جزوه تایپ شده حقوق فرهنگی و رسانه ای
استاد اباذری خلاصه کتاب استاد شريفي خضارتي دانشگاه علمی کاربردی استاد آرزو کاظمی صفت کاردانی محمد هدایتیرفرقندی کارشناسی ارشد
() – پیروان فروید مواجه شد. پس از جلسه سوم ، آدلر به عنوان رئیس انجمن روانکاوی وین استعفا داد و به زودی به عنوان سردبیر مجله این انجمن استعفا داد. بعدها در همان سال ، فروید اشاره کرد که هیچکس نمیتواند از او مفاهیم آدلری حمایت کرده و در حالت خوبی به عنوان یک روانکاو باقی بماند. بنابراین فروید اعضای دیگر را تحت فشار قرار داد تا جامعه را ترک کنند و در عین حال یک سابقه تاسفبار از مخالفت شدید را ایجاد کرد.
آدلر به سرعت خود را به عنوان رهبر یک سیستم رواندرمانی در حال ظهور معرفی کرد. او سیستم خود را روانشناسی فردی نامید تا بر اهمیت مطالعه کل فرد در درمان تاکید کند. بهرهوری او براثر خدمت به عنوان پزشک ارتش اتریش در طول جنگ جهانی اول متوقف شد. پس از جنگ او با تاسیس اولین کلینیک راهنمایی کودکان در سیستم مدرسهای وین ، علاقه خود را به کودکان ابراز کرد. آدلر علاقه اجتماعی خود را با صحبت شدید در مورد اصلاحات مدرسه ، بهبود شیوههای فرزند پروری و رد تعصبات قدیمی که دائما منجر به تضاد بین فردی میشدند ، ابراز کرد. علاقه آدلر به مردم عادی با تعهد او برای اجتناب از اصطلاحات فنی و ارائه کارش به زبانی که به آسانی توسط افراد غیرحرفهای درک میشود ، بیان شد. بر خلاف بسیاری از روشنفکران ، او مشتاق صحبت کردن و نوشتن برای عموم بود و تاثیر او در میان عموم احتمالا بیشتر از تاثیر او بر متخصصان سلامت روان آن دوران گسترش یافت. او به عنوان یک نویسنده و سخنگوی خستگیناپذیر ، به جزوه حقوق فرهنگی و رسانه ای گسترده سفر کرد تا پیام خود را به مردم برساند. به نظر میرسید که نفوذ او درست قبل از ظهور هیتلر ، زمانی که ۳۹ انجمن آدلری مجزا تاسیس شدند ، به اوج خود رسید.

جزوه حقوق فرهنگی
آدلر ایالاتمتحده را به عنوان مکانی با پتانسیل بالا برای ایدههای خود می دید. در سال ۱۹۲۵، در سنی نسبتا دیرهنگام ، او برای یادگیری زبان انگلیسی تلاش میکرد تا بتواند با متخصصان آمریکایی و مردم به زبان خودشان صحبت کند. او استاد روانپزشکی در دانشکده پزشکی لانگ آیلند شد و در سال ۱۹۳۵ در نیویورک اقامت گزید. دو سال بعد در سن ۶۷ سالگی ، او اصرار دوستانش برای کاهش سرعت را نادیده گرفت و از حمله قلبی در یک حقوق فرهنگی سخنرانی در اسکاتلند درگذشت.
دانلود رایگان جزوه حقوق فرهنگی و رسانه ای خلاصه کتاب پی دی اف کامل pdf
تاثیر آدلر بر مردم به اندازه فکری شخصی بود. علاوه بر همدردی جدی او نسبت به کسانی که از بیماریهای اجتماعی رنج میبرند ، آدلر جنبه روشن خود را نشان داد و عاشق غذای خوب ، موسیقی و همراهی دیگران شد. او میهمانان و شنوندگان خود را با خلق و خوی عالی خود سرگرم میکرد. به رغم شهرتش از خودنمایی متنفر بود. او هم از نظر حرفهای و هم از نظر شخصی متعهد بود که وجه اشتراک خود را با همنوعانش بیان کند.
تئوری شخصیت
تلاش برای برتری ، انگیزه اصلی شخصیت انسان میباشد. برتربودن یعنی بالاتر رفتن از چیزی که در حال حاضر هستیم. برتری لزوما به معنای دستیابی به تمایز اجتماعی ، تسلط یا رهبری نیست. تلاش برای برتری به معنای تلاش برای زندگی بیعیب و کاملتر است. این اصل فوق منظم و پویای زندگی میباشد؛ تلاش برای تکمیل و بهبود در برگیرنده و قدرت بخشیدن به دیگر انگیزشهای انسانی میباشد.
تلاش برای برتری را میتوان از بسیاری جهات بیان کرد. معاملات زندگی کامل از “صلح و شادی در سراسر سرزمین” تا “صداقت بهترین سیاست” تا “آلمان بالاتر از همه” متفاوت میباشد. کمال ، یک ایدهآل ایجاد شده در ذهن انسانها میباشد که آنها طوری زندگی میکند که انگار میتواند ایدهآلهای خود را واقعی کند. افراد اهداف تخیلی خود را برای زندگی خلق میکنند و طوری عمل میکنند که انگار اهداف شخصی آنها هدف نهایی جزوه حقوق فرهنگی و رسانه ای میباشد. این فینالیزم داستانی ، این واقعیت را منعکس میکند که رویدادهای روانی نه با شرایط تاریخی ، بلکه با انتظارات فعلی از این که چگونه زندگی آینده فرد میتواند کامل شود ، تعیین میشوند. اگر یک فرد باور داشته باشد که یک زندگی کامل در بهشت به عنوان پاداش فضیلت بودن یافت میشود ، پس زندگی آن فرد به شدت تحتتاثیر تلاش برای رسیدن به آن هدف ، چه بهشت وجود داشته باشد و چه نداشته باشد ، قرار میگیرد. چنین اهداف تخیلی علت ذهنی رویدادهای روانی را نشان میدهند. انسانها به عنوان شرکت کنندگان خود تعیینشدهای تکامل مییابند که با تلاش برای ایجاد ایدهآلهای درونی بر آینده خود تاثیر میگذارند. هر یک از ما یک خود حقوق فرهنگی ایجاد میکنیم که نشاندهنده فرد کاملی است که ممکن است تلاش کنیم به آن تبدیل شویم.
منابع این تلاش برای ایدهآلهای برتر چیست؟ احساس برتری واکنش طبیعی به احساسات غیرقابل اجتناب حقارت ، یک تجربه اجتنابناپذیر و تقریبا ذاتی همه انسانها میباشد. احساسات ذهنی پست ممکن است براساس حقایق عینی مانند حقارت اندام از ضعفهای فیزیکی بدن باشد که ما را مستعد بیماریهایی مانند مشکلات قلب ، کلیه ، شکم ، مثانه و ریه میکند. حقارت اندام میتواند یک محرک برای جبران با تلاش برای برتری باشد. مورد کلاسیک ، قضیه دموستن است که با تبدیل شدن به یکی از بزرگترین سخنوران جهان ، لکنت زبان خود را جبران کرد.
احساسات حقارت و یا به طور گستردهتر ، یک عقده حقارت میتواند از ضعف روانشناختی یا اجتماعی احساس شده ذهنی و همچنین از آسیبهای بدنی واقعی ناشی شود. برای مثال کودکان جوان میتوانند از هوش و مهارت کمتر نسبت به خواهر و برادرهای بزرگتر آگاه باشند و بنابراین تلاش میکنند تا سطح بالاتری از رشد و نمو داشته باشند. احساس حقارت غیرعادی نیست. احساس حقارت یعنی آگاه بودن از این که ما موجوداتی متناهی هستیم که هرگز به اندازه کافی عاقل ، سریع و یا به اندازه کافی قدرتمند نیستیم که تمام احتمالات زندگی را مدیریت کنیم. احساس حقارت هر بهبودی در توانایی انسان برای مقابله موثرتر با جهان را تحریک کردهاست.
احساس حقارت و در نتیجه تلاش برای برتری در مورد جنسیت نیز صدق میکند. تصور آدلر از اعتراض مردانه عمدتا به زنی اشاره دارد که علیه نقش زنانه خود اعتراض میکند. بر خلاف پیشنهاد فروید که یک زن میخواهد یک مرد باشد و ساختار آناتومی او را میخواهد ، آدلر متوجه شد که یک زن میخواهد آزادی یک مرد را داشته باشد و موقعیت ممتاز او را در جامعه میخواهد. وضعیت ، نه آلت تناسلی ، هدف اصلی میباشد. یک مرد نیز میتواند از اعتراض مردانه رنج ببرد وقتی که معتقد است مردانگی او به نوعی حقیرتر و در نتیجه با اتخاذ رفتارهای بیش از حد مردانه ، آن را جبران میکند. اشغال با کامیونهای بزرگ ، تفنگهای بزرگ ، ماهیچههای بزرگ و دیگر نمادهای قدرت مردان ممکن است چنین جبرانی را منعکس کند.
احساس ویژه خودکمبینی فرد بر سبک جزوه حقوق فرهنگی و رسانه ای که فرد برای برترشدن انتخاب میکند ، تاثیر میگذارد. برای مثال احساس ناکافی فکری به عنوان یک کودک ، ممکن است منجر به این شود که فرد به یک روشنفکر برتر تبدیل شود. پس از آن سبکی فکری از زندگی به اصل یکپارچهسازی زندگی فرد تبدیل میشود. یک روشنفکر ، یک روال روزانه را تنظیم میکند ، مجموعهای از عادتهای مطالعه و تفکر را توسعه میدهد و با خانواده و دوستان مطابق با هدف برتری فکری ارتباط برقرار میکند. برای مثال سبک فکری زندگی ، وجودی تنهاتر و کمتحرکتر از زندگی فعال یک سیاستمدار میباشد. سبک زندگی با الگوهای رفتاری زندگی فرد یکسان نیست. تمام رفتار فرد از سبک زندگی منحصر به فرد او سرچشمه میگیرد. سبک زندگی یک ساختار شناختی است یک نمایش ایدهآل از این که یک فرد در حال تبدیل شدن به چه چیزی میباشد.

حقوق رسانه ای
مردم سبک زندگی خود را تا حدودی براساس تجربیات اولیه دوران کودکی میسازند. موقعیت کودک در صورت فلکی خانواده ، ترتیب تولد و یا موقعیت ترتیبی ، به ویژه بر سبک زندگی او تاثیر میگذارد. به عنوان مثال یک فرزند وسطی به احتمال زیاد حقوق فرهنگی زندگی جاه طلبانهای را انتخاب میکند که تلاش میکند از خواهر و برادر بزرگتر خود پیشی بگیرد. فرزندان دوم به ویژه ، برای شورش متولد میشوند. بزرگترین فرزند با تجربه اجتنابناپذیر عاشق شدن توسط یک مرکز توجه جدید مواجه میشود. کنار گذاشتن توجه و محبت بیچون و چرا باعث ایجاد احساس تنفر و نفرت میشود که بخشی از رقابت همشیر میباشد. بزرگترین فرزند از نگاه کردن به گذشته لذت میبرد وقتی که هیچ رقیبی وجود نداشت و به احتمال زیاد سبک زندگی محافظه کارانهتری دارد. کوچکترین فرزند دارای همشیرهای بزرگتر است که به عنوان صلحطلب برای توسعه تبلیغات خدمت میکنند. بچههای کوچکتر هرگز تجربه از دست دادن توجه به جانشین را ندارند و بیشتر احتمال دارد که زندگی یک شاهزاده یا شاهزاده خانم را انتظار داشته باشند.
اگرچه حقایق عینی مانند حقارت اندام و ترتیب تولد ، سبک زندگی فرد را تحتتاثیر قرار میدهند اما آنها در نهایت تعیین نمیکنند که فرد چگونه زندگی کند. محرک اصلی سبک زندگی ، خود خلاق میباشد. به این ترتیب ، خود خلاق به راحتی تعریف نمیشود. این یک قدرت ذهنی است که به انسانها توانایی منحصر به فرد برای تبدیل حقایق عینی به رویدادهای معنیدار شخصی را میدهد. خود خلاق با عمل کردن بر روی این شرایط ، فرد را از تبدیل شدن به یک محصول از شرایط بیولوژیکی و اجتماعی باز میدارد تا بوسیله اقدام بر روی چنین شرایطی به او معنای شخصی بدهد. نفس خلاق یک فرآیند فعال است که واقعیتهای ژنتیکی و محیطی زندگی فرد را تفسیر میکند و آنها را با یک شخصیت واحد که پویا ، ذهنی و منحصر به فرد هستند ، ادغام میکند. از تمام نیروهای وارد بر فرد ، خود خلاق هدفی شخصی برای زندگی ایجاد میکند که آن فرد را به سمت آیندهای بهتر سوق میدهد.
هر سبک زندگی باید این حقیقت را درک کند که انسانها موجوداتی اجتماعی هستند که در روابط بین فردی متولد میشوند. سبک زندگی سالم نشاندهنده علاقه اجتماعی در همه مخلوقات جزوه جامعه شناسی رشته حقوق میباشد. یک شخصیت سالم آگاه است که یک زندگی کامل تنها در چارچوب یک جامعه کاملتر ممکن میباشد. شخصیت سالم با پستیهای مشترکی که برای همه ما وجود دارد ، مشخص میشود. نادانی که همه ما در آن سهیم هستیم مانند این که چگونه صلح را در دنیا داشته باشیم و یا اینکه چگونه از بیماریهای وحشتناک رها شویم ، شخصیت سالم را بر آن میدارد که به بشریت کمک کند تا از این نقاط ضعف فراتر رود. همانطور که آدلر نوشت، “علاقه اجتماعی تلافی درست و اجتناب ناپذیر برای همه ضعفهای خنثی مخلوقات انسانی فرد میباشد”.
علاقه اجتماعی یک حقوق فرهنگی ذاتی است که میتواند تعهد هر فرد را درک کند اما به خودی خود توسعه نخواهد یافت. علاقه اجتماعی باید در یک فضای خانوادگی سالم تغذیه شود که همکاری ، احترام ، اعتماد ، حمایت و درک را پرورش میدهد. ارزشهای پایدار و الگوهای عملی اعضای خانواده به ویژه والدین ، جو خانواده را تشکیل میدهند که اگر سالم باشند ، میتوانند کودکان را تشویق کنند تا علایق کاملا خودخواهانه را به نفع علایق اجتماعی بزرگتر رد کنند. شخصیتهای سالم آنهایی هستند که با امید به زندگی کاملتر با کمک به ساختن دنیایی کاملتر تشویق میشوند.
نظریه آسیبشناسی روانی
شخصیتهای بیمارگونه از رسیدن به برتری در سبک سازنده اجتماعی منع شدهاند. شخصیتهای جزوه حقوق فرهنگی و رسانه ای تمایل دارند که از جو خانوادگی رقابت ، بیاعتمادی ، غفلت ، سلطه ، سو استفاده و یا نازپروردگی پدیدار شوند که همه آنها علاقه اجتماعی را دلسرد میکنند. کودکان چنین خانوادههایی بیشتر تلاش میکنند تا زندگی کاملتری به خرج دیگران داشته باشند. کودکانی که از منافع اجتماعی دلسرد میشوند ، معمولا یکی از چهار هدف خودخواهانه را برای رسیدن به برتری انتخاب میکنند: جلب توجه ، جستجوی قدرت ، انتقام جویی و اعلام شکست یا کمبود. اگر چه این اهداف خودخواهانه ممکن است اولین تلاش کودکان بد رفتار باشد اما آنها میتوانند به ویژگیهای نهایی تبدیل شوند که منجر به سبک زندگی ناسالم میشوند. سبک زندگی نازپرورده ناشی از این است که والدین به کودکان خود دلبسته میشوند و کارهایی را برای آنها انجام میدهند که در تواناییهای کودک برای انجام خودشان خوب میباشد. پیامی که کودکان دریافت میکنند این است که آنها قادر به انجام کارها برای خودشان نیستند. اگر کودکان نتیجه بگیرند که ناکافی هستند یک عقده حقارت را رشد میدهند که چیزی بیش از احساس حقارت است. آنها خود پنداره کلی از نارسایی را کسب میکنند. عقدههای حقارت منجر به شخصیتهای نازپرورده میشوند تا از مقابله با وظایف اصلی زندگی یادگیری برای کار ، مربوط به دوستان نزدیک و کمک به یک جامعه سازنده اجتناب کنند. با فقدان علاقه اجتماعی کافی ، آنها تلاش میکنند تا از طریق جستجوی توجه مداوم جبران کنند. جهانبینی افراد با سبک زندگی نازپرورده نشان میدهد که جهان باید به مراقبت از آنها ادامه دهد و حتی زمانی که در بزرگ سالی نیستند ، به آنها توجه کند. سبک زندگی منفعل و نازپرورده منجر به تنبلی میشود که در آن پیام حقوق فرهنگی یک تمایل وابسته به مراقبت است. نوجوانان و بزرگسالان تنبل توجه منفی قابلتوجهی را از خانواده و دوستانی دریافت میکنند که سعی میکنند آنها را به یک سبک زندگی سازندهتر هدایت کنند. اگر فرد تنبل و یا مزاحم نتواند توجه کافی را به خود جلب کند ، فرد نازپرورده به احتمال زیاد به حالت عبوسانه عصبانی روی میآورد.
یکی از رایجترین سبکهای عصبی که از سلطه والدین ظهور میکند ، سبک زندگی اجباری میباشد. گول زدن مداوم ، سرزنش کردن ، مسخره کردن و پیدا کردن مقصر از والدین سلطهگر میتواند منجر به احساس حقارت شود که در آن فرد جزوه حقوق فرهنگی و رسانه ای برای حل مشکلات زندگی احساس ناتوانی میکند. با ترس از شکست نهایی در کارهای زندگی ، اجبار به شیوهای مردد به آینده منتقل میشود. وقتی احساس ناتوانی میکنند تا آینده خود را کنترل کنند با استفاده از تردید و شک برای عقب نگه داشتن زمان درنگ میکنند. آنها همچنین ممکن است برای جلوگیری از حرکت به سمت جلو به مراسم مذهبی متوسل شوند. علاوه بر این با تکرار همان عمل بارها و بارها ، آداب و رسوم به عنوان یک حفاظت در برابر از دست دادن بیشتر عزت() ” ”
: “”
-
فهرست مطالب