جزوه سیستم های کنترل انبار
رشته مهندسی صنایع کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور علمی کاربردی خلاصه کتاب جزوه سیستم های کنترل انبار
با دانستن این که می توانید ً “” ً ؟
ً ً ً میزان آموخته های ما هستند.
نقطه مقابل یادگیری مقاومت است. وقتی در برابر آنچه که کنترل انبار در راه ارائه درس ، یادگیری و تغییر ارائه می دهد مقاومت کنیم ، استرس را تجربه می کنیم. استرس نقطه مقابل احساس خوشبختی ، شادی و هیجان است که هنگام یادگیری احساس می کنیم. اگر از سازگاری خودداری کنیم ، فرآیند یادگیری را تعطیل می کنیم. کیفیت تجربیات ما بدتر می شود زیرا رابطه ما با محیط بیرونی خراب می شود. محیط بیرونی همچنان در حال تغییر است ، در حالی که ما بدون تغییر باقی می مانیم و در نتیجه تناسب کمتری بین آنچه در آنجا وجود دارد و آنچه می دانیم وجود دارد. در نهایت ، ما خود را به دلیل مقاومت در برابر سازگاری تنبیه می کنیم زیرا آنچه ما تجربه می کنیم درد ، ناامیدی ، استرس ، اضطراب و نارضایتی است ، که همه اینها محصول ضعف بینش ، درک و آنچه ما به خود اجازه نمی دهیم.

دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه سیستم های کنترل انبار pdf
افزایش شهود
همانطور که اعتماد به نفس خود را برای تغییر درون برای تجربه یک محیط متفاوت افزایش می دهید ، همچنین توانایی خود را برای مقابله با مسائل دشواری که همه ما تمایل به اجتناب از آنها را داریم ، افزایش می دهید. به جای مقابله ، ما تعدادی تکنیک اجتناب مانند الکل ، مواد مخدر ، تحریف ، منطقی سازی ، یا حتی آرزو و امید را یاد می گیریم ، که همه آنها می تواند منجر به آگاهی اجباری دردناک شود. ما سرانجام باید به هر نحوی با این مسائل روبرو شویم ، زیرا آنها به ندرت یا (فقط) از بین می روند. هرچه بیشتر منتظر بمانیم ، شرایط معمولاً بدتر می شود و حل و فصل آن دشوارتر می شود.
با این حال ، یک مشکل کمتر آشکار در مورد اجتناب وجود دارد ، به ویژه در مورد آرزو و امید. یک انگیزه شهودی واقعی – سطح عمیق تری از دانش و دانش که نشان دهنده مناسب ترین گام بعدی برای برداشتن است – که همیشه در جهت منافع ما خواهد بود بسیار شبیه به آرزو و امید است. به عبارت دیگر ، تشخیص این دو بسیار دشوار است ، و مخلوط کردن آنها بسیار آسان است ، که یکی از دلایلی جزوه سیستم های کنترل انبار که ما به دلیل اعتماد به شهود خود بسیار مشکل هستیم. راهی که می توانید به طور قطع بدانید که در حال دریافت یک انگیزه شهودی واقعی هستید ، این است که هر چیزی را که باعث می شود شما آرزو کنید و کنترل انبار باشید که چیزی اتفاق بیفتد به جای برخورد جدی با موضوع ، برای محاسبه آنچه نیاز است انجام دهید ، از محیط ذهنی خود پاک کنید. انجام شده. می توانید آرزو کنید و امیدوار باشید که بازار بازگردد ، یا می توانید ضرر خود را کاهش داده و خود را برای استفاده از فرصت بعدی آماده کنید. برای اینکه بتوانید ضرر خود را کاهش دهید و برای استفاده از فرصت بعدی آماده باشید ، مستلزم این است که هر چیزی را در محیط ذهنی خود تغییر دهید که باعث می شود از رویارویی اجتناب کنید و در نتیجه آرزو و امید کنید. هرچه دلیل کمتری برای آرزو و امیدواری برای اتفاق افتادن داشته باشید ، بیشتر می دانید که وقتی این احساس خاص را بدست آورید ، یک انگیزه شهودی واقعی است ، و اعتماد به نفس بیشتری برای پیروی از آن خواهید داشت. شهود همیشه شما را در مناسب ترین روش برای برآوردن نیازهای شما راهنمایی می کند.
فقط در اینجا سوء تفاهم وجود ندارد ، من بیان نمی کنم که هیچ چیز ذاتی در آرزو و امید وجود ندارد. روش هایی وجود دارد که در آنها آرزو و امید می تواند بسیار مفید باشد. با این حال ، ما به عنوان معامله گران نمی توانیم تجمل آرزو و امید را بپردازیم زیرا این امر ما را در یک رابطه منفعلانه با بازارها قرار می دهد. هنگامی که ما آرزو می کنیم و امیدواریم ، ما مسئولیت را بر عهده بازارها می گذاریم تا به جای مقابله با شرایط و انجام کاری خودمان ، چیزی را به وقوع بپیوندیم. اگر ما خود را در آرزو و امید می بینیم ، این کنترل انبار نشانه عالی است که ما نمی دانیم چه اتفاقی می افتد و در نتیجه باید تا زمانی که این کار را انجام دهیم از بازارها خارج شویم.
حکمت
دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه سیستم های کنترل انبار پی دی اف Pdf
وقتی از ترس خود عبور می کنیم تا چرخه ای از سرخوردگی و نارضایتی را بشکنیم یا قطبیت یک خاطره دردناک را تغییر دهیم تا چرخه ای از درد را از بین ببریم ، دانش خود را به دست می آوریم زیرا همه جنبه های یک موضوع را می آموزیم. دانش نمی ترسد ، عصبانی نیست ، تحمل نمی کند یا تعصبی ندارد زیرا درک ، اعتماد و اعتماد عمیقی وجود دارد ، همه از تجربه طیف وسیعی از امکانات از منفی منفی شدید تا درجه های مثبت به طور فزاینده ای ناشی می شوند. اگر ما فقط جنبه منفی یک نوع خاص از تجربه را تجربه کرده باشیم ، احساس ترس می کنیم. اگر ما فقط موارد مثبت را تجربه کرده باشیم (هرگز تجربه ای دردناک در زمینه خاصی نداشته ایم) ، آن ترس خاص را نخواهیم داشت ، اما برای هر کسی که تجربه منفی داشته است ، عدم تحمل یا حتی بی اعتنایی را ایجاد می کنیم.
این عدم تحمل ناشی از ترس اساسی ما از آسیب پذیری است. به عنوان مثال ، واضح است که منفی در محیط به عنوان یک احتمال وجود دارد ، اما از آنجایی که هرگز برای ما اتفاق نیفتاده است ، ما “ترس آنها” را نمی کنترل انبار یا نمی خواهیم با اطلاعاتی روبرو شویم که همان را نشان می دهد. امکانات یک تجربه دردناک نیز برای ما وجود دارد. هرکسی که واقعاً از یک ترس فراتر رفته است ، به کسانی که نترسیده اند ، به چشم نمی اندازد ، زیرا آنها چیزی ندارند که از آن بترسند. وقتی از ترس می گذریم تا امکانات دیگر را تجربه کنیم ، نه تنها انتخاب های بیشتری به خودمان می دهیم ، بلکه از دانش نیز برخوردار می شویم. دانش محصول فرعی است که زمانی به وجود می آید که ما تمایزی در مورد طبیعت محیط بدون انرژی منفی یا ترس مرتبط با آن تمایز حفظ کنیم. دانش در نهایت نقره ای در هر ابر تاریک است.
با این حال ، برای به دست آوردن این دانش ما باید فعالانه منفی های خود را به مثبت تغییر دهیم ، زیرا اگر تجربه ای جزوه سیستم های کنترل انبار در زمینه ای به ما پیشنهاد شود که تنها موارد منفی را تجربه کرده ایم ، باور نمی کنیم. در واقع ما نمی توانیم آن را باور کنیم ، زیرا ما چارچوب ذهنی لازم برای پذیرش آن را برای آنچه که هست نداریم. محیط همانطور که ما درک می کنیم خواهد بود ، و نحوه درک اطلاعات و رویدادها توسط انرژی موجود در درون ما کنترل می شود ، مگر اینکه این اولین تجربه باشد. هنگامی که ما به طور فعال در تبدیل نکات منفی خود به مثبت کار نمی کنیم ، فقط عصبانی و می ترسیم. انتخاب ماست به همه ما خلاقیت و اراده آزاد برای تفکر به هر طریقی که بخواهیم داده شده است ، و اگر بخواهیم می توانیم از افکار خود برای تغییر کیفیت زندگی خود استفاده کنیم.
این فصل تکنیک های مختلفی را برای ایجاد تغییرات ارائه می دهد. همچنین تمرینات مختلفی برای اجرای این تغییرات گنجانده شده است.
هدایت یک تغییر آگاهانه در سیستم های اعتقادی
ذهن آگاه (آن قسمتی از ما که از کنترل انبار اطراف خود و آنچه در هر لحظه به آن فکر می کنیم آگاه است) می تواند افکار خارج از چارچوب باورها یا سیستم اعتقادی ما ایجاد کند. به عبارت دیگر ، ما می توانیم درباره اعتبار یا سودمندی هر اعتقادی سوال کنیم و هدف خود را به طور هدفمند به هر ناحیه ای که ممکن است چیزی مفیدتر یا مناسب تر با شرایط را کشف کنیم ، معطوف کنیم. هرگونه دانش جدید از کسانی ناشی می شود که وضعیت موجود را زیر سوال می برند و تمایل به فراتر رفتن دارند و تمایلی به پذیرش پاسخ بعدی دارند.
من می دانم که این احتمالاً برای اکثر خوانندگان بسیار ساده به نظر می رسد ، و این چیزی است که کنترل انبار از قبل می دانند ، اما همه آن را در چارچوب تغییر باورها نمی دانند: خواستن چگونگی است. شناسایی یا تغییر هر چیزی در محیط ذهنی مستلزم این است که شما بخواهید ، زیرا برای خواستن چیزی باید در مورد آن فکر کنید و وقتی به چیزی فکر می کنیم ، ما انرژی فکری تولید می کنیم. این همان انرژی است که باورها ، خاطرات و ارتباطات ما از آن تشکیل شده اند و به همین ترتیب ، افکار قدرت تغییر ، سازماندهی مجدد ، افزودن ، کاهش ، یا تغییر قطب هر چیزی در محیط ذهنی را دارند. در اصل شما می توانید از افکار ما برای ایجاد هویت جدید استفاده کنید زیرا ما می خواهیم.
هر انتخابی که ما در سطح آگاهانه انجام می دهیم ، حتی اگر بخواهیم افکار خود را از یک باور نامناسب هدایت کنیم (نسبت به نیازهای ما در حال حاضر) ، باعث ایجاد تغییر عصبی در مدارهای الکتریکی مغز ما می شود. اگر تا آنجا جزوه سیستم های کنترل انبار بروید که با اعتقادی که می خواهید تغییر دهید مغایرت داشته باشید و سپس بر خلاف آن باور عمل کنید ، در نهایت قدرت خود را از دست می دهد و در نتیجه پتانسیل تأثیرگذاری بر رفتار ما را از دست می دهد.

کنترل انبار
برای شما مهم است که درک کنید باورها را نمی توان از بین برد. وقتی یکی را تشکیل دادیم ، تا آخر عمر با ما خواهد بود. با این حال ، ما می توانیم تمام انرژی را از آنها بگیریم. به عنوان مثال ، یک توده چوب که به آتش کشیده می شود ، انرژی چوب را به صورت گرما در اتمسفر آزاد می کند. چوب به خاکستر تبدیل می شود. خاکسترها پتانسیل تولید گرما را ندارند و بنابراین تاثیری ناچیز بر محیط خواهند داشت. با این حال خاکستر هنوز وجود دارد. باورهای خنثی شده به همان شیوه عمل می کنند. آنها همیشه وجود خواهند داشت اما دیگر هیچ تاثیری بر درک ما از اطلاعات یا رفتار ما ندارند. بسیاری از ما یک بار به پری دندان و بچه گاو در گنجه اعتقاد داشتیم. در نهایت این باورها به طور طبیعی از بین رفتند زیرا ما بیشتر با طبیعت محیط آشنا شدیم. اما تا آن زمان ، آنها قطعاً بر کنترل انبار ما از اطلاعات و رفتار تأثیر داشتند. اکنون ، می توانیم بگوییم زمانی را که قبلاً این را باور داشتم به خاطر می آورم. به یاد داشته باشید که ما قبلاً به چیزی اعتقاد داشتیم به این معنی است که این باور هنوز وجود دارد. فقط دیگر هیچ قدرتی در سیستم ذهنی ما ندارد.
هر اعتقادی که شناسایی می کنید یک منطقه راحتی ایجاد می کند. مرزهای این منطقه آسایش با محدودیت های ذاتی در هر عقیده ای که آن منطقه را تشکیل می دهد ، تعیین شده است. همه تعاریف ، خطوط مرزی را تعیین کرده و تمایز قائل می شوند. هر باور حقیقت ما در مورد واقعیت است. باورها نه تنها محیط ما را تعیین می کنند ، بلکه نشان می دهند که ما در رابطه با آن محیط چه کسی هستیم.
این تعاریف میزان تحمل آگاهی ما را نسبت به آنچه در محیط داخلی و خارجی وجود دارد ، تعیین می کند. به عنوان مثال ، آیا شما اعتقادی دارید که به شما امکان می دهد بازار در هر لحظه کاری انجام دهد؟ اگر نه ، به نظر شما چه اتفاقی نمی افتد؟ اگر اتفاقی که فکر می کنید نمی تواند رخ دهد اتفاق بیفتد ، در واقع چقدر طول می کشد تا بتوانید آن را تشخیص دهید؟ به خطوط مرزی آگاهی ایجاد شده توسط ساختار باور توجه کنید.
هنگام یادگیری تغییر باورهای خود به منظور بازتاب بیشتر اهداف و اهداف خود ، یک نکته را باید در نظر داشته باشید. با همه تغییرات مبارزه وجود دارد. آتشفشان ها ، زایمان ، انقلاب اجتماعی ، باد ، باران و امواج همه نمونه هایی از ماهیت خشونت آمیز نیروهای تغییر هستند. به همین دلیل است که بسیاری از افراد برای خلاقیت مشکل دارند. ما از یک سو جذب و مجبور به خلاقیت می شویم ، زیرا این بخشی ذاتی از طبیعت ما است. با این حال ، از سوی دیگر ، ما نمی خواهیم با درگیری و مبارزه بعدی بین قدیم و جدید مقابله کنیم. وقتی اعتقادی را تغییر می دهید ، اساساً همینطور است. هنگام حرکت از مجموعه ای از باورها به باورهای دیگر ، برخی درگیری ها یا تا حدی ناراحتی ایجاد می شود. با این حال ، ناراحتی از بین می رود و درست مانند هر چیز دیگری ، هرچه بیشتر این کار را انجام دهید ، راحت تر می شود ، تا زمانی که به یک مهارت آموخته تبدیل شود که می توانید مانند هر مهارت دیگری که بخشی از شخصیت خود هستید استفاده کنید.
تمرین برای شناسایی اعتقادات متضاد
یک تایمر را برای 10 دقیقه تنظیم کنید.
یک سری گزاره بنویسید که با “من هستم” شروع می شود.
هر چه سریعتر بنویسید و بگذارید هر فکری به ذهن آگاه شما برسد. این بسیار مهم است که شما هیچ گزاره ای را کنترل انبار نکنید ، به ویژه اظهارات متناقض.
در پایان 10 دقیقه ، به لیست نگاه کنید و همه چیز را که یک واقعیت است کنار بگذارید. به عنوان مثال ، شما عباراتی مانند من مرد/زن ، چشم آبی ، موی قهوه ای را خط می زنید.
تمام جملات باقی مانده باورهایی هستند که شما به دنبال آن هستید. باورهای جزوه سیستم های کنترل انبار با یکدیگر از اهمیت ویژه ای برخوردارند. اعتقادات متضاد انرژی شما را از بین می برد زیرا شما بین اعتبار یک باور که تنها با هزینه مستقیم یک باور دیگر خود را نشان می دهد ، تضاد ذهنی دارید.
چند نمونه از باورهای متناقض یا متناقض چیست؟
من باید برنده شوم./شاید من لیاقت ندارم. من یک برنده هستم./من یک بازنده هستم.
من موفق هستم./من شانس موفقیت خود را از دست داده ام. من لیاقت بیشتری دارم./من گناهکار هستم.
من یک کمال گرا هستم./من معتقدم که انسانها ذاتاً ناقص هستند.
من اعتماد می کنم./من غیرقابل اعتماد هستم یا مردم به طور کلی قابل اعتماد نیستند.
من معتقدم هیچ حد وسطی از رضایت بین برد و شکست وجود ندارد./من از خودم و پیشرفت خود راضی هستم.
من جزوه تحقیقات محلی هستم./من بی صداقت هستم یا مردم به طور کلی بی صداقت هستند.
من معتقدم کار کردن راه صادقانه کنترل انبار درآمد است./من معتقدم تجارت پول آسانی است ، نه کار.
پرسیدن سوالات از خود
در اینجا سوالات ی وجود دارد که می توانید از خود بپرسید و به شما کمک می کند تا برخی از باورهایی را که ممکن است در برابر دادن پول بیشتر به خودتان استدلال کنند ، شناسایی کنید.
به گناه چه اعتقادی دارید؟ چگونه می دانید چه موقع احساس گناه می کنید؟
تحت چه شرایطی احساس گناه نمی کنید ، حتی اگر شخص دیگری از شما بخواهد؟
آیا امکان انتقال همان استانداردها به مناطقی وجود دارد که احساس گناه ؟
؟
؟ ؟ ؟
؟ ؟ ؟ ؟
؟
؟
“” “” ؟
؟
؟ ؟ ؟ ؟ ؟
()
فهرست مطالب