نمونه سوالات نظریه های روان درمانی همراه جواب تشریحی

  • از

سوالات نظریه های روان درمانی

فرمت پی دی اف

همراه پاسخ تشریحی

دانلود فایل

 

 

 

پروچاسکا شفیع آبادی کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور دانشگاه آزاد اسلامی

 

 

 

 

 

 

 

اطمینان خاطر بیان کنیم که ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌(‏‌‌‌‌)
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌:
‌‌‌‌‌‌‌نمونه سوالات نظریه های روان درمانی

اما واکنش ویران‌کننده‌تری وجود دارد. رفتار گرایان با نظریه روان‌کاوی استدلال نمی‌کنند؛ آنها آن را نادیده می‌گیرند. چرا باید یادگیری نحوه کار روان‌کاوی را به خود مشغول کنید در حالی که هیچ داده تجربی برای نشان دادن این که روان‌کاوی کار می‌کند ، وجود ندارد؟ عدم وجود هر گونه آزمایش کنترل‌شده‌ای که برای ارزیابی اثربخشی روان‌کاوی پس از ۱۱۰ سال تمرین طراحی شده‌باشد ، یک رسوایی علمی است! حتی چند آزمایش در هر دهه کندتر از تحلیل متوسط خواهد بود. خود فروید را می‌توان به عنوان نابغه‌ای که بیش از حد به ساخت تئوری متعهد است تا داده‌های کنترل‌شده را جمع‌آوری کند ، معذور داشت اما مطمئنا همه پیروان او نمی‌توانند پشت این بهانه پنهان شوند. مگر اینکه محققان روان‌کاوی به طور علمی نشان دهند که درمان آن‌ها بهتر از روان درمانگری‌های دیگر است ما همچنان به نادیده گرفتن این سیستم غالب ادامه خواهیم داد ، انگار که یک دایناسور درمانی داشت که برای زنده ماندن بسیار کند بود.
از یک دیدگاه وجودی
در مقابل دیدگاه رفتاری ، روان‌کاوی برای هستی‌گرایان نه به صورت تجربی بلکه به صورت نظری و عملی بسیار عینی می‌باشد. فقط به مفهوم‌سازی روان‌کاوی از انسان‌ها نگاه کنید. روان‌کاوی انسان‌ها را به عنوان اشیا تصور می‌کند و تنها مجموعه‌ای از انرژی غریزی و دفاعی است. ما به عنوان مجموعه‌های عصبی از مجموعه‌ها ، مراحل ، دفاع‌ها و درگیری‌ها به تصویر کشیده می‌شویم. این مفهوم روان‌کاوی به هسته اصلی مفاهیم نفس ما رخنه کرده و به یکی از نیروهای غالب در غیرانسانی شدن ما تبدیل شده‌است.
روان‌کاوی نیز برای سلیقه ما بیش از حد قطعی است. آزادی ، انتخاب و مسئولیت ، تجربیات ذهنی که به انسان این امکان را می‌دهد که از تمام اشیا جهان متفاوت باشد ، کجا هستند؟ چگونه یک سیستم که تا این حد بر خودآگاهی به عنوان فرآیند رهایی افراد از آسیب‌شناسی روانی تاکید کرده‌است ، آزادی و انتخاب را جدی نمی‌گیرد؟ ما می‌توانیم آزادانه از جبر و تقلیل‌گرایی روان‌کاوی فراتر برویم.
از دیدگاه فرهنگی
فروید در واقع پدربزرگ روان‌درمانی بود. او روان‌کاوی را به عنوان یک درمان و با آموزش و پرورش اروپای غربی به وجود آورد. همان طور که متاسفانه در مورد بسیاری از شیوخ صادق است او تعصبات درون روانی (‏درون ذهن) ‏و مرد مداری (‏مرد محور)‏ که توسط نسل‌های روان درمانگران بعدی اتخاذ شده بود را مشروعیت بخشید. در طول سال‌ها ، حملات شدیدی علیه روان‌کاوی از دیدگاه فرهنگی که بر مرکزیت زمینه ، جنسیت و نژاد و یا قومیت تاکید دارد ، رخ داده‌است.
برای شروع‌کنندگان ، مفهوم اجتماعی گسترده‌تر در درمان روان‌کاوی عملا نادیده گرفته می‌شود. تمرکز انحصاری بر آرایش درون روانی فرد خانواده ، فرهنگ و جامعه را نادیده می‌گیرد. اختلال و تثبیت‌ها به جای اختلال در عملکرد خانواده یا مشکلات اجتماعی به درگیری‌های داخلی نسبت داده می‌شوند. یک نمونه: در ابتدا فروید شجاعانه بسیاری از اختلالات زنان بیمارش را به سو استفاده جنسی دوران کودکی که با آن روبرو شده بودند نسبت داد اما بعدها این موضع را پس گرفت و این ادعاها را خیال‌پردازی خواند. در نتیجه ، نسل‌هایی از درمانگرها سو استفاده جنسی در دوران کودکی را به عنوان یک خیال درون روانی در نظر گرفتند تا یک حمله واقعی.

 

 

نمونه سوالات نظریه های روان درمانی با پاسخ تشریحی دانلود رایگان تست PDF

هنگامی که روانکاوان از جهت گیری های آسیب‌شناسی روانی درونی خود برای در نظر گرفتن روابط استفاده می‌کنند ، درگیر شدن با هم بسیار مهم می‌باشد. یک مطالعه یک دهه تحقیق روان‌شناختی را برای تعیین ماهیت و وسعت سرزنش مادر مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. از چهار دسته‌بندی کارهایی که مادران انجام می‌دهند ، کارهایی که مادران انجام نمی‌دهند ، کارهایی که پدران انجام می‌دهند و کارهایی که پدران انجام نمی‌دهند و یا تنها یک مورد را به طور منظم انجام نمی‌دهند به عنوان مشکل‌ساز دیده می‌شوند: کارهایی که مادران انجام می‌دهند. مادران به خاطر ایجاد بیش از ۷۰ اختلال مختلف در کودکان خود ، از جمله خواباندن در خواب ، اسکیزوفرنی و ناتوانی‌های یادگیری مورد سرزنش قرار گرفته‌اند. نقش پدر به صورت محیطی در نظر گرفته می‌شود. روان‌کاوها مادربودن را به اندازه کافی تعریف می‌کنند؛ پدربودن خوب چطور؟ .. تاثیر پدر ، خانواده و فرهنگ بر کودک حداقل زمانی که رشد و توسعه مختل می‌شود ، به کمینه می‌رسد. مادران باید مقصر دانسته شوند.
بیانیه بدنام فروید مبنی بر اینکه زیست‌شناسی سرنوشت است ، تلاشی برای محدود کردن قدرت و جایگاه زنان می‌باشد. یک تصویر کلاسیک از ماهیت تبعیض جنسیتی روان‌کاوی کلاسیک ، رشک به آلت تناسلی است. به ما گفته‌اند که یک دختر ، نتیجه می‌گیرد که یک چیزی در مورد او اشتباه می‌باشد ، زیرا او حق ندارد و با پدرش برای به اشتراک گذاشتن فالوس‌اش ، زندگی می‌کند. فروید نوشت که:
دخترها مادرشان را مسئول فقدان یک آلت می‌کنند و او را به خاطر این که به ضرر خودشان است نمی‌بخشد. این چقدر تبعیض جنسیتی هست؟ توجه داشته باشید که استدلال پیچیده و بدون اساس در مورد پسران صدق نمی‌کند. چرا کسی رشک به واژن ندارد؟ فروید تمرکز زیادی بر تخیل جنسی داشت و تمرکز کافی بر ایدئولوژی تبعیض جنسیتی نداشت.
نظریه روان‌کاوی به وضوح پدرسالاری و مردمداری است که در مورد آن می‌توان از ارزش‌های مرد طبقه بالا ، کمبود تحلیل‌گران زن در حلقه درونی فروید ، جهت گیری تاریخی ، فرآیند پرهزینه و ناکارآمد تمرکز آن بر بازسازی شخصیت به قیمت تغییر رفتار ، انتقاد کرد. به هر حال ما یک چشم غبار داریم.
از دیدگاه یکپارچه
این ماهیت ادغام است که به دنبال ارزش در هر سیستم درمانی به خصوص یک سیستم غنی و پیچیده مانند روان‌کاوی ، باشیم. برخی از درمانگران یکپارچه به ویژه در فرمول‌بندی مشکلات درمان‌جویان خود ، از یک رویکرد روان‌کاوی استفاده می‌کنند. روان‌کاوی یکی از معدود نظریه‌هایی را ارائه می‌دهد که دارای محتوای کافی از شخصیت و آسیب‌شناسی روانی هستند و می‌توانند هسته اصلی یک راهنمای تشخیصی یا محتوای یک ارزیابی رورشاخ باشند. بسیاری از ادغام گرایان نیز از مفاهیم مقاومت ، دفاع‌ها و انتقال در تفکر خود در مورد محتوای درمان استفاده می‌کنند.
با این حال ، روان‌کاوی کلاسیک به عنوان یک سیستم روان‌درمانی ، تبدیل به روشی بسیار کهنه و متعصبانه برای سلیقه‌های یکپارچه شده‌است. همانند بیشتر سیستم‌ها ، پیروان یک نابغه مانند فروید معمولا خلاقیت کمتری دارند و در نتیجه انعطاف‌پذیری کمتری دارند. با تکامل فروید ، نظریه و درمان اما برای بسیاری از دست اندرکاران فعلی روان‌کاوی مهم است که به جای نوآور و موثر بودن ، اصیل آیین باشیم.
یک تحلیل روان‌کاوی از خانم سی.
در نخستین سال‌های ازدواجشان ، خانم سی، ظاهرا برای تنظیم نابالغانه ، خود را آماده ساخته بود. او به عنوان یک شخصیت وسواسی یا مقعدی ، ویژگی‌هایی مانند نظم بیش از حد در ترتیب الفبایی اسامی کودکان ، دقت در توجه خود به نظافت ، نگاه داشتن لباس‌های بدون استفاده در حالی که هیچ چیز جدیدی نمی‌خرید و انقباض در عدم رها کردن احساسات جنسی خود و هیجان‌زده شدن را ابراز می‌کرد. با گذشت زمان و افزایش استرس ، خانم سی به یک اختلال وسواس اجباری تمام‌عیار (‏OCD)‏تبدیل شد.
این مشکلات احتمالا ناشی از تعاملات خانم سی در مرحله مقعدی با کنترل بیش از حد و والدین بیش از حد است. ما می‌دانیم که مادر خانم سی فردی جبری بود که بیش از حد نگران پاکیزگی و بیماری بود. پدرش ابراز پرخاشگری و علاقه‌ی خانم سی را با نسبت به مردان بیش از حد کنترل کرده بود. ما می‌توانیم تصور کنیم که چنین والدینی در خواسته‌هایشان در مورد مسائلی مانند آموزش توالت ، بسیار خشن خواهند بود و می‌توانند به خاطر حفظ و رها کردن دل و روده و انگیزه‌های دیگر ، تعارضات زیادی را در دختر خود ایجاد کنند. از تئوری روان‌کاوی ، ما می‌توانیم فرض کنیم که ویژگی‌های مقعدی خانم سی ، حداقل تا حدی به عنوان دفاع در برابر لذت‌های مقعدی مانند کثیف و آشفته بودن و در برابر انگیزه برای ابراز خشم ، رشد کرده‌اند. چرا تجربیات مربوط به مورد کرمک‌ها دختر او باعث ایجاد اختلال در ویژگی‌ها و دفاع‌های سازگار قبلی خانم سی شد و منجر به ظهور یک نوروزیس کامل شد؟ بیماری و خستگی ناشی از انفلانزای آسیایی و مراقبت از این همه کودک بیمار باعث ایجاد استرس در دفاع‌های خانم سی می‌شود. اما این رویداد شتاب زده نیز چنان بود که همان انگیزه‌هایی را به وجود آورد که خانم سی از اوایل کودکی برای دفاع از خود به آنجا آمده بود. اول از همه ، وقتی که یک دختر کرمک‌ها را به خانه می‌آورد ، وقتی که خانواده در حال حاضر مبتلا به انفلانزای آسیایی است و مادر بار حاملگی و یک کودک نوپا در کهنه بچه را بر دوش می‌کشد ، چه احساسی خواهد داشت؟ والدین که به طور نسبی سرکوب نشده اند ناراحت خواهند شد اگرچه ممکن است خشم خود را به طور مستقیم ابراز نکنند چون کودک قصد ندارد کرمک بگیرد. اما خانم سی نمی‌توانست خشم خود را به عنوان یک کودک ابراز کند و احتمالا مجبور بود در برابر آن به عنوان یک پدر و مادر دفاع کند.
یک مورد از کرمک‌ها نیز با خارش مقعدی مشخص می‌شود و کرمک‌ها در مقعد قرار می‌گیرند. در واقع برای تایید این مساله ، خانم سی به او دستور داد تا مخرج مقعد دخترش را با چراغ‌قوه معاینه کند در حالی که دخترش خواب بود. بنابراین در حالی که در یک سطح کرمک‌ها دردناک بودند در سطح دیگر احتمال ابتلا به کرمک‌ها می‌تواند خانم سی را وسوسه کند که آن لذت پنهان خاراندن یک گیاه را تمرین کند. با ضعف دفاع‌های ناشی از بیماری و خستگی و با انگیزه‌های تهدید کننده پرخاشگری و تمایلات جنسی مقعدی که توسط کرمک‌ها دخترش تحریک شده‌بودند ، شرایط برای ظهور علائم عصبی فراهم شد که هم در برابر آن‌ها دفاع می‌کردند و هم به طور غیرمستقیم به انگیزه‌های غیرقابل‌قبول خانم سی بیان می‌کردند.
به این نگاه کنید که علائم عصبی او چگونه باعث دفاع بیشتر در برابر انگیزه‌های تهدیدآمیز او شدند. دوش گرفتن های اجباری و شستن دست‌ها ، اشتغال طولانی‌مدت او به نظافت را تشدید می‌کند. اگر خطر در آن است که کثیف باشد، پس آن را بشویید! این نشانه‌های اجباری تا حدی تشدید واکنش او در تمیز نگه داشتن برای کنترل امیال بازی کردن با کثیفی و دیگر نشانه‌های مدفوع است. اگر تمایل به آسیب رساندن به دخترش نیز در حال از بین رفتن بود ، شستن او می‌توانست هم به عنوان وسیله‌ای برای از بین بردن خانم سی از تعامل با دخترش در صبح و هم به عنوان وسیله‌ای برای از بین بردن هر گونه گناه به خاطر تجاوز با شستن دست‌هایش از چنین افکار خونینی عمل کند. لباس‌ها در هر گوشه‌ای روی هم تلنبار شده بودند که خانم سی و خانواده‌اش را از تماس مستقیم با اشیا مربوط به مقعد جدا می‌کرد.
چطور علایم روان‌رنجوری خانم سی دچار لذتش از خواسته‌ها می‌شود؟ مراسم حموم خیلی تابلو بود، چون هر بار که جای او را در مراسم شستشو از دست می‌داد، مجبور بود که به تحریک مقعد خود ادامه دهد. در هنگام جدا کردن مواد کثیف مانند لباس زیر و آیتم‌هایی که روی زمین افتاده بودند ، خانم سی می‌توانست خانه خود را نیز خراب کند. درک این که خانم سی چگونه خشم خود را نسبت به شوهرش با وادار کردن او به بلند شدن در ساعت ۵ صبح و نسبت به فرزندانش با عدم آشپزی و یا مراقبت کافی از آن‌ها ابراز می‌کند، زیاد طول نمی‌کشد.
چرا خانم سی نمی‌توانست احساسات و خواسته‌هایش را به طور مستقیم بیان کند و بدین ترتیب از نیاز به حل و فصل عصبی اختلافات خود جلوگیری می‌کرد؟ اول، چنین بیان مستقیمی کاملا بر خلاف شخصیت اصلی او خواهد بود که نگران کنترل چنین انگیزه‌هایی است. دوم، رگرسیون ناشی از تضعیف دفاع‌های او باعث می‌شود خانم سی بیشتر در سطح فرآیند اولیه واکنش نشان دهد تا در سطح فرآیند ثانویه و منطقی. در سطح اولیه ناخودآگاه، خانم سی می‌ترسید که کنترل شل شدن باعث شود که او تمام کنترل خود را از دست بدهد و تحت‌تاثیر انگیزه‌های خود قرار گیرد. غرق شدن در تحریک غریزی، ترس و وحشت خودش را ایجاد می‌کند، اما خانم سی نیز از مواجهه با خشم والدین بیش از حد خود به خاطر دختر بدی بودن که شلوارش را کثیف کرده و یا خشم خود را ابراز کرده ، وحشت خواهد کرد. در یک سطح فرافکن و ناخودآگاه ، خانم سی خود را به عنوان پدر و مادر بالغی که می‌تواند خشم خود را ابراز کند، تجربه نخواهد کرد، بلکه به عنوان یک نمونه سوالات روش پژوهش و ارائه با پاسخ تشریحی کوچک شده‌است که بهتر است هیچ خشم خود را ابراز نکند.
با در نظر گرفتن روان‌کاوی برای خانم سی، یک تحلیلگر باید کاملا مطمئن باشد که مشکل خانم سی در واقع روان‌نژندی وسواسی اجباری بود و نه اسکیزوفرنی شبه عصبی، که در آن نشانه‌های عصبی یک فرآیند روان‌رنجوری را پنهان می‌کنند. با توجه به این که او تا به حال چقدر پسرفت کرده و چقدر زندگی اش تحت سلطه نشانه‌های دفاعی است، ممکن است این خطر وجود داشته باشد که او را تشویق کنیم که در روان‌کاوی بیشتر عقب‌نشینی کند. اگر تحلیلگر احساس می کرد ارزیابی بیشتر گزارش های قبلی را تأیید می کند که خانم سی شواهدی از روند روان پریشی را نشان نداد ، سپس روانکاوی ممکن است ادامه یابد.
وقتی به او دستور داده می‌شود که بر روی مبل دراز بکشد و هر چیزی که به ذهنش می‌رسد بگوید، خانم سی کاملا نگران می‌شود که مجبور شود برخی از کنترلش را به تحلیلگر واگذار کند. واضح است که او باید به اندازه کافی اعتماد کند تا باور کند که تحلیل گر او می‌داند چه کاری انجام دهد و به او اجازه نخواهد داد که به طور کامل از کنترل خارج شود. مقاومت در برابر کشیدن افکارش فورا آغاز خواهد شد. ممکن بود هر وقت که نگران شده باشد، فورا به وسواس خود پی ببرد. تحلیلگر می‌تواند الگوی صحبت کردن خود را در مورد کرم‌های صورتی، هر زمان که او مضطرب می‌شود، آشکار کند و سپس این الگو را به گونه‌ای تفسیر کند که به خانم سی اجازه دهد تا آگاه شود که او از وسواس خود برای دفاع در برابر تجربه تداعی‌های حتی خطرناک‌تر از کرم‌های صورتی استفاده می‌کند.
علاوه بر این، روانکاو با دفاع به خوبی تثبیت‌شده خانم سی از جدا کردن عواطف او سر و کار خواهد داشت. تحلیلگر به آرامی با الگوی خود برای گفتن چیزی که در مورد رویدادها فکر می‌کند و نه آنچه که در مورد آن‌ها احساس می‌کند مواجه می‌شود. تحلیلگر همچنین نسبت به موقعیت‌هایی که خانم سی بیش از حد گرم و مهربان است، بسیار حساس خواهد بود زیرا چنین حالاتی به احتمال زیاد واکنشی به احساسات واقعی او از نفرت و انزجار برای درمانگر بی‌آزار و کنترل‌کننده خواهد بود.

دانلود رایگان نمونه سوالات

دانلود رایگان نمونه سوالات

تحلیلگر به آرامی به خانم سی در درک این که تمیز کردن مراسم مذهبی او به طور نمادین در حال شستن است، کمک می‌کند. خانم C برای چه کارهای کثیف کفاره می دهد؟ انگیزه‌های جنسی ، احساسات همجنس‌گرایانه، تمایلات آدمکشی نسبت به پدر تحت کنترل او، و خشم نسبت به یک خانواده پرجمعیت، همگی متهمان احتمالی ناخودآگاه هستند. پدر و مادر و اجتماع او همگی را از این کار منع کردند و همگی در “فراخود تنبیهی” او درونی شدند، اما همه اینها تمایلات طبیعی و شگفتی‌های بشر هوشمند هستند.
همانطور که خانم سی به تدریج از ماهیت دفاعی علائم خود آگاه می‌شد، کم‌کم به شدت احساساتی را تجربه می‌کرد که به سمت تحلیلگر پیش می‌آمد. همچنان که داشت پیشرفت می‌کرد، ممکن بود از ترس اینکه مبادا زندگی جنسی او را کنترل کند، درست همان طور که پدرش می‌خواست آن را کنترل کند ، درست همان طور که پدرش در زمان نوجوانی او را تعقیب می‌کرد. حتی تهدید بیشتر، خواسته‌های او برای این است که تحلیلگر پدر مانند او ، تمایلات جنسی او را کنترل کند و بدین ترتیب خواسته‌های او و او را با هم ارضا کند. در همان حال که بیش از پیش پیشرفت می‌کرد، ممکن بود که با داشتن یک آمیزش جنسی او را ارضا کند، یا اینکه تحلیلگر را با پاک کردن مقعد از او لذت ببرد.
واکنش‌های انتقال خانم سی شامل خصومت قابل‌توجهی خواهد بود که از هر دو والدینش به تحلیلگر او منتقل شده‌است، بنابراین او اغلب عصبانی خواهد شد که تحلیلگر در حالی که ناراحت است، هم پدر و هم مادرش را می‌خواهد و کنترل می‌کند. اما او نمی تواند از بینش خصمانه و جنسی نسبت به معنی و علل انگیزه های خود آگاه شود بدون اینکه از روان رنجوری نیز آگاه شود. او در نهایت تبدیل به ترس از این خواهد شد که پدر و مادر و یا تحلیلگر او قصد دارند آگاهی از روش‌هایی را از بین ببرند که او بتواند با فرستادن آن‌ها به بیمارستان روان‌پزشکی بالغ‌تر، احساسات خطرناک او را تحریک یا رد کند. پس از آن ، او تبدیل به راهنماهایی می‌شد که هم کنترل را به دست می‌گرفت و هم از میزان تکرار تلاش برای کنترل خواسته‌های خود آگاه بود، مانند ابراز اضطراب و هم از انگیزه‌های خود با بیان خشم در کلمات. در طول سال‌ها، خانم سی ممکن است با معذرت‌خواهی و یا به طور آگاهانه تغییر ساختار شخصیت خود به اندازه کافی راه‌های دیگر برای از بین بردن واکنش‌های خود، و یا با جدا شدن برای دادن کمی انعطاف‌پذیری به نفس خود در بیان انگیزش‌های خود به افکار خنثی، مخالف آن چیزی باشد که احساس می‌کرد. انگیزه‌های جنسی و خصمانه بدون این که خانم سی از طریق انتقال عصبی به وحشت بیفتد ، زمانی که شرایط تهدید به دخالت تحلیلگر او می‌شد، او به آرامی آن‌ها را تحریک می‌کرد.
ما با انعطاف‌پذیری روان‌درمانی روانکاوانه و روان‌کاوی رابطه‌ای، بیشتر در خانه هستیم. با این حال ، ما با این واقعیت که روان‌درمانی روان‌کاوی، مانند روان‌کاوی، بیش از هر روش درمانی دیگری موثر واقع نشده است، احساس راحتی نمی‌کنیم. قطعا نمی‌توان روان‌کاوی کلاسیک را به مشتریان توصیه کرد در حالی که این روش پرهزینه‌ترین و پرهزینه‌ترین جایگزین است. روان‌کاوی ممکن است منبع غنی از محتوای درمانی را فراهم کند، اما هنوز هم باید یک مزیت واقعی در موفقیت بیمار ایجاد کند.
جهت‌گیری‌های آینده
بسیاری از روان درمانگران در قرن گذشته ناقوس مرگ روان‌کاوی را به صدا در آورده‌اند. آن‌ها متقاعد شده‌اند که روان‌کاوی به عنوان یک بدنه دانش و به عنوان شکلی از درمان ظاهر خواهد شد. انتقادها به روان‌کاوی به عنوان یک دایناسور، یک یادگار و یک گاز سوز در عصر اقدامات متقابل، این احساس تحقیر آمیز را منعکس می‌کنند. با این حال، ما و بسیاری دیگر با ارزیابی سیلورمن (‏۱۹۷۶) ‏از نظریه روان‌کاوی که از آزمون معروف مارک تواین قرض گرفته شده‌است، وقتی که با گزارش‌ها خبری از مرگ خود او مواجه شدیم، مبنی بر اینکه در گزارش‌ها مربوط به مرگ من تا حد زیادی اغراق شده‌است، موافق هستیم.
اگرچه مفسران به صورت دوره‌ای اعلام می‌کنند که فروید مرده‌است، اما انتقال‌های مکرر او با ترس و لرز انجام می‌شوند. نکته اصلی در نظریه روان‌کاوی معاصر، مجموعه‌ای از گزاره‌هایی است که پشتوانه تحقیقاتی و اجماع بالینی قابل‌توجهی را دریافت کرده‌اند. در میان آن‌ها ناخود آگاه زنده و نیرومند است؛ ریشه‌های بسیاری از اختلالات رفتاری ریشه در دوران کودکی دارد. انسان‌ها در تعارض درونی هستند و تمایل به ارائه راه‌حل‌های سازشی دارند؛ و بازنمایی‌های ذهنی از خودمان، دیگران و روابط عمیقا بر عملکرد روزانه ما تاثیر می‌گذارند. اینها میراث فروید هستند.
در عین حال، تغییرات گیج‌کننده در عمل با نسل جدید روانکاوان مواجه هستند. اینها شامل تعداد کمتری از بیماران برای روان‌کاوی صحیح هستند. تعداد رو به افزایشی از روان درمانگری های غیرتحلیلی؛ عقب‌نشینی اجتماعی از پوشش بیمه مراقبت‌های روانی طولانی‌مدت؛ اشتغال فزاینده به اثربخشی هزینه و مهار هزینه؛ افزایش استفاده از داروهای روان گردان و افزایش استفاده از مراقبت مدیریت‌شده و پاسخگویی، همراه با تخلفات اجتناب‌ناپذیر آن‌ها در مورد محرمانه بودن روابط درمانی.
به این دلایل ، آینده روان‌کاوی احتمالا در درمان روان‌کاوی محدود به زمان و اشکال خلاصه‌تر روان‌کاوی رابطه‌ای قرار دارد. استاندارد طلایی روان‌کاوی درست، جای خود را به برگ طلایی یا مس درمان روان‌کاوی داده‌است. با اینکه همیشه روان‌کاوی کلاسیک برای روان تحلیل گران در زمینه آموزش و افراد ثروتمند نیازمند وجود خواهد داشت، اما کم‌تر از ۱ درصد بیمارانی که تحت روان‌درمانی یا مشاوره قرار می‌گیرند، امروزه روان‌کاوی را درست دریافت می‌کنند.
آینده‌ای که ما برای روان‌کاوی پیش‌بینی می‌کنیم را می توان با عبارات بین فردی و یکپارچگی خلاصه کرد. با ‌‌‌‌‌‌- ‌(‏‌)‏ ‌‌‌‌‌‌‌‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌(‏)‏ ‌‌‌‌‌

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *