نمونه سوالات روانشناسی تربیتی همراه جواب تشریحی

سوالات روانشناسی تربیتی

شامل دو فرمت پی دی اف و ورد

تایپ شده با کیفیت بالا

همراه پاسخ تشریحی

دانلود فایل

 

دانشگاه پیام نور سانتراک دانشگاه آزاد اسلامی حسین زارع

 

 

 

 

 

 

 

 

: (:) : : : که به یکی از همکلاسیهاي خود توهین کرده، وادار میکند از همهي همکلاسیهایش معذرت خواهی کند ، این روش را »جبران اضافی« گویند.
6 ـ تنبیه: خشنترین و نامطلوبترین روش تغییر رفتار است. به معناي ارائهي یک محرك آزاردهنده بعد از یک رفتار نامطلوب. منظور آن کاهش دادن نیرومندي آن رفتار میباشد.
فـرق تقـویـت منفـی و تنبیـه: در تقـویـت منفی خلاصی یافتن یا دوري از محرك آزارنده (تقویت منفی) باعث افزایش رفتار میشود که آن محرك را دور سازد. در تنبیه ارائهي محرك آزارنده به منظور جلوگیري از ارائهي پاسخ نامطلوب در شرایط آتی انجام میشود.
تقویت کنندهي منفی تقویت کنندهي مثبت
تنبیه تقویت مثبت ارائهي محرك بعد از رفتار
تقویت منفی محروم کردن و جریمه کردن حذف محرك بعد از رفتار
مشکلات ناشی از تنبیه:
1 ـ تنبیه در کاهش دادن رفتار نامطلوب به طور موقت موثر است (رفتار نامطلوب موقتن عقب نشینی میکند:) رفتار تنبیه شده همچنان در خزانه رفتاري فرد باقی میماند. یعنی به محض اینکه عامل تنبیه کننده شرط از میان رفت آن رفتار مجددن ظاهر میشود.
2 ـ در تـقـویت ، میل به انجام رفتار تقویت شده در شخص ایجاد و افزایش مییابد: در تنبیه میل به انجام رفتار تنبیه شده در فرد ظاهر نمیشود. پاداش یا تقویت و تنبیه از لحاظ تغییري که در رفتار ایجاد میکند ، صرفن در 2 جهت متفاوت عمل نمیکند.
3 ـ ایجاد احساس ناخوشآیند: احساس ناخوشآیند حاصل از تنبیه موجب نفرت و انزجار تنبیه شونده از تنبیه کننده میگردد. حتا اگر تنبیه شونده بداند تنبیه به صلاحش است بازهم احساس انزجار نسبت به تنبیه کننده در فرد ایجاد میشود.
4 ـ تنبیه عملی مسري است: کسانی که شاهد تنبیه دیگران بودهاند بعدها خود رفتار تنبیه شده را تقلید میکنند.
5 ـ پرخاشگري عارضهي تنبیه است: اسکینر معتقد است که در انسانها یک استعداد ارثی وجود دارد که نسبت به افرادي که با آنهـا رفتـارمحبـتآمیز دارند با محبت رفتار میکنند و نسبت به کسانی که با آنها رفتار خصمانه دارند با پرخاشگري رفتار میکنند و این استعداد خاصیت تعمیم پذیري دارد. فردي که مرتب تقویت دریافت میکند با دیگران نیز رفتار محبتآمیز دارد و فردي که مرتب تنبیه میشود با دیگران رفتار پرخاشگرانه دارد.
6 ـ جایگزینی رفتار مخربتر: فرد براي احتراز از تنبیه ممکن است به رفتاري که تنبیه به دنبال دارد نپردازد اما رفتار دیگري جانشین آن کند که ممکن است مخربتر و ناسازگارتر از رفتار اولیه باشد.
7 ـ حمله به تنبیه کننده: تنبیه زیاد از طرف معلم موجب میشود دانشآموز به تخریب مدرسه یا آزار معلم و یا مسئول بپردازد.
راهبردهاي یادگیري (شناخت) و مطالعه (فراشناخت)
تعریف راهبرد (استراتژي:) یک برنامه و یا نقشه کلی است که از مجموعهاي از عملیات تشکیل میگردد و براي رسیدن به یک هدف معین طراحی و اجرا میشود.
تعریف تاکتیک: به یک تدبیر یا فن ویژه گفته میشود که در خدمت راهبرد قرار میگیرد.
راهبرد یک نقشه براي دستیابی به یک هدف بلند مدت و تاکتیک فن ویژهاي براي رسیدن به یک هدف کوتاه مدت است. هـر راهبـرد مـیتـوانـد در بـر دارنـدهي تـاکـتـیـکهـاي گـونـاگون باشد. عمومن راهبردهاي یادگیري و مطالعه را با 2 اصطلاح »راهبردهاي شناختی« و »راهبردهاي فراشناختی« معرفی میکنیم.
تعریف شناخت: فرآیندها یا جریانهایی که به کمک آنها یادگیري ، یادآوري و تفکر صورت میپذیرد. شناخت یعنی دانستن فرآیندهاي درونی ذهن و راههایی که به وسیلهي آنها اطلاعات را مورد توجه قرار میدهیم ، درك میکنیم ، به رمز در مـیآوریـم ، در حـافـظـه ذخـیره میسازیم و هر وقت که نیاز داشتیم آنها را از حافظه فرا میخوانیم و مورد استفاده قرار میدهیم.
تعریف فراشناخت: عبارت است از دانش فرد در بارهي چگونگی یادگیري خودش. این دانش مشتمل بر 3 نوع است:
1 ـ دانش مربوط به خود یادگیرنده: آگاهی از رجحانها، علایق ، عادتهاي مطالعه ، نقاط قوت و ضعف خود.
2 ـ دانش مربوط به تکلیف یا موضوع یادگیري: مانند سطح دشواري موضوع یادگیري و مقدار کوشش مورد نیاز براي یادگیري آن.
3 ـ دانش مربوط به راهبردهاي یادگیري و چگونگی استفاده درست از آنها: دانشآموز خوب کسی است که میگوید من درس را نفهمیدم زیرا بر میزان درك و فهم خود نظارت دارد. یادگیرندهي ضعیف کسی است که از میزان درك و فهم خود آگاه نیست و غالبن نمیداند که میفهمد یا نمیفهمد.
راهبردهاي شناختی:
به کمک این راهبردها میتوانیم اطلاعات تازه را براي پیوند دادن و ترکیب کردن با اطلاعات قبلن آموخته شده و ذخیره سازي آنها در حافظهي بلند مدت آماده کنیم.

دانلود نمونه سوالات روانشناسی

دانلود نمونه سوالات روانشناسی

1 ـ مرور و تکرار (حفظ کردن:) گفتن یک مطلب براي خود با صداي آهسته یا بلند که به طور معمول براي نگهداري موضوع خاصی در حافظهي کوتاه مدت تا زمان استفاده از آن به پایان برسد. این راهبرد براي انتقال به حافظهي بلند مدت نیز کمک میکند.
الف) راهبرد تکرار ، ویژهي موضوع ساده و پایه (غیر معنادار:)
1 ـ تقطیع اطلاعات طولانی: زمانی که حجم اطلاعات زیاد است آن را به چند بخش کوچک تقسیم میکنیم و آن بخشها را به طور جداگانه میآموزیم. در نتیجه انتقال آنها به حافظهي بلند مدت آسانتر است.
2 ـ تمرین پراکنده یا مطالعه با فاصله: به جاي اینکه سعی کنیم تا یکباره و در یک نوبت مقدار زیادي اطلاعات را حفظ کنیم در چنـد نـوبـت کـل اطـلاعـات را مـرور مـیکنیم و در نتیجه آنچه را که در نوبت قبل فراموش کردهایم در نوبت بعد به سرعت میآموزیم. راههاي زیادي براي حفظ موضوعهاي غیر معنادار وجود دارد. مانند چندبار از رو خواندن ، چندبار رونویسی کردن ، بازگویی مطالب براي چندین بار ، پشت سر هم تکرار کردن اصطلاحات کلیدي و مهم با صداي بلند و…
ب) راهبرد تکرار ، ویژهي موضوعهاي پیچیده (معنادار:)
راهبردهایی که به ما نمونه سوالات روانشناسی تربیتی میکنند تا توجه خود را بر نکات مهم و قسمتهاي عمده متمرکز کنیم و مطالب مهم را از غیر مهم تشخیص دهیم ، عبارتند از: خط کشیدن زیر مطالب مهم ، برجستهسازي قسمتهاي درسی ، رونویسی کردن مطالب و …

2 ـ سازماندهی:
قرار دادن اطلاعات در دستههاي مشخص تا آنها را آسانتر یاد بگیریم. وقتی مطالب متعدد یادگیري را دسته بندي میکنیم از بار حافظهي فعال خود میکاهیم. در این حال ما از تعداد اطلاعاتی که میخواهیم یاد بگیریم کم نمیکنیم بلکه از راه تقطیع ، تعداد دادههاي اطلاعاتی را محدود میسازیم. دسته بندي میتواند بر اساس تلفظ کلمات ، ترتیب زمانی رویدادها و … باشد.
دستـه بـندي محض مطالب به مقولهها یا طبقهها بیشتر براي یادگیري موضوعهاي غیر معنادار و سـاده مفید است. براي موضوعهاي پیچیدهتر باید از راهبردهائی استفاده شود که علاوه بر گسترش دادن حافظهي فعال به یادگیرنده کمک میکند تا اطلاعات جدید را معنادار سازد و به طریقی به حافظهي بلند مدت بسپارد و براي استفادههاي بعدي به راحتی قابل ردیابی باشد. تهیهي سرفصلهاي یک کتاب و تبدیل متن به نقشه نوعی سازماندهی است .»نقشهي مفهومی« یک راهبرد یادگیري است که در آن یادگیرنده روابط میان مفاهیم را به صورت دیداري نمایش میدهد. معلمان با دیدن نقشهي مفهومی یادگیرندگان میتوانند نـواقـص یـادگـیـري آنان را متوجه شده و در رفع آن بکوشند. الگوي مفهومی به وسیلهي معلمان براي سهولت یادگیري دانشآموزان مورد استفاده قرار میگیرد .6 ویژگی براي تهیهي الگوي مفهومی اثربخش:
1 ـ کـامـل بـودن: در بـر دارنـدهي تمام جنبههاي مهم یک موضوع باشد .2 ـ خلاصه بودن: جزئیات غیر مهم را در نظر نگیرد .3 ـ قابل فهم بودن .4 ـ عینی بودن: مطالب را به گونهاي آشنا مطرح کردن .5 ـ معنادار بودن .6 ـ مناسب بودن با درك و فهم یادگیرنده.
3 ـ بسط یا گسترش دادن:
یادگیرندگان نیاز دارند علاوه بر تکرار و مرور اطلاعات ، آنها را به اطلاعات قبلن آموخته شده ربط دهند. این کار از راه افزودن جزئیات یا کلمات بیشتر به مطلب تازه ، خلق مثالها ، ایجاد تداعی بین آن مفاهیم و اندیشههاي دیگر و استنباط دربارهي آن محقق میگردد. مثلن براي یـاد داشتـن جمـلهي »پیرمرد سفید مو یک بطري را با خود حمل میکرد« بگوئیم: »پیرمرد سفید مو بطري حاوي رنگ مو را با خود حمل میکرد«.
الف) راهبرد گسترش براي موضوعهاي ساده ، پایه و غیر معنادار:
1 ـ استفاده از واسطهها: براي تبدیل مطالب غیر معنادار به مطالب معنادار میتوان از واسطهها یا میانجیها استفاده کرد. مانند حفظ فهرستی از جفتهاي متداعی مثل (شانه ، لیوان) ـ (پا ، صندلی) ـ (چکش ، ساعت) یادگیرنده میتواند براي حفظ آنها از واسطههاي ذهنی استفاده کند. مانند »او با چکش به ساعت کوبید«.
2 ـ تصویر سازي ذهنی: اکثر یادگیريهاي آموزشگاهی ماهیت کلامی دارند. باید به یادگیرنده یاد داد تا تصاویر ذهنی را به مواد کلامی ربط دهد. در ایجاد تصویر ذهنی تا آنجا که ممکن است باید از کلمات عینی استفاده کنیم. کلماتی مانند »زرافه« که هم رمز تصویري و هم رمز کلامی دارند.

٢۴
ب) راهبرد گسترش ، ویژهي مطالب معنادار:
1 ـ یـادداشـت برداري: گروهی به آن یادداشتسازي هم میگویند چرا که در این روش باید نکات مهم و کلیدي به زبان خود فرد سازمان-دهی شوند ، معنا یابند و بین این مطالب و دانش موجود فرد پیوند برقرار شود.
2 ـ خلاصه کردن: آماده سازي یک توصیف مختصر از مطالب نوشتاري یا گفتاري براي اینکه بفهمیم آنچه را که خواندهایم ، فهمیدهایم یا نه .یک راه آن است که پس از خواندن هر پاراگراف مطلب آن را در یک سطر خلاصه کنیم. راه دیگر آن است که خلاصهاي از یک مطلب را به گونهاي تهیه کنیم که به دیگران در درك آن مطلب کمک کنیم. خلاصه نویسی باید به گونهاي باشد تا موضوعهاي مهم از غیر مهم جدا شوند.
3 ـ علامتگذاري و حاشیه نویسی: با گذاشتن علامت و نوشتن رمز ، کلمات و عبارات بر روي متن و حاشیهي کتاب ، مطالب و نکات مهم و معانی اصلی براي خواننده برجسته میشوند. مثلن خط کشیدن دور تز اصلی (اندیشهي کلی نویسنده). اگر تز اصلی از سوي نویسنده بیان نشده است خودتان آن را استنتاج کنید و نکات اصلی مؤید تز اصلی را داخل این علامت [ ] قرار دهید. دور اطلاعات و مثالهائی که تایید کنندهي نکات اصلیاند خط بکشید. در حاشیهي متن ، تداعیها ، انتقادها و سوالهاي خود را بر اساس مطالب و تجربیات قبلی بنویسید.
4 ـ بازگو کردن مطالب شنیده شده به زبان خود.
5 ـ آموزش دادن مطالب به دیگران.
ج) روش مکانها:
مثلن براي حفظ کردن مطالب یک سخنرانی میتوان اینگونه عمل کرد: »ساختمانی را با تعدادي اتاق و وسایل درون آنها در ذهن خود مجسم میکنیم. بعد مطالبی را که میخواهیم به حافظه بسپاریم ، با این وسایل تداعی میکنیم. وقتی که میخواهیم در بارهي مطالب مورد نظر صحبت کنیم به طور ذهنی در داخل این ساختمان قدم میزنیم و از اتاقی به اتاق دیگر میرویم و وسایلی را که مطالب را با آنها تداعی کردهایم پشت سر هم و به ترتیب از نظر میگذرانیم.«
کلمهي کلیدي: با استفاده از یک کلمهي آشنا ، دو کلمه را به هم ربط داده و به طور معنادار به حافظه میسپاریم. ابتدا براي یادگیري یک کلمهي بیگانه ، یک کلمهي آشنا که ترجیحن عینی باشند و نه انتزاعی انتخاب میشوند. و در مرحلهي دوم با استفاده از یک تصویر ذهنی یا یک جمله ، معناي کلمهي بیگانه با کلمهي آشنا تداعی میشود. مانند کلمهي Bill به معناي قبض آب و برق که میتوانید یک بیل کشاورزي را که قبض آب و برق در آن قرار دارد مجسم کنید.
راهبردهاي فراشناختی:
یادگیرندگان ماهر راهبردهاي شناختی را به خدمت میگیرند تا به پیشرفت شناختی دست یابند و از راهبردهاي فراشناختی استفاده میکنند تا بر آن پیشرفت نظارت داشته باشند. مثلن دانشجوئی پس از خواندن و یادداشت برداري از مطالب درسی روانشناسی و به خاطر سپردن
٢۵
آنها (راهبرد شناختی) سعی میکند به سوالات خاص هر فصل پاسخ دهد (راهبرد فراشناختی). اگر نتیجهي ارزشیابی نشان دهد که هنوز آمادگی لازم را کسب نکرده ، راهبردهاي دیگر را بکار میبرد تا بالاخره اطلاعات لازم را بدست آورد.
سه دستهي عمده از راهبردهاي فراشناختی:
1 ـ برنامه ریزي:
الف) تعیین هدف مطالعه .ب) پیشبینی زمان لازم براي مطالعه. ج) تعیین سرعت مناسب براي مطالعه. د) انتخاب راهبردهاي یادگیري مفید .
هـ) چگونگی برخورد با موضوع یادگیري
دانشجوي خوب فقط این نیست که سر کلاس حاضر شود و یادداشت برداري کند و منتظر شود تا معلم ، تاریخ امتحان را تعیین کند بلکه دانشجو زمانی موفق است که زمان لازم را براي خواندن مطالب برآورد کند و اینکه چه راهبردي براي نمونه سوالات روانشناسی تربیتی آن مطالب مفید است را انتخاب کند.
2 ـ نظارت و ارزشیابی:
یادگیرنده براي آگاهی از چگونگی پیشرفت خود در کارش باید برآن نظارت آگاهانه داشته باشد. مثلن هنگام خواندن یک متن از خود سوال بپرسد ، زمان و سرعت مطالعهي خود را بررسی کند ، نمونهي سوالهائی که در امتحان یک درس ممکن است بیاید را پیشبینی کند و

سوالات روانشناسی

سوالات روانشناسی

3 ـ نظم دهی:
وقتی که یادگیرنده از راه نظارت و ارزشیابی متوجه میشود که در یادگیري موفقیت لازم را بدست نمیآورد و این مشکل ناشی از برنامه ریزي در سرعت کم یا زیاد مطالعه یا راهبرد غیر مؤثر یادگیري است ، بلافاصله سرعت خود را تعدیل میکند یا راهبرد مؤثري را مییابد.
MURDER :ردرروش م
1 ـ حال و هوا (مود:)
پیش از شروع به مطالعه ، حال و هواي آن را پیدا کنید .یعنی سرحال و آمادهي یادگرفتن باشید و تا پایان مطالعه آن حالت را حفظ کنید. از ریلکسیشن براي غلبه بر اضطراب خود استفاده کنید. از تخیلات مثبت سود ببرید ، افکار مثبت را جانشین افکار بیهوده کنید. براي مطالعه برنامهریزي و زمانبندي کنید.
2 ـ درك و فهم:
تا جائی که میتوانید مطلبی را که میخوانید به طور عمیق درك کنید و جاهائی را که خوب نمیفهمید ، علامت بگذارید تا دوباره به آنها برگردید.
٢۶

3 ـ یادآوري:
نه تنها مطلبی را که خواندهاید بیاد میآورید. بلکه آن را از طریق تفسیر ، تفکر یا تحلیل مفاهیم کلیدي تغییر شکل دهید و به زبان خود بازگو کنید.
4 ـ کشف و هضم:
به قسمتهائی که قبلن خواندهاید و نفهمیدهاید مراجعه کنید. از راهبردهائی به جز آنچه که بکار بستید استفاده کنید. مطالب پیچیده را به اجزاي سادهتر تجزیه کنید و از منابع مختلف مانند کتابهاي دیگر و معلمان کمک بگیرید.
5 ـ بسط و گسترش:
به مطالبی که خواندهاید شاخ و برگ دهید و به مطالبی که قبلن خواندهاید ربط دهید. از خود بپرسید اگر به نویسنده دسترسی داشتید چه سوالهائی از او میپرسیدید؟ چه انتقادهائی از او به عمل میآوردید؟ چگونه میتوانید این مطالب را براي دیگران قابل فهمتر و قابل توجه- تر کنید؟
6 ـ مرور کردن و پاسخ:
به یاد آوردن اندوختهها ، پاسخ دادن به سوالهاي از قبل طرح شده و توجه به نکات مهم. هدف این بخش ، رفع نواقص راهبردهاي مطالعه براي کاربردهاي آتی میباشد.
روش آموزشی همشاگردي:
روشی آموزشی است که به جزوه روانشناسی تربیتی دو نفره انجام میشود. یک دانشآموز به وسیلهي دانشآموزي دیگر که از وي آگاهتر یا ماهرتر است آموزش میبیند. دانشآموزي که آموزش میبیند محتواي درس را بهتر درك میکند ، سریعتر یاد میگیرد و دانشآموزي که آموزش می-دهد نه تنها به اندازهي آموزش گیرنده سود میبرد بلکه بعضی وقتها بیشتر از او یاد میگیرد.
روش آموزش متقابل:
هدف پدیدآورندگان این روش کمک به دانشآموزانی بود که در خواندن و نوشتن داراي مشکل بودند تا بر مشکلات فائق آیند. در این روش چهار راهبرد را میتوان آموزش داد:
1 ـ سوال کردن 2 ـ خلاصه کردن 3 ـ توضیح دادن نکات پیچیده 4 ـ پیشبینی رویدادهاي آینده این روش به صورت گروهی اجرا میگردد. یعنی معلم با دو تا چهار دانشآموز این روش را پیاده میکنند. ابتدا معلم و دانشآموزان یک متن را بیصدا براي خود میخوانند و بعد معلم این راهبردها را پیاده میکند. این روش مستقیمن از اندیشههاي ویگوتسکی مشتق شده است.
تفاوت روش آموزش همشاگردي با روش آموزش متقابل:
آموزش متقابل به صورت گروهی اجرا میشود اما در آموزش همشاگردي تنها دو نفر شرکت میکنند.
روش مطالعهي مشارکیت: یادگیرندگان به صورت دو نفري با هم کار میکنند و به نوبت خلاصهي مطلبی را که میخوانند براي هم میگویند و سپس شنونده نکات مهمی را که در خلاصه جا افتاده را بیان کرده و اشکالات را برطرف میکند. همچنین با ربط دادن مطالب جدید به مطالبی که قبلن یاد گرفته است به یادآوري و درك مطلب کمک میشود. فرد توضیح دهنده ، فرد شنونده را در این مرحله کمک میکند.
روش پرسیدن دو جانبه

 

 

دانلود رایگان تست نمونه سوالات روانشناسی تربیتی با پاسخ تشریحی PDF

معلم و شاگردان به نوبت نمونه سوالات روانشناسی تربیتی جمله را میخوانند و بعد به ترتیب از یکدیگر سوال میکنند. ابتدا شاگردان و سپس معلم سوالهائی از شاگردان در مورد همان جمله میپرسد. بعد از جواب دادن ، معلم و شاگردان با مراجعه به متن به وارسی جوابهاي خود میپردازند.
روش آموزش مفاهیم و اصول:
دو ویژگی مهم انسان هوش و تفکر است و دو فرایند عمدهي تفکر مفهوم سازي و قاعدهآموزي است.
تعریف تفکر (اندیشیدن:)
فرآیندي که توسط آن ، یادگیريهاي گذشته که در حافظه ذخیره شدهاند دستکاري و سازماندهی میشوند. بنابراین تفکر ، دخل و تصرف و ایجاد تغییر در اطلاعات ذخیره شده در حافظه است و بر دو نوع است:
1 ـ تفکر خودگرا 2 ـ تفکر هدایت شده
1 ـ تفکر خودگرا: این نوع تفکر جنبهي بسیار خصوصی دارد و نمادهائی را به کار میگیرند که داراي معانی کاملن مشخصی است مانند رویا.
2 ـ تفکر هدایت شده (جهت دار:) مانند حمل کردن مسائل و خلق چیزهاي تازه
تعریف شناخت: فعالیتها و فرآیندهائی که موجب آگاهی فرد از جهان هستی میشود. سه جنبهي مهم شناخت:
1 ـ ادراك: رابطهي آنی فرد با محیط است. به عبارت دیگر پاسخ دادن به محركها در زمان حال .
2 ـ یادگیري: به تغییرات حاصل از تجربه گفته میشود و افزوده شدن پاسخها و اطلاعات تازه به خزانه رفتاري و اطلاعاتی نیز میباشد امادر تفکر از یادگیريهاي گذشته استفاده میشود. تفکر و یادگیري دو فرآیند متفاوت اما مکمل هستند چون دستکاري و بازسازي یادگیريهاي گذشته (تفکر) به یادگیريهاي تازه میانجامد. زمانی که نیروهاي بیرونی مسلطاند ، تفکر واقعگرا مانند حل مسئله ، تصمیمگیري ، تحلیل و مفهوم سازي خواهیم داشت و زمانی که نیروهاي درونی قويترند تفکر خودگرا (تصویرسازي ، رویاپردازي ، تداعی) خواهیم داشت. به یاد داشته باشیم که تفکر هرگز نه به طور کامل تحت تاثیر نیروهاي بیرونی و نه صد در صد زیر نفوذ نیروهاي درونی است. مثلن در زمان حل مسئله ممکن است به رویاپردازي مشغول شویم. وجود هر دو نیرو گاهی به تفکر خلاق میانجامد.
3 ـ تـفـکـر: بـه اسـتـفـاده از تجارب گذشته گفته میشود. تفکر و ادراك از هم جداشدنی نیستند. تجارب گذشته بر فرآیند ادراك تاثیر میگذارند و پاسخ به محیط نیز چگونگی تفکر را تحت تاثیر قرار میدهد.
دومین طبقه بندي از تفکر (ویتاکه:)

سومین طبقه بندي از تفکر 1 ـ تفکر بیهدف (خودگرا:)
در این نوع تفکر جریان اندیشه خارج از کنترل انسان است. مانند رویا. در این نوع تفکر اندیشهها بیآنکه هدف شناخته شدهاي را دنبال کنند و یا در پی راه حل براي مسئله خاصی باشند ، به دنبال هم رخ میدهند.
2 ـ تفکر هدفمند (هدایت شده):
این نوع تفکر از خانوادهي حل مسئله است. ارادي و عمدي است. خود میکوشد به نتیجهاي دست یابد و یا به هدفی برسد و بر دو نوع است:
الف) تفکر جبري:
الزامن یک راه و روش مشخص و از پیش تعیین شده وجود دارد. مانند حل مسائل محاسباتی. مثل: (2×2). در این تفکر یک نقطهي آغاز واحد و دقیق و یک هدف مشخص وجود دارد.
ب) تفکر غیر جبري:
خط سیر معین و از پیش تعیین شدهاي وجود ندارد. افراد مختلف میتوانند مسیرهاي فکري متفاوتی را پیش بگیرند و راه حلهاي مختلفی را برگزینند. این نوع تفکر بر دو نوع است:
1 ـ تفکر غیر جبري فاقد نقطهي آغاز مشخص 2 ـ تفکر داراي نقطهي آغاز مشخص (استدلال)
1 ـ تفکر غیر جبري فاقد نقطهي آغاز مشخص: به این نوع تفکر تفکر خلاق نیز گویند.
2 ـ تفکر داراي نقطهي آغاز مشخص (استدلال:) بر دو نوع است:
الف) قیاس: در این نوع تفکر به اطلاعات معنائی افزوده نمیشود. در این تفکر از مجموعهاي از قضایا نتیجهاي استنباط میشود که جزئی است. مانند: (هوا جسم است) + (هر جسمی وزن دارد) ← (پس هوا وزن دارد)

ب) استقرا: ذهن با گردآوري امور جزئی به یک نتیجه کلی میرسد. در این فرآیند بر اطلاعات معنائی افزوده میشود. این شیوه همان روش پژوهشها و تحقیقات معمولی در علوم است که اطلاعات پراکنده را منسجم کرده و به قوانین و نظریه میرسد.
مفهوم سازي:
یکی از مهمترین انواع یادگیريهاي انسان یادگیري مفهوم است. مفهوم هستهي اصلی تفکر آدمی را شکل میدهد. مفهوم سازي نوعی توانائی طبق بندي کردن است. از راه طبق بندي اشیاء و امور مختلف را شناسائی میکنیم و از پیچیدگیهاي محیط میکاهیم. تشکیل مفهوم نیاز به یادگیري مداوم را کاهش میدهد. وقتی اشیاء و امور مختلف در طبق بندي خاصی قرار گرفتند ، میتوانیم از ماهیت آنها آگاه باشیم بدوم اینکه نیاز باشد تک تک آنها را بیاموزیم. انسان با پدیدهها و رویدادهاي مختلف دو نوع برخورد میکند:
اول: تشخیص تفاوت و تمیز دادن میان آنها. و دوم: طبقه بندي و یافتن شباهتهاي میان آنها.
بـه طبقه بندي و یافتن شباهتهاي میان اطلاعات مختلف »مفهوم سازي« یا »یادگیري« مفهوم گفته میشود. بنابراین مفهوم عبارتست از طبقهاي از محركها اشیاء ، اندیشهها ، مردم و … که در یک یا چند صفت یا ویژگی مشتركاند. هر محرك یا پدیدهاي خاص که دسته یا طبقه خاصی را شامل نمیشود ، مفهوم به حساب نمیآید. مانند کتاب گلستان سعدي که به آن مصداق گفته میشود. مفهوم یک انتزاع است و در دنیاي واقعی وجود ندارد ، فقط میتوان موارد خاص آن را مشخص کرد.
مثال مثبت: به هر یک از مصداقهاي مناسب یا درست یک مفهوم مثالهاي مثبت آن مفهوم گفته میشود. مثلن: »توپ فوتبال علی« براي مفهوم توپ
مثال منفی: به هر یک از مصداقهاي نامربوط به یک مفهوم گفته میشود. مانند »هندوانه براي« براي مفهوم توپ درك یک مفهوم مستلزم آن است که شخص بتواند مثالهاي مثبت و منفی آن را تشخیص دهد.
مفهوم مفرد:
وقتی از اسامی خاص مانند ماه و خورشید صحبت میشود ، نمیتوان از مفهوم سخن به میان آورد. بنابراین نباید از اسامی خاص براي نشان دادن مفاهیم استفاده شود که به این اسامی گاهی »مفهوم مفرد« گفته میشود. مانند مفهوم ماه و خورشید.
همهي انسانها از مفاهیم مختلف تصور یکسانی ندارند. چون تجربه افراد در رابطه با محركهایی که مفاهیم گوناگون را تشکیل میدهند ، مختلف است. مثل »بچهي خوب« البته تجربهي ما از ویژگیهاي مفاهیم ، از حداقل وجوه غیر مشترك برخوردار است و همین امر موجب میشود تا در ایجاد ارتباط با یکدیگر مفاهیم را به درستی استفاده کنیم.
ویژگیهاي مفهوم:
1 ـ صفت مفهوم: گروه با طبقهاي از محركها با ویژگیهاي مشترك را صفتهاي آن مفهوم مینامند. در مفهوم دریاچه ، صفتی که موجب میشود که از مفهوم اقیانوس و استخر مجزا شود ، اندازهي آن است.
مفاهیمی که صفات کمتري دارند راحتتر آموخته میشوند. بنابراین در آموزش مفاهیم ، ابتدا از مفاهیم داراي صفات کمتر آغاز میکنیم .
مثلن: مفهوم صندلی داراي سه صفت است: 1 ـ پایه 2 ـ جاي نشستن 3 ـ جاي تکیه دادن
2 ـ ارزش صفت مفهوم: عبارتست از تعداد ارزش یک نمونه سوالات روانشناسی تربیتی. هرچه ارزش صفت یک مفهوم بیشتر باشد ، یادگیري آن دشوارتر است .بنابراین هر صفت در مفاهیم میتواند ارزشهاي مختلفی داشته باشد. مثلن: تخته پاك کن آبی ، زرد ، قرمز و … یا تخته پاك کن مستطیلی ، مربعی ، گرد و … به طور مثال در دایره آبی یک صفت داریم که میتواند ارزشهاي مختلف مانند سبز ، قرمز و … داشته باشد. صفت بعضی از مفاهیم یکی ، دو ارزش بیشتر ندارد اما بعضی صفات ، ارزشهاي بیشتري دارند. در آموزش مفاهیم باید ابتدا از مفاهیمی استفاده شود که صفات آن ارزش کمتري داشته باشد. مانند »مرد قد بلند«
3 ـ تعداد صفتهاي یک مفهوم: مانند عروسک بزرگ با لباس آبی که داراي سه صفت است. و یا عدالت و درستکاري که داراي صفات متعددي هستند. برونر معتقد است که وقتی مفهومی صفات زیادي دارد ، فرد آن صفات را از طریق نادیده گرفتن صفات دیگر یا ادغام صفات با یکدیگر کاهش میدهد.
4 ـ صفتهاي شاخص: یک مفهوم ممکن است داراي صفات زیادي باشد اما در شناسایی غالب مفاهیم تنها برخی از صفتهاي آنها ضروري-اند. به صفتهائی که براي شناسائی مصداقهاي یک مفهوم ضرورياند صفتهاي شاخص گویند. این صفات در تمامی موارد یک مفهوم یا مصداق آن یافت میشود. مانند سه ضلع که در تمامی مثلثها دیده میشوند.
5 ـ صفتهاي غیر شاخص: صفاتی که در همهي مصادیق یک مفهوم دیده نمیشوند. مثل در مفهوم مثلث و یا اندازه در مفهوم حیوان. (به این معنا که همهي حیوانات داراي اندازهي واحد نیستند) همهي مفاهیم داراي این دو صفت هستند اما تشخیص آن گاهی سخت است. مانند مفهوم پرنده که براي بسیاري از افراد با صفت پرواز کردن شناخته شده است. البته بیشتر پرندگان پرواز میکنند اما بعضی مانند شترمرغ و پنگوئن نیز پرواز نمیکنند. پس صفت همهي پرندگان نیست.
6 ـ صفتهاي تعریف کننده: به ویژگی یا صفتی از مفهوم گفته میشود که در تعریف آن ، مورد تاکید قرار میگیرند. به عبارتی که همان صفتهاي شاخص هستند اما صفتهاي غیر شاخص در تعریف مفهوم دخالت ندارند. مثلن در تعریف مثلث سه ضلع و سه زاویه به کار می-رود ، اما رنگ در تعریف آن نقشی ندارد.
تعریف:
ویژگیهاي تعریف: تعریف باید جامع (دربر دارندهي همهي مصداقهاي آن مفهوم باشد) ، مانع (موارد یا مصداقهاي هیچ مفهوم دیگري را دربر نگیرد) و تحلیل گر (ذات آن مفهوم را به ما بشناساند) ، باشد. تعریف خوب داراي 2 صفت است:
1 ـ اشاره به یک طبقهي کلی. 2 ـ بیان صفتهاي تعریف کننده .
مانند: »میوه نوعی غذا است« (صفت کلی) که »هستهي آن در قسمت خوراکیاش قرار دارد« (صفت تعریف کننده)

نظریههاي مربوط به مفهوم سازي:
1 ـ نظریهي کلاسیک مفهوم سازي:
این نظریه بر این فرض استوار است که یک مفهوم بنابر یک قاعده ، تعریف و طبق آن قاعده ویژگیهاي اصلیاش مشخص میشود .یادگیرندگان باید آن ویژگیها یا صفات تعریف کننده را یاد بگیرند تا مفهوم را یاد بگیرند. موارد خاص یا مصداقهاي یک مفهوم را با توجه به صفات تعریف کنندهي آن شناسائی میکنند. مثلن مربع یک شکل مسطح ، بسته و داراي 4 ضلع و 4 زاویه است.
2 ـ نظریهي الگوي اصلی مفهوم سازي:
الگوي اصلی یک مفهوم شیء یا ():
:

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *