دانلود کامل ترین جزوه تحقیق در عملیات پیشرفته

  • از

جزوه تایپ شده تحقیق در عملیات پیشرفته

دانلود فایل

 

 

جزوه تحقیق در عملیات پیشرفته دکتر عادل آذر پیام نور دکتر منصور مومنی محسن سجودی دکتر سراج دکتر مهرگان مسعود یگانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌() ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با دیگران نامگذاری خواهیم کرد. اگنولت به معنای دنیای خود است و به روشی اشاره دارد که ما در آن تامل تحقیق در عملیات ، ارزیابی می‌کنیم و خود را تجربه می‌کنیم؛ آن را به عنوان بودن برای خود ترجمه خواهیم کرد. شخصیت‌ها از نظر شیوه‌های موجود در هر یک از این سه سطح هستی متفاوت هستند. تصور کنید که در ساحل زیبا و دور افتاده اقیانوس هستید. ممکن است یک نفر از پا گذاشتن در اقیانوس بترسد چون آن خانه کوسه‌ها است که منتظر حمله هستند در حالی که فرد دیگری با اشتیاق به درون آب سرد شیرجه می‌زند و به دنبال طراوت بخشی می‌باشد. یک نفر در چنین محیط شهوت‌انگیزی عاشق می‌خواهد ، در حالی که دیگری خود را تنها احساس می‌کند. یک نفر با نگاه کردن به زمین اطراف به عنوان یک فرصت طلایی برای توسعه خانه‌های کنار دریا قدم می‌زند اما دیگری از تجاوز خانه‌هایی که آنها در حال حاضر نزدیک به در دست ساخت‌اند ، ناراحت است. با این حال دیگران با اقیانوسی که تمام زندگی از آن آمده‌است یکی می‌شوند در حالی که یک نفر ، جایی می‌خواهد به اقیانوس بپیوندد تا به زندگی پایان دهد.

 

دانلود جزوه تحقیق در عملیات پیشرفته رایگان خلاصه کتاب پی دی اف کامل pdf

 

وقتی ما با دیگران هستیم ، تحقیق در عملیات پیشرفته یم که آن‌ها موجوداتی آگاه هستند که می‌توانند به ما فکر کنند ، ما را ارزیابی کنند و ما را قضاوت کنند. این ممکن است باعث شود که ما از دیگران بترسیم و از آن‌ها فرار کنیم. ما ممکن است تصمیم بگیریم که تنها در مورد موضوعات اضافی مانند آب و هوا صحبت کنیم تا مبادا چیزی را در مورد خودمان آشکار کنیم که دیگران از آن خوششان نیاید. ما اغلب پیش‌بینی می‌کنیم که دیگران درباره ما چه فکر می‌کنند و چه احساسی دارند و رفتار قابل‌مشاهده خود را هدایت می‌کنیم تا تاثیر مطلوبی بر آن‌ها داشته باشیم. متاسفانه ، این راهی است که ما معمولا با دیگران هستیم ، سطحی از وجود که به عنوان بودن برای دیگران شناخته می‌شود. این حالت از وجود به موازات توصیف شخصیت مدرن به عنوان هدایت‌شونده دیگری می‌باشد.
خوشبختانه ، زمان‌های ارزشمندی با دیگران وجود دارد که ما می‌توانیم در آن‌ها خودمان را ، احمق یا غمگین ، مضطرب یا دیوانه ، بدون نیاز به نگرانی در مورد آنچه که طرف مقابل در مورد ما فکر می‌کند ، قرار دهیم. وقتی ما برای خودمان هستیم ما کسانی هستیم که در حال تفکر ، ارزیابی یا قضاوت درباره وجود خودمان هستیم. چون خود اندیشی می‌تواند گاهی اوقات دردناک باشد ، ممکن است تصمیم بگیریم که درون‌نگر نباشیم. یا ممکن است تصمیم بگیریم که تنها بعد از خوردن چند نوشیدنی یا چند قرص برای تسکین درد به خودمان فکر کنیم. یا شاید هم پیوسته خویشتن‌نگر و برای بودن با دیگران مشکل داشته باشیم. با این حال ، برای هستی‌گرایان ، خطر درد یا خود اشتغال بهایی است که ما برای رسیدن به زندگی آگاهانه در ایجاد یک هستی سالم می‌پردازیم.
در تلاش برای ایجاد یک هستی سالم ، ما با معضل انتخاب بهترین راهِ بودن در طبیعت با دیگران و برای خودمان جزوه تحقیق در عملیات پیشرفته هستیم. با ظهور آگاهی ، ما درک می‌کنیم که جهان چقدر مبهم بوده و چقدر برای تفاسیر مختلف باز می‌باشد. تنها در این کتاب ، ما ۱۶ تفسیر مختلف را در نظر می‌گیریم که می‌توانند به عنوان راهنمایی برای تفسیر جنبه‌های طبیعی ، اجتماعی و شخصی دنیای ما عمل کنند. جایگزین وجودی برای زندگی چیست؟ تحقیق در عملیات جایگزین لزوما انتخاب برای به حداکثر رساندن تقویت و به حداقل رساندن مجازات نیست ، همانطور که برخی رفتارگرایان پیشنهاد می‌کنند و یا برای تطبیق تمایلات غریزی ما با نیازهای محیط‌زیست ما ، همانطور که برخی از فرویدی ها پیشنهاد می‌کنند.

تحقیق در عملیات

تحقیق در عملیات

بهترین راه این است که قابل‌اعتماد باشید. برای هستی‌گرایان ، اعتبار پاداش خودش می‌باشد. یک موجودیت معتبر با آن ، پذیرابودن نسبت به طبیعت ، نسبت به دیگران و نسبت به خودمان را به ارمغان می‌آورد زیرا ما تصمیم گرفته‌ایم که جهان را به طور مستقیم و بدون پنهان کردن آن از ما یا خودمان ، ملاقات کنیم. پذیرابودن به این معنی است که افراد معتبر آگاه‌تر هستند ، زیرا آن‌ها انتخاب کرده‌اند که چیزی را از خودشان پنهان نکنند. موجودیت اصیل همچنین آزادی خودجوش بودن با دیگران را به ارمغان می‌آورد زیرا ما نمی‌ترسیم که چیزی را در مورد خودمان آشکار کنیم که با چیزی که وانمود کرده‌ایم در تضاد می‌باشد. موجودیت سالم ، این آگاهی را باخود به همراه می‌آورد که هر رابطه‌ای که ما داریم معتبر است و اگر کسی به ما اهمیت دهد این ما هستیم که آن‌ها به ما اهمیت می‌دهند و نه نمایی که از طرف آن‌ها ساخته شده‌باشد. روابط معتبر به ما این امکان را می‌دهند که واقعا به دیگران اعتماد کنیم زیرا می‌دانیم که آن‌ها در مورد تجربه خود صادق خواهند بود و به ما نمی‌گویند که فکر می‌کنند ما چه چیزی می‌خواهیم بشنویم.
یک موجودیت اصیل ، سالم می‌باشد زیرا سه سطح هستی ما به جای درگیری ، یکپارچه یا غیرمشترک هستند. ما خودمان را به صورت مشترک تجربه می‌کنیم: روشی که ما در طبیعت هستیم روشی است که ما خودمان را به دیگران نشان می‌دهیم و همچنین روشی است که ما می‌دانیم چه کسی هستیم. ما در ایده‌آل‌سازی تصاویری درباره خودمان گیر نمی‌افتیم که ما را از صمیمی شدن با دیگران باز می‌دارد مبادا آن‌ها به ما بگویند که ما چه چیزی نمی‌خواهیم بشنویم. ما آنقدر با خودمان مشغول نیستیم که نمی‌توانیم در دنیای اطرافمان درگیر شویم. بنابراین ، موجودیت سالم شامل یک رابطه همزمان و هماهنگ با هر سطح از هستی بدون تاکید بر یک سطح به هزینه دیگران می‌باشد ، مانند قربانی کردن خود ارزیابی ما برای تایید دیگران.
چرا همه ما انتخاب نمی‌کنیم که اصیل باشیم؟ چرا بسیاری از ما از این وحشت داریم که اگر دیگران واقعا ما را می‌شناختند ، دلشان نمی‌خواست با ما باشند؟ چرا به نظر می‌رسد شخصیت دیگر-هدایت‌شونده کلیشه زمان ما باشد؟ چه وحشتی وجود دارد که از خود و دنیای ما بیشتر آگاه باشیم؟
الهیات پاول تیلیش (‏۱۹۵۲) ‏شرایط تحقیق در عملیات را که در هستی وجود دارند و ما را به فرار از آگاهی بیش از حد وسوسه می‌کنند ، بیان کرده‌است. این شرایط ما را با ترسی به نام اضطراب وجودی پر می‌کند. اولین منبع اضطراب با آگاهی حاد ما می‌آید که در زمانی نامعلوم ما باید بمیریم: بودن دلالت بر عدم وجود دارد. فرهنگ ما ، از جمله روان‌شناسی ممکن است مرگ را انکار کند اما این واقعیت که کل جزوه تحقیق در عملیات پیشرفته ما در نیستی به پایان می‌رسد می‌تواند ما را به لرزه در آورد. وقتی ما صادق هستیم ، همچنین آگاه هستیم که مهم‌ترین افراد ما می‌توانند در هر زمانی بمیرند و نه تنها به وجود آن‌ها پایان دهند ، بلکه بخشی از وجود ما که ارتباط تنگاتنگی با آن‌ها داشت را نیز به پایان برسانند.
تابستان‌های بسیاری پیش من و همسرم با پسر و دختر کوچکمان در یک استخر نمک نزدیک اقیانوس شنا می‌کردیم. زنی برای قرض گرفتن یک لیوان کاغذی آمد و وقتی برگشت فورا متوجه شد که پسر ۴ ساله‌اش گم شده‌است. او متقاعد شده بود که او در آب است بنابراین ما شروع به غواصی و غواصی و غواصی کردیم. هر چه بیشتر شنا می‌کردیم ، بیشتر مضطرب می‌شدیم ، به امید اینکه او را پیدا کنیم و بعد به تدریج امیدوار می‌شویم که این کار را نکنیم. دو ساعت بعد ، وقتی که اداره آتش‌نشانی بدن بی‌جان او را از عمیق‌ترین آبها بیرون کشید ، جایی که هیچ‌کس انتظار نداشت او باشد ، تنها کاری که می‌توانستیم انجام دهیم این بود که بر خود لرزیده و همدیگر را نزدیک نگه داریم.
هنگامی که ما به موجودات آگاه تبدیل می‌شویم ، آگاه می‌شویم که ذاتی بودن در موجودیت یک ضرورت برای عمل می‌باشد. ما باید تصمیماتی بگیریم که عمیقا بر زندگی ما تاثیر بگذارند مانند اینکه کجا به مدرسه می‌رویم ، چه شغلی را انتخاب می‌کنیم ، اگر و چه کسی را انتخاب می‌کنیم و آیا بچه داریم. ما باید عمل کنیم و با این حال در دوران مدرن ، ما در مورد اساس تصمیم‌گیری ، کم‌تر و کم‌تر مطمئن هستیم. ما نمی‌توانیم از قبل با هر درجه‌ای از قطعیت بدانیم که تصمیماتمان چگونه پیش خواهد رفت و بنابراین ما به طور مداوم در معرض خطر عدم قطعیت و گناه قرار داریم. ما باید با بی‌توجهی نسبی به عواقب آن‌ها تصمیم‌گیری کنیم زیرا می‌دانیم که ما به طور منظم و بدون قصد صدمه زدن به مردم ، آن‌ها را آزار خواهیم داد.
در انتخاب‌های مهم ، ما به تنهایی مسئول هستیم. مسئولیت ذاتی ما نگرانی از دانستن این است که ما اشتباهات جدی مرتکب خواهیم شد اما نمی‌دانیم که آیا این انتخاب یکی از آن اشتباهات است یا خیر. به عنوان مثال ، زمانی که من (‏JOP)‏ در اصل تصمیم گرفتم که آیا یک سال از عمرم را صرف نوشتن نسخه اول این کتاب کنم ، کاملا نگران بودم که چنین تصمیمی ممکن است اشتباه بدی باشد و ممکن است منجر به این شود که از دیگر فعالیت‌های تحقیق در عملیات اجتناب کنم. (‏بعضی از شما ممکن است اکنون باور کنید که من دلیل خوبی برای نگرانی داشتم!)
تهدید بی‌معنایی احتمال دیگر موجودیت انسان است که اضطراب ایجاد می‌کند. همه ما می‌خواهیم کاری معنادار در زندگیمان انجام دهیم. معنای خاص ممکن است از عشق به یک شخص ، رابطه جنسی به دیگری و ایمان به دیگری متفاوت باشد. اما وقتی ما صادقانه اهمیت موجودیت خود را زیر سوال می‌بریم ، مساله این می‌شود که آیا خود زندگی معنایی دارد یا خیر. ما به ندرت می‌توانیم به تئاتر یا موزه مدرن برویم یا رمان فعلی را بدون مواجهه با این موضوع عمیق بخوانیم. برای بسیاری از ما ، آنچه که زمانی به مذاهب پیشین ، سیاست‌های پیشین یا درمان‌های پیشین اعتقاد داشتیم ، دیگر به اندازه گذشته مهم به نظر نمی‌رسد. این جزوه تحقیق در عملیات پیشرفته می‌دهد که منبع فعلی معنا نیز ممکن است ناپدید شود. همه درمانگران قبلا ازدواج‌های حیاتی را می‌بینند که کاملا نابود شده‌اند و چیزی جز ملال مرگبار باقی نمانده است. ما افرادی را می‌بینیم که در مشاغل قبلا راضی‌کننده گیر افتاده‌اند و اکنون چیزی جز ابزاری برای ساختاردهی زمان نیستند ، موانعی که به هیچ جایی نمی‌رسانند. درمان‌جو‌های ما مضطرب شده و ما نیز همچنین.
بخشی از اضطراب ما از این است که بدانیم ما کسانی هستیم که معنا را در زندگیمان ایجاد کرده‌ایم و ما کسانی هستیم که اجازه می‌دهیم آن بمیرد. بنابراین ، ما باید کسانی باشیم که به ایجاد یک زندگی ارزشمند ادامه دهیم. این تصور که موجودیت به هیچ وجه اهمیتی ندارد می‌تواند وحشتناک باشد. این نتیجه که وجود فرد کاملا پوچ است می‌تواند بی‌تحرک باشد. این تثبیت با مشخصه اصلی جان بارث (‏۱۹۶۷) ‏پایان جاده تحقیق در عملیات داده می‌شود. اگر در زندگی معنایی وجود ندارد پس هیچ اساسی برای تصمیم‌گیری وجود ندارد بنابراین او نمی‌تواند عمل کند. روان درمانگر او این راه‌حل هوشمندانه را مطرح کرد که چون هیچ چیز مهم نیست ، او می‌تواند با استفاده از اصول دل‌خواه در هنگام مواجهه با ضرورت عمل ، به خوبی عمل کند. اصول زندگی او شامل حروف الفبا و سادگی بود: زمانی که او با یک انتخاب در زندگی روبرو می‌شد ، گزینه‌ای را انتخاب می‌کرد که با اولین حرف الفبا یا گزینه سمت چپ آغاز می‌شد.
انزوای ما ، یگانگی بنیادی ما در جهان ، شرایط دیگری از زندگی است که اضطراب را به ارمغان می‌آورد. صرف‌نظر از اینکه چقدر با دیگران صمیمی هستم ، هرگز نمی‌توانم آن‌ها باشم و نمی‌توانم هم خودم باشم. ما تجربیاتمان را به اشتراک می‌گذاریم اما همیشه در معرض خطر عدم درک کامل یکدیگر هستیم. علاوه بر این ، می‌دانیم که انتخاب برای پیروی از جهت منحصر به فرد ما و ایجاد معنای خود در زندگی ممکن است منجر به این شود که دیگران نمی‌خواهند با ما باشند. احتمال این طرد شدن ، اضطراب واقعی تنها بودن را به وجود می‌آورد. این منابع چندگانه اضطراب وجودی به ویژگی تعریف شرایط انسان تحقیق در عملیات می‌دهند: نهایی بودن. مرگ تناهی دوران ما را منعکس می‌کند؛ حوادث ، حدود قدرت ما را نشان می‌دهد؛ اضطراب در تصمیم‌گیری نشان‌دهنده عدم کفایت دانش ما می‌باشد. تهدید بی‌معنایی ، تناهی ارزش‌های ما؛ تنهایی ، تناهی همدلی ما؛ و طردکنندگی ، تناهی کنترل بر یک انسان دیگر. این احتمالات زندگی را قلمرو ناموجود نیز می‌نامند. این معلومات وجودی مسائلی هستند که ما باید بمیریم ، ما باید عمل کنیم و در نتیجه نفی هستی هستند که طبق تعریف باز و در قلمرو امکان است. نیستی زمینه‌ای است که در برابر آن شکل هستی ایجاد می‌شود. مرگ همان زمینی است که اندام زندگی را با آرامش جسورانه ادا می‌کند. شانس زمینی است که حدود انتخاب ما را تعیین می‌کند. بی معنایی زمینه‌ای است که در برابر آن معنا دیده می‌شود و انزوا زمینه‌ای است که صمیمیت از آن پدیدار می‌شود.
هستی ما آگاه ، برگزیده و آزاد می‌باشد در جزوه تحقیق در عملیات پیشرفته که نیستی بدون نور ، بسته و ضروری می‌باشد. در زندگی روزمره ، ما “ذهنی بودن” خود را تجربه می‌کنیم که در آن ما سوژه یا عامل فعال در هدایت زندگی خود هستیم؛ نیستی به عنوان “عینیت” ما تجربه می‌شود که در آن ما به وسیله نیروهایی غیر از اراده تعیین می‌شویم. تا جایی که تلاش می‌کند با اجتناب از عدم وجود خود را تثبیت کند ، نابود می‌شود. خود ما به عنوان یک سوژه آگاه ، انتخابی و باز تنها می‌تواند از طریق مقابله و زنده ماندن از اضطراب موجودیت باشد. اجتناب از اضطراب وجودی ، اجتناب از عدم وجود در اشکال مختلف آن می‌باشد. به عنوان مثال اجتناب از انتخاب و اضطراب آن ، عدم موفقیت در انتخاب سوژه است. یک شخصیت معتبر آگاه است که وجود یک جریان ثابت از عدم وجود به وجود آمدن و بازگشت به عدم وجود مجدد است. این را می‌توان به وضوح در روند کلی وجودمان دید ، همانطور که ما از تاریکی هرگز نبوده ایم ، در نور آگاهی زندگی می‌کنیم و سپس به تاریکی مرگ بر می‌گردیم. چرخه روزانه ما مشابه است زیرا وجود کنونی ما از دیروز پدیدار می‌شود که دیگر در هستی حال وجود ندارد و به عدم وجود ناخودآگاه فردا وارد می‌شود. به همین دلیل است که گفته می‌شود وجود اصیل تنها در حال حاضر رخ می‌دهد.
نظریه آسیب‌شناسی روانی
دروغ ، بنیان آسیب‌شناسی روانی است. دروغ گفتن تنها راهی است که می‌توانیم از نیستی فرار کنیم و اجازه ندهیم اضطراب وجودی وارد تجربه ما شود. وقتی با عدم موجودیت مواجه می‌شویم مانند غرق شدن پسر ۴ ساله ، دو انتخاب داریم: مضطرب بودن یا دروغ گفتن. ما ممکن است دروغ گفتن را تحقیق در عملیات کنیم و به خودمان بگوییم که اگر مدام مراقب خانواده خود باشیم می‌توانیم از حوادث جلوگیری کنیم. ما فرزندانمان و همسرمان را نزدیک نگه می‌داریم و وقتی آن‌ها در معرض دید ما قرار می‌گیرند ، احساس آرامش می‌کنیم. دروغ موثر واقع شده‌است. ما از مواجهه با اضطراب وجودی حوادث اجتناب کرده‌ایم اما عدم وجود همیشه وجود دارد و تهدید می‌کند که در خودآگاه ما ظاهر می‌شود. دروغ گفتن همیشه منجر به بسته شدن بخشی از دنیای ما می‌شود. در این صورت ، ما باید در مورد مردی که درست جلوی خانواده‌اش افتاده بود و گردنش شکست ، هر تفکراتی را نادیده می‌گیریم. آگاهی از چنین رویدادهایی نه تنها اضطراب وجودی را به ارمغان می‌آورد بلکه دروغ ما را نیز تهدید می‌کند.

دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه تحقیق در عملیات پیشرفته pdf

دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه تحقیق در عملیات پیشرفته pdf

دروغ گفتن همچنین منجر به اضطراب عصبی می‌شود. برای مثال اگر ما مضطرب شویم ، فقط به این دلیل که فرزندانمان به طور لحظه‌ای از دید خارج می‌شوند ما اضطراب عصبی را تجربه می‌کنیم. اضطراب عصبی یک پاسخ غیر معتبر به وجود است در حالی که اضطراب وجودی یک پاسخ صادقانه به عدم موجودیت می‌باشد. ترک کردن ما توسط فرزندانمان برای بسیاری از حالات وجودی خودشان ضروری است. آنها وجود ندارند که دروغ ما را ثابت کنند. ما تصمیم می‌گیریم که آن‌ها باید در معرض دید باشند تا بتوانیم راحت‌تر باشیم. آن‌ها تصمیم می‌گیرند که از ما دور باشند تا به طور کامل‌تر و آزادتر زندگی کنند.
ما دروغ‌هایمان را انتخاب می‌کنیم و گرفتار عواقب آن‌ها جزوه روش تحقیق پیشرفته. پیامد فعلی این است که اگر ما تا اینکه در تمام این مدت از خانواده خودمان آگاه باشیم ، مضطرب هستیم. مانند مادری که ما در درمان می‌بینیم ، ممکن است از نظر عصبی به کودکانمان دستور دهیم که در اتاق نشیمن در تمام اوقات بازی کنند. ممکن است تصمیم بگیریم که آن‌ها را به مدرسه و از آنجا به مدرسه ببریم آن‌ها را در وقت ناهار و زنگ تفریح ببینیم یا نگران باشیم. ما ممکن است بارها با همسر خود تماس بگیریم و وانمود کنیم که چیزی برای گفتن داریم اما فقط می‌خواهیم مطمئن شویم که همسر ما خوب است. اگر سعی جزوه تحقیق در عملیات پیشرفته زنگ نزنیم ، اضطراب ممکن است بسیار شدید شود. به این ترتیب ، به خودمان می‌گوییم که چاره‌ای نداریم ، باید زنگ بزنیم.
وقتی اضطراب عصبی منجر به عمل تحقیق در عملیات بر روی آن اضطراب می‌شود ، ما آسیب‌شناسی روانی مثل اجبار به بررسی خانواده خود را گسترش می‌دهیم. با گفتن اینکه ما باید خانواده‌مان را بررسی کنیم ، تبدیل به چیزی شده‌ایم که دیگر حق انتخاب برای اجازه دادن به خانواده‌مان را ندارد. علائم آسیب‌شناسی روانی ، عینیت‌بخشی از خودمان هستند. در آسیب‌شناسی ، ما خودمان را به عنوان اشیا بدون انتخاب یا اراده تجربه می‌کنیم. این می‌تواند وحشتناک باشد ، مثل کابوس‌هایی که در آن‌ها کسی ما را دنبال می‌کند و می‌خواهد فرار کند اما مهم نیست که چقدر سخت است ، ما نمی‌توانیم فرار کنیم. ما به عنوان نتیجه دروغ‌های خودمون گیر افتادیم.
آسیب‌شناسی روانی نیز با تاکید بیش از حد بر روی یک سطح از وجود به قیمت سطوح دیگر وجود مشخص می‌شود. در این مورد ، تاکید بیش از حد بر بودن با دیگران وجود دارد یعنی خانواده ما به قیمت بودن در طبیعت و یا بودن برای خود. ما باید با دیگران باشیم مبادا با روان‌رنجورخویی پر شده باشیم. دروغ گفتن می‌تواند در هر سطحی از موجودیت رخ دهد. برای مثال توهم در مورد ماهیت بیماری و درمان دروغ می‌گوید. آن‌ها این نظریه را می‌سازند که اگر به اندازه کافی سریع و به اندازه کافی پزشک را ببینند ، می‌توان از بیماری‌ها اجتناب کرد. بدن آن‌ها منبع دائمی اضطراب است که آن‌ها را با هر درد و فشاری به سمت پزشک می‌فرستد. آن‌ها دروغ می‌گویند: ” اگر فقط به اندازه کافی فرار کنم ، می‌توانم با بازی‌های شانسی او طبیعت را فریب دهم.” بعد از اینکه خودشان را متقاعد می‌کنند که باید فرار کنند ، سعی می‌کنند که فرار نکنند و اضطراب عصبی خود را پر کنند. آن‌ها اراده خود را نسبت به درد و پزشک خود از دست داده‌اند. به نظر می‌رسد که آن‌ها می‌گویند: ” شما مسئولیت را به عهده می‌گیرید ، دکتر.” دروغ گفتن در طبیعت به شدت آزادی آن‌ها را برای بودن با دیگران یا بودن برای خودشان کاهش می‌یابد ، زیرا تمام چیزی که آن‌ها می‌توانند در مورد آن صحبت کنند یا فکر کنند حمله اخیر آن‌ها به این یا آن است. مردم از یک متقاعد سازی پارانوئیدی تصمیم می‌گیرند که طبیعت پر از نیروهای شیطانی برای نابود کردن آن‌ها است. غذا ، آب یا هوا مسموم شده‌اند بنابراین باید همیشه مراقب باشیم. برخی دیگر از خلق و خوی افسرده‌تر به این نتیجه می‌رسند که دنیا در حال از هم پاشیدن است و دنیا به سمت جزوه تحقیق در عملیات پیشرفته می‌رود. تحقیق در عملیات خوش قدیم برای همیشه از بین می‌رود و فقط از اینجا سرازیر می‌شود.
شاید رایج‌ترین سطح دروغ گفتن برای دیگران باشد. در اوایل زندگی ما یاد می‌گیریم که می‌توانیم خودمان را با کمی موفقیت به دیگران نشان دهیم. به عنوان یک کودک ، ما به اندازه کافی باهوش هستیم که ببینیم گزینه دروغ گفتن می‌تواند منبع عظیمی از قدرت باشد. چگونگی تاثیرگذاری بر دیگران با تظاهر به غم و اندوه یا دیوانگی یا بی‌گناه ، بسته به نقطه ضعفشان ، درسی است که بسیاری از افراد از آن غفلت نمی‌کنند. اما البته هر دروغ با ترس از کشف شدن و شرم از گرفتار شدن همراه است. در طول سال‌ها ، شرم در شرف وقوع ما را می‌سازد و باعث می‌شود احساس کنیم که اگر مردم واقعا بدانند که ما چه کسی هستیم ما را تنها می‌گذارند. بنابراین ما بیشتر وقتمان را صرف دروغگویی برای دیگران می‌کنیم و به ندرت اوقات خود را صرف دروغگویی برای دیگران می‌کنیم.
برخی از آن‌ها به توانایی دروغ گفتن به دیگران فخر می‌کنند. آن‌ها با فروش خود ، آن را راه سلطنتی برای رسیدن به موفقیت می‌نامند. لبخند می‌زنند: مردم از آن‌ها می‌خواهند لبخند بزنند. مردم می‌خواهند که نفس خود را بسازند. افراد دیگر ممکن است درمان‌جو ، رئیس و یا استادی باشند که مهم نیست. آن‌ها فکر می‌کنند که دروغگوها از اینکه خود را به قیمت کمی برای موفقیت به فروش می‌رسانند ، خوشحال هستند. البته دروغ گفتن آستین‌هایشان این است که روزی آزاد خواهند بود که خودشان باشند. آن‌ها به خودشان قول می‌دهند که وقتی مدرک تحصیلی خود را دریافت کنند ، زندگی خودشان را خواهند کرد یا شاید بهتر باشد صبر کنند تا اولین شغل خود را پیدا کنند یا آن ارتقا نهایی یا آن موقعیت جدید.
اما ” آیا این می‌تواند یک آسیب‌شناسی باشد؟ خیلی معمولی و خیلی طبیعی است. توانایی به تاخیر انداختن خشنودی ، حتی خشنودی از خود بودن ، بخش ضروری موفقیت در جامعه می‌باشد. توانایی به تاخیر انداختن خشنودی ، حتی لذت از خود بودن ، بخش ضروری موفقیت در جامعه است. توانایی بازی کردن نقش برای ایجاد آن در بازارهای سلامت دانشگاهی یا روانی ضروری است. آن هستی‌گراهای نخبه‌گرا اروپایی سلامت را تنها برای تعداد کمی از افراد معتبر حفظ خواهند کرد. اما چیزی که آن‌ها می‌خواهند این است که ما آنقدر بیگانه نمی‌شویم که از نظر آماری ، خود بیگانگی نرمال را با سلامتی برابر بدانیم. اگر ما می‌خواهیم خودمان را به خاطر دیگران کنار بگذاریم پس بگذارید حداقل به اندازه کافی سالم بمانیم تا در مورد آن آسیب ببینیم ، به جای این که در پشت داده‌هایی پنهان شویم که نشان می‌دهد همه ما تا حدی این کار را انجام می‌دهیم.
دروغ گفتن برای خودمان پیچیده‌تر است. نخست باید تحقیق در عملیات دروغ بگوییم؛ سپس در نقطه‌ای که معمولا از زمان کودکی آغاز می‌شود ، دروغ خود را باور می‌کنیم. برای سال‌ها ، من (‏JOP) ‏معتقد بودم که هرگز عصبانی نمی‌شوم. من افسرده شدم اما هیچ وقت عصبانی نبودم. وقتی بالاخره خسته شدم از اینکه دچار افسردگی شدم در درمان شخصی متوجه شدم که واقعا عصبانی می‌شوم. برای محافظت از تصویر آرمانی خودم به عنوان شخصیتی که هرگز خونسردی را از دست نمی‌دهد ، مجبور بودم بیشتر احساساتم را از بین ببرم و سرد و افسرده باشم اما هرگز عصبانی نمی‌شدم. روان‌کاوها می‌گفتند که من بی‌اختیار از خشم خود جلوگیری می‌کنم. اما هستی‌گرایان استدلال می‌کنند که به منظور پایان دادن به بخش‌های “بد” ما مانند خشم ، ابتدا باید بدانیم که خشم “بد” می‌باشد. سارتر (‏۱۹۵۶) ‏استدلال می‌کند که تمام چیزی که ما نیاز داریم فرض کنیم یک شخص آگاه است که از خود فریبی استفاده می‌کند و چه جنبه‌هایی از خود را انتخاب می‌کند تا از آن دور شود. هنگامی که ما با چنین ایمان بدی به خودمان عمل می‌کنیم با گناه قریب‌الوقوع دانستن این که واقعا چه کسی هستیم مواجه می‌شویم. در نتیجه ، توپ‌های برفی دروغگوی ما دچار علائم می‌شوند مانند این که مجبور شویم افسرده شویم تا هرگز عصبانی نشویم.
دروغ گفتن برای خود می‌تواند در طیف وسیعی از آسیب‌ها رخ دهد. بسیاری از مردم متقاعد شده‌اند که می‌توانند به کمال برسند که فراتر از انتقاد است و بنابراین اگر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌(‏) ‏” ‌‌‌”
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *