سوالات جرم شناسی
فرمت پی دی اف
همراه پاسخ تشریحی
دانشگاه پیام نور عباس نظیفی دانشگاه ازاد اسلامی دکتری کارشناسی ارشد علمی کاربردی
کارگران لهستانی هم در آمریکا ً ً ً » « » « » « ( ) ) ) 
» « » « » « » « » « قاعده در آوردن همه اعضا خود را از دست داده و فرد خود را از نظارت و کنترل قواعد اجتماعی خارج می بیند .
» بی هنجاری « حالتی بود که قواعد اجتماعی برای فرد اصالت خود را از دست داده و به عبارت دیگر میان خواسته ها ، باورها و ارزش های فرد با ارزش های جمعی شکافی عمیق ایجاد می شد . از نظر دورکیم این بی هنجاری ناشی از تقسیم کار و گذار جوامع از بافت مکانیکی به جوامع ارگانیکی است .
رابرت مرتون و نظریه فشار اجتماعی
رابرت مرتون در سال 1938 میلادی نظریاتی را تحت عنوان نظریه فشار اجتماعی در قالب یک مقاله منتشر کرد . نظریه فشار اجتماعی مرتون ناظر به جامعه آمریکا است که البته نتایج نظریه ایشان در اکثر جوامع اعتبار دارد . به نظر مرتون در هر جامعه یک سری اهداف و یا ارزش ها در فرهنگ آن جامعه نهادینه می شود . این اهداف در جوامع مختلف با همدیگر تفاوت دارد . در جامعه آن روز آمریکا کسب ثروت یا پول ودارایی هدفی بسیار ارزشمند بود همین طور در هر جامعه ای برای رسیدن به اهداف مذکور یک سری ابزارها و وسایل از طرف جامعه به مردم معرفی می شوند . مثلاً برای رسیدن به پول ( که ارزش می باشد ) باید کار مشروع کرد . در جامعه کنونی ما نیز یک سری اهداف برای شهروندان به عنوان اهداف عالی و غایی زندگی شناخته شده است . هدفی مانند پول ، مقام، موقعیت اجتماعی،تحصیلات عالیه که غالبأ اهداف مادی هستند و برخی ارزش های ایدئولوﮊیک که بعضی ها هم آن ها را هدف زندگی خود قرار می دهند . به نظر مرتون در هر جامعه ای همین طور یک سری اهداف نامشروع وجود دارد که آن ها ارزش های نامشروع خارج از وجدان جمعی هستند مرتون به اهداف نامشروع توجهی ندارد و بیشتر توجه خود را معطوف به اهدافی می نماید که هیأت اجتماع رسیدن به آن اهداف را دنبال می کند .
تردیدی نیست که برای حفظ نظم اجتماعی در هر جامعه ای راه کارهایی برای رسیدن به این اهداف عرضه می شود . مثلاً برای پولدار شدن باید کار مشروع کرد . برای رسیدن به تحصیلات عالیه باید مطالعه کرد ، تحصیل کرد . برای رفع نیازهای جنسی باید ازدواج کرد . برای کسب فلان مقام یا موقعیت اجتماعی باید دارای صلاحیت بود . در نظر مرتون جامعه ای سالم جامعه است که میان اهداف با ابزارها ووسایل، انطباق وجود داشته باشد . به عبارت دیگر نوعی توازن و یگانگی میان اهداف و وسایل رسیدن به آن اهداف موجود باشد به نحوی که ابزارها و وسایل رسیدن به آن اهداف به طرز عادلانه در اختیار همه شهروندان قرار گرفته باشد .
پس از ارکان نظریه فشار اجتماعی دو چیز است
1 ـ اهداف و خواسته های شهروندان
2 ـ وسایل و تدابیر نیل به آن اهداف و خواسته ها
مرتون در تحلیل نظریه خودش می گوید :
جامعه سالم جامعه ای است که میان این اهداف و وسایل انطباق وجود داشته باشد . یعنی وسایل رسیدن به اهداف در بین همه شهروندان به طرز عادلانه توزیع شده باشد و امکان رسیدن به نمونه سوالات جرم شناسی برای همه وجود داشته باشد .
مرتون معتقد است در رابطه میان اهداف و ابزارها جوامع معمولاً دو حالت دارند :
حالت اول تطابق یا انطباق :
حالت اول ، حالت انطباق است ( تطابق ) در این حالت جامعه امکانات و ابزارهای رسیدن به هدف ها را به نحو عادلانه و یکسان برای همه شهروندان مهیا کرده است . مثلاً فرصت های شغلی ایجاد نموده معضل بیکاری را از بین برده است ، فاصله طبقاتی و نابرابری های اجتماعی از میان رفته و یا کاهش یافته است . همین طور در چنین جامعه ای شهروندان با تلاش مساوی با سایر همنوعان خود به راحتی می توانند با استفاده از ابزارها و وسایل مشروع پاداش بگیرند ، یعنی به هدف ها برسند . یعنی هیچ تلاشی بدون پاسخ نمی ماند . خصوصاً در بعد اجتماعی ( اقتصادی ) ، امکانات تولید و توزیع ثروت به نحو عادلانه در اختیار همه است .
به عبارت دیگر ابزارهای مشروع پاسخگوی اهداف است . اهداف هم در حد اعتدال مورد توجه جامعه است و در رسیدن به اهداف جامعه راه افراط را نمی پیماید . یعنی مثلاً ارزشی مانند پول پرستی در سرلوحه ارزش ها و اهداف زندگی مردم قرار نمی گیرد ، در حد رفع نیازهای اولیه و در حد ضرورت .
حالت دوم عدم تطابق :
در حالت دوم یعنی حالت عدم تطابق، میان اهداف و ابزارها ، این مطابقت وجود ندارد و به این ترتیب که یا در ارزشمند شدن برخی اهداف افراط شده است به نحوی که با استفاده از ابزارهای مشروع امکان رسیدن به آن اهداف منتفی است و یا آنکه یک سری ابزارها و وسایل نامشروع در کنار ابزارهای مشروع برای رسیدن به آن اهداف در جامعه متداول شده است .
به عنوان مثال در جامعه کنونی ایران بعد از جنگ تحمیلی و در دهه 1370 شمسی تا امروز برخی ارزش های اجتماعی مقدس شده اند . مثلا اگر با پیروزی
ً
انقلاب اسلامی و در دوران جنگ تحمیلی ساده زیستی به عنوان یک ارزش اسلامی و اجتماعی رسماً معرفی شد و غالب مردم همه به آن احترام می گذاشتند اما این ارزش دوام نیاورد و جای خود را با تجمل گرایی و ثروت عوض کرد و در حال حاضر متأسفانه پول پرستی ، میل به داشتن اموال و دارایی بیشتر که از جمله امیال غریزی انسان هست در سرلوحه زندگی افراد قرار گرفته است و شهروندان در یک آشفته بازار اقتصادی به هر دستاویزی اعم از مشروع و یا نامشروع برای رسیدن به چنین هدفی تلاش می کنند و ملاحظه می شود که همگان به نحو شتابان و لجام گسیخته این هدف غایی را تعقیب می کنند . در جامعه کنونی ما برای رسیدن به این هدف هم یک سری ابزارهای مشروع تعریف شده است . ابزار مشروع رسیدن به پول و دارایی کار مشروع است اما این سوال مطرح است که آیا کار مشروع قابلیت رساندن شهروند را به این هدف را دارد یا خیر
دانلود رایگان تست pdf نمونه سوالات جرم شناسی با پاسخ تشریحی
ملاحظه می گردد تا زمانی که در جمهوری اسلامی پولدار شدن هدف برتر نبود و مردم به اندک زمانی که این هدف ، هدف برتر شد ، چون ابزارهای مشروع ، یعنی کار مشروع نمی توانست شهروند را به هدف برساند و پول پرستی ، تجمل گرایی با جذابیت ها و زرق و برق خود هر شهروندی را در جامعه احاطه کرد . از این زمان بود که شهروندان ابزارهای مشروع را کنار گذاشتند و برای رسیدن به هدف ، برخی از جرایم ، خصوصاً ارتشاﺀ ، اختلاس ، کلاهبرداری ، سرقت ، صدور چک بلامحل و سایر جرایم علیه اموال و مالکیت فرونی گرفت . این تکریم و ستایش اهداف ، بدون توجه به ابزارهای مشروع باعث شد که بعضی از شهروندان در این آشفته بازار بتوانند پیش و بیش از دیگران به این هدف برسند و دیگران هم به دنبال آنها و به شیوه های مختلف در تلاش هستند تا به این هدف برسند .
چگونگی انطباق شهروندان ، یعنی شهروندان چه برخوردی دارند در مواجهه با این حالت ؟
عدم تطابق
در فرضی که میان ابزارها و اهداف تطابق وجود ندارد شهروندان چه رفتاری دارند ؟ یک جدولی دارد که مشهور است به جدول مرتون در جدول مرتون نوع برخورد شهروند با اهداف و ابزارهای معمول در جامعه الگو نامیده می شود . در این جدول اهداف هم بخش دیگری از جدول را تشکیل می دهد . همین طور ابزارها . مرتون معتقد است پنج الگوی رفتاری در حالت عدم تطابق اهداف و ابزارها در جامعه وجود دارد :
-1اولین الگو انطباق با هم آوایی است . در این حالت فرد اهداف را می پذیرد . یعنی اهدافی که در جامعه معرفی شده اند مورد احترام و خاص فرد است ، ابزارهای مشروع هم پذیرفته می شوند . این قبیل افراد کسانی هستند که هر چند ممکن است در جامعه نابرابری اجتماعی ، تبعیض ، فساد و یا سایر جرایم وجود داشته باشد افرادی هستند که همواره برای رسیدن به اهداف از ابزارهای مشروع استفاده می کنند . در جامعه کنونی ما هم این قبیل کم نیستند کار مشروع می کنند و در رسیدن به هدف های مختلف اجتماعی مانند موقعیت اجتماعی ، استخدام در یک وزارتخانه ، پولدار شدن ، ارضای نیازهای جنسی و سایر امیال ، ابزارهای قانونمند و مشروع را می پذیرند و سعی می کنند برای رسیدن به هدف فقط از ابزارهای مشروع استفاده کنند ، حالا چه به نتیجه برسند ، چه به نتیجه نرسند .
-2الگوی رفتاری دوم ، نوآوری است . در این حالت فرد اهداف اجتماعی را می پذیرد . مثلاً او دوست دارد در کنکور قبول شود . دوست دارد در فلان اداره استخدام شود ، دوست دارد پولدار شود اما چون ابزارهای مشروع یا در اختیار او نیست و یا آنکه مطابق معیارهای مشروع صلاحیت رسیدن به هدف را نداشته ، مثلاً خیلی درس نخوانده است که در کنکور قبول شود ، متوسل به راه های نامشروع می شود . مثلاً سعی می کند با تقلب در کنکور قبول شود . برای رسیدن به فلان مقام یا فلان موقعیت اجتماعی رشوه بدهد . برای پولدار شدن اختلاس می کند ، مرتون معتقد است در حالت عدم تطابق جامعه در زمینه ابزار و اهداف ، نوآوری شایع می شود . پس نوآوران معمولاً قواعد بازی را مراعات نمی کنند رسیدن به هدف بیش از همه چیز برای آنان محترم و مهم است ، اگر چه هدف را پذیرفته اند اما راه رسیدن به آن را نمی پذیرند .
-3الگوی رفتاری سوم آیین باوری یا شعارگرایی است یا همان چیزی که ریا ، تظاهر گفته می شود . خصوصاً در جرایم ایدئولوﮊیک و فرهنگی ، فردی را تصور بفرمائید که اعتقاد به ارزش های دینی ندارد . اما در یک مراسم فاتحه خوانی شرکت می کند و فاتحه می خواند . در شعارگرایی هدف محترم نیست و آنچه که محترم است ابزار است اما چنین فردی این ابزار را برای رسیدن به هدف دیگر مورد استفاده قرار می دهد . مثلاً ناچار است برای مصون ماندن از تعقیب شغلی در محل کار در نماز جماعت شرکت کند یا ریش بگذارد . بنابراین در شعارگرایی توسل فرد به تدابیر و ابزارها نه برای رسیدن به اهداف معمولی منطقی آن آبزارها ، بلکه برای تعقیب هدفی دیگر است . متأسفانه شعارگرایی ، نفاق و تظاهر به ارزش مداری پس از جنگ تحمیلی تاکنون ریشه و عامل اصلی بسیاری از مفاسد نظام اجتماعی و اداری است .
-4الگوی چهارم ، گوشه گیری است : برخی از شهروندان پس از کمی تلاش و یا تلاش زیاد با استفاده از ابزارهای معمول و مشروع به هدف نمی رسند و اصطلاحاً سرخورده می شوند و کنج عزلت را انتخاب می کنند . برخی از افراد ارزشی ما پس از پیروزی انقلاب در حال حاضر چنین وضعیتی را دارند و چون این هدف برای او بی اهمیت است یقیناً استفاده از آن ابزارها برای رسیدن به هدف هم برای او منتفی است چون تلاش نمی کند که به آن هدف برسد .
-5الگوی پنجم : الگوی انقلابی است
در این حالت هم هدف دگرگون می شود و هم ابزار ، یعنی فرد علاوه بر اینکه هدف معمول بر جامعه را نمی پذیرد و یا شاید آن اهداف را در کنار اهداف جدید بپذیرد به همین ترتیب ابزارهای نوینی را هم برای رسیدن به اهداف خود برمی گزیند . ممکن است گوشه گیران به تدریج در قالب افرادی انقلابی ظاهر شوند و با انقلاب ، نظام ارزشی و هدفی جامعه را دگرگون کنند .
سوال : چرا از حالت انطباق بعضی ها به حالت نوآوری روی می آورند ؟ گفتیم که یک سری اهداف برای ما تعریف می شود اهدافی که همه سعی می کنند به آنها برسند مثل کسب موقعیت اجتماعی ، موفقیت در کنکور ، داشتن کارت پایان خدمت ، این ها یک نیازها و اهدافی است که فرد در جامعه دنبال می کند .
یک هدف بهتر در میان اهداف همیشه وجود دارد . یک سری ابزارها هم در جامعه تعریف شده است . گفته می شود که اگر کارت پایان خدمت می خواهید باید به خدمت
سربازی رفت ، اگر می خواهید در کنکور موفق شوید بایستی تلاش کنید ، مطالعه کنید ، در کنکور شرکت کنید و قبول شوید . اگرمی خواهید پولدار شوید باید کار
مشروع کنید . حال فردی که به نوآوری روی آورده است شاید قبلاً این ابزارهای مشروع را تست کرده است . مثلاً در کنکور شرکت کرده است ولی موفق نشده است ، کار و فعالیت زیادی انجام داده است . مخصوصاً در طبقات ضعیف و کارگری جامعه هر چه تلاش کرده است پولدار نشده است . به هر راهی که متوسل شده است به هدف نرسیده است و می بیند که یک سری ابزارهای دیگر هم وجود دارد و می شود به طرق دیگر به هدف رسید ، ابزارهای مشروع را کنارمی گذارد ، مبادرت به نوآوری می کند . ابزارهای جدیدی را خودش پیدا می کند ، نوآوری یعنی توسل به ابزارهایی غیر از ابزارهای پذیرفته شده و مشروع در جامعه برای رسیدن به هدف ،که معمولاً نوآوری در قالب جرم بروز می کند . مثلاً سوالات کنکور را با دادن رشوه می خرد . کارت پایان خدمت یا معافیت را با دادن رشوه می خرد یا برای پولدار شدن مرتکب سرقت می شود . مرتکب کلاهبرداری و سایر جرایم می شود .

جرم شناسی
یکی دیگر از نظریاتی که در جامعه شناسی جنایی اهمیت دارد نظریه یادگیری یا معاشرت ترجیحی است . این نظریه مطلق است به جرم شناسی آمریکایی به نام ادوین ساترلند .
ادوین ساترلند یکی از جرم شناسان برجسته ی جرم شناسی در آمریکاست که پایان نامه دکترای خود را در زمینه بیکاری در دانشگاه شیکاگو داشته است . کتابی دارد تحت عنوان اصول جرم شناسی که اولین چاﭖ آن در سال 1924 منتشر شده است . این کتاب تاکنون بارها تجدید چاﭖ شده است . در کلیات جرم شناسی هم گفتیم که جرم شناسی های واکنش اجتماعی در آمریکا متولد شده است . کلاً در کشورهای آمریکایی جرم شناسی از بعد اجتماعی توسعه یافته است و جامعه شناسی جنایی بیش از روان شناسی جنایی و زیست شناسی جنایی مورد توجه قرار گرفت. در آمریکا در دانشگاه شیکاگو بیشتر از سایر دانشگاه ها ، در زمینه مسایل اجتماعی ، انحرافات اجتماعی مطالعه و تحقیق و پژوهش انجام شده و مکتبی به وجود آمد که به مکتب شیکاگو مشهور است .
در ابتدای قرن بیستم جزوه جرم شناسی آماری در شیکاگو نمونه سوالات جرم شناسی می داد که بزهکاری ، کج رفتاری و ارتکاب جرم به صورت یک شیوه ی رفتاری و یک سلوک درآمده است . ارتکاب جرایم مخل امنیت ، سرقت ، قتل باندهای تبهکارانه در این شهر شیوع پیدا کرده بود گروه ها و دسته جات مختلفی که اوباش گری می کردند و به صورت باندی مرتکب سرقت و سایر جرایم مخل امنیت می شدند بیداد می کرد.
این وضعیت سوالی بود که محققین مکتب شیکاگو درصدد حل آن برآمدند و راجع به چرایی این وضعیت تحقیق کردند . ساترلند یکی از بزرگان جرم شناسی با الهام از تحقیقات مکتب شیکاگو نظریه ای را مطرح کرد با عنوان معاشرت های ترجیحی : اساس این نظریه آن است که جرم در تعامل ( ارتباط ) میان فرد با گروه های مجرم و منحرف آموخته می شود . ایشان تلاش کرد اثبات نماید که جنایت و انحراف از طریق انتقال فرهنگ
( فرهنگ جرم ) در میان گروه های اجتماعی صورت می گیرد . ماحصل کلام اینکه ساترلند معتقد است که جرم در محیط آلوده به فساد آموخته می شود . البته قبل از ساترلند دانشمند دیگری به نام تارد اعلام نموده بود که جرم ناشی از تقلید است . اما نظریه ساترلند از جهات مختلفی با نظریه تارد تفاوت دارد .
نظریه ساترلند :
الف ) زمینه های پیدایش نظریه ساترلند :
یکی از دیدگاه هایی که در خصوص تأثیر عوامل اجتماعی در جرم وجود داشته و برخی از محققین بر این بنا نظریاتی در این خصوص ارائه نموده اند این هست که جرم در اجتماع آموخته می شود . قبلاً هم در بررسی نظریه تارد گفتیم که ایشان معتقد بود که جرم ناشی از تقلید هست و سه قانون یا سه قاعده تقلید را هم ایشان
اعلام می نمود که انسان معمولاً در زندگی از محیطی که از نظر فیزیکی به او نزدیک هست بیش از سایر عوامل متأثر می شود ( قانون اول تقلید ) یعنی اینکه انسان از
محیطی که از نظر فیزیکی به او نزدیک هست بیش از سایر عوامل اجتماعی متأثر می شود . قانون دوم تقلید اعلام می کرد که انسان از افرادی که از نظر اجتماعی فرا دست وی هستند تبعیت و تقلید می کند ، بنابراین اگر کسی در یک محیط مجرمانه ای قرار بگیرد که آن محیط دارای افرادی باشد که در رأس آن باند مجرمانه هستند یقیناً طرز سلوک او را زیردستان و فرودستان می آموزند و قانون سوم هم این بود که جرم در طول زمان تابع مد هست و متحول می شود و دگرگون می شود . شاید ساترلند بیش از سایر دیدگاه های جامعه شناسان پیشین از نظریه تارد الهام گرفته است . البته یک زمینه ای هم وجود داشته است . قبلاً گفتیم که در نیمه اول قرن بیستم یک مکتبی در دانشگاه شیکاگو ظهور کرد که خیلی مشهور هست در جامعه شناسی تحت عنوان مکتب جامعه شناسی شیکاگو و ودر این مکتب، بسیار در خصوص جامعه شناسی انحرافات تحقیقات عمیقی را انجام گرفت و تحقیقاتشان شهرت جهانی دارد تحقیقات بسیار مفصلی را انجام دادند و محوریت مطالعاتشان هم در خصوص این بود که چرا جرم در شهر شیکاگو و برخی دیگر از شهرهای آمریکا مانند تکزاس ، به صورت فعالیت های باندی و گروهی درآمده به ویژه جرائم علیه امنیت ، جرایم علیه اموال و جرایم علیه اشخاص . این اساس تحقیق و مطالعه دانشمندان مکتب شیکاگو بود . نظریه تارد هم که در حقیقت در قرن نوزدهم میلادی ارائه شده بود شاید چندان راهگشا نبود . ساترلند با تلفیق نظریه تارد و برخی تحقیقاتی که دانشمندان مکتب شیکاگو انجام داده بودند ، نظریه ای را برای اولین بار مطرح کرد و اعلام کرد که : جرم ناشی از قرار گرفتن فرد در محیط آلوده به فساد و تبهکاری است ، جرم در محیط آلوده به جنایت و تبهکاری آموخته می شود . نظریه ساترلند نه ( ( 9 رکن و یا نه اصل اساسی دارد که ما این 9 رکن و یا اصل را در ذیل مورد بررسی قرار می دهیم .
ب- ارکان نظریه ساترلند :
-1رکن اول : ساترلند معتقد است که جرم آموخته می شود .
عده ای از جرم شناسان پیشین از جمله لومبرزو ، انریکوفری و زیست شناسان جنایی اعتقاد به ارثی بودن وهمین طور جبری بودن جرم داشتند . معتقد بودند که جرم ریشه ی زیستی / ﮊنتیکی یا پزشکی دارد اگر چه انریکوفری اعتقاد به تأثیر عوامل اجتماعی در جرم داشت اما معتقد بود که عوامل اجتماعی جبرأ فرد را به سمت ارتکاب جرم هدایت می کنند . اما در بینش ساترلند جرم مانند هر رفتار دیگری است و زمانی فرد مرتکب جرم می شود که بیاموزد چگونه مرتکب جرم شود ایشان مثال می زند تا زمانی که شخص در زمینه مکانیکی آموزش نبیند نمی تواند مکانیک شود . ( اصل اول این بود که جرم آموخته می شود و توجیه آن بود که همانطور که سایر رفتارها آموخته می شود و نیاز به آموزش دارد جزم نیز آموخته می شود )
-2اصل دوم : اینکه جرم در یک فرایند ارتباطی میان فرد با افراد کجرو آموخته می شود .
ارتباط گروه ها ، دوستان ناباب با فرد زمینه ای است برای اینکه ارتکاب عمل مجرمانه آموخته شود . معمولاً این ارتباط یا ارتباط کلامی است یا رفتاری و حرفه ای .
-3اصل سوم : از اصول نظریه ساترلند این است که فرا گرفتن جرم غالباً در یک گروه صورت می گیرد که آن گروه برای فرد ، گروه مرجع محسوب است . اگر چه این امکان وجود دارد که ارتکاب جرم از طریق رادیو و تلویزیون ، مجلات و غیر اینها آموخته شود اما آنچه که از نظر ساترلند محور یادگیری اعمال مجرمانه را تشکیل می دهد گروه های ناباب ، باندهای مجرمانه و تبهکارانه است .
توضیح اینکه گفتیم که یک سری دیدگاه هایی در جرم شناسی وجود داشت که معتقد بودند جرم یک پدیده جبری هست و در حقیقت خصوصاً لومبرزو و بعضی دیگر از دانشمندان جرم شناسی که پیروان مکتب زیست شناسی جنایی بودند ، اعتقاد داشتند که جرم در نتیجه توارث از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و رشته در ﮊنتیک انسان دارد و دیدیم که لومبرزو می گفت که : جرم ریشه در نوعی نقص در تکامل فرد دارد . به همین جهت هر گونه عقیده ای را در خصوص امکان درمان مجرم یا اصلاح وی و یا پیشگیری از جرم رد می کرد ، یک سری انسان ها در دیدگاه لومبرزو و طرفداران مکتب زیست شناسی جنایی محکوم به مجرم بودن ، بودند ، محکوم بودند به این که حتماً مرتکب جرم می شوند و نمی شد به هیچ طریقی از ارتکاب جرم آنها پیشگیری کرد . علت این بود که ایشان اعتقاد به جبری بودن پدیده مجرمانه داشتند . اما اولین تفاوت دیدگاه ساترلند با این دانشمندان در این است که جرم رفتاری هست که آموخته می شود و همانند سایر اعمال انسانی در فرضی که انسان یاد نگیرد که سایر کارها را چگونه انجام دهد ، ممکن است هیچ وقت انجام کاری را نتواند تقبل کند و کاری را انجام دهد ، ایشان مثال می زند که : مثلاً یک فرد تا زمانی که در خصوص مکانیکی آموزش نبیند یک مکانیک نمی شود و همین طور آداب غذا خوردن یا سایر اعمالی را که انسان در جامعه انجام می دهد فرد در رویارویی با جامعه و مشاهده و لمس آنها را فرا می گیرد . ارتکاب جرم هم به همین ترتیب است . ً ( ) ً
فهرست مطالب