سوالات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام
فرمت پی دی اف
به صورت تستی و تشریحی
همراه پاسخ
زهرا اسلامی فرد دانشگاه آزاد علمی کاربردی دانشگاه پیام نور
مقدمه:
– : () ؛ ؛ – – : ) شناساندن وقت است.
ـ علم تاریخ:
ابن خلدون، تاریخ را دانشى سرچشمه گرفتـه از حکمـت، و بیـانگر سرگذشـت ملتهـا، سـیره پیـامبران و سیاسـتپادشاهان مى داند.
با در نظر گرفتن عناصر اصلى تاریخ، یعنى انسان از یک سو، و زمان و مکان از سوى دیگر، مى توان گفت: علـمتاریخ مجموعه اى از اطلاعات درباره تأثیر و تأثر انسان است.
به دلیل گسترده شدن مسایل مربوط به تاریخ، شهید مطهرى (ره)، آن را به دو بخش تاریخ نقلى و تـاریخ علمـىتقسیم مى کند و قواعد استنباطى تاریخ علمى را به حال و آینده تعمیم پذیر مى داند.
تاریخ نقلى : تاریخ نقلى، علم به وقایع و حوادث سپرى شده و آگاهى از اوضاع و احوال گذشتگان است.
زندگینامه ها، فتحنامه ها و سیره ها، از این نمونه است. علم تاریخ در این معنا، به یک سلسله امور جزیـى و فـردىمى پردازد و در واقع علم به »بودن« هاست. زیرا به گذشته تعلق دارد.
تاریخ علمى : تاریخ علمى یعنى مطالعه، بررسى و تحلیل وقایع گذشته و اسـتنباط قواعـد و سـنت هـاى حـاکم بـرزندگى گذشتگان. در واقع محتواى تاریخ نقلى (حوادث و وقایع گذشـته ) مبـادى و مقـدمات ایـن علـم شـمردهمى شود و براى استنباط قوانین کلى و کشف طبیعت حوادث تاریخى و روابط علّىّ و معلولى آنها سودمند است.
ـ علمیت، اعتبار و فایده تاریخ
تاریخ نه مایه سرگرمى بلکه نوعى پل ارتباطى میان نسل هاى متوالى بشر براى دستیابى به تجربه ها و اندوخته هـاىپیشینیان است. مطالعه تطبیقى و تحلیلى تمدن هاى گوناگون، کوشش بـراى یـافتن رابطـه اى علّـّى میـان حـوادثزنجیره اى تاریخ و دقّّت در آنچه بر انسانها رفته است، سرمایه مناسبى است که انسان را در پى ریزى یک زندگى سالم و خردمندانه یارى مى رساند.
على علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام و دیگر انسانها مى فرماید: فرزندم، هر چند من عمرى به اندازه عمر همه کسانى که پیش از من زیسـته انـد، سـپرى نکـرده ام، امـا در اعمـال همـه آنهـا نگریسـته و در اخبارشـان
اندیشیده ام. در آثارشان چنان سیر و جستجو کرده ام که گویا هم چون یکى از آنان شده ام بلکه به سـبب آگـاهىاز سرگذشت آنان، گویا با همه آنها، از اولین فرد تا آخرینشان زندگى کرده، زلال و پاکى زنـدگانى آنـان را ازتیرگى هاى آن، و سودمندى اش را از زیان آن بازشناخته ام.1
گفتار روشن تر امام علیه نمونه سوالات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام در تبیین قانونمندى تاریخ در نهـج البلاغـه چنـین آمـده اسـت: اى بنـدگان خـدا،بى گمان روزگار را با آیندگان و گذشتگان شیوه اى است همسان؛ که نه گذشته را بازگشتى اسـت و نـه شـرایطکنونى را جاودانگى. کنش هاى آن از روز نخست تا پایان با یک ضابطه است. بسـتر زمـان، ماجراهـاى تـاریخ رامیدان مسابقه اى است که هر کدام را پرچم افراشته اى است … پس، از آنچه مایـه عبـرت اسـت پنـد گیریـد و ازگردش روزگار عبرت پذیرید و از بیم دهندگان (پیامبران) سود برگیرید.2 ب) مفاهیم فرهنگ و تمدن
ـ تعریف فرهنگ: در لغت به معناي بالا کشیدن، پروراندن، رویاندن و … می باشد.
در اصطلاح تعاریف متعددي ارائه شده که به سه مورد اشاره می شود:
ـ مجموعه اي از باورها، سنت ها، اخلاقیات، عادات و آداب و رسوم یک جامعه می باشد.
ـ مجموعه دستاوردهاي مادي و معنوي انسان که در سایه تلاش مشترك فکري و عملی در طـول تـاریخ حاصـلشده و همچون میراثی براي نسل هاي بعد باقی مانده و هر نسل آن را کاملتر کرده به نسل بعدي سپرده است.
ـ تعریف جامع تر از فرهنگ: فرهنگ عبارت است از نـوع نگـاهی آدمـی بـه جهـان و انسـان و نـوع رفتـار او درجنبه هاي مختلف فردي، اجتماعی، اخلاقی، معیشتی و اقتصادي، سیاسی و … کـه هویـت مشـترك هـر جامعـه راتشکیل می دهد و همچون میراثی، از نسلی به نسلی منتقل می شود.
ـ تعریف تمدن:
تمدن در لغت از مدنیت و به معناي شهرنشینی و یکجانشینی است.

نمونه سوالات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام
در اصطلاح: تمدن، حاصل تعالى فرهنگ و پذیرش نظم اجتماعى است، یعنـى خـروج از مرحلـه بادیـه نشـینى وگام نهادن در شاهراه نهادینه شدن امور اجتماعى.
ابن خلدون تمدن را اجتماعى شدن انسان مى داند.
ساموئل هانتینگتون: تمدن بالاترین گروه بندى فرهنگ و گسترده ترین سطح هویت فرهنگى به شمار مى آید.
تعریف دیگري از تمـدن : تمـدن عبـارت اسـت از نظـام شـهرآئینی کـه مشـتمل بـر ارکـان چهارگانـه فرهنگـی،اجتماعی، اقتصادي و سیاسی می باشد.
ـ ارتباط فرهنگ با تمدن
با وجود ارتباط فرهنگ و تمدن، ایـن دو لازم و ملـزوم یکـدیگر نیسـتند. چـرا کـه جامعـه غیرمتمـدن مـى توانـدبرخوردار از فرهنگ باشد. مثلًاً بومیان استرالیا و افریقـا تمـدنى ندارنـد، ولـى داراى فرهنـگ بـومى خـود، یعنـىمجموعه اى از باورها، آداب و رسوم هستند.
ـ عوامل مؤثر در زایش و اعتلاى تمدنها
عوامل متعددى در زایش و اعتلاى تمدنها نقش دارند. یکى از این عوامل امنیت و آرامش، یعنى امکـان کـاهشاضطرابها و دل مشغولیهاست. عامل دیگر، که درواقع روح اصلى هر تمدن است، گونـه اى از غـرور و همبسـتگىملى یا به تعبیر ابن خلدون، عصبیت است. عامل بعدى اصل همکارى و تعاون است. در کنار این عوامـل، اخـلاقرا نیز نباید نادیده انگاشت. تسامح به معناى تحمل، بردبارى و صبورى؛ و نیز حفظ وحدت و یکپارچگى و دیـناز دیگر عوامل تمدن ساز به شمار مى آیند.
ـ عوامل و علل زوال و انحطاط تمدنها
برخى صاحب نظران معتقدند که هر تمدنى در طول نمونه سوالات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام خود مراحلى را طى مى کند. دورانت بر آن اسـت کـهمردمانِ هر تمدنى بر اساس رشد عقلى پس از مدتى به جاى توحید و پرستش مبادى معنـوى، بـه سـتایش عقـل وعلم مى پردازند، از این پس جنگ بین ارزش و دانش آغاز شده، نیروى محرك جوامع به تدریج متوقف مى شود و دوره انحطاط آن تمدن آغاز مى گردد.
دانلود رایگان تست نمونه سوالات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام با پاسخ تشریحی pdf با جواب
به نظر ابن خلدون، هر تمدن سه مرحله را طى مى کند: مرحله پیکار و مبارزه اولیه؛ مرحله پیدایش خودکامگى و استبداد؛ و سرانجام مرحله تجمل و فساد که پایان تمدن به شمار مى رود.
عوامل متعدد دیگرى را نیز براى انحطاط تمدنها برشمرده اند، ازجملـه فقـدان وحـدت و انسـجام جامعـه، هجـومدشمنان خارجى، آشفتگى در بافت طبقاتى جامعه و تولیدات تصنعى و رویکرد سوداگرى و واسطه گرى.
ـ ویژگی هاي تمدن دینی: در تمدن دینی؛ ـ جهان بینی حاکم بر جامعه، الهی است.
ـ جهان داراي مبدأ و معاد است و دنیا وسیله اي براي رسیدن به آخرت است.
ـ برنامه ها با نگاه به آخرت تعیین می شود(سبیل رشد، صلاح و حرکت به سوي غایت).
ـ معیار ارزشگذاري، ارزشهاي الهی و اخلاقی می باشد.
ـ معیار پیشرفت در تمدن دینی، در درجه اول رشد و تعالی روح بشر است و توسعه مادي در مرتبه بعدي خواهـدبود.
ـ در تمدن دینی بنیاد خانواده بر پایه عقد مذهبی است اما در تمدن غیر دینی بناي خانواده بر لذت اسـت لـذا بـهخاطر نبود اصول اخلاقی از هم می پاشد.
اما در تمدن غیر دینی: مبدأ و معاد انسان همین دنیا است، نیاز فیزیکی انسان برنامه را معین می کند، پس هدف از زندگی بهره مندي هرچه بیشتر از آن است و معیار ارزشگذاري اقتصاد و ثروت می باشد.
بخش دوم: سیر تاریخی فرهنگ و تمدن اسلامی
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی را از دوره تاسیس تا عصر حاضر می توان به هفت مرحله و دوره تقسیم کرد.
1.عصر تاسیس فرهنگ و تمدن اسلامی: دوره 23ساله نبوت، دوره تنزیل(مکه) و دوره تاسیس(مدینه).
2.دوره گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی (11ق تا اوائل قرن2ق)
3.عصر أخذ و اقتباس از مواریث و دستاوردهاي تمدنی دیگر اقوام(اوائل قرن2تا اوائل قرن4 ق)
۶
4.عصر شکوفایی و طلائی و خلاقیت فرهنگ و تمدن اسلامی(اوائل4تا اوائل6 ق)
5.عصر رکود، ضعف و زوال(از اوائـل 6 تـا سـده 14 ه.ق)سـقوط عثمـانی در ترکیـه و قاجـار در ایـران و تاسـیسحکومت پهلوي.
6.عصـ ر اســـتحاله فرهنگـــی و تمـــدنی مســـلمین در فرهنـــگ و تمـ دن غـــرب(از اواسـ ط14 تـــا انقـــلاباسلامی؛1399ق/1357ش)
7. عصر تجدید و احیاء فرهنگ و تمدن اسلامی با آغاز انقلاب اسلامی. بازگشت به هویت اصیل اسلامی.
مرحله اول: عصر تاسیس فرهنگ و تمدن اسلامی
این مرحله شامل دوره 23ساله نبوت رسول خدا(ص) می باشد که خود بر دو دوره تقسیم می شود:
الف) دوره 13ساله مکه که بیشتر ناظر بر مواحهه فکري و فرهنگی پیامبر(ص) می باشـد ( دوره فرهنـگ سـازي)، تلاش در تغییر بینش و منش: ایجاد نگرش توحیدي، اعطاء جایگاه خلیفۀ اللهی بـه انسـان در همـه عرصـه هـايزندگی و …
ب) دوره 10 ساله مدینه که دوره تاسیس حکومت اسـلامی و نـاظر بـر مواجهـه اجتمـاعی، سیاسـی، اقتصـادي ونظامی آنحضرت می باشد.
پیامبر اسلام بناى »جامعه اسلامى« را در مدینه بر سه پایه مهم، یعنى بناى مسـجد، عقـد بـرادرى میـان مهـاجران وانصار، و پیمان همکارى میان مسلمانان و غیرمسـلمانان پـى افکنـد. درواقـع، جامعـه سیاسـى اسـلامى نیـز پـس ازهجـرت بـه مدین ه شـکل گرف ت. حکومـت اس لامى مدینـه همـه ویژگیه اى لازم را بـراى ی ک دولـت، ش امل برخوردارى از قلمرو زمینى، جمعیت، حاکمیت و نظام ادارى و اجرایـى در اختیـار داشـت. ایـن جامعـه اسـلامىویژگى دیگرى نیز داشت که تا آن زمان در تاریخ بشر بى سابقه بود: رکن مهم تشکیل جامعه حاکمیت قانون بود.
یعنى وجود یک نظام حقوقى واحد براى تمام افراد جامعه بدون هیچ گونه تبعیض.
مى توان گفت از همان روزهاى نخستین هجرت، ابعاد تمدن سازى اسلام نمود یافت و این مطلب در تغییـر لحـنآیات نازل شده به خوبى پیداست. برخلاف دوران نخستین دعوت، در مدینه آیـات الاهـى بیشـتر جنبـه احکـام وحدود یافت و سخن از قوانین شرع و احکام اجتماعى به میان آمد.
مرحله دوم: عصر گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی (11ق تا اوائل قرن2ق)
پس از درگذشت پیامبر اسلام در سال یازدهم هجرى، بر سر جانشینى پیامبر صلى اﷲ علیه و آله اختلاف پیدا شد و سرانجام بر اثر ماجراى سقیفه بنى ساعده با ابوبکر بیعت شد. ابوبکر با کوششهاى بسیار و پس از دو سال جنگ و ستیز با کسانى که سلطه خلیفه، و اصولًًا حکومت واحد مرکزى را نمى پذیرفتند سراسر شبه جزیره را زیر فرمـانآورد. سپس به قصد گسترش آیین اسلام به شام و عراق لشکر فرستاد. ابوبکر در سـال سـیزدهم فـوت کـرد، امـاپیش از درگذشت عمربن خطاب را به خلافت برگزید.
خلافت عمر با آغاز فتوح در مصر و ایران و شام و افریقا هم زمان بود. هم زمان با قدرت گـرفتن اعـراب در پرتـودین اسلام، دولتهاى روم و ایران پس از نبردهاى طولانى و بى حاصل خسته و فرسوده شده بودند. بیزارى مردمان این کشورها از دولت خود استقبال آنان از لشکر اسلام را در پى داشت و در فاصله اى کمتـر از نـیم قـرن اسـلامدین غالب ایران و افریقا گشت. با آشنایى مسلمانان با باورها و آداب مردم این کشورها فضـاى اجتمـاعى مدینـهدستخوش تحول شد. از دیگرسو، سامان دهى امور سرزمینهاى فتح شده آگاهیها و تجربه هاى متعدد و گونـاگونىرا پیش روى مسلمانان گذاشت. از همین دوران است که اندك انـدك سـازمانهاى دیـوانى بـراى انتظـام ارکـانسیاسى به وجود آمد.
اگر چه در شیوه و سبک گسترش اسلام در دوره خلفا تاملاتی وجود دارد اما اصل گسترش پیامد منطقـی اسـلاممی باشد.
عوامل گسترش: کاستی هاي فکري، فرهنگی، اجتمـ اعی و … در کشـورهاي اطـراف از جملـه عوامـل بیرونـی وجهان شمولی و عدم مناسبت شبه جزیره براي رشد اسلام از جمله عوامل درونی این گسترش می باشد.
مرحله سوم: عصر آشنائی و اقتباس از نمونه سوالات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام تمدنی دیگر اقـوام و شـکل گیـري تمـدناسلامی(اوائل قرن2تا اوائل قرن4 ق)
ـ زمینه ها و عوامل مؤثر در شکل گیرى تمدن اسلامى
1. جایگاه علم و دانش در اسلام

تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام
اگر آنچه در آیات و اخبار درباره فضیلت علم و دانش و معرفت آمده بدون هـیچ تفسـیر و توضـیحى کنـار هـمقرار دهیم، کتاب یا کتابهاى بزرگى به وجود خواهد آمد و اگـر ایـن انـدازه اولیـاى اسـلام بـر فضـیلت دانـش ودانش اندوزى تأکید نکرده بودند، هرگز تمدن اسلامى بدین پایه از عظمـت نمـى رسـید . اصـل کلمـه علـم، بجـزمشتقات آن، حدود هشتاد بار در قرآن کریم در مواضع مختلف به کار رفته است و اگرچه کلمه عقـل در قـرآننیامده، ترکیب »اولى الالباب« را که به معناى خردمندان است مى توان در قرآن یافـت . همچنـین، واژگـانى چـونحکمت، برهان، فکر و فقه بارها در قرآن به کار رفته اند. خداوند مؤمنان را از اینکه بر اساس تقلید کورکورانه به او ایمان آورند نهى فرموده و حتى در یکى از آیات (روم ،56) علم و ایمان را در کنـار هـم قـرار داده اسـت. در احادیث مأثور از اقوال حضرت رسول صلى اﷲ علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام نیز موارد بسیارى در تجلیل از علم و فضیلت علما یافت مى شود. این تأکید پیامبر اسلام که دانش آموختن بر هر زن و مرد مسلمان واجـب وفریضه است، یا ساعتى اندیشیدن از عبادت یک ساله نیکوتر است، نمونه هایى از تأکید بر دانش اندوزى در اسلام است. در دوره حیات ائمه، به ویژه از دوره امام جعفر صادق علیه السلام کـه دانـش و دانـش آمـوزى رونـق تمـامداشت، آن حضرت یاران خویش را به دانش اندوزى تشویق مى فرمودند.
باید این نکته را نیز در نظر گرفت که دانش آموزى در اسلام شرایطى دارد؛ اسلام میـان علـم و اخـلاق فاصـله اى نمى بیند و همواره بر پیوستگى این دو تأکید ورزیده است. در اسلام، دانشمند صاحب مسئولیت است و دانشمند بى اخلاق جز به گمراهى هدایت نمى کند. این موضوع خود از امتیازهـاى اسـلام اسـت کـه در زمینـه آمـوزش وپرورش مکتبى خاص دارد.
2. انتقال علوم و جذب دانشمندان به جهان اسلام
منبع اصلى علوم عقلى که به جهان اسلام راه یافت یونان و محفل علمى آن بود ،اگرچه بیشترین علوم غیرمستقیم و با ترجمه آنها به زبانهاى سریانى و لاتینى، مأخوذ از یونانى، به دست مسلمانان رسید.
بخش دیگر علوم یونانى نیز از اسکندریه (در مصر) و مرکز علمى آنجا، یعنـى مدر سـه اسـکندریه، بـه مسـلمانانرسید. علومى که مسلمانان از یونانیـان فراگرفتنـد عبـارت انـد از ریاضـى، نجـوم، پزشـکى و علـوم طبیعـى. آثـاردانشمندان اسلامى نشان مى دهد که مسلمانان تا چه حد از نوشته هاى بقـراط، جـالینوس، افلاطـون، فیثـاغورس وارسطو بهره گرفتند. این جزوه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران نیز مهم است که اولین برخورد و آشنایى در این زمینه نه از راه ترجمه آثار یونانى ،بلکه از طریق پزشکان انجام گرفت؛ پزشکانى که در زمان فتـوح در سـرزمینهاى یونـانى مـى زیسـتند . بـا انتخـابدمشق به پایتختىِ خلافت، تماس با () ًُُُُ
فهرست مطالب