کشاورز را پر کنند.
دانلود رایگان جزوه مهارت های زندگی خلاصه کتاب پی دی اف کامل pdf
اقدام متعهد فرآیند تعیین اهداف براساس ارزشها و انجام مسئولانه آنها است. باید مشخص شود که درمانجویان میتوانند براساس ارزشهای شخصی خود عمل کنند ، حتی اگر ، یا به خصوص اگر ، آنها به تجربه رویدادهای خصوصی که میتوانند به عنوان آسیبشناسی ارزیابی شوند ، ادامه دهند. دوباره شاهد شاهزاده مهارت های زندگی خالخالی بود که توهمات مادامالعمر خود را به حسی از خود تبدیل کرد که به ارزشهای خود متعهد بود تا هنری را خلق کند که دیدگاه خاص او را منعکس میکرد.
روانپاکسازی
استیون هایز میگوید اجازه دهید احساسات جریان پیدا کنند. اجازه بدید رفته و دور شوند. آنها را نگه ندارید ، انگار که مهمترین تجربیات در زندگی هستند. طوری از آنها دوری نکنید که انگار ترسناکترین چیزها در زندگی هستند که میتوانند باعث شوند شما بد رفتار کنید. جریان احساسات را مانند جریان افکار ، تصاویر و خاطرات به عنوان طبیعی بپذیرید. در عین حال ، احساسات را به عنوان پایه تجربی که براساس آن عمل کنید ، بیش از حد ارزشگذاری نکنید. به ارزشهای اصلی خود نگاه کنید که منعکسکننده حس اساسی خود شما هستند و اجازه دهید این ارزشها اقدامات متعهدانه شما را هدایت کنند.
شرطیسازی تقابلی
چگونه ACT به درمانجویان کمک میکند تا با عادات فراگرفتهشده خود در مورد اجتناب از دیدگاههای خصوصی مقابله کنند؟ با تمرکز بر زمان حال. این چیزی است که به درمانجویان کمک میکند تا یاد بگیرند با افکار و احساسات خود (حتی زمانی که ناخوشایند است) با صراحت و علاقه باقی بمانند. پذیرش چنین تجربیاتی و دعوت از آنها برای آمدن و رفتن میتواند با آموزش مقابله کند تا از آنها اجتناب شود. نقطه مقابل سالم کنترل و اجتناب ، پذیرش است. فاصله شناختی میتواند ترسهایی را که با عینیتبخشی افکار و احساسات به عنوان دلایل واقعی عمل همراه هستند ، از بین ببرد. چنین پذیرشی میتواند اجتناب را جایگزین کند و سپس اقدام متعهدانه براساس ارزشهای خود واقعی ، رفتارهای سالمتر را به ارمغان میآورد که میتوانند رفتارهای ناکارآمد را جایگزین کنند.
روابط درمانی ACT
درمانگران ACT اغلب با درمانجویانی مانند مربیان یا مربیان باتجربه ارتباط برقرار میکنند که در ابتدا به بیماران کمک میکنند تا رویدادهای خصوصی که با اقدامات موثرتر تداخل دارند را شناسایی کنند. به عنوان مثال ، افکار و یا احساس پست بودن ، غیرقابل تحمل بودن و یا غیر جزوه مهارت های زندگی بودن ، میتواند منجر به اجتناب از خوردن بیش از حد ، نوشیدن و یا نشستن در خانه و تماشای تلویزیون شود. مربی از شما سوالاتی در مورد قابلیت کار میپرسد ، مانند اینکه چگونه چنین رفتارهای واکنشی برای شما جواب میدهند؟ در حالی که آنها اجتناب فوری و در نتیجه رهایی موقتی از احساسات ناراحتکننده را ایجاد میکنند ، درمانجویان میتوانند با ایجاد احساس تنهایی ، اضطراب یا افسردگی بیشتر ، از این که این رفتارها در دراز مدت تا چه حد ضعیف عمل میکنند آگاه شوند.
هنگامی که از چگونگی اجتناب از چنین رویدادهای مهارت های زندگی که واکنشهای غیر موثر ایجاد میکنند آگاه شدند ، به درمانجویان تکنیکهای ذهن آگاهی آموزش داده میشود که به آنها کمک میکند تا در زمان حال بمانند. درمانگران ، به عنوان مربیان ذهن آگاهی ، به مراجعان تکنیکهای فاصله گرفتن یا انتشار را آموزش میدهند که به آنها اجازه میدهد در زمان حال بمانند و رویدادهای خصوصی را به عنوان رفتارهای کلامی بپذیرند که نیازی به تایید ، قضاوت و یا اجتناب ندارند. نه کسی را تحقیر میکنند و نه به او احترام میگذارند. آنها فقط هستند و میتوانند بدون عواقب ناگواری پذیرفته شوند. همانطور که گفته میشود ، “این همان چیزی است که هست” ، اغلب با تکان دادن شانهها.
همانطور که درمان پیش میرود ، متخصصان ACT ممکن است به عنوان یک مربی شفافسازی ارزش عمل کنند و به بیماران کمک کنند تا ارزشهایی را که برای خود واقعی مهمترین هستند ، شناسایی کنند. تعهد به عمل در حضور درمانگر ، تعهدات درمانجو را تقویت میکند. سپس درمانگران مانند یک مربی پاسخگو به دنبال کمک به مسئول دانستن درمانجویان برای تعهداتشان هستند.
ACT در حالی که به طور خاص رفتارهای کلامی را به عنوان رویدادهای خصوصی در نظر میگیرد که عمل موثر را به تاخیر میاندازد ، همچنین تشخیص میدهد که فقدان مهارت ، مانند مهارتهای اجتماعی ، میتواند موانع مهمی باشد. در اینجا درمانگران ACT به عنوان تحلیل گران رفتار عمل میکنند ، که میتوانند با استفاده از تکنیکهای رفتاردرمانی سنتی در آموزش مهارت شرکت کنند (فصل ۹). درمانگران ACT ، مانند یک متخصص اسکی یا مربی موسیقی ، باید ارزیابی کنند که چه زمانی درمانجویان به اندازه کافی پیشرفت میکنند تا از فازهای تجربی اولیه درمان ، مانند ماندن در زمان حال ، به فازهای رفتاری بیشتر ، مانند شفافسازی ارزشها و اقدام متعهدانه براساس این ارزشها حرکت کنند. در طول این سفر ، درمانجویان تشویق میشوند که در پذیرش و تغییر کار مشارکت کنند ، نه به امید احساس بهتر بودن ، بلکه به امید زندگی بهتر.
طرحی از مارشا لینهان
اکنون به دومین درمان موج سوم یا پذیرش میپردازیم: DBT ، که با موسس با نفوذ خود آغاز میشود. مارشا لینهان (۱۹۴۳) ، DBT را در دهه ۱۹۷۰ برای درمان موثرتر درمانجویانی که به طور مزمن خودکشی کرده یا خود آزار بودند و اغلب از اختلال شخصیت مرزی (BPD) رنج میبردند ، توسعه داد. کار او با چنین درمانجویان چالش برانگیزی از تصویر اولیه خودش به عنوان یک مبلغ مذهبی که میخواست به بدبختترین مردم دنیا کمک کند ، بیرون آمد. برنامه او تا مهارت های زندگی آخر کالج این بود که به یک روانپزشک تبدیل شود و در بخشهای پشتی یک بیمارستان روانی دولتی کار کند اما در دقیقه آخر ، او متوجه شد که جزوه مهارت های زندگی پزشکی کمی برای اختلالات روانی وجود دارد که جواب میدهند. او متوجه شد که باید هم دانشمند شود و هم پزشک و در سال ۱۹۷۱ در دانشگاه لویولا شیکاگو مدرک دکترای روانشناسی تجربی شخصیت دریافت کرد. یک دوره آموزشی یک ساله در کلینیک پیشگیری از خودکشی و بحران در بوفالو نیویورک برگزار شد. او به آموزشهای فوقدکترا در دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY) در استونی بروک ادامه داد و با جرالد دیویسون و ماروین گولدفرید در زمینه رفتار درمانی بالینی همکاری کرد. در واقع ، تا به امروز ، لینهان ترجیح میدهد که DBT به عنوان یک رفتار درمانی گسترده طبقهبندی شود.
لینهان میخواست رفتار درمانی را با مراجعه کنندگان دشوار به کار گیرد اما متوجه شد که چنین درمانجویانی همیشه مایل یا قادر به همکاری نیستند. بسیاری از درمانجویان تلاشهایی را برای تغییر رفتار خود به عنوان بیاعتباری تجربه کردند ، که دلالت بر این دارد که چیزی در مورد آنها اشتباه است که آنها باید از شر آن خلاص شوند. پاسخهای معمول این بود که با درمانگر بحث کنند یا کنار گذاشته شوند. لینهان ، در مواجهه با چنین چالشهایی ، رواندرمانی ای را ایجاد کرد که دیالکتیک بین تز رفتار درمانی (نیاز بیمار به تغییر رفتار)و آنتی تز (نیاز درمانگر به پذیرفتن من برای کسی که هستم)را ایجاد میکرد. در پایان ، درمانجویان به یک ترکیب دست مییابند (تغییر و پذیرش متعادل). بخش اعظم این بحث مستقیما از سالها تجربه او به عنوان یک دانشجوی زن و به عنوان یک دانشمند – متخصص در دانشگاه واشنگتن یاد گرفته شد.
بخش اعظم ماموریت DBT و مهارت های زندگی برای کمک به بیچارهترین مردم دنیا ، از تجربیات شخصی خودش ساخته شدهبود. در سال ۲۰۱۱ ، لینهان یک سخنرانی عمومی در موسسه زندگی در کانکتیکات ایراد کرد که در آن او سفر خود را از طریق جهنم بیماری روانی و بازگشت ، که زمانی آغاز شد که او به عنوان یک بیمار به موسسه زندگی در سن ۱۷ سالگی برای درمان اقامت طولانیمدت پذیرفته شد. او پس از زخمی شدن خود و آنچه که اکنون احتمالا به عنوان BPDتشخیص داده میشود ، پذیرفته شد. سالهای درمان منجر به تلاشهای بعدی او برای بازگشت به جهنم شد تا دیگران را از بدبختی نجات دهد.
تئوری DBT آسیبشناسی روانی

دانلود رایگان خلاصه کتاب مهارت های زندگی pdf
برخلاف ACT که افکار آسیبشناسی روانی و احساسات را به عنوان محصولات ذهنهای عادی میبیند ، DBT شخصیتهای مرزی را به عنوان محصولات ناهنجاریهای ژنتیکی و اجتماعی میبیند. افراد با BPD، استعداد بیولوژیکی برای حساسیت و واکنشپذیری بالا (واکنشهای سریع و قوی) نسبت به محرکهای انگیزشی احساسی و همچنین تاخیر در رها کردن برانگیختگی هیجانی دارند. افراد با چنین تمایلات بیولوژیکی ، به ویژه در برابر محیطهای اجتماعی آسیبپذیر هستند که بیان احساسات و افکار فرد را از طریق تنبیه ، نادیده گرفتن و یا بیاهمیت کردن چنین ارتباطاتی ، بیاعتبار میسازند. جزوه مهارت های زندگی با سو استفاده جنسی ، فیزیکی و یا عاطفی را اضافه کنید و شما شرایط پاتولوژیک دارید که میتواند BPD را ایجاد کند. چنین افرادی میتوانند به شدت عصبانی ، آسیبدیده ، طرد شده ، حسود ، افسرده و یا مضطرب شوند و به سرعت در پاسخ به محرکهایی که واکنشهای ملایمی را در اکثر افراد به وجود میآورند ، تحریک شوند. چنین واکنشهای احساسی درهم گسیخته به احتمال زیاد منجر به اختلالات جدی در روابط بین فردی ، از جمله روابط درمانی میشوند.
فرآیندهای درمانی DBT
لینهان هنگام کار با درمانجویانی که به شدت نسبت به ارتباطات حساس ، رد و یا بیاعتبار درک شده واکنش نشان میدهند (”بیایید در مورد آنچه که باید تغییر دهید صحبت کنیم”) ، نیاز به تعادل اصول تغییر رفتار با اصول اصالت رادیکال و احترام بدون قید و شرط از طرف شخصی درمانی کارل راجرز را درک کرد (فصل ۵). برای کمک به درمانجویان برای پذیرش و مقابله با احساسات قدرتمندی که ممکن است هنگام به چالش کشیدن عادتشان احساس کنند و یا خود را در معرض شرایط ناراحتکننده قرار دهند ، لینهان به ذهن آگاهی و مراقبه برگرفته از شیوههای بودایی ذن شرقی روی آورد.
با توجه به خطر بالای حوادث مخرب در میان بیماران مهارت های زندگی کننده و مرزی ، لینهان یک پروتکل ساختار یافته با سه اولویت تدوین کرد. اولویت اول برای درمانگرها مقابله با تهدید به خودکشی یا دیگر رفتارهای خود تخریبی است. اولویت دوم تمرکز بر تهدیدهای رابطه درمانی ، مانند کنار گذاشتن یا قطع درمان است. اولویت سوم توسعه مهارت ، شامل مهارتهای تغییر رفتار از رفتار درمانی ، مانند ابراز وجود و آموزش بین فردی و مهارتهای پذیرش مبتنی بر ذهن آگاهی است.
برای برآورده کردن این اولویتهای چندگانه ، DBT معمولا به جلسات فردی ، برای مقابله با تهدیدات برای درمانجو و درمان و جلسات گروهی تقسیم میشود که در آن درمانجویان میتوانند رفتارهای عملکردی بیشتری را یاد بگیرند و تمرین کنند. گروه درمانی مبتنی بر مهارت به هر درمانجو کمک میکند تا مهارتهای متعددی که در طول دوره درمان فردی مداوم یاد میگیرند را تمرین کند.
تمرکز فراگیر بر الگوهای مناظرهای ، بیمار را به سمت پاسخهای متعادلتر به موقعیتهای زندگی سوق میدهد. در بودا ، این “مسیر میانی” بین تنشهای دیالکتیکی مانند تقویت مهارت در نمونه سوالات دین و زندگی دوازدهم انسانی پذیرش خود ، بر تنظیم در مقابل تحمل تاثیر میگذارد و خودکارآمدی در مقابل جستجوی کمک.
افزایش آگاهی
همانند ACT ، DBT ذهن آگاهی را یک مهارت اصلی میداند که ظرفیت آگاه شدن بیشتر از لحظه حال را بدون قضاوت یا رد آنچه که فرد تجربه میکند ، تسهیل میکند. درمانجویان یاد میگیرند که محیط داخلی و خارجی خود را بدون قضاوت مشاهده کنند تا بیشتر آگاه باشند و درک کنند که در هر موقعیتی چه اتفاقی میافتد. بدون اظهارات قضاوت ، آنها آنچه را که مشاهده میکنند توصیف میکنند تا به جزوه مهارت های زندگی کمک کنند تا از آنچه مشاهده میشود آگاه باشند. آنها میتوانند یاد بگیرند که با تمرکز کامل بر آنچه انجام میدهند و تجربه میکنند ، مشارکت کنند. آنها با عدم قضاوت در مورد رویدادهای داخلی و خارجی به عنوان خوب یا بد ، منصفانه یا ناعادلانه ، بهتر میتوانند رویدادهایی را بپذیرند که از لحاظ تاریخی از نظر احساسی یا بین فردی اخلالگر هستند.
انتخاب
مانند دیگر درمانهای موج سوم ، DBT انتخابهای مهارت های زندگی را فراهم میکند که فراتر از تغییر رفتارهای ناراحتکننده میروند. این درمانها به بیماران یاد میدهد که مراقب باشند و رویدادهای ناراحتکننده را بپذیرند. اولین حقیقت اصیل مذهب بودا این است که زندگی در حال رنج بردن است و شامل درد ، تنهایی ، ناامیدی ، بیماری و در نهایت مرگ است. این واقعیت انکارناپذیر ، مفید و درمانی میشود زیرا بودیسم توضیح میدهد که چگونه درد میتواند با انتخاب برای پذیرش آن جبران شود. تلاش برای اجتناب از تمام درد و رنج ، معمولا تنها منبع رنج و درد است. همان طور که بوداییها توصیه میکنند ، مشکلات خود را به نشستن در کنار خود دعوت کنید. به جای تلاش برای تغییر چیزی که در مورد خودمان ، دیگران ، یا دنیا دوست نداریم ، میتوانیم انتخاب کنیم که پذیرش بیشتری داشته باشیم. ما میتوانیم به جای تامل در مورد اشتباهات گذشته مان و اشغال کردن خودمان با اضطرابهای آینده ، در حال حاضر را درک کنیم و در آن ساکن شویم.
شرطیسازی تقابلی
DBT شامل آموزش در طیف گستردهای از مهارتها است که میتواند آسیبپذیریها را به اختلال در تنظیم هیجانی و اختلال در روابط بین فردی کاهش دهد. این رویکرد بر این فرض استوار است که حتی زمانی که اجزای واکنشپذیری فیزیولوژیکی و روانشناختی به جزوه مهارت های زندگی تمایلات ژنتیکی تغییر ناپذیر و تجربیات اولیه رشد هستند ، ممکن است هنوز هم تحت کنترل فرد باشند. برای مثال ، براساس شواهد تجربی ، هدف مهارتهای اجرایی DBT:
• بیماری جسمی: اگر شما بیمار هستید ، درمان مناسبی داشته باشید.
• خوردن: رژیم غذایی سالم و متعادل بخورید
• از مصرف داروهای تغییر حالت دهنده که تجویز نمیشوند اجتناب کنید
• خواب: کافی است اما نه خیلی زیاد
• ورزش: مقدار موثر ورزش تصویر بدن را بهبود میبخشد و پریشانی را کاهش میدهد.
DBT مجموعه مهارتها را برای دیگر تغییرات عمده رفتاری مرتبط با تنظیم هیجانی (یا تحمل پریشانی) آموزش میدهد: چگونه شدت ، مدت و فراوانی احساسات منفی شدید مانند خشم ، اضطراب و افسردگی را بهتر تنظیم کنیم. به طور مشابه ، مهارتهای DBT برای مهارت های زندگی بین فردی وجود دارد ، از جمله آموزش ابراز وجود و آموزش ارتباطات.
احتمالا منحصر به فرد ترین مجموعه مهارتهایی که در DBT آموزش داده میشوند ، مورد پذیرش اساسی قرار میگیرند. این مهارتها به تمرین قابلتوجهی نیاز دارند چون آنها برخلاف میل انسان برای کنترل دنیای فیزیکی عمل میکنند و بسیاری از ما در جهانبینی خود سرنوشتی جای گرفتهاند. رسیدن به یک حالت بسیار دقیق و کاملا پذیرفته ذهن در لحظه حاضر کار آسانی نیست. بنابراین ، درمانگران DBT بیماران را با ذهن آگاهی در جلسات درمان و خارج از آن ، در درمان فردی و در درمان گروهی آموزش میدهند. از دهها فعالیت آموزشی میتوان استفاده کرد: آگاه شدن از احساسات بدنی ، مانند ۵ دقیقه وقت صرف کردن برای تجربه لذت حسی یک انگور؛ و از این لحظه تمجید کرد. تمرین مراقبه های ذهن آگاهی ؛ و بازآموزی تنفس. شاید نیازی به گفتن نباشد که DBT در محدوده تغییرات رفتاری جامع و بلند پروازانه است تا ماموریت اصلی لینهان برای کمک به افراد BPDرا انجام دهد که در غیر این صورت ممکن است در زمره بدبختترین مردم جهان باشند. پروتکل DBT مستلزم آن است که درمانگران در گروههای مشورتی و نظارتی خود شرکت کنند. هیچ فرد واحدی نباید BPD را درمان کند. در واقع یک گروه حمایتی و هماهنگ از متخصصان را در بر میگیرد. این گروهها درمانگران DBT را از سوزاندن در هنگام کار با درمان: :
فهرست مطالب