دانلود جزوه تاریخ امامت
دانلود جزوه
حسین قاضی خانی حمید احمدی دکتر سیاح دانشگاه شریف پزشكی پرستاری مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شاهرود حسابداری رشته علوم پزشكي حقوق مدیریت روانشناسی رشته :
: :
ً ؛ : :«اليك من ربك و إن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس.» مائده 67.
عرفات و منا و مسجدالحرام را در باب اصول و فروعو نيز آينده بعد از خود مطالبي را بيان عده اي مزاحم رسول خدا در اين آيه شريفه خداوند تضمين فرموده است كه مشكلي پيش نخواهد آمد بنابر اين در اين :” مطلبي است كه اگر آن را نگويي هيچ چيز را نگفتهاي «فما بلغت رسالته» و حضرت مي فرمايد به هيچ چيز را يعني همه هبا و هدر است.بعد ميفرمايد:«الست اولي’ بكم من انفسكم؟…» آيا من حق تسلط بر شما از خودتان ؟ همه گفتند: بلي يا رسول الله. حضرت فرمود: «من كنت مولاه فهاذا علي مولاه.» بعداين آيه نازل شد: امروز كساني كه كافر شدهاند، و از كار شكني در دين شما نااميد . پس، از ايشان و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما ، و اسلام را براي شما به عنوان آييني برگزيدم. پيامبر اكرم ص ظهر روز دوشنبه 28 ماه صفر سال يازدهم هجري، در حالي كه سر آغوش بود، جان سپرد. اين در حالي بود كه در همان روز، طي جلسه اي كه در سقيفه تشكيل شد،عده اي با ابوبكر بيعت كردند. روز سه شنبه بيعت عمومي در مسجد تجديد شد و پس از آن سه شنبه و چهارشنبه پيكر مطهر پيامبر ص بعد از غسل و كفن توسط علي ع سپرده شد.

دانلود جزوه تاریخ امامت
آيا همه صحابه يعني ياران پيامبر اكرم ص كاملاً مطيع وي بودند؟عدهاي از صحابه همانند سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و خصوصاً حضرت علي ع كاملاً مطيع پيامبر اكرم صلي الله عليه بودند .نيز بودند كه روح اطاعت و پيروي نبود و در آغاز اگرچه اين اختلافات را در خوشبيني ترين حالت به اختلاف در سليقه نسبت داد ولي هر چه به اواخر عمر پيامبر اكرم ص نزديك اين عدم اطاعت و كم كم به يك جريان قوي سياسي تبديل ميشود كه سر از سقيفه در و ايننافرماني مدني و انشقاق و اختلاف در نهايت به عاشورا منجري ميشود :
قرآن كريم با تاكيد زياد همگان را به اطاعت از پيامبر اكرم ص :
1 در 14 آيه در قرآن كريم به اطاعت از رسول خدا در كنار اطاعت از خدا امر شده است:
«قل اطيعوا الله و اطعيوا الرسول فان تولوا فان الله لا يحب الكافرين » ال عمران 32
2 در چندين آيه با الفاظ ديگري لزوم اطاعت از پيامبر اكرم ص خواسته شده است:
حقيقت اين است كه اگر مخالفت جدي و خطرناكي با پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله اصحاب وجود نداشت اين همه تاكيد بر اطاعت لازم نبود. روشن است كه در يك رتبه از ايمان نبودند، در كنار اصحابي كه در راه دين و ايمان خود از هيچ كوششي و جان بر كف آماده هرگونه فداكاري و ايثار بودند، متأسفانه افرادي نيز بودند كه در ظاهر اسلام آورده و حتي توانستند از خود چهرههاي مقدس به نمايش بگذارند.و با همين چهره مقدس بود كه وقتي با صاحب شريعت به مناظره و در نهايت به مخالفت بر خواستند در ميان عموم مردم چندان واكنش جدي نياورد و توانستند با ظاهر فريبي افكار عمومي را نيز با خود همراه سازند. از تاكيدات فراوان قرآن كريم معلوم ميشود يك سلسله منسجم در جريان بوده است كه البته شواهد و مدارك تاريخي فراواني نيز در اين ارتباط وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مينمائيم. اگر چه در ابتداء براي عموم مردم ولي آگاهان و برخي از خواص مخصوصاً حضرت علي عليه اسلام بدان گوشزد فرموده بودند. توجه به اين مدارك متقن تاريخي سخن برخي از نويسندگان مللو نحل كه غالباً تمام صحابه را عادل ميشمارند و تمام مخالفتها را به كفار و منافقين نسبتميدهند صحيح نيست.
علاوه بر كفار و منافقين از صحابه نيز بودند موارد متعدد با پيامبر اكرم صلي الله عليه واله از در مخالفت در آمدند و خود را ملزم به اطاعت . طبق مدرك تاريخي اين نافرماني هر چه به اواخر عمر پيامبر اكرم نزديكتر تبديل به يك جريان عمده سياسي كه در سقيفه تاريخ را به رقم و بعد از نيم قرن از رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه واله، در حالي كه تنها نامي باقي گذاشته است، اين بار در لباس مبدل و با نام جانشيني پيامبر و قتل عام فرزندان و ياران صديق پيامبر . قاتلين امام حسين عليهالسلام كفار و مشركان ترك و ديلم نبودند ، و مسلمان بودند. در اثر عملكرد اين گروه سياسي در سال 61 هجري،اسلام بود و نبود و مردم مسلمان بودند و نبودند. بدين معنا كه مثل زمان پيامبر اكرم صلي الله عليه واله بر ماذنهها شعار توحيد سر داده ، و به قبله نماز ، روزه و حج بجا و در مجالس حرف از دين و پيامبر و خدا زياد بود. اما اسلام نبود به اين معنا كه از اجراي احكام اسلامي و در راس آن از اجراي عدالت اسلامي خبري نبود و حدود الهي و اجراي بدون تبعيض آن تعطيل شده بود .مخالفتهاي به ظاهر كوچك و انتقادهاي به ظاهر ساده ولي هوس آلود از رهبري به تدريج منجر شد به مخالفتها و نافرماني مدني و در نهايت به فجايع به مراتب بزرگ بعدي وخصوصاً حادثه دلخراش عاشورا كه در طول تاريخ و در ميان مختلف بي ظاهر اسلام همان اسلام و مسلمانان همان مسلمانان بودند و حكومت اسلامي بود اما در واقع ديگر نه آن اسلام اين اسلام بود و نه اين مردم آن مردم ونه اين حكومت آن حكومت ، منطق ابوسفيان و جاهليت آرام آرام به زير پوست مدينه النبي نبرد محمد ـ ، به معادلة نبرد يزيد ـ حسين تبديل شد. و جابجائي صورت گرفت. كه طبق مدارك متواتر تاريخي، موجود بسيار كثيف و پليدي بود در راس حكومت اسلامي به عنوان جانشين پيامبر قرار گرفت ودر مقابل حسين بن علي عليه السلام قانون شكن و خارجي و فتنه جو خوانده شد.

دانلود رایگان جزوه تاریخ امامت pdf
عبرت تاريخي اين است كه ابوسفيان از آن طرف خندق به اين طرف خندق آمده است بار عباي پيامبر اكرم را به عنوان جانشين وي پوشيده است، و شكستي را كه در جنگ بدر و احد متحمل شده است در كربلا به شكلي و تلافي . پسر همان ابوسفيان پسر همين پيامبر را به جرم مخالفت با دولت قانوني! به خاك و خون . و گذشته خود را به ظهور . اين تلافي و انتقام جوئي هم در زياراتو دعاها و هم در اشعارمنسوب به ملعون آمده است. در دعاي ندبه نيز كه اينها و بود. كه در بدر و حنين و خيبر به دل گرفته بودند جبران كردند. اين تاريخ دردناك اسلام است كه انحرافات از آن در ابتدا به صورت بسيار آرام صورتگرفت: با انتقادهاي بيجا و نسنجيده از رهبري شروع شد، با مخالفتهاي عوام پسند تداوم ، به يك جريان عمده سياسي تبدل شد، بعد از ر حلت بنيانگذار شريعت، وي به تصرف در آمده و تسخير گرديد .وبعد حوادث دردناك بعدي…..
در اين قسمت به صورت بسيار فشرده با مرور چند رويداد تاريخي ميزان اطاعت و را نسبت به پيامبر اكرم صلي الله عليه واله، مورد بررسي قرار ميدهيم :
1 ـ مخالفت با صلح حديبيه:
اجمال جريان صلح حديبيه، كه در سال ششم هجرت واقع شد، اين است كه پيامبر الله شبي در خواب ديدند كه با اصحاب خود به مكه تشريف بردند و عمل عمره آوردند. صبح روز بعد. خواب خود را براي اصحاب خود بيان كردند و در تعبير :
انشا الله، به مكه خواهيم رفت و عمل عمره به جاي خواهيم آورد.
در همان سال، رسول اكرم به دليل اشتياقي كه به زيارت خانه خدا داشتند به سوي حركت كردند. هنگامي كه به حديبيه ـ چاهي در نزديكي مكه ـ رسيدند كفار قريش باخبر شدند و با تجهيزات جنگي در مقابل ايشان درآمدند و از ورودشان به مكه از آنجا كه پيامبر اكرم براي زيارت حركت كرده بودند و تصميم جنگ بنا به مصالحي كه تشخيص ميدادند ، صلح نامهاي نوشتند و از همان جا بازگشتند. اينكه حضرت زمان ورود به مكه را تعيين نكرده بودند، بعضي از صحابه به ايشان اعتراض كردند، وقتي اوضاع آرام شد و صلح نامه باقي ماند،
همانجا جبرئيل برايشان نازل شد و فرمود: همانا پروردگار متعال روياي رسولش را نمود. البته وارد مسجد الحرام خواهيد شد در حالي كه سرها را تراشيده و تقصير كرده و ترس و نداشته باشيد، پس خداوند آنچه را كه شما نمي دانيددانست و به زودي فتح نصيب شما خواهد شد.تمام منابع تاريخي گواهند كه وقتي پيامبر اكرم نزد اصحاب آمدند و از آنها خواستند تا برخيزند قربانيهاي خود را ذبح كنند، سرخود را بتراشند و از همانجا برگردند. مورخان حتي يك نفر از جايش تكان نخورد !
بدين ترتيب عوام فريبي عمر تاثير خود را گذاشته بود همه با سكوت خود با تصميم اظهار مخالفت كردند .در اينجا نقش خانم ها را در تاريخ اسلام مي بينيم كه وقتي همسر پيامبر اكرم ص وضع ديد،ضمن نهيب به معترضين و متمردين از فرمان رسول خدا،گفت:اي رسول خدا شما خودتان شروع به قرباني كنيد. مردم كم كم از شما پيروي خواهند كرد.پيامبر اكرم را شروع كردند. پس از آن يك يك اصحاب برخاستند و اعمال را انجام دادند. اما پيامبر اكرم صلح كرده بودند، ناراحت بودند. اين رويداد بسيار مهم و دردناك نشان ميدهد كه مدعيان جانشيني رسول خدا چندان هم مطيع فرامين الهي نبودند!
نمونه ديگر جرياني است كه در كتب تاريخي و ما آمده است. از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: در يك شب تاريك و سرد در جنگ خندق هنگامي در محاصره كفار قريش بود پيامبر اكرم برخاستند و از اصحاب خواستند يك و دشمن در چه وضعي است، خبري بياورد، هيچ كس از جاي برنخاست. پيامبر اكرم درخواست خود را تكرار كرد، ولي باز كسي ترتيب اثر نداد. بار اكرم فرمودند: اگر كسي برود آن طرف قول ميدهم در بهشت در كنار من باشد. متاسفانه باز كسي برنخاست. پيامبر خسته شد و به حذيفه كه نزديكتر به ايشان بود فرمود : حذيفه بلند شو و… : اسم مرا كه آورد من خجالت كشيدم تخطي كنم، برخاستم و با ترس و لرز به آن طرف خندق رفتم. ديدم ابوسفيان صحبت و : باد ما را خاموش كرده است. شترهاي ما خوراك ندارند، من به دانلود جزوه تاریخ تحلیلی اسلام رفتم. بقيه نيز به دنبال وي رفتند.آن شب پيامبر اكرم وعده بهشت داد! ولي باز كسي حاضر نشد فرمان حضرت را اجابت كند. به محض اينكه مسلمانان خبر رفتن مشركين را شنيدند همه به سوي مدينه برگشتند، همان موقع دستوري از جانب حضرت رسيد كه همه بايد سراغ بني قريظه بروند، چون بني خيانت كرده است.هر چه پيامبر اكرم به دنبال صحابه فرستاد تا آنها را جمع نموده بازگرداند اما كسي برنگشت. حذيفه ميگويد دامن هر كسي را كه و ميگفتم كه پيامبر فرموده بر گرديد كسي بر . خودم برگشتم و به پيامبر گفتم هيچ كس گوش نميدهد. پيامبر اكرم وقتي اوضاع را چنين ديد، به طرف مدينهبه راه افتاد. اين موارد و امثال آن نشان ميدهد كه اين تصور كه تمام صحابه گوش بهفرمان بودهاند تصور درستي نيست.البته در تمام اين موارد حساب علي ع از همه جداست.
3 ممانعت از خطابه پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله در حجة الوداع:
پيامبر اكرم در ابتداي رسالت”، در طي دوراني پر فراز و نشيب،و حتي در آخرين لحظات عمر ، پيوسته بر جانشيني حضرت علي عليه السلام تاكيد داشتند. اما در بعضي از اين موارد با عناصري كه روح انقياد و تسليم در آنها نبود ، مواجه ميشدند.از جمله: بسياري از راويان نقل كه پيامبر اكرم در ضمن خطابهاي در مني و بنا بر بعض ديگر از روايات در عرفات پس از خود را براي مردم معرفي نمايند اما با سر و صدا و داد و فرياد، مجلس را بكلي بر و نگذاشتند سخنان آن حضرت به گوش مردم برسد.احمد بن حنبل در المسند و در صحيح خود از جابر بن سمره نقل ميكنند كه گفت: پيامبر اكرم فرمودند:لا يزال هذا الدين عزيزا اثني عشر فكبر الناس و ضجوا ثم قال كلمه خفيه …» تا پيامبر اكرم فرمود كه امامان بعد از من دوازده نفر هستند و تا اينها هستند دين محفوظ خواهد ماند ، عدهاي از مردم تكبير گفتند و ضجه زدند و نگذاشتند سخنان پيامبر اكرم به گوش ديگران برسد. راوي در ضمن روايت ديگري، ميگويد: نه تنها مردم داد و فرياد با قيام و قعود خود مجلس را به كلي بر هم زدند. بنابر نقل صحيح مسلم و مسنداحمد بن حنبل و برخي ديگر، راوي : مردم آنقدر سر و صدا كردند كه مرا كر كنند! نكته قابل توجه اينكه «الناس» در اين روايات و روايتهاي ديگر آمده مانع سخن پيامبر به گوش مردم شدند همان كساني اند كه در خداوند با معجزه، دهان آنها را بست و به پيغمبر خود فرمود ؛ تو رسالت خودت را انجام بده اگر اين پيام را ابلاغ رسالت خود را انجام و خدا تو را از شر مردم »الناس« حفظ ميكند. مائده: 67 اينان همان كساني بودند كه وقتي پيامبر اكرم آخر عمر دوات و قلم خواستند تا وصيتي مكتوب به يادگار بگذارند با آن حضرت مخالفت كردند.
از قضاياي مهم و دردناك تاريخ اسلام، كه به اتفاق از سوي شيعه و سني نقل شده است حادثه«روز پنج شنبه» است.پس از مراجعت رسول اكرم از حجه الوداع، در همان روزهايي كه آن حضرت ، در روز پنج شنبه اي كه عده فراواني گرد آن حضرت اجتماع كرده بودند. فرمودند «ائتوني بالكتف و الداوه اكتب لكم كتابا لن تضلوا بعده ابدا»، براي من لوح و قلم بياوريد تا براي شما چيزي بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد. در اين وقت عمر گفت: «مرض بر اين مرد غلبه كرده است و هذيان مي گويد، كتاب خدا براي ما كافي است». عده اي سخن او را تاييد كردند و عده اي هم گفتند: آنچه را مي فرمايد اطاعت كنيد. در نتيجه، مخالفت و سر و صداها بين دو گرو «مطيع» و «متمرد» بالا گرفت. بي ادبي ها افزون شد و كار به زد و خورد نزديك گرديد. حضرت رسول با ديدن اين صحنه فرمودند: «برخيزيد و از اينجا برويد بيرون و در پيش من با يكديگر نزاع نكنيد»
اينكه حضرت رسول اكرم چه مطلب مهمي را مي خواستند در آن شرايط حساس از خود مكتوب از مخالفت عمر و دوستان هم فكر او كاملا پيداست كه ولايت و خلافت حضرت علي عليه ! ! ؟ :!
! :««» «؟!» ؟ : «» : «»
فهرست مطالب