جزوه تایپ شده اناتومی عضلات
تحريك ريتميك قلب
قلب به يك دستگاه تخصص يافته مجهز شده است تا با توليد ايمپالس هاي ريتميك موجب انقباض ريتميك عضله قلب ً )( : – )-( – — -)( – —
)( – – – – ً مي كنند. اين كانال ها عبارتند از: 1- كانال هاي سريع سديم ،2- كانالهاي كند كلسيم ـ سديم، و 3- كانال هاي پتاسيم. هنگامي كه كانال هاي سريع سديمي به مدت چند «ده هزارم» ثانيه باز مي شوند، يونهاي مثبت سديم به سرعت وارد فيبر عضله بطن مي شوند و موجب شروع پتانسيل عمل با يك خيز بسيار سريع مي گردند )پتانسيل نيزه اي(. سپس كفهپتانسيل عمل بطن ايجاد مي شود كه عمدتاً ناشي از باز شدن آهسته تر كانال هاي كند كلسيم ـ سديم به مدت چند دهم ثانيه مي باشد. نهايتاً با افزايش باز شدن كانال هاي پتاسيم و انتشار مقادير زياد يون پتاسيم به بيرون از فيبر، پتانسيل غشا به حالت استراحت باز مي گردد.
غشاي فيبرهاي گره سينوسي در حال «استراحت» داراي پتانسيلي است كه بسيار كمتر منفي مي باشد )تنها mV33-( و همين باعث يك اختلاف در عملكرد كانال هاي مزبور در فيبرهاي گره سينوسي مي شود. كانال هاي سريع سديم با توجه به پتانسيل منفي كمتر غشا عمدتاً «غيرفعال» مي شوند، يعني دچار بلوك مي گردند. علت اين است كه اگر پتانسيل غشا بيش از چند هزارم ثانيه بالاتر )مثبت تر( از mV30- باشد، دريچه هاي غيرفعال كننده كه در سمت داخلي غشاي سلول هستند و كانال هاي سديم را مي بندند، بسته مي شوند و همچنان بسته مي مانند. لذا تنها كانال هاي كلسيم ـ سديم مي توانند باز شوند )يا «فعال» گردند( و موجب پيدايش پتانسيل عمل گردند. بنابراين پتانسيل عمل فيبرهاي گره سينوسي كندتر از پتانسيل عمل عضله بطن ايجاد مي شود و به جاي بازگشت ناگهاني به حال استراحت، با روندي آهسته تر به پتانسيل استراحت باز مي گردد.
خودتحريكي فيبرهاي گره سينوسي: معمولاً يون هاي مثبت سديم حتي در حالت طبيعي به درون فيبرهاي گره سينوسي نشت مي كنند، زيرا هم غلظت يون سديم در مايع خارج سلولي زياد است و هم بار الكتريكي درون فيبر در حالت طبيعي منفي است. ضمناً فيبرهاي گره سينوسي در حال استراحت داراي تعداد نسبتاً زيادي كانال باز براي يون سديم هستند. بنابراين ورودي يون هاي مثبت سديم باعث مي شود پتانسيل «استراحت» در فاصله هر دو ضربان به تدريج بالا رود. هنگامي كه پتانسيل غشا به آستانه ولتاژ حدوداً 80- ميلي ولت مي رسد، كانال هاي كلسيم ـ سديم فعال مي شوند و هر دو يون كلسيم و سديم به سرعت جزوه اناتومی عضلات فيبر مي شوند و پتانسيل عمل را به وجود مي آورند. بنابراين اصولاً نفوذپذيري ذاتي فيبرهاي گره سينوسي نسبت به سديم به آنها خاصيت خودتحريكي مي بخشد.
دانلود رایگان خلاصه جزوه اناتومی عضلات کتاب پی دی اف Pdf
گره A-V و تأخير در هدايت ايمپالس از دهليزها به بطن ها
دستگاه هدايتي چنان سازمان يافته است كه ايمپالس قلبي با سرعت زياد از دهليزها به بطن ها نمي رسد، بدين ترتيب دهليزها فرصت مي يابند محتويات خود را پيش از شروع انقباض بطن ها به آنها تخليه كنند. گره A-V و فيبرهاي هدايتي مجاور آن مسئول اصلي تأخير در انتقال ايمپالس قلبي از دهليزها به بطن ها هستند.
گره A-V در ديواره خلفي )سپتوم( بطن راست، درست در پشت دريچه سه لتي و مجاور دهانه سينوسي كرونر قرار دارد )شكل 2(.
شكل )2( طرحي را از قسمت هاي مختلف اين گره و ارتباطات آن با فيبرهاي مسيرهاي بين گرهي دهليز و باندل A-V نشان مي دهد. اين شكل همچنين فاصله زماني تقريبي بين توليد ايمپالس قلبي در گره سينوسي و رسيدن آن به نقاط مختلف در دستگاه گره A-V را بر حسب كسري از ثانيه نشان مي دهد. توجه كنيد كه ايمپالس حدود 02/0 ثانيه پس از شروع در گره سينوسي، با گذر از مسير بين گرهي به گره A-V مي رسد. آنگاه به مدت 09/0 ثانيه ديگر در خود گره A-V دچار تأخير مي شود تا به بخش نافذ باندل A-V برسد. اين قسمت از باندل A-V كه از دسته هاي متعدد كوچك تشكيل شده است و از بافت حايل بين دهليزها و بطن ها مي گذرد ،عبور ايمپالس را با 08/0 ثانيه تأخير بيشتر مواجه مي كند. بنابراين كل تأخير در گره A-V و دستگاه باندل A-V قريب 13/0 ثانيه است كه با توجه به 03/0 ثانيه تأخير در هدايت اوليه از گره سينوسي به گره A-V، مجموع تأخيرها 13/0 ثانيه مي شود.
هدايت در دستگاه پوركنژ
فيبرهاي پوركنژ از گره A-V شروع مي شوند و از طريق باندل A-V به بطن ها مي روند. اين فيبرها بسيار بزرگ هستند )حتي بزرگ تر از فيبرهاي عضلاني طبيعي بطن( و پتانسيل عمل را با سرعت 3/1 تا 8 متر در ثانيه منتقل مي كنند ،كه تقريباً 3 برابر سرعت معمول عضله قلب و 130 برابر سرعت برخي از فيبرهاي بينابيني است. اين سرعت بسيار زياد به ايمپالس قلبي اجازه مي دهد تا تقريباً بلافاصله به تمامي سيستم بطني برسد. مدت زمان بين ورود ايمپالس قلبي به شاخه هاي باندي تا رسيدن آن به انتهاي فيبرهاي پوركنژ به طور متوسط تنها 03/0 ثانيه است، لذا ايمپالس قلبي تقريباً به محض ورود به دستگاه پوركنژ، در تمام سطح اندوكاردي عضله بطن پخش مي شود.

دانلود رایگان اناتومی عضلات
هدايت ايمپالس قلبي در عضله بطن
ايمپالس قلبي پس از رسيدن به انتهاي فيبرهاي پوركنژ، از طريق خود فيبرهاي عضلاني به توده عضلاني بطن منتقل مي شود. سرعت انتقال در اين مرحله 3/0 تا 3/0 متر در ثانيه است، يعني يك ششم سرعت در جزوه اناتومی عضلات پوركنژ.
خلاصه نحوه انتشار ايمپالس در قلب
شكل )3( خلاصه نحوه هدايت ايمپالس در قلب انسان است. اعداد روي شكل نمايانگر فاصله زماني )بر حسب صدم ثانيه( بين شروع ايمپالس قلبي در كره سينوسي تا رسيدن آن به نقطه مربوطه از قلب هستند. توجه كنيد كه ايمپالس با سرعتي متوسط در دهليزها پخش مي شود، اما پيش از رسيدن به باندل A-V در ديواره بطن، بيش از 1/0 ثانيه در ناحيه گره A-V دچار تأخير مي گردد. ايمپالس پس از ورود به اين باندل به سرعت در فيبرهاي پوركنژ سراسر سطح اندوكاردي بطن بخش مي شود. آنگاه مجدداً با سرعتي كند در عضله بطن به سوي سطح اپيكاردي منتشر مي شود.
كنترل تحريك و هدايت در قلب
در مبحث توليد و هدايت ايمپالس در قلب بيان شده كه ايمپالس در حالت معمول از گره سينوسي شروع مي شود. البته در شرايط غيرطبيعي اين اصل غالباً نقض مي شود، زيرا ساير قسمت هاي قلب مي توانند به طريقي مشابه فيبرهاي گره سينوسي، به طور ريتميك منقبض شوند، اين امر به خصوص در مورد فيبرهاي گره A-V و فيبرهاي پوركنژ صادق است.
در صورتي كه هيچ منبع خارجي تحريك وجود نداشته باشد، فيبرهاي گره A-V با سرعت ذاتي 80 تا 30 بار در دقيقه، و فيبرهايپوركنژ با سرعتي حدود 13 تا 80 بار در دقيقه دچار تخليه الكتريكي مي شوند. برعكس، سرعت طبيعي گره سينوسي 70 تا 40 بار دردقيقه است.
بنابراين پرسشي كه مطرح مي شود اين است كه چرا گره سينوسي ريتم قلب را كنترل مي كند، نه گره A-V يا فيبرهاي پوركنژ. علت آن است كه سرعت تخليه الكتريكي در گره سينوسي به مقداري قابل ملاحظه بيش از سرعت تخليه در گره سينوسي به مقداري قابل ملاحظه بيش از سرعت تخليه در گره A-V يا فيبرهاي پوركنژ است. هر بار كه گره سينوسي دچار تخليه الكتريكي مي شود، ايمپالس آن هم به گره A-V و هم به فيبرهاي پوركنژ هدايت مي شود و غشاي تحريك پذير آنها را دچار تخليه الكتريكي مي سازد. آنگاه پتانسيل عمل در اين بافت ها و نيز گره سينوسي تمام مي شود و آنها هيپرپلاريزه مي شوند. اما گره سينوسي بسيار سريعتر از هر يك از دو بافت مذكور هيپرپلاريزاسيون خود را از دست مي دهد و پيش از آنكه هر يك از آنها به آستانه خودتحريكي برسد، يك ايمپالس تازه صادر مي كند. اين ايمپالس هم گره A-V و هم فيبرهاي پوركنژ را دچار تخليه الكتريكي مي سازد. اين روند پيوسته ادامه مي يابد و با وجود توان بالقوه خودتحريكي در اين بافت ها، گره سينوسي هميشه پيش از وقوع خودتحريكي، آنها را تحريك مي كند.
لذا گره سينوسي ضربان قلب را كنترل مي كند، چون سرعت تخليه ريتميك آن جزوه اناتومی عضلات از هر نقطة ديگر قلب است. پس گره سينوسي ضربان ساز طبيعي قلب است.
الكتروكارديوگرام طبيعي
هنگامي كه ايمپالس از درون قلب مي گذرد، جريان هاي الكتريكي در بافت هاي پيرامون قلب منتشر مي شود و قسمت كوچكي از آن با عبور از تمام بافت ها به سطح بدن مي رسد. اگر الكترودهايي بر روي پوست جزوه اناتومی پوست به قلب قرار دهيم، مي توانيم پتانسيل هاي الكتريكي را كه به وسيله اين جريان ها توليد مي شود ثبت نماييم، اين ثبت به الكتروكارديوگرام موسوم است. الكتروكارديوگرامي از دو ضربه قلب در شكل )8( ديده مي شود.
ويژگي هاي الكتروكارديوگرام طبيعي
الكتروكارديوگرام طبيعي )شكل 8( از موج P، كمپلكس QRS و موج T تشكيل شده است. كمپلكس QRS غالباً، اما نه هميشه ،داراي سه موج مجزاي S ،Q و R است.
پتانسيل هاي الكتريكي كه پيش از انقباض دهليزها ايجاد مي شوند، دهليزها را دپلاريزه مي كنند و موج P را مي سازند. از طرف ديگر پيش از انقباض بطن ها نيز پتانسيل هايي ايجاد مي شوند كه بطن ها را دپلاريزه مي كنند و كمپلكس QRS را مي سازند، اين كمپلكس زماني ايجاد مي شود كه موج دپلاريزاسيون در حال گسترش در بطن هاست بنابراين هم موج P و هم اجزاي كمپلكس QRS امواج دپلاريزاسيون هستند.
هنگامي كه بطن ها از حالت دپلاريزاسيون به حالت عادي باز مي گردند پتانسيل هايي توليد مي شود كه موج T را مي سازد. اين روند درحالت طبيعي حدود 23/0 تا 33/0 ثانيه پس از دپلاريزاسيون اتفاق مي افتد و به موج آن موج رپلاريزاسيون مي گويند.
امواج دپلاريزاسيون در مقابل امواج رپلاريزاسيون
شكل )8( يك فيبر عضله را در چهار مرحله دپلاريزاسيون و رپلاريزاسيون نشان مي دهد. پتانسيل منفي طبيعي درون فيبر در طول دپلاريزاسيون از دست مي رود و پتانسيل غشا معكوس مي گردد، به عبارت ديگر درون غشا مختصري مثبت و بيرون آن مختصري منفي مي شود.
در شكل 8 (A) دپلاريزاسيون، كه در داخل با بارهاي مثبت و در خارج با بارهاي منفي مشخص شده است، از چپ به راست مي رود ،به طوري كه نيمه نخست فيبر قبلاً دپلاريزه شده و نيمه ديگر هنوز پلاريزه است. بنابراين الكترود واقع بر سطح خارجي سمت چپ فيبر در ناحيه منفي قرار دارد و الكترود سمت راست در ناحيه مثبت، بدين ترتيب دستگاه جريان مثبت را نشان مي دهد. پتانسيل بين الكترودها كه توسط يك دستگاه ثبت كننده سريع ثبت مي شود، در سمت راست فيبر عضله ديده مي شود. توجه كنيد كه هنگامي كه دپلاريزاسيون به ميانه راه مي رسد )شكل 8A(، منحني ثبت جزوه اناتومی عضلات نيز به حداكثر مقدار ثبت مي رسد. شكل 8 (B) دپلاريزاسيون بر روي تمام فيبر عضله را نشان مي دهد. هر دو الكترود منفي هستند.
در شكل 8 (C) رپلاريزاسيون بر روي فيبر عضله را نشان مي دهد كه بيرون فيبر مجدداً ثبت شده است، رپلاريزاسيون از چپ به راست تا وسط فيبر پيش رفته است. اكنون الكترود چپ در ناحيه مثبت، و الكترود راست در ناحيه منفي است و اين حالت بر عكس قطبيت شكل 8 (A) است. در نتيجه منحني ثبت شده منفي مي گردد )سمت راست شكل(.
در شكل 8 (D) فيبر عضله كاملاً رپلاريزه شده است و هر دو الكترود اكنون در ناحيه مثبت قرار دارند و لذا پتانسيلي بين آنها وجود ندارد كه ثبت شود. بنابراين در منحني سمت راست، پتانسيل يك بار ديگر به حد صفر بازگشته است. به اين موج منفي تكميل شده موج رپلاريزاسيون مي گويند، زيرا بر اثر گسترش رپلاريزاسيون بر روي فيبر ايجاد مي شود.
رابطه انقباض دهليزها و بطن ها با موج هاي الكتروكارديوگرام
براي شروع انقباض عضله، قبلاً بايد دپلاريزاسيون در تمام عضله پخش شود تا فرايندهاي جزوه اناتومی عضلات انقباض را آغاز نمايد. بنابراين موج P در شروع انقباض دهليزها و موج QRS در شروع انقباض بطن ها ايجاد مي شود. بطن ها تا چند هزارم ثانيه پس از وقوع رپلاريزاسيون يعني تا پس از خاتمه موج T منقبض مي مانند.
موج رپلاريزاسيون بطن عبارت است از موج طبيعي T در الكتروكارديوگرام. برخي از فيبرهاي عضله بطني معمولاً حدود 20/0 ثانيه پس از شروع موج دپلاريزاسيون، رپلاريزاسيون را آغاز مي كنند، اما اين زمان در بسياري از فيبرها تا 33/0 ثانيه طول مي كشد. بنابراين روند رپلاريزاسيون در طي يك دوره طولاني )حدود 13/0 ثانيه( صورت مي گيرد. به همين دليل موج T در الكتروكارديوگرام طبيعي اغلب طولاني است و برعكس، ولتاژ موج T تا حد قابل ملاحظه اي كمتر از ولتاژ كمپلكس QRS است، كه //ً )( ً )(.
)( «» «» ً
فهرست مطالب