سوالات حقوق جزای اختصاصی ۳
فرمت پی دی اف
همراه پاسخ تشریحی
خلع، طلاق در مقابل عوضی است که مقصود عقلا است و از ناحیه شوهر الزام آور : : : ً : : – :
:
:
– :
است که مقصود عقلا است و از ناحیه شوهر الزام آور می باشد .
صیغه طلاق خلع چنین است که مرد می گوید: خلعتک علی کذا: تو را در برابر فلان چیز طلاق خلع دادم یا انت مختلعه علی کذا: تو در برابر فلان چیز طلاق خود داده شدی، سپس بنا بر قول قوی تر فوراً صیغه طلاق را به دنبال آن می آورد و می گوید: فانت طالق .
اگر مرد به طلاق با عوض مبادرت کند و بگوید: انت طالق علی کذا آوردن لفظ خلع لزومی ندارد به شرط آنکه قبل از آن زن چنین امری را درخواست کرده باشد.
هرچه را که بتوان مهر قرار داد میتوان عوض طلاق خلع قرار داد و عوض خلع مقدار معینی ندارد، بنابراین می تواند بیش از آن چیزی باشد که به عنوان مهر به زن رسیده است زیرا در خلع کراهت تنها از طرف زن است بنابراین بر ضرر زن، سقفی برای عوض تعیین نمی شود.
خلع تنها در صورت تنفر زن از شوهر صحیح است بنابراین اگر در حالی که زن منزجر نمی باشد او را طلاق دهد، بذل باطل و طلاق تنها از جهت بذل به صورت رجعی واقع میشود.
اگر زن را مجبور به پرداخت عوض کند، کار حرامی مرتکب شده زیرا او را به ناحق مجبور کرده است و به دلیل بذل عوض از سوی زن، مالک آن نمی شود زیرا تصرفات مکره جز در موارد استثنایی باطل و چنین طلاقی رجعی است.
بعد از وقوع خلع، زن تا وقتی که در عده است میتواند رجوع به عوض نماید و تا زمانی که زن رجوع به عوض نکرده است، شوهر حق رجوع به زن را ندارد.
اگر زن در جایی که حق رجوع دارد، به عوض مراجعه نماید، طلاق خلع به طلاق رجعی تبدیل میشود و احکام طلاق رجعی مانند وجوب نفقه و حرمت ازدواج با خواهر زن و حرمت ازدواج با زن چهارم بر آن مترتب میشود.
۷- مبارات:
مبارات در شرایط و احکام مانند خلع است و تنها در موارد زیر با آن تفاوت دارد:
مبارات فرع انزجار هر یک از زن و شوهر از دیگری است بنابراین در خلع تنها زن از مرد متنفراست اما در مبارات زن و شوهر از یکدیگر انزجار و کراهت دارند.
در مبارات برخلاف طلاق نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی ۳ عوض نمی تواند از مهریه بیشتر باشد، چرا که در خلع تنها زن کراهت دارد از این رو افزون بودن عوض خلع بر مقدار مهریه جایز است.
توضیحات موارد گفته شده در فقه و تطبیق آن ها با مواد قانونی:
-ماده ۱۱۴۳ قانون مدنی در رابطه با اقسام طلاق بیان می کند:
طلاق بر دو قسم است بائن و رجعی.
-در یک تقسیم بندی کلی در فقه امامیه طلاق بر دو نوع است:
طلاق بدعی: یعنی طلاق نامشروع و حرام مانند طلاق در حال نفاس طلاق سنی: یعنی طلاق مشروع و مجاز طلاق بائن:
-ماده ۱۱۴۴ قانون مدنی بیان می کند: در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست.
همان طور که ملاحظه می شود طلاق بائن طلاقی است که در آن در مدت عده برای شوهر حق رجوع وجود ندارد، در این طلاق امکان بازگشت طرفین بدون خواندن صیغه ی عقد وجود ندارد.
-ماده ۱۱۴۵ قانون مدنی در خصوص اقسام طلاق های بائن بیان می کند: در موارد ذیل طلاق بائن است:
۱-طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود
2- طلاق یائسه
۳- طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد اگر زن رجوع به عوض کند ،طلاق رجعی میشود.
۴-سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.
-در فقه امامیه طلاق صغیره دختر نابالغ نیز از زمره طلاق بائن میباشد، که در قانون مدنی به جهت ممنوع بودن ازدواج دختر نابالغ ذکر نشده است اما با توجه به تبصره ماده ۱۰۴۱ اصلاحی، این طلاق در حقوق مدنی نیز بائن تلقی می شود.
-طلاق در صورتی که به حکم دادگاه باشد ،یعنی شوهر به حکم دادگاه الزام به طلاق همسر خویش شده باشد، اصولاً طلاق بائن محسوب می شود.
طلاق رجعی:
-ماده ۱۱۴۸ قانون مدنی در خصوص طلاق رجعی بیان می دارد:
در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است.
-باید توجه کنید که به جز طلاق های ذکر شده در ماده ۱۱۴۵ قانون مدنی، یعنی طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود، طلاق یائسه، طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده ،سومین طلاق بعد از سه وصلت متوالی و همچنین طلاق صغیره و طلاق ناشی از عسر و حرج ،تمام طلاق های دیگر رجعی محسوب میشوند، به عبارت دیگر اصل در طلاق، رجعی بودن است و طلاق بائن استثنا است.
-در طلاق رجعی رابطه نکاح با طلاق منحل می شود اما برخلاف طلاق بائن، به حکم قانون تا زمانی که زن در عده به سر میبرد، آثار زوجیت و حقوق و تکالیف ناشی از ازدواج جز در مورد رابطه جنسی ادامه می یابد و به اصطلاح مطلقه رجعیه در حکم زوجه است.
-یکی از مهم ترین آثار طلاق رجعی آن است که مرد در طول مدت عده ی طلاق رجعی،باید به زن نفقه بپردازد؛علاوه بر این در صورتی که در طول مدت عده ی طلاق رجعی،یکی از زوجین فوت کند،دیگری از او ارث می برد. برخلاف طلاق بائن.
– ماده ۱۱۴۹ قانون مدنی در خصوص نحوه اعلام رجوع در طلاق رجعی بیان می دارد:
رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل می شود که دلالت بر رجوع کند مشروط بر اینکه مقرون به قصد رجوع باشد.
– اطلاع زن از رجوع شوهر، شرط تحقق رجوع نیست و تاریخ رجوع، اعلان اراده شوهر مبنی بررجوع به زن است اما زن تنها از تاریخ آگاهی از رجوع مکلف به ایفاء وظایف زناشویی است.

جزای اختصاصی
طلاق خلع:
– ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی در تعریف طلاق خلع اینگونه بیان می کند:
طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرد اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.
– در طلاق خلع شوهر خالع و زن مختلعه که نامیده می شود.
-در طلاق خلع و مبارات آنچه زن در ازاء طلاق به شوهر می دهد، فدیه یا عوض نام دارد که شوهر در اثر طلاق،به محض وقوع، مالک آن می گردد.
-عوض یا فدیه، باید مالیت داشته معلوم و معین و قابل تملک خصوصی باشد در غیر این صورت باطل است.
-چنانچه زن به فدیه رجوع کند، شوهر نیز حق رجوع به زن را پیدا میکند.
-طلاق توافقی بنا بر رویه موجود معمولاً از نوع طلاق خلع است. بخشش مهریه از سوی زوجه ،موجد حق طلاق برای وی نیست، بلکه وسیله جلب رضایت مرد است و مرد اجباری به قبول بذل مهریه ندارد. طلاق مبارات:
-ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی در تعریف طلاق مبارات اینگونه بیان میکند :
طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی ۳ عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.
عده:
-ماده ۱۱۵۰ قانون مدنی در خصوص تعریف عده بیان می کند:
عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگر اختیار کند.
-عده دارای اقسام مختلفی است است:
1- عده وفات
۲- عده طلاق
3- عده فسخ نکاح
4- عده نزدیکی به شبه
۵- عده بذل یا انقضاء مدت در نکاح منقطع
-عده فسخ نکاح در نکاح دائم مانند عده طلاق و در نکاح منقطع مانند عده بذل یا انقضاء مدت است.
-عده نزدیکی به شبهه مانند عده طلاق است.
– عده طلاق و عده فسخ نکاح در نکاح دائم، بنا بر ماده ۱۱۵۱ قانون مدنی، ۳ طهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده او سه ماه است.
دانلود تست رایگان Pdf نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی ۳ با پاسخ تشریحی
– عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل بنابر ناده ی ۱۱۵2 قانون مدنی، دو طهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت ۴۵ روز است.
عده طلاق در این ماده از آن جهت که طلاق مخصوص نکاح دائم است لغو و بی مورد است.
-ماده ۱۱۵۳ قانون مدنی در خصوص عده زن حامل بیان میکند:
عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است .
-عده زن حامل در نکاح دائم و منقطع برابر است.
– ماده ۱۱۵۴ قانون مدنی در خصوص عده وفات این گونه بیان می کند:
عده وفات چه در عقد دائم و چه در نکاح منقطع در هر حال چهارماه و ده روز است مگر اینکه زن حامل باشد که در این صورت عمده وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر اینکه فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهارماه و ده روز بیشتر باشد و الا مدت عده همان چهارماه و ده روز خواهد بود.
– ماده ۱۱۵۵ قانون مدنی در خصوص عده زن باکره و یائسه اینگونه بیان میکند:
زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه، نه عده طلاق دارد و نه عده فسخ نکاح ولی عده وفات در هر دو مورد باید رعایت شود.
– ماده ۱۱۵۶ در خصوص عده ی طلاق در غایب مفقودالاثر بیان میکند:
زنی که شوهر او غایب مفقودالاثر بوده و حاکم او را طلاق داده باشد باید از تاریخ طلاق عده وفات نگه دارد.

دانلود رایگان نمونه سوالات
المهر مهریه
موضوع المهر و تقدیره موضوع مهریه و مقدار آن
هر چیز قابل تملکی را چه عین باشد چه منفعت، منفعت مانند آموزش حرفه و یا سورهای از قران می توان مهر قرار داد.
بنا بر نظر مشهور فقها مهر از جهت کمی یا زیادی حدی ندارد، چرا که خداوند می فرماید: و آتیتم احدیهن قنطارا: و برای یکی از آنان مقدار زیادی مهر قرار دادهاید،و مراد از قنطار، مال زیاد است. البته تجاوز آن از مهرالسنه که ۵۰۰ درهم می باشد کراهت دارد.
در قانون:
ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی در خصوص شرایط موضوع مهریه اینگونه بیان می کند: هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد می توان مهر قرار داد.
باید توجه داشت هرگاه مهریه فاقد یکی از شرایط صحت باشد باطل است ولی عقد نکاح دائم صحیح خواهد بود.
مهریه میتواند عین معین مانند خانه و زمین عین کلی مانند سکه طلا و یا منفعت مانند اجاره بها یا عملی یا عدم انجام یک کار و یا یک حق باشد.
مهر از حقوق مالی است که به ورثه نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی 1 میشود و در صورت تعیین مهر و فوت زوجه، مهریه به وراث منتقل می شود ولو این که نزدیکی صورت نگرفته باشد.
اگر مهر زوجه سفر حج باشد، نه پرداخت هزینه آن، زوج باید مقدمات سفر زوجه را فراهم نماید و زوجه نمی تواند بهای آن را درخواست نماید.
ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی در خصوص مقدار مهریه اینگونه بیان می کند: تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.
دقت کنید چنانچه شخصی غیر از شوهر، متعهد پرداخت مهریه گردد، الزام شوهر به دادن مهریه از بین نمی رود و ثالث در حکم ضامن خواهد بود.
مهرالسنه مهر حضرت فاطمه س که مقدار آن پانصد درهم نقره است.
طرفین برای تعیین میزان مهریه محدودیتی ندارند، منتها هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا ۱۱۰ سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد وصول آن مشمول حبس بدهکار است ولی چنانچه مهریه بیشتر از این میزان باشد، مطالبه مازاد آن منوط به اثبات ملائت توانایی مالی زوج است، که مطابق نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه، وصول مازاد ۱۱۰ نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی ۳ یا معادل آن منوط به معرفی مال از زوج بوده و زوج بابت مبلغ مازاد حبس نخواهد شد.
تعیین مهریه ممکن است در زمان عقد یا پس از آن صورت گیرد و همچنین تغییر مهر اعم از کاهش یا افزایش صحیح بوده و دلیلی برای بطلان آن وجود ندارد.
تعیین المهر معلوم کردن مهر
در مهر میتوان به جای اندازه گیری با پیمانه یا وزن یا عدد، آن را مشاهده نمود زیرا عمده جهالت با مشاهده برطرف می شود و مقدار باقیمانده نیز در نکاح مورد توجه قرار نمیگیرد، زیرا نکاح معاوضه صرف نیست تا بیشتر شدن مهر از آنچه که مشاهده شده است با طبیعت آن منافات داشته باشد، حال اگر مهر مشاهده نشود باید با اندازه و وزن و معلوم گردد به :
: :
:
:: : :
فهرست مطالب