دانلود کامل ترین جزوه آسیب شناسی علوم ازمایشگاهی

  • از

جزوه تایپ شده آسیب شناسی علوم ازمایشگاهی

دانلود فایل

 

 

دانلود کتاب آسیب شناسی علوم ازمایشگاهی پیام نور دکتر داعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حس شنوايي:
هدف از اين فصل تشريح و توجيه مكانيسمهايي است )( )( :
:
ً ///اينترسي هوا است به آساني در مي يابيم كه براي ايجاد ارتعاش در مايع به مقدار بيشتري فشار نياز است. بنابراين پرده صماخ و دستگاه استخوانچه اي امپدانس امواج صوت در هوا را با امپدانس ارتعاشات صوتي در مايع حلزوني متناسب مي سازد)تطبيق امپدانس(. در واقع براي فركانس هاي صوتي 300 تا3000 هرتزي، متناسب كردن امپدانس صوت وارد شده فراهم مي گردد )شكل 33(.

 

جزوه آسیب شناسی علوم ازمایشگاهی دانلود رایگان خلاصه کتاب پی دی اف pdf

امواج صوتي در فقدان استخوانچه ها و پرده صماخ مي توانند مستقيماً از طريق هواي گوش مياني به پنجره بيضي حلزون برسند اما دراين صورت حساسيت شنوايي 13 تا 20 دسي بل كمتر از زمان انتقال با استخوانچه ها خواهد بود، همين معادل كاهش شدت صوت از حد يك صداي متوسط به يك صداي بسختي قابل شنيدن.

تضعيف صوت با انقباض عضلات ركابي و كشنده صماخ
هرگاه اصوات بلند از طريق دستگاه استخوانچه اي به دستگاه اعصاب برسد، يك رفلكس پس از زمان عكس العمل 80 تا 40 هزارم ثانيه اي ايجاد مي شود كه باعث انقباض عضله ركابي و تا حد كمتري عضله كشنده صماخ مي گردد. عضله كشنده صماخ، دسته چكشي را به سمت داخل مي كشد و در همان حال عضله ركابي استخوان ركابي را به سمت خارج مي كشاند. اين دو نيرو برخلاف هم اثر مي كنند و لذا باعث سختي شديد كل دستگاه استخوانچه اي و در نتيجه كاهش زياد انتقال اصوات كم فركانس )كمتر از 1000 هرتز( توسط استخوانچه ها مي شود.
رفلكس تضعيف مي تواند شدت اصوات كم فركانس را تا 30 الي 80 دسي بل كاهش دهد. اين مكانيسم دو وظيفه دارد.
1- مراقبت از حلزون در برابر ارتعاشات آسيب رساندن كه بر اثر اصوات فوق العاده شديد ايجاد مي شوند.
2- پوشاندن اصوات كم فركانس در محيط پر سر و صدا. با اين كار معمولاً قسمت عمده صداهاي اضافي زمينه حذف مي شود و شخص فرصت مي يابد توجه خود را به اصوات بالاتر از 1000 هرتز معطوف كند. بيشترين اطلاعات بجا درارتباط كلامي در اين محدوده فركانس قرار دارد.
وظيفه ديگر عضلات كشنده صماخ و ركابي است است كه حساسيت شنوايي فرد را نسبت به تكلم خودش كاهش مي دهند. براي اين منظور مغز همزمان با فعال كردن مكانيسم تكلم، پيام هايي جانبي به اين عضلات مي فرستند.

انتقال صوت از طريق استخوان:
از آنجا كه گوش داخلي يا حلزون در يك حفره استخواني از استخوان گيجگاهي بنام رابيرنت استخواني مدفون است، ارتعاشات كل جمجمه مي تواند باعث ارتعاشات در مايع خود حلزون گردد. بنابراين اگر يك دياپازون يا ارتعاش ساز الكترونيكي را در شرايط مناسب بر روي هر كدام از برجستگي هاي استخواني جمجمه قرار دهيم، شخص صدا را خواهد شنيد.

تشريح عملكرد حلزون
حلزون دستگاهي است متشكل از لوله هاي مارپيچ. اين دستگاه از سه لوله مارپيچي تشكيل شده كه پهلو به پهلوي هم قرار گرفته اند: 1( طبقه دهليزي
2( طبقه وسطي
3( طبقه صماخي.
دو طبقه دهليزي و وسطي بوسيله غشاي رايسنر )كه به غشاي دهليزي هم معروف است( از هم جدا شده اند.. غشاء قاعده اي هم طبقات صماخي و وسطي را از هم جدا مي كند. اندام كرتي كه داراي يك سري جزوه آسیب شناسی علوم ازمایشگاهی حساس به محركهاي الكترومكانيكي به نام سلولهاي مژكدار است بر روي سطح غشاء قاعده اي قرار دارد. اندام كرتي نوعي اندامك القايي گيرنده است كه در پاسخ به ارتعاشات صوتي ايمپالس عصبي توليد مي كند.
ارتعاشات صوتي از سوي كفه استخوان ركابي در محل پنجره بيضي وارد طبقه صماخي مي شود. كفه ركابي، پنجره بيضي را مي پوشاند و بوسيله يك رباط حلقوي نسبتاً سست به لبه هاي پنجره متصل مي گردد، بطوري كه مي تواند با ارتعاشات صوتي به داخل و خارج برود. حركت بسمت داخل باعث حركت مايع برون طبقات دهيلزي و وسطي مي گردد، و حركت به خارج مايع را عقب مي كشد

آسیب شناسی

آسیب شناسی

غشاء قاعده اي و تشديد در حلزون
غشاء قاعده اي غشايي است فيبري كه طبقه وسطي را از طبق صماخي جدا مي كند. اين غشا مشتمل بر بيست الي سي هزار فيبر قاعده اي است كه از مركز حلزون بسمت جدار خارجي بيرون زده اند. يك سر اين فيبرها آزاد بوده و مي توانند مرتعش شوند.
هرچه از قاعده حلزوني به سوي راس آن مي رويم طول فيبرها بيشتر و قطر آنها كمتر مي شود. در نتيجه فيبرهاي سخت و كوتاه نزديك پنجره بيضي حلزون در فركانسهاي بالا بهتر مرتعش مي شوند و فيبرهاي نرم و دراز نزديك نوك حلزون در فركانسها پائين بهتر ارتعاش مي يابند. لذا تشديد )رزونانس( غشاء قاعده اي با اصوات پر فركانس در نزديكي قاعده صورت مي گيرد كه صوت از طريق پنجره بيضي وارد حلزون مي شود. تشديد كم فركانس در نزديكي راس حلزون صورت مي گيرد كه علت اصلي آن اختلاف سختي فيبرهاست.

هدايت امواج صوتي در حلزون- موج پيشرونده
هرگاه كفه ركابي در مقابل پنجره بيضي به سمت داخل حركت كند پنجره گرد بايد به بيرون برجسته شود، زيرا تمام اطراف حلزون را ديواره هاي استخواني قرار گرفته است. شكل حركت موج پر فركانس، فركانس متوسط و موج با فركانس بسيار كم را به تصوير مي كشد.
حركت موج در طول غشاي قاعده اي را مي توان با حركت موج فشار در طول ديواره هاي شرياني مقايسه كرد.
هر موج در آغاز نسبتاً ضعيف است ولي وقتي به قسمتي از غشاء قاعده اي مي رسد كه فركانس ذاتي تشديد در آن با فركانس صوت مربوط برابر است، قوي مي شود. در اين نقطه غشاي قاعده اي بحدي آسان مي تواند ارتعاش يابد كه انرژي موج پراكنده مي شود. در نتيجه موج در اين نقطه مستهلك مي گردد و ديگر نمي تواند بقيه مسير را در طول غشاي قاعده اي بپيمايد.

لذا موج صوتي پر فركانس پيش از رسيدن به نقطه تشديد و مستهلك شدن تنها فاصله اي كوتاه را طي مي كند؛ موج صوتي دارايفركانس متوسط حدود نيمي از مسير را طي مي كند و پس از آن مستهلك مي شود و بالاخره موج صوتي داراي فركانس بسيار كم تمام طول مسير غشاء را مي پيمايد )شكل 33(.
)شكل 37( الگوي دامنه ارتعاش را براي فركانسهاي مختلف نشان مي دهد؛ بر اين اساس حداكثر دامنه براي اصوات 4000 هرتزي در نزديك قاعده حلزون است، در حالي كه حداكثر دامنه براي فركانسهاي كمتر از 2000 هرتز در انتهايي ترين قسمت غشاي قاعده اي و در نزديكي سوراخ مارپيچ )جايي كه طبقه دهليزي بدون طبقه صماخي باز مي شود( واقع است.
روش اصلي تميز فركانس اصوات از هم بويژه فركانسهاي جزوه آسیب شناسی علوم ازمایشگاهی از 200 هرتز مبني بر محل حداكثر تحريك فيبرهاي عصبي خارج شده از اندام كرتي است كه بر غشاء قاعده اي واقع مي باشد.

عمل اندام كرتي
اندام كرتي يك عضو گيرنده است كه در پاسخ به ارتعاشات غشاء قاعده اي، ايمپالس عصبي توليد مي كند. اندام كرتي بر روي سطح فيبرهاي قاعده اي و غشاء قاعده اي قرار دارد. روي اندام كرتي سولولهاي مژكدار قرار دارند كه بدو دسته داخلي و خارجي تقسيم مي گردند.
تعيين شدت
شدت )loudness( صوت حداقل از سه طريق در دستگاه شنوايي تعيين مي شود:
)1( هر چه شدت صوت بيشتر شود دامنه ارتعاش غشاي قاعده اي و سلولهاي مژكدار نيز بيشتر مي گردد بطوريكه سلولهاي مژكدار ،انتهاي عصبي را سريعتر تحريك مي كنند.
)2( هر چه دامنه ارتعاش بيشتر باشد، سلولهاي مژكدار بيشتر و بيشتري بر روي كناره قسمت در حال تشديد غشاي قاعده اي تحريك مي شوند و بدين ترتيب باعث جمع فضايي ايمپالسها مي گردند )يعني ايمپالس از طريق تعداد بيشتري فيبر عصبي هدايت مي شود(.
)3( تا زماني كه ارتعاش غشاي قاعده اي شديد نشود سلولهاي مژكدار خارجي به حد كافي تحريك نمي شوند. احتمال دارد كه تحريك اين سلولها دستگاه عصبي را بطريقي از شدت زياد صوت مطلع سازد.

شناسايي تغييرات شدت- قانون توان
شخص تغييرات شدت محركهاي حسي را تقريباً متناسب با تابع تواني شدت واقعي تفسير مي كند و در مورد صوت احساس تفسير شده تقريباً متناسب با ريشه سوم شدت واقعي صوت تغيير مي كند. به بيان ديگر گوش مي تواند اختلاف شدت صوت را از آهسته ترين بخواند تا بلندترين صداي ممكن تشخيص دهد، يعني قريب 1 تريليون برابر افزايش انرژي صوت يا 1 ميليون برابر افزايش دامنه حركت غشاء قاعده اي.
با وجود اين گوش چنين اختلاف بزرگي را بصورت يك تغيير تقريباً 10000 برابري تفسير مي كند. لذا مكانيسم هاي ادراكي دستگاهشنوايي، مقياس شدت را تا حدودي زيادي «فشرده» مي سازند. اين به شخص اجازه مي دهد تا تفاوتهاي شدت صوت را در محدوده اي فوق العاده وسيع تفسير نمايد. محدوده اي بسيار وسيعتر از آنچه كه در حالت عدم فشردگي مقايس شدت وجود مي داشت.

واحدي دسي بل
با توجه به اين گوش مي تواند تغييرات فوق العاده وسيع شدت صوت را شناسايي كند و تشخيص دهد، معمولاً شدت صوت را برحسب الگوريتم شدت واقعي آن بيان مي كنند. افزايش 10 برابري شدت صوت را يك بل مي گويند و به 1/0 بل هم 1 دسي بل گفته مي شود.
يك دسي بل نمايانگر 23/1 برابر افزايش واقعي انرژي صوت است.

آستانه شنيدن صوت در فركانسهاي مختلف
گوش ميتواند صوت 3000 هرتزي را حتي زماني كه شدت آن 70 دسي بل كمتر از سطح فشار صوت 21 dyne/cm )يعني 7-10 ميكر وات در هر سانتي متر مربع( باشد بشنود. از سوي ديگر صوت 100 هرتزي را تنها زماني مي توان شنيد كه شدت آن10000 برابر اين شدت باشد.
گفته مي شود فركانسهايي كه فرد يك جوان پيش از جزوه آسیب شناسی علوم ازمایشگاهی پيرگوشي در او مي تواند بشنود 20 تا 20000 هرتز است. البته نكته مهم اين است كه محدوده صوت قابل سمع تا حدود زيادي به شدت بستگي دارد. اگر شدت صوت 30 دسي بل كمتر از سطح فشار صوت 2dyne/cm 1 باشد محدوده صوت 300 تا 3000 هرتز است. محدوده كامل 20 تا 20000 هرتز تنها با صداهاي شديد قابل دستيابي است )شكل 34(. اين محدوده در سنين پيري به 30 تا 4000 هرتز يا كمتر تنزل مي كند.

عملكرد قشر مخ در شنوايي
)شكل 39( نشان مي دهد كه مسيرهاي شنوايي در كدام نواحي از قشر مخ تصوير مي شوند. اين شكل نشان مي دهد كه قشر شنوايي عمدتاً در صفحه فوق گيجگاهي شكنج )ژيروس( گيجگاهي فوقاني قرار دارد. دو ناحيه مجزا در شكل ديده مي شود: قشر اوليه شنوايي )ناحيه رنگي تيره( و قشر ارتباط شنوايي كه به آن قشر ثانويه هم مي گويند )ناحيه رنگي روشن(.

ادراك فركانس صوت در قشر اوليه شنوايي
حداقل 3 نقشه مبتني بر فركانس در قشر اوليه شنوايي و نواحي ارتباطي شنوايي يافت شده است. در هر يك از اين نقشه ها صداهاي پرفركانس، نرونهاي يك سر نقشه را تحريك مي كنند و اصوات كم فركانس سر ديگر نقشه را تحريك مي نمايند. در بيشتر آنها صداهاي كم فركانس در جلو قرار گرفته اند و صداهاي پر فركانس در عقب. هر يك از نواحي جداگانه، خصوصيتي از صوت را مورد تجزيه قرار مي دهد. بطور مثال يكي از نقشه هاي بزرگ قشر اوليه شنوايي فركانسهاي صوتي را تميز مي دهد و احساس رواني فركانسهاي صوتي رابه فرد مي دهد.
نواحي ديگر هم كيفيتهاي خاص مانند شروع ناگهاني اصوات و تغييرات خاص اصوات را شناسايي مي كنند. به همانند سيستم بينايي در مسير شنوايي- مكانيسم هاي پردازش گر پاسخ به فركانس را «تيز» مي كنند محققات معتقدند كه اين تيز شدن ناشي از پديده مهار جانبي است. بعبارت ديگر تحريك حلزون در يك فركانس باعث مي شود پيام هاي مربوط به فركانسهاي صوتي طرفين فركانس تحريك شده مهار گردند.
بخش زيادي از نرونهاي قشر شنوايي بويژه قشر ارتباطي به فركانسهاي خاص صوتي در گوش پاسخ نمي دهند. معتقدند كه اين نرونها فركانسهاي صوتي مختلف را با هم «مرتبط» مي سازند يا اطلاعات صوتي را با اطلاعات رسيده از ديگر نواحي حسي قشري مرتبط مي كنند.
تخريب هر دو قشر اوليه در انسان حساسيت شنوايي را تا حد زيادي كم مي كند. اما تخريب يكطرفه تنها مختصري شنوايي گوش مقابل را كاهش مي دهد ولي باعث كري آن نمي شود، زيرا مسير عصبي شنوايي داراي تعداد زيادي رابط است كه از سويي بسوي ديگر مي روند. اما چنين آسيبي بر توانايي شخص در مكان يابي منشاء صوت تاثير مي گذارد، زيرا براي عمل مكانيابي به پيام هاي مقايسه اي هر دو قشر نياز هست.
ضايعاتي كه بر نواحي ارتباطي شنوايي انسان اثر مي كنند توانايي او را در شنيدن و افتراق صداها كاهش نمي دهد. اما چنين فردي اغلب قادر به تفسير مفهوم صداي شنيده شده نخواهد بود.
مثلاً ضايعات قسمت خلفي شكنج گيجگاهي فوقاني كه ناحيه ورنيكه نام دارد و بخشي از قشر ارتباطي شنوايي است، غالباً تفسير مفهوم كلمات را براي هر فرد غير ممكن مي سازد. اگر چه جزوه آسیب شناسی روانی فردي كلمات را كاملاً خوب مي شنود و حتي مي تواند آنها را تكرار نمايد. اين وظايف نواحي ارتباطي شنوايي و رابطه آنها با وظايف كلي مغز از مسائل مورد تحقيق امروز است.

تعيين جهت منشاء صوت
انسان جهت افقي منشاء جزوه آسیب شناسی علوم ازمایشگاهی را با دو مكانيسم اصلي تعيين مي كند:
1( با فاصله زماني بين ورود صوت به يك گوش و به گوش مقابل؛
2( با اختلاف شدت اصوات رسيده به گوش؛
مكانيسم نخست در فركانسهاي زير 3000 هرتز بهتر عمل مي كند و مكانيسم شدت در فركانسهاي بالاتر عمل مي نمايد زيرا در اين فركانسها سر بعنوان يك حايل عمل مي كند. مكانيسم فاصله زماني جهت را بسيار دقيقتر از مكانيسم اختلاف شدت تميز مي دهد، زيرا ربطي به عوامل خارجي ندارد و فقط به فاصله زماني دقيق بين دو پيام صوتي بستگي دارد. اگر شخصي مستقيماً به طرف منشا صوت

دانلود رایگان آسیب شناسی علوم ازمایشگاهی pdf

دانلود رایگان آسیب شناسی علوم ازمایشگاهی pdf

نگاه كند، صوت دقيقاً در يك لحظه به هر دو گروش مي رسد، در حالي كه اگر گوش راست از گوش چپ به صوت نزديكتر باشد پيامهاي صوتي گوش راست زودتر از پيام هاي گوش چپ وارد مغز مي شوند.
دو مكانيسم فوق نمي تواند مشخص كنند كه آيا صوت از جلوي شخص نشات گرفته يا از پشت او و يا از بالا يا پايين. اين تميز عمدتاً توسط لاله دو گوش حاصل مي شود. شكل لاله گوش كيفيت صوت در حال ورود به گوش را بسته به جهتي كه از آن مي آيد تغيير مي دهد. بدين ترتيب كه فركانسهاي خاص صوتي را كه از جهات مختلف مي آيند تقويت مي كند. تخريب قشر شنوايي دو طرف مغز چه در انسان و چه در پستانداران باعث از بين رفتن تقريباً كامل توانايي تشخيص جهت منشا صوت مي شود.

انواع كري
معمولاً كري را به دو نوع تقسيم مي كنند: نوع اول را كه بر اثر اختلال حلزون يا عصب شنوايي ايجاد مي شود. معمولاً دقت نام«كري عصبي» طبقه بندي مي كنند و نوع دوم را كه بر اثر اختلال مكانيسم هاي هدايت صوت بدون حلزون پديد مي آيد معمولاً به نام «كري هدايتي» مي شناسند. اگر حلزون يا عصب شنوايي تخريب شود شخص براي هميشه كر خواهد شد. اما اگر حلزون وعصب سالم مانده باشد ولي دستگاه صماخي- استخوانچه اي خراب شده يا خشك شده باشد )بر اثر فيبروز يا كليسفيكاسيون در جاي خود «منجمد» شده باشد(، امواج صوتي همچنان مي توانند به روش هدايت استخواني از يك مولد صوت گذاشته شده بر روي جممه برون حلزون هدايت شوند.

شنوايي سنجي
براي تعيين ماهيت ناتوانيهاي سمعي از شنوايي سنج استفاده مي شود. براي اين منظور يك گوشي را به يك نوسان ساز الكترونيكي كه قادر به ايجاد اصوات يك فركانس است وصل مي كنند. دامنه اين فركانسها از مقادير متغير و از كم تا زياد است. دستگاه را طوري تنظيم مي كنند كه شدت صفر در هر فركانس بعدي باشد كه يك فرد طبيعي بتواند به سختي آنرا بشنود. دستگاه داراي يك كنترل كننده شدت صوت است كه شدت هر فركانس را به بالاتر يا پائين تر از حد صفر مي رساند.
اگر فرد تنها زماني را بشنود كه شدت آن 30 دسي بل بالاتر از شدت جزوه آسیب شناسی علوم ازمایشگاهی سمع براي آن فركانس در فرد طبيعي باشد. مي گويند شخص براي آن فركانس خاص 30 دسي بل افت شنوايي دارد. براي انجام آزمون شنوايي با استفاده از شنوايي سنجي حدود 4 تا 10 فركانس پراكنده از كل طيف شنوايي )(.
)(.
ً :
– – )(.
ً «» ً

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *