جزوه رنگی و تایپ شده نظریه های یادگیری
دکتر سیف هرگنهان و السون مدرسان شریف پیام نور دانشگاه آزاد علمی کاربردی کنکور ارشد استخدامی
“شخصيت” ، آن چيز مغناطيسي “” – – – – ؟ ً “” “”. – “” “” “” “” “” “” : سرخوردگی تقریباً در همه زمینه ها و فعالیتهای شخصیت بازدارنده مشخص است. سرخوردگی اصلی و اصلی او عدم “خود بودن” و عدم بیان کافی خود است. اما این ناامیدی اساسی به احتمال زیاد رنگ می زند و در تمام آنچه او انجام می دهد سرریز می شود.
بازخورد منفی بیش از حد کلید مهار است علم سایبرنتیک بینش جدیدی را در مورد شخصیت مهار شده به ما می دهد و راهی را برای مهار ، آزادی و نحوه رهایی روح از زندان های خودخواسته به ما نشان می دهد. بازخورد منفی در مکانیزم سروو معادل انتقاد است. بازخوردهای منفی در واقع می گوید: “شما در اشتباه هستید – شما از مسیر خارج شده اید – برای بازگشت به تیر باید اقدامات اصلاحی را انجام دهید.”
با این حال ، هدف از بازخورد منفی این جزوه نظریه های یادگیری که پاسخ را تغییر دهید و مسیر اقدامات پیش رو را تغییر دهید تا به طور کامل متوقف نشود.
اگر بازخورد منفی به درستی کار کند ، یک موشک یا اژدر به اندازه کافی برای اصلاح مسیر به “انتقاد” واکنش نشان می دهد و به سمت هدف ادامه می دهد. این دوره ، همانطور که قبلاً توضیح دادیم ، یک سری زیگ ، زاگ خواهد بود
با این حال ، اگر مکانیسم به بازخورد منفی بسیار حساس باشد ، مکانیسم سروو بیش از حد تصحیح می کند. به جای پیشرفت به سمت هدف ، زیگزاگ های جانبی مبالغه آمیز را انجام می دهد ، یا تمام پیشرفت رو به جلو را به طور کامل متوقف می کند.
مکانیسم سروو ساخته شده توسط ما به همان شیوه کار می کند. برای اینکه هدفمند عمل کنیم ، یا راه خود را نظریه های یادگیری کنیم یا به هدفی هدایت شویم

نظریه های یادگیری
باید بازخورد منفی داشته باشیم. بازخورد منفی بیش از حد مساوی است.
بازخوردهای منفی همیشه موثر است: “کاری را که انجام می دهید یا شیوه ای که انجام می دهید متوقف کنید – و کار دیگری انجام دهید.” هدف آن تغییر پاسخ یا تغییر درجه اقدامات پیش رو است – نه توقف همه اقدامات. بازخورد منفی نمی گوید ، “متوقف – دوره!” می گوید: “آنچه شما انجام می دهید اشتباه است” ، اما نمی گوید ، “انجام هر کاری اشتباه است.”
با این حال ، در مواردی که بازخوردهای منفی بیش از حد باشد یا مکانیسم خود ما نسبت به بازخوردهای منفی بسیار حساس باشد ،
بازدارندگی و بازخورد منفی بیش از حد یکی است. وقتی بیش از حد به بازخورد منفی انتقاد واکنش نشان می دهیم ، احتمالاً به این نتیجه می رسیم که دوره کنونی ما نه تنها کمی دور از ذهن نیست ، یا اشتباه است ، بلکه حتی اگر بخواهیم جلو برویم ، برای ما اشتباه است.
یک جنگلبان ، یا یک شکارچی ، اغلب خود را با انتخاب برخی از نقاط برجسته در نزدیکی ماشین خود ، مانند یک درخت بلند ، که کیلومترها دیده می شود ، به سمت اتومبیل خود هدایت می کند. وقتی آماده بازگشت به ماشینش شد ، به دنبال درخت (یا هدف) خود می گردد و به سمت آن راه می رود. هر از گاهی ممکن است درخت از دید او گم شود ، اما به محض این که بتواند مسیر خود را با مقایسه جهت خود با محل درخت “بررسی می کند”. اگر متوجه شود که دوره کنونی او را 15 درجه به سمت چپ درخت می برد ، باید تشخیص دهد که آنچه انجام می دهد “اشتباه” است. او بلافاصله مسیر خود را اصلاح می کند و دوباره مستقیماً به سمت درخت می رود. با این حال ، او نتیجه نمی گیرد که راه رفتن برای او اشتباه است.
با این حال ، بسیاری از ما در نتیجه گیری بسیار احمقانه گناهکار هستیم. وقتی به ما توجه می شود که شیوه بیان ما خارج از مسیر است ، علامت را از دست داده یا “اشتباه” است. نتیجه می گیریم که بیان خود اشتباه است یا موفقیت برای ما (رسیدن به درخت خاص ما) اشتباه است.
به خاطر داشته باشید که بازخورد منفی بیش از حد در تداخل یا توقف کامل پاسخ مناسب تأثیر دارد.
لکنت زبان به عنوان علامت مهار
لکنت زبان نشان می دهد که چگونه بازخورد منفی بیش از حد باعث جزوه نظریه های یادگیری می شود و در پاسخ مناسب تداخل ایجاد می کند.
در حالی که اکثر ما آگاهانه از این واقعیت آگاه نیستیم ، وقتی صحبت می کنیم با گوش دادن یا “نظارت” به صدای خود ، داده های بازخورد منفی را از طریق گوش خود دریافت می کنیم. به همین دلیل است که افراد ناشنوا به ندرت به خوبی صحبت می کنند. آنها به هیچ وجه نمی توانند بفهمند که صدای آنها به صورت فریاد ، فریاد یا غرغر نامفهوم می آید. این نیز به این دلیل است که افرادی که ناشنوا متولد می شوند ، به هیچ وجه نظریه های یادگیری کردن را یاد نمی گیرند ، مگر با تدریس خصوصی. اگر آواز می خوانید ، شاید تعجب کرده باشید که متوجه شده اید نمی توانید با کلید یا هماهنگ با دیگران بخوانید ، در حالی که به دلیل سرماخوردگی دچار ناشنوایی موقت یا ناشنوایی جزئی شده اید.
بنابراین ، بازخورد منفی به خودی خود مانعی یا نقصی برای گفتار محسوب نمی شود. برعکس ، ما را قادر می سازد که درست صحبت کنیم و درست صحبت کنیم. معلمان صدا توصیه می کنند که ما صداهای خود را روی یک ضبط صوت ضبط کرده و به آنها گوش دهیم ، به عنوان یک روش برای تقویت لحن ، تلفظ و غیره. ما می توانیم به وضوح ببینیم که “اشتباه” در حال انجام چه کاری هستیم – و می توانیم تصحیح کنیم.
با این حال ، اگر بازخورد منفی برای کمک به بهتر صحبت کردن موثر باشد ، باید (1) کمابیش خودکار یا ناخودآگاه باشد ، (2) خود به خود ، یا هنگام صحبت کردن و (3) پاسخ به بازخورد نباید آنقدر حساس باشد که منجر به مهار شود.
اگر ما آگاهانه بیش از حد از گفتار خود انتقاد کنیم ، یا اگر در تلاش برای جلوگیری از اشتباهات از قبل ، بیش از حد محتاط باشیم ، نه اینکه خود به خود عکس العمل نشان دهیم ، احتمالاً لکنت زبان ایجاد می شود.
اگر می توان بازخوردهای بیش از حد لکنت زبان را کم کرد ، یا آن را خودجوش و نه پیش بینی کننده ساخت ، بهبود گفتار فوری خواهد بود.
انتقاد خودآگاهانه شما را بدتر می کند
این توسط دکتر E. Colin Cherry از لندن ، انگلستان ثابت شده است. دکتر چری در مجله علمی بریتانیایی ، نیچر ، نوشت: اعتقادش این است که لکنت زبان ناشی از “نظارت زیاد” است. او برای آزمایش نظریه خود 25 لکنت زبان شدید را به هدفون مجهز کرد که از طریق آنها صدای بلندی غرق می شد. هنگامی که از او خواسته شد در این شرایط از متن آماده شده با صدای بلند بخواند ، که انتقاد از خود را از بین برد ، پیشرفت “قابل توجه” بود. گروه دیگری از افراد دارای لکنت شدید در “صحبت در سایه” آموزش دیده اند – تا آنجا که ممکن است از نزدیک پیگیری کنند و سعی کنند با شخصی که از روی متن یا صدا در رادیو یا تلویزیون می خواند “صحبت” کنند. پس از تمرین مختصر ، لکنت زبان به راحتی “صحبت کردن در سایه” را یاد گرفت – و اکثر آنها قادر بودند در این شرایط به طور عادی و جزوه نظریه های یادگیری صحبت کنند ، که از “انتقاد پیشین” جلوگیری کرد و به معنای واقعی کلمه آنها را مجبور کرد که خود به خود صحبت کنند – یا صحبت و “تصحیح” را همزمان کنند. تمرین اضافی در “صحبت در سایه” به لکنت زبان این نظریه های یادگیری را می دهد که نحوه صحیح صحبت کردن را در هر زمان یاد بگیرد. و اکثر آنها قادر بودند در این شرایط به طور عادی و صحیح صحبت کنند ، که از “انتقاد پیشین” جلوگیری کرد و به معنای واقعی کلمه آنها را مجبور کرد که خود به خود صحبت کنند – یا صحبت و “تصحیح” را همزمان کنند. تمرین اضافی در “صحبت در سایه” به لکنت زبان این امکان را می دهد که نحوه صحیح صحبت کردن را در هر زمان یاد بگیرد.
هنگامی که بازخورد منفی بیش از حد یا انتقاد از خود حذف شد ، بازداری از بین رفت و عملکرد بهبود یافت. وقتی هیچ وقت برای نگرانی یا “دقت” بیش از حد وجود نداشت ، بیان بلافاصله بهبود یافت. این به ما سرنخ ارزشمندی می دهد که چگونه می توانیم شخصیت محصور را مهار یا آزاد کنیم و عملکرد را در زمینه های دیگر بهبود دهیم.
دانلود رایگان خلاصه کتاب کامل جزوه نظریه های یادگیری پی دی اف pdf
“دقت” بیش از حد منجر به مهار و اضطراب می شود
آیا تا به حال سعی کرده اید یک سوزن را نخ کنید؟
اگر چنین است ، و اگر در آن بی تجربه هستید ، ممکن است متوجه شده باشید که می توانید نخ را به صورت صخره ای ثابت نگه دارید تا به چشم سوزن نزدیک شوید و سعی کنید آن را در دهانه بسیار کوچک وارد کنید. هر بار که سعی می کردید نخ را از طریق دهانه کوچک قرار دهید ، دست شما به طور نامحسوس تکان می خورد و نخ از روی علامت رد می شد.
تلاش برای ریختن مایع در دهان یک بطری با گردن بسیار کوچک اغلب منجر به همان نوع رفتار می شود. می توانید دست خود را کاملاً ثابت نگه دارید ، تا زمانی که سعی کنید به هدف خود برسید ، سپس به دلایل عجیبی می لرزید و می لرزید.
در محافل پزشکی ، ما این را “لرزش هدف” می نامیم. همانطور که در بالا گفته شد ،
در افراد عادی زمانی اتفاق می افتد که بیش از حد تلاش می کنند ، یا “بیش از حد محتاط” هستند تا در انجام برخی اهداف دچار خطا نشوند. در برخی شرایط پاتولوژیک ، مانند آسیب به مناطق خاصی از مغز ، این “لرزش هدف” می تواند بسیار مشهود باشد. به عنوان مثال ، یک بیمار ممکن است بتواند دست خود را ثابت نگه دارد تا زمانی که سعی نمی کند کاری انجام دهد. اما اجازه دهید او سعی کند کلید درب خود را در قفل درب ورودی خود وارد کند ، و دست او ممکن است به اندازه 6 تا 10 اینچ به عقب و جلو “زیگزاگ” کند. او ممکن است بتواند قلم را به اندازه کافی ثابت نگه دارد تا زمانی که سعی کند نام خود را امضا کند. سپس دستش بی اختیار می لرزد. اگر او از این امر شرمسار باشد و حتی بیشتر مراقب باشد که در حضور افراد غریبه خطایی نکند ، ممکن است او اصلاً نتواند نام خود را امضا کند.
با آموزش تکنیک های آرامش بخشی که به آنها یاد می دهد از تلاش زیاد و “هدف” بیاموزند و در جلوگیری از خطاها یا “شکست ها” بیش از حد مراقب نباشند ، و اغلب قابل ملاحظه می توان به این افراد کمک کرد.
دقت بیش از حد ، یا بیش از حد مضطرب بودن برای خطا نکردن ، نوعی بازخورد منفی بیش از حد است. همانطور که در مورد لکنت زبان ، که سعی می کند خطاهای احتمالی را پیش بینی کند و بیش از حد مراقب باشد تا آنها را مرتکب نشود. نتیجه مهار و بدتر شدن نظریه های یادگیری است. دقت و اضطراب بیش از حد از خویشاوندان نزدیک به هم هستند. هر دو باید با نگرانی بیش از حد برای شکست احتمالی یا انجام “کار اشتباه” و تلاش بیش از حد آگاهانه برای انجام درست کار کنند.
هنری وارد بیچر می گوید: “من از این افراد سرد و دقیق و بی نقص خوشم نمی آید ، کسانی که برای اینکه اشتباه صحبت نکنند ، هرگز صحبت نمی کنند و برای اینکه اشتباه نکنند ، هیچ کاری نمی کنند.”

دانلود رایگان خلاصه کتاب نظریه های یادگیری pdf
توصیه ویلیام جیمز به دانش آموزان و معلمان
“محققانی که در اتاق تلاوت” تکان می خورند “چه کسانی هستند؟” حکیم پرسید. “کسانی که به احتمال شکست فکر می کنند و اهمیت زیاد عمل را احساس می کنند.” جیمز ادامه می دهد: “کسانی که خوب تلاوت می کنند چه کسانی هستند؟ اغلب کسانی که بی تفاوت هستند. ایده های آنها به میل خودشان از خاطراتشان بیرون می آید. چرا ما آنقدر این شکایت را می شنویم که زندگی اجتماعی در نیوانگلند نسبت به سایر نقاط جهان یا غنی تر و گویاتر است یا خسته کننده تر؟ واقعیت این است که اگر واقعیت داشته باشد ، مگر به دلیل وجدان بیش از حد فعال مردم ، می ترسید که یا چیزی بیش از حد پیش پا افتاده و واضح بگوید ، یا چیزی غیر صادقانه ، یا چیزی که شایسته طرف مقابل نیست ، یا چیزی به نحوی یا به نحوی دیگر. متناسب با مناسبت؟ چگونه ممکن است مکالمه خود را در چنین دریایی از مسئولیت ها و بازدارندگی هایی از این قبیل هدایت کند؟ از سوی دیگر ، مکالمه شکوفا می شود و جامعه شاداب می شود ، و از یک سو کسل کننده نیست و از سوی دیگر از تلاش خود خسته نمی شود ، هر جا که مردم تردیدهای خود را فراموش می کنند و ترمز را از قلب خود برمی دارند ، و اجازه می دهند زبان خود به طور خودکار و همانطور که می خواهند غیر مسئولانه است.
“آنها امروزه در محافل آموزشی بسیار در مورد وظیفه معلم در آماده سازی هر درس از قبل جزوه نظریه های یادگیری می کنند. تا حدی این مفید است. اما ما یانکی ها مطمئناً کسانی نیستیم که چنین آموزه ای عمومی باید به آنها تعلیم داده شود. ما فقط مراقب باشید. توصیه ای که من باید به اکثر معلمان بدهم در کلمات شخصی است که خود یک معلم تحسین برانگیز است. خود را به خوبی در زمینه درس آماده کنید تا همیشه در حال استفاده باشد؛ سپس در اتاق کلاس به خودانگیختگی خود اعتماد کنید و مراقبت های دیگر را کنار بگذارید.
“توصیه من به دانش آموزان ، به ویژه به دانش آموزان دختر ، تا حدودی مشابه خواهد بود. همانطور که ممکن است زنجیر دوچرخه بسیار تنگ باشد ، احتیاط و وظیفه شناسی فرد نیز می تواند آنقدر متشنج باشد که مانع از کارکردن ذهن او شود. برای مثال ، دوره ها را در نظر بگیرید. نظریه های یادگیری که روزهای پیاپی معاینه در پیش است. یک اونس لحن عصبی خوب در معاینه ارزش چندین پوند مطالعه نگران کننده را دارد. اگر می خواهید واقعاً در امتحان بهترین کار را انجام دهید ، روز قبل کتاب را کنار بگذارید ، با خود بگویید: “من یک دقیقه دیگر هم برای این بدبختی وقت تلف نمی کنم و حتی یک ذره هم برایم مهم نیست که موفق شوم یا نیست. ‘ این را صادقانه بگویید و احساس کنید ، بیرون بروید و بازی کنید ، یا بخوابید و بخوابید ، و من مطمئن هستم که نتایج روز بعد شما را تشویق می کند تا به طور دائمی از این روش استفاده کنید. “(ویلیام جیمز ، در مورد ذخایر حیاتی)
“خودآگاهی” در واقع “خودآگاهی دیگران” است
رابطه علت و معلولی بین بازخورد منفی بیش از حد و آنچه ما “خودآگاهی” می نامیم ، به راحتی قابل مشاهده است.
در هر نوع روابط اجتماعی ، ما دائماً از دیگران بازخورد منفی دریافت می کنیم. یک لبخند ، یک اخم ، صد سرنخ ظریف مختلف برای تأیید یا عدم تأیید ، علاقه یا عدم علاقه ، دائماً به ما می گوید که “چگونه کار می کنیم” ، چه در مواجهه با دیگران، اگر بخواهیم بگوییم آیا ما در جزوه اختلالات یادگیری ضربه زدن به نشانه هستیم یا آن را از دست داده ایم. در هر نوع موقعیت اجتماعی ، تعاملی مداوم بین گوینده و شنونده ، بازیگر و مشاهده گر در جریان است. و بدون این ارتباط مداوم ، رفت و برگشت ، روابط انسانی و فعالیتهای اجتماعی عملاً غیرممکن است. و اگر غیر ممکن نباشد ، مطمئناً کسل کننده ، خسته کننده ، غیر الهام بخش و مرده ، بدون “جرقه”.
بازیگران و بازیگران زن خوب و سخنرانان عمومی می توانند این ارتباط را از سوی مخاطب حس کنند و به آنها کمک می کند تا عملکرد بهتری داشته باشند. افرادی که دارای “شخصیت های خوب” هستند و در موقعیت های اجتماعی محبوب و مغناطیسی هستند ، می توانند این ارتباط را از طریق افراد دیگر حس کنند و آنها به طور خودکار و خود به خود به شیوه ای خلاقانه واکنش نشان می دهند و به آن پاسخ می دهند. ارتباطات دیگران به عنوان بازخورد منفی استفاده می شود و فرد را قادر می سازد از نظر اجتماعی عملکرد بهتری داشته باشد. مگر اینکه شخصی بتواند به این ارتباط دیگران پاسخ دهد ، او از نوع “ماهی سرد” است – شخصیتی “محفوظ” است که با دیگران گرم نمی شود. بدون این ارتباط شما تبدیل به یک فرد اجتماعی می شوید – شناختن فردی که به هیچکس علاقه ندارد سخت است.
با این حال ، این نوع بازخورد منفی ، برای موثر بودن ، باید خلاقانه باشد. به این معنا که باید کم و بیش ناخودآگاه و خودکار و خودجوش باشد ، نه اینکه به طور آگاهانه تصور شود یا به آن فکر شود.
“دیگران چه فکر می کنند؟”
هنگامی که بیش از حد آگاهانه نگران «آنچه دیگران فکر می کنند» باشید ، ایجاد می کند. وقتی بیش از حد مراقبت می کنید تا آگاهانه سعی کنید دیگران را راضی کنید. وقتی بیش از حد نسبت به عدم موافقت واقعی یا خیالی دیگران حساس می شوید – در این صورت بازخوردهای منفی بیش از حد ، بازداری و عملکرد ضعیف دارید. هرگاه به طور مداوم و آگاهانه بر هر عمل ، کلمه یا شیوه خود نظارت داشته باشید ، باز هم مهار می شوید و خودآگاه می شوید.
شما بیش از حد مراقبت می کنید تا تاثیر خوبی از خود برجای بگذارید ، و با این کار خفه می شوید ، خود را محدود کنید ، خود خلاق خود را مهار نظریه های یادگیری و در نهایت تأثیر نسبتاً ضعیفی از خود بر جای بگذارید.
راه ایجاد تأثیر خوب بر دیگران این است: هرگز جزوه نظریه های یادگیری “سعی نکنید” تأثیر خوبی بر آنها بگذارید. هرگز عمل نکنید و یا صرفاً به دلیل تأثیر آگاهانه عمل نکنید. هرگز آگاهانه “تعجب” نکنید که طرف مقابل در مورد شما چگونه فکر می کند ، چگونه در مورد شما قضاوت می کند.
چگونه فروشنده خودآگاهی را درمان کرد
جیمز منگان ، فروشنده ، نویسنده و مدرس مشهور می گوید وقتی برای اولین بار از خانه خارج شد ، به طرز دردناکی به خود آگاه بود ، به ویژه هنگام غذا خوردن در اتاق ناهار خوری یک هتل “ریتزی” یا درجه یک. هنگام عبور از اتاق ناهار خوری احساس کرد که همه چشمها به او دوخته شده است و او را مورد قضاوت قرار می دهد و نسبت به او انتقاد دارد. او به طرز دردناکی از هر حرکت ، حرکت و عملکرد خود آگاه بود – نحوه راه رفتن ، نحوه نشستن ، نحوه سفره و نحوه خوردن غذا. و همه این اقدامات سفت و سخت به ؟ ؟
“” ، “” – “” “”. – “”. “” ، “! – “
فهرست مطالب