سوالات اندیشه اسلامی ۱
شامل دو فرمت پی دی اف و ورد
تایپ شده با کیفیت بالا
همراه پاسخ تشریحی
دانشگاه پیام نور مبدا و معاد دانشگاه آزاد
؟
؟
؛ ؛ ؟ ؟
و مسئول افراد دیگر و مسئول آبادکردن جهان و بهتر کردن جهان است. ( شهید مطهری، انسان در قرآن )
انسان قدرتهای درونی خود را شناخته و آنها را به کمال برساند و امیال نفسانی و شهوانی خود را تعدیل نماید در این صورت به سعادت نائل می شود اما اگر غفلت بورزد استعدادهای خود را نشناسد و فقط به نیازهای مادی و امیال نفسانی و حیوانی خود را برآورد، گرفتار خسران می گردد و از مرتبه انسانیت به حیوانیّت تنزل می کند. ( سبحانی 19 )
5. چرایی و ضرورت خودشناسی را بنویسید
1. مقدمه کمال انسانی 2. مقدمه جهان شناسی3. مقدمه خداشناسی 4. حلّال مشکلات انسان
6. خودشناسی مقدمه کمال انسانی است یعنی چه تبیین نمائید
اگر آدمی قبل از هر چیز خود را بشناسد بهتر می تواند از سرمایه های وجودی خود بهره ببرد و آنها را شکوفا سازد زیرا نقطه آغاز همان شناخت سرمایه های وجودی است.

اندیشه اسلامی
با خودشناسی انسان به حد وجودی خود در عالم خلقت در مقایسه با سایر موجودات پی می برد و خود را شایسته اشرف مخلوقات می داند و پی می برد که او از سایر حیوانات متمایز بوده و مقامی بس رفیع در عالم خلقت دارد سپس به رشد و تعالی خود می اندیشد و چگونگی آن و حدود آن را بررسی می کند و چنین اندیشه می کند که در صورت عدم استفاده از سرمایه های خود چه خسرانی متوجه وی می گردد.
او اندیشه می کند که وجودش از چه ابعادی تشکیل یافته است آیا او فقط جسمی است مادی یا گوهری گرانبهایی همچون روح در وجود او قرار دارد اگر انسان دارای روح است نیازهای او چیست؟ و چگونه نیازهای او را باید برآورده نماید؟ چگونه او را به تکامل برساند؟ پاسخ به این پرسشها مقدمه ی تکامل انسان است.
7. خودشناسی چگونه می تواند مقدمه ای برای جهان شناسی باشد توضیح دهید.
منظور از شناخت جهان عبارت از تعامل انسان با خارج از خود است. انسان در تعامل با جهان خارج از خود است که می گوید؛ من اکنون می شنوم، اکنون میبینم، اکنون میشناسم، انسان با شناخت خود که دارای قدرتهای مادی و معنوی در بیرون و درون است و با شناخت این قوا و ابزارهای شناخت خود گسترده و مرزهای آنها را بشناسد سپس به شناخت جهان دست یابد.
امیرالمومنین علی علیه السلام
« کیف یعرف غیره من یجهل نفسه ». ترجمه: کسی که خود را نمی شناسد، چگونه غیر از خود را تواند شناخت؟
« من عرف نفسه کان لغیره اعرف و من جهل نفسه کان بغیره اجهل »
ترجمه: کسی که خود را بشناسد، دیگری را بهتر می شناسد و کسی که به خود جاهل است، به دیگران جاهل تر است.
8. خودشناسی چگونه مقدمه خدا شناسی است تبیین نمائید.
این موضوع را در جهات مختلف می توان مورد تأمل قرار داد:
الف: فطرت آدمی با معرفت خدا عجین است دعوت به خودشناسی در واقع دعوت به خداشناسی و ارتباط با خدا است.
بنابراین، خودشناسی، مقدمه محبت و معرفت به خداست
ب: انسان با خودشناسی خود را موجودی وابسته و به اصطلاح فلسفی ممکن الوجود است و چنین موجودی نمی تواند، آفریننده خود باشد. بنابراین، هنگامی که آدمی به خودشناسی می پردازد؛ وابستگی خود را به خدا احساس می کند.
قرآن مجید می فرماید: ای مردم شما به خدا نیازمندید و خداست که بی نیاز ستوده است. (فاطر/15)
ت: اگر انسان ساختار پیچیده خود را مورد تأمل قرار دهد، به ناظمی حکیم و علیم که چنین ساختاری را پدید آورده است، آگاه می گردد.
قرآن کریم در این باره می فرماید: در زمین آیاتی برای جویندگان یقین است و در وجود خود شما؛ آیا نمی بینید؟ ( ذاریات 21/20)
9. نقش خود شناسی در حلال مشکلات انسان را تبیین نمائید
بسیاری از مشکلات روحی و روانی و فکری و اخلاقی انسان ناشی از خودناشناسی است. اگر آدمی، حقیقت واقعی خود، هدف خلقت، رابطه خود با خدا، موقعیت خود در نظام هستی، تأثیر زندگی دنیوی در آخرت، نقش اخلاق نیکو و برخورد مناسب با دیگران، سهم ثروت در کیفیت زندگی و نقش مصیبت ها و خوشی را در زندگی بداند، بسیاری از مشکلات او حل می گردد و زندگی سعادت آمیزی را برای خود رقم می زند.
بسیاری از مکاتب خود ساخته و پرداخته دست بشر که امروزه سرنوشت آدمیان را رقم می زنند، ریشه در عدم شناخت انسان دارند.
10. در مورد حقیقت انسان چند دیدگاه وجود دارد؟
در باب حقیقت انسان دو دیدگاه وجود دارد: 1. مادی 2. الهی
11. دیدگاه مادی در باب حقیقت انسان را توضیح دهید
دیدگاه مادی در مورد انسان: کسانی که چنین اعتقادی دارند هستی را عالم وجود را با ماده برابر می دانند و انسان را کاملا مادی تلقی می کنند و حقیقت انسان را فقط و فقط در حوزه ماده خلاصه می کنند آنها معتقدند که با قوانین مادی، که مبتنی بر حس و تجربه هست می توان انسان را شناخت و تمام تحلیل های آنها در باب شناخت انسان، مادی گرایانه است و نتیجه این تفکر اینست که انسان با مردن جسمش و متلاشی شدن آن نابود می گردد. انسان دارای ابتدای حیات مادی و انتهای حیات مادی است.
12. دیدگاه الهی در باب حقیقت انسان را توضیح دهید
معتقدین به این دیدگاه ضمن اعتقاد به بعد مادی به بعدی دیگر نیز اعتقاد دارند که حقیقتی به نام روح قائلند ادیان الهی به ویژه دین اسلام به این تفکر اعتقاد دارند و محور همه تعالیم ادیان الهی روح آدمی است و اگر به جسم انسان توجه می کنند، به دلیل تأثیر آن در روح است. این روح غیر مادی را نمی توان با قوانین برخاسته از علوم حسی و تجربی و یا با ابزارهای حسی به مطالعه و بررسی گذاشت. ابزار شناخت آن غیر تجربی و غیر حسی است. براساس این تحلیل، روح یا بعد غیر مادی انسان، با مردن و متلاشی شدن جسم از بین نمی رود؛ بلکه حیاتی جاودانه را در عالم آخرت پیش می گیرد.
13. نمونه ای از آیات قرآن که دلالت بر دو بعدی بودن انسان دارد را بیان نمائید.
(ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ).ترجمه: « سپس (اندام) او را موزون ساخته و از روح خويش در وى دميد». (سجده/9)
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ.( تفسير نمونه ؛ ج11 ؛ ص78)
ترجمه:« و به خاطر بياور هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بشرى را از گل خشكيدهاى كه از گل تيره رنگ بدبويى گرفته شده، مىآفرينم و هنگامى كه خلقت آن را به پايان و كمال رساندم و از روح خود (يك روح شريف و پاك و با عظمت) در آن دميدم همگى به خاطر آن سجده كنيد» (حجر/28 29)
دانلود رایگان تست پی دی اف PDF نمونه سوالات اندیشه اسلامی ۱ با پاسخ تشریحی
جالب اينكه از اين آيات به خوبى استفاده مىشود كه انسان از دو چيز مختلف آفريده شده كه يكى در حد اعلاى عظمت، و ديگرى ظاهرا در حد ادنى از نظر ارزش.
جنبه مادى انسان را گل بد بوى تيره رنگ (لجن) تشكيل مىدهد، و جنبه معنوى او را چيزى كه به عنوان روح خدا از آن ياد شده است.
البته خدا نه جسم دارد و نه روح، و اضافه روح به خدا به اصطلاح” اضافه تشريفى” است و دليل بر اين است كه روحى بسيار پر عظمت در كالبد انسان دميده شده، همانگونه كه خانه كعبه را به خاطر عظمتش” بيت اللَّه” مىخوانند، و ماه مبارك رمضان را به خاطر بركتش” شهر اللَّه” (ماه خدا) مىنامند.
و به همين دليل قوس صعودى اين انسان آن قدر بالا است كه بجايى مىرسد كه جز خدا نبيند، و قوس نزوليش و به همين دليل قوس صعودى اين انسان آن قدر بالا است كه بجايى مىرسد كه جز خدا نبيند، و قوس نزوليش آن قدر پائين است كه از چهار پايان هم پائينتر خواهد شد (بَلْ هُمْ أَضَلُ) و اين فاصله زياد ميان” قوس صعودى” و” نزولى” خود دليل بر اهميت فوق العاده اين مخلوق است.
و نيز اين تركيب مخصوص دليل بر آن است كه عظمت مقام انسان به خاطر جنبه مادى او نيست، چرا كه اگر به جنبه ماديش باز گرديم لجنى بيش نمىباشد.
اين روح الهى است كه با نمونه سوالات اندیشه اسلامی ۱ فوق العادهاى كه در آن نهفته است و مىتواند تجليگاه انوار خدا باشد، به او اينهمه عظمت بخشيده و براى تكامل او تنها راه اين است كه آن را تقويت كند و جنبه مادى را كه وسيلهاى براى همين هدف است در طريق پيشرفت اين مقصود به كار گيرد (چرا كه در رسيدن به آن هدف بزرگ مىتواند كمك مؤثرى كند).
( تفسير نمونه ؛ ج11 )
دلايل وجود روح
دلايل فراوانى براى اثبات وجود روح وجود دارد در اينجا به اختصار به نمونه هایی از آن مىپردازيم:
1- دليل عقلى
همه ما خاطراتى از دوران كودكى، نوجوانى، جوانى، زمان تحصيلات، خدمت سربازى، هنگام انقلاب، هشت سال دفاع مقدّس و مانند آن داريم. كه اين خاطرات سالهاى سال در ذهن ماست، و هيچ تغييرى نكرده است. در حالى كه مادّه مغزى دائماً در حال تغيير است و هر چند سال يكبار همهاش عوض مىشود. خاطرات ثابت در اين مادّه متغيّر چگونه باقى مانده است؟ پرونده خاطرات ما در كجاى مغز است؟ محلّ اين همه عكس و تصوير از گذشته دور و نزديك كجاست؟ اگر مادّه مغزى را زير دقيقترين و پيشرفتهترين ميكروسكوپها قرار دهيم خبرى از عكسها و تصويرهاى مذكور در آن نيست. پس جايگاه خاطرات و عكسها و تصويرها ماوراى مغز و بدن انسان است كه روح ناميده مىشود آرى تمام پروندهها و خاطرات در آنجا بايگانى شده است. و اگر روح را انكار كنيم پاسخى براى سؤالات فوق نخواهيم داشت.
به تعبير ديگر، فرض كنيم در كنار دريايى نشستهايم كه آب آن موج مىزند. و هر چه تلاش مىكنيم انتهاى آب دريا ديده نمىشود، و جز آب نمىبينيم. در كنار دريا كوههاى باعظمت آسمانخراشى را مشاهده مىكنيم كه سر به فلك كشيده، و بر روى كوهها و اطراف آن جنگلهاى وسيع و درختان فراوانى را مىبينيم و از ديدن اين همه مناظر زيباى طبيعت لذّت مىبريم. سپس براى لحظهاى چشمان خود را روى هم مىگذاريم، چه اتّفاقى مىافتد؟ تصوير تمام صحنههايى كه از دريا و كوهها و جنگل و درختان مشاهده كرده بوديم در همان مقياس نه كوچكتر، در ذهن ما وجود دارد. اين تصاوير و نقشهها در كجاى سلولهاى خاكسترى مغز ماست؟
مادّىها معتقدند اينها آثار فيزيكى و شيميايى مغز ماست؛ ولى آيا مىتوان قبول كرد تصاوير به آن بزرگى در سلولهاى مادّى مغز ما كه بسيار كوچك است بايگانى شده باشد بى آن كه ذرّهاى كوچك شود؟ بنابراين بايد بپذيريم كه ماوراى جسم ما، روح با عظمتى وجود دارد كه تمام اين تصاوير را در مقياس واقعى آن در خود جاى داده است.
دانشمندان معتقدند سلولهاى بدن ما به تدريج در حال عوض شدن است، به گونهاى كه هر هفت سال يك بار تمام سلولها نو و جديد مىشد. يعنى يك شخص هفتاد ساله، ده بار سلولهاى بدنش تعويض و نو گرديده، امّا شخصيّت او تغيير نكرده است. آيا وحدت شخصيّت حاصل جسمى است كه مدام در حال تغيير است، يا مربوط به روحى است كه حلقه اتّصال اين بدنهاست؟ بنابراين شكّى وجود ندارد كه انسان علاوه بر جسم روحى دارد.
14. دلائل قرآنی وجود روح را تبیین نمائید

درس اندیشه
آيات قرآن
بعضى خيال مىكنند قرآن مجيد كمتر در مورد روح سخن گفته، در حالى كه آيات زيادى از قرآن در مورد روح بحث كرده، كه به چهارگروه آن اشاره مىكنيم:
الف) آيات مربوط به شهدا:
آياتى از قرآن مجيد در مورد زندگى شهدا در عالم برزخ سخن مىگويد. از جمله، آيه شريفه 169 سوره آل عمران، كه مىفرمايد:
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»؛ (اى پيامبر!) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردهاند! بلكه زندهاند، و نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند».
آيا شهدا حيات جسمانى دارند؟ پاسخ اين سؤال روشن است، آن عزيزانى كه بدنهايشان قطعه قطعه شده، و گاه از آنها جز چند قطعه استخوان چيزى به جاى نمانده، داراى حيات جسمانى نيستند، بنابراين منظور از حيات شهدا حيات روح آنهاست. و روزى كه در نزد پروردگار مىخورند هم مربوط به روح شهداست.
بنابراين، طبق آيه شريفه فوق روح وجود دارد.
ب) آيات عذاب فرعون و فرعونيان:
آيه شريفه 46 سوره مؤمن (غافر) در مورد عذاب فرعون و پيروانش مىگويد:
« النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوّاً وَعَشِيّاً وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ »
ترجمه: (عذاب آنها) آتش است كه هر صبح و شام بر آن عرضه مىشوند؛ و روزى كه قيامت برپا شود (مىفرمايد:) «فرعونيان را در سختترين عذابها وارد كنيد».
عذاب مذكور در آيه فوق مربوط به عالم برزخ است، چون در انتهاى آيه سخن از عذاب آنها در قيامت نيز مىگويد. ولى آيا جسمشان عذاب مىشود يا روح آنها؟ بى شك روح آنان عذاب مىشود؛ زيرا جسم آنها در مدّت كوتاهى پس از مرگ نابود مىشود. بنابراين روح وجود دارد؛ روح شهدا در عالم برزخ متنعّم، و روح كفّار و ظالمان در عذاب است.
ج) آيات قبض روح:
آيات متعدّدى در مورد قبض روح انسانها سخن مىگويد، از جمله آيه شريفه 11 سوره سجده است « قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِى وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ»؛ ترجمه: « بگو: فرشته مرگ كه بر شما مأمور شده، (روح) شما را مىگيرد؛ سپس شما را به سوى پروردگارتان باز گردانده مىشويد».
فرشتگان مرگ چه چيز را قبض مىكنند؟ آنچه را فرشتگان مىگيرند جسم مردگان نيست، بلكه روح آنهاست، كه توسّط آنها قبض مىشود.
د) آيات مربوط به خواب:
به آيه 42 سوره زمر كه يكى از آيات مربوط به خواب است توجّه فرماييد:
« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِى قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُّسَمّىً إِنَّ فِى ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ »؛ ترجمه: « خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مىكند، و روح كسانى را كه نمردهاند نيز به هنگام خواب مىگيرد؛ سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگشان را صادر كرده، نگه مىدارد و ارواح ديگرى را (كه بايد زنده بمانند) باز مىگرداند تا سرآمدى معيّن؛ در اين امر نشانههاى روشنى است براى كسانى كه مىانديشند».
به هنگام مرگ روح به طور كامل، و به هنگام خواب به طور ناقص از بدن جدا مىشود. بنابراين، خواب دليل ديگرى بر وجود روح است. نتيجه اين كه آيات فراوانى از قرآن مجيد دلالت بر وجود روح دارد.
ارتباط با ارواح در سخنان امام على عليه السلام
15. مطابق روایتی که نقل شده است حضرت علی علیه السلام خطاب به اهل قبرستان مطالبی را فرمودند با این روایت وجود روح را اثبات نمائید.
مطابق روايتى كه در نهجالبلاغه آمده، هنگامى كه حضرت على عليه السلام از جنگ صفّين باز گشت پشت دروازه كوفه، در كنار قبرستان شهر، توقّف كرد. حضرت مىخواهد به اصحاب و يارانش كه از جنگ پرفراز و نشيب صفّين بازگشتهاند درس بدهد، لذا خطاب به خفتهگان در خاك و كوچ كردگان به آن دنيا فرمود:
«يَا أَهْلَ الدِّيَارِ الْمُوحِشَةِ، وَ الْمَحَالِ الْمُقْفِرَةِ، وَالْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ؛ يَا أَهْلَ التُّرْبَةِ، يَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ، يَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ، أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ، وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ»
اى ساكنان خانههاى وحشتناك؛ و مكانهاى خالى و قبرهاى تاريك! اى خاكنشينان! اى غريبان! اى تنهايان! اى وحشتزدگان! شما در اين راه بر ما پيش قدم شديد، و ما نيز به شما ملحق خواهيم شد».
حضرت پس از بيان وضعيّت مردگان در خانه قبر، و حتميّت و قطعيّت مرگ، خطاب به اموات كرده، و حوادث پس از مرگ آنها را در سه جمله بيان مىكند:
«أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ، وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ، وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا»
امّا خانههايتان را ديگران ساكن شدند، و (امّا) همسرانتان (آنها كه جوان بودند) با افراد ديگر ازدواج كردند (و شما را فراموش نمودند) و (امّا) اموالتان (كه براى تحصيل آن زحمات فراوانى متحمّل شديد و بعضاً رعايت حلال و حرام را ننموديد) تقسيم شد. اين خبرى است كه در نزد ماست».
حضرت پس از بيان خبرهاى دنيا براى اموات، خطاب به آنان فرمود:
«فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ؟ ثم التفت إِلى أَصحابه فقال: أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْكَلَامِ لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى
نزد شما چه خبرى است؟ سپس رو به اصحابش كرده، فرمود: هرگاه به آنها اجازه سخن داده شود به شما خبر مىدهند كه: بهترين زاد و توشه در سفر آخرت، پرهيزكارى است».
( نهجالبلاغه، كلمات قصار، 130)
اين كه حضرت مىفرمايد: « اگر به آنها اجازه سخن داده شود …» دليل بر آن است كه ارواح وجود دارند و مىتوانند با ما ارتباط برقرار كرده، و سخن بگويند. ولى اين كار نياز به اذن الهى دارد.
انسان و بحرانهای فرارو
پیشرفت علم و تکنولوژی شکل زندگی انسان را دگرگون ساخته و رفاه و آسایش ظاهری برای او فراهم آورده است. ولی در عین حال به اقرار تعداد زیادی از روان شناسان و جامعه شناسان بزرگ مشکلات و بحران های جدیدی نیز فراروی او نهاده است.
16. بحران معرفتی چیست و چگونه پدید می آید؟
یکی از بحران های فراروی بشر بحران معرفت و شناخت است. معرفت و شناخت انسان و آنچه که بیرون از انسان است یعنی عالمی که قابل مشاهده است و عالمی که قابل مشاهده نیست در بحران معرفت کسانی که به بحران و مشکل بر میخورند به این دلیل است که آنها از ابزار های شناخت دولت تک بعدی استفاده میکنند مثلا بعضی ها فقط به حس و تجربه اعتقاد دارند و از ابزار شناخت انسان فقط حس و تجربه را قبول دارند و چیزهایی که از این راه قابل شناسایی نباشد را انکار میکنند عالم را با پدیده ی زمان و مکان نمونه سوالات اندیشه اسلامی ۱ لازمه ی روش حس و تجربه این است که امور غیر مادی از دایره شناخت انسان بیرون میماند مثلا روح قابل تجربه و حس نیست پس در این قسمت با مشکل مواجه میشوند کسانی که به حس و تجربه اعتقاد دارند و کسانی که فقط حس و تجربه را قبول دارند نمیتوانند با روح نمونه سوالات انقلاب اسلامی بیاید چون روح خارج از حس و تجربه است نتیجه ی چنین نگاهی به ابزار شناخت تک بعدی بودن مادی گرایی است چرا که با این روش امور غیر مادی قابل شناسایی نیست گروه دیگری که از ابزار های شناخت بصورت
فهرست مطالب