دانلود کامل ترین جزوه دستگاه گردش خون

  • از

جزوه رنگی و تایپ شده دستگاه گردش خون

دانلود فایل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گردش خون:
وظيفه گردش خون تامين نيازهاي بافتها، رساندن مواد جزوه دستگاه گردش خون غذايي، دور كردن فرآورده هاي دفعي :
)( )(.

:
؛ :
)(. % % % :
)(. متناسب است. لذا ميانگين سرعت در شرايط استراحت آئورت حدود cm/s 33 است در حالي كه در مويرگها معادل 11000 آن يعني mm/s 3/0 است. طول هر مويرگ در هر 3/0 تا 1 ميلي متر است و اين قضيه يعني خون به مدت 1 الي 3 ثانيه در هر مويرگ گردش خون مي ماند!

فشار در قسمت هاي مختلف گردش خون:
فشار آئورت بالا، يعني بطور متوسط 100 ميلي متر جيوه است. زيرا قلب همواره به درون آنها پمپ مي كند. بعلت پمپ ناپيوسته قلب فشار شرياني بين حد سيستولي mmHg120 و حد دياستولي mmHg 40 نوسان مي كند )شكل 33(. فشار خون در سيستم گردش عمومي به تدريج افت مي يابد و تا زماني كه به انتقال وريدهاي اجوف در دهليز راست برسد، فشار به صفر مي رسد. فشار عمومي مويرگها از حدود mmHg 33 و در نزديكي انتهاي آرتريولها تا حد mmHg 10 در نزديكي انتهاي وريدي آن متغير است اما ميانگين فشار «عملي» آنها در اكثر بسترهاي شرياني حدود mmHg 17 است.

دستگاه گردش خون

دستگاه گردش خون

تئوري اساسي عملكرد گردش خون:
1- جريان خون به هر يك از بافتهاي بدن تقريباً هميشه متناسب با نيازهاي بافت به دقت كنترل مي شود.
2- برون ده قلبي عمدتاً بوسيله مجموع كليه جريانهاي موضعي بافتها كنترل مي گردد.
3- بطور كلي، فشار شرياني مستقل از كنترل جريان خون موضعي يا كنترل برون ده قلب كنترل مي شود.
دستگاه گردش خون به يك دستگاه گسترده براي كنترل فشار شريان مجهز است. هرگاه فشار ميانگين شرياني به ميزان زيادي از حد طبيعي يعني mmHg 100 كمتر گردد. ظرف چند ثانيه يك سلسله رفلكسهاي عصبي بوجود مي آيد كه فشار خون را به حد طبيعي باز مي گرداند. از جمله اين تغييرات افزايش نيروي تلمبه قلب، انقباض مخازن بزرگ وريدي جهت تامين بيشتر براي قلب و تنگي عمومي آرتريولهاي جزوه دستگاه گردش خون سراسر گردش خون بدن. در ادامه «كليه» نيز با ترشح هورمونهاي كنترل كننده فشار در تنظيم آن نقش ايفا مي كند.

روابط بين فشار، جريان و مقاومت:
جريان خوني كه از يك رگ مي گذرد به دو عامل بستگي دارد:
1( اختلاف فشار بين دو سر رگ كه نيروي لازم براي راندن خون در رگ
2( ميزان مقابله با جريان خون در رگ كه مقاومت نام دارد )شكل 33(.
قانون اهم:
Q PP1 P2
R R
Q جريان خون ،P اختلاف فشار دو سر رگ ،R مقاومت رگ.

جريان خون:
جريان خون به معناي مقدار خوني است كه در يك دوره مشخص از نقطه معلومي از گردش خون مي گذرد. واحد آن ميلي ليتر يا ليتر در دقيقه است. كل جريان خون در گردش در يك فرد بالغ در حالت استراحت ml/min 3000 است. اين جريان را برون ده جزوه دستگاه گردش خون قلب مي نامند.
جريان لايه اي در عروق خون:
هنگاميكه خون با سرعت ثابت از يك رگ طولاني داراي سطح دروني هموار مي گذرد، جرياني كم مقاومت و لايه لايه دارد، بطوريكه لايه هاي آن حالت ديواري متحمد المركز را به خود مي گيرد و قسمت مركزي خون همواره در مركز رگ حركت مي كند. اين نوع جريان را با جريان لايه اي يا جريان كم مقاومت مي گويند كه برخلاف جريان آشفته است. خون در جريان آشفته پيوسته درون رگ مخلوط مي گردد.
نماي سهمي شكل سرعت در جريان لايه اي:
هنگامي كه خون به صورت لايه اي جريان مي يابد، سرعت آن در مركز رگ بسيار بيشتر از سرعت در لبه هاي بيرون است )شكل 37(.
علت شكل سهموي به اين خاطر است كه مولكولهاي مايع كه در تماس با جداره رگ هستند تقريباً حركتي نمي كنند زيرا به جداره چسبيده اند. هر چه لايه ها به وسط رگ نزديكتر باشند سرعت آنها از لايه قبلي بيشتر است.
جريان آشفته خون:
جريان خون در موارد زير مي تواند لايه اي نباشد:
1( تندي بيش از حد جريان خون
2( عبور خون از يك محل تنگ در رگ
3( عبور خون از يك پيچ تند
8( عبور خون از سطح ناهموار
تمايل به ايجاد جريان آشفته با سرعت جريان خون و قطر رگ نسبت مستقيم دارد و با چسبندگي خون تقسيم بر چگالي آن نسبت عكس دارد:
Re  .d
/
Re عدد رينالد است و تمايل به آشفتگي را نشان مي دهد. هر گاه عدد رينالد به 200 تا 800 برسد، جريان آشفته در محل برخي از انشعابات رگ ايجاد مي شود.

فشار خون:
واحد استاندارد فشار خون ميلي متر جيوه )mmHg( است. فشار خون به معناي نيرويي از خون است كه در مقابل واحد سطح جدار رگ اعمال مي شود. هنگاميكه مي گوييم فشار درون رگي mmHg 30 است. يعني خون درون آن مي تواند نيرويي اعمال كند كه ستون جيوه را تا 30 ميلي متر بالا ببرد.
مقاومت در برابر جريان خون:
مقاومت يعني باز داري از جريان خون در رگ. روش مستقيمي براي راه اندازه گيري آن وجود ندارد بلكه آن را از روي جريان خون و اختلاف پتانسيل رگ حساب مي كنند. اگر اختلاف پتانسيل بين دو نقطه رگ mmHg 1 و جريان خون ml/s 1 باشد، مقاومت برابر 1 واحد مقاومت محيطي )PRU( خواهد بود.
مقاومت كل محيطي و مقاومت كل ريوي:
در هنگام استراحت سرعت جريان خون در دستگاه گردش خون نزديك به ml/s 100 جزوه دستگاه گردش خون است و اختلاف فشار شرياني عمومي با وريدهاي عمومي حدود mmHg 100 است. بنابراين مقاومت كل گردش خون يعني مقاومت كل PRV 1 است. در برخي از شرايط كه تمام عروق سراسر بدن به شدت تنگ مي شوند مقاومت كل محيطي تا حد PRV 8 مي رسد.

 

خلاصه کتاب پی دی اف جزوه دستگاه گردش خون کامل دانلود رایگان

 

PRU: Peripheral resistance unit در دستگاه گردش خون ريوي، فشار ميانگين شريان ريوي mmHg13 و فشار ميانگين دهليز چپ حدود mmHg 2 است. لذا اختلاف فشار معادل mmHg18 است. بنابراين مقاومت ريوي حدود PRV 18. 0 است.

تاثير هماتوكريت و ويسكوزيته)چسبندگي( خون بر مقاومت عروقي و جريان خون:
ثابت شده است كه هر چه ويسكوزيته بيشتر باشد جريان خون در رگ كمتر مي شود. ويسكوزيته طبيعي خون حدود 3 برابر ويسكوزيته آب است. علت چسبندگي خون عمدتاً بدليل تعداد زيادي گلبولهاي قرمز معلق در خون است كه حركت هر يك از آنها در برابر سلولهاي مجاور و جدار رگ داراي اصطكاك است.
هماتوكريت:
درصدي از خون است كه از سلولها تشكيل شده است. لذا اگر هماتوكريت فردي 30 باشد. 30% از حجم خون او را سلول و باقيمانده را پلاسما تشكيل مي دهد. براي تعيين هماتوكريت خون را در يك لوله مدرج سانتريفيوژ مي كنند )شكل 34(. هرچه درصد سلولهاي خوني يعني هماتوكريت بيشتر باشد ويسكوزيته بيشتر مي گردد.
ويسكوزيته خون در عروق كوچك:
بجزهماتوكريت و پروتئين هاي پلاسما )درصد كمتري نسبت به هماتوكريت تاثير مي گذارند(، حداقل 3 عامل ديگر بر ويسكوزيته خون در عروق كوچك تاثير مي گذارد.
1- تاثير ويسكوزيته در لوله هاي مويينهجزوه دستگاه گردش خون بسيار كمتر از آن در عروق بزرگ است.

خلاصه رایگان دستگاه گردش خون

خلاصه رایگان دستگاه گردش خون

2- با كاهش جريان خون، ويسكوزيته بسيار زياد مي شود.
3- غالباً گلبولها در محل تنگ عروق كوچك به هم مي چسبند كه تاثير آن افزايش ويسكوزيته است.
با جمع بندي 3 عامل فوق مي توان نتيجه گرفت ويسكوزيته عروق كوچك بي شباهت به شريانها عروق بزرگ نيست.
تاثير فشار بر مقاومت عروقي و جريان خون بافت:
افزايش فشار نه تنها نيروي رانش خون به درون بافت را زياد مي كند بلكه همزمان عروق را نيز متسع كرده و همين امر موجب كاهش مقاومت آنها مي شود.

ضربانهاي فشار شرياني:
با هر ضربان قلب، خوني تازه در رگها جريان مي يابد. اگر قابليت اتساع شريانها نبود، خون تنها در هنگام سيستول قلبي در بافتها جريان مي يافت و در خلال دياستول هيچ خوني جريان نمي يافت. مجموع اثر قابليت اتساع شريانها و مقاومت آنها در برابر جريان خون باعث مي شود خوني كه به مويرگها مي رسد، تقريباً بدون ضربان باشد، بنابراين جريان خون بافتي ضربان دار نيست بلكه پيوسته است. حداكثر فشار هر نبض يعني فشار سيستولي mmHg120 و حداقل آن يعني فشار دياستولي mmHg 40 است. اختلاف اين دو فشار را كه حدوداً mmHg 80 است را فشار نبض گويند )شكل 39(.
فشار نبض تحت تاثير دو عامل است:
1- برون ده حجم ضربه اي قلب
2- قابليت اتساع شريان.
هر چه برون ده حجم ضربه اي بيشتر باشد مقدار خوني كه جزوه دستگاه گردش خون شريان در هر ضربه در خود جاي مي دهد بيشتر است و در نتيجه فشار نبض بيشتر مي گردد. از طرف ديگر به ازاي حجم ضربه اي معين هر چه اتساع رگ ها كمتر باشد فشار بيشتر بالا مي رود. تصلب شراين موجب سفتي و در نتيجه پائين آمدن قدرت اتساع رگها مي گردد.

انتقال نبض به شريانهاي محيطي:
هنگامي كه قلب در طي سيتسول خون را به داخل آئورت تخليه مي كند. ابتدا قسمت ابتدايي آئورت متسع مي شود. سپس موج اتساع هر چه بيشتر در طول آئورت پيش مي رود. اين را انتقال نبض در شريانها مي گويند )شكل 80(.
سرعت انتقال نبض در شريانها كم تر از مويرگها است چون قابليت اتساع رگ بيشتر است. به تدريج ضربانها در شريانهاي محيطي مستهلك مي شوند )شكل 81(.

روش باليني اندازه گيري فشار سيستولي و دياستولي:
براي اندازه گيري بايستي گوش را بر روي شريان آنتي كوبيتال گذاشته و بازوبند دستگاه فشار خون را دور بازوي بيمار بست. تا زماني كه فشار بازوبند بر بازو كم باشد كه شريان مستع بماند، هيچ صدايي به گوش نمي رسد اگر چه خون درون شريان در حال ضربان است.
اما هنگامي كه فشار جزوه دستگاه گردش خون بازو بند به حدي زياد مي گردد كه شريان را تا حدي ببندد به همراه هر نبض صدايي به نام صداي كورتكف )Korotkoff( شنيده مي شود.
هنوز علت دقيق صداهاي كورتكف در ابهام است ولي معتقدند علت عمده آن جهش خون از طريق رگ نيمه مسدود است. جهش خون باعث آشفتگي جريان در رگ باز پائين بازوبند گرديده و همين باعث ارتعاش مي گردد كه با گوش شنيده مي شود.
براي اندازه گيري فشار خون به روش سمعي بايد جزوه آناتومی بدن انسان بازوبند را به بالاي فشار سيستولي برسانيم كه شريان براكيال كاملاً مسدود شده و هيچ صدايي به گوش نرسد. كم كم فشار بازوبند را كم مي كنيم به مجرد اينكه فشار بازوبند كمتر از فشار سيستولي شود، خون در اوج فشار سيستولي از طريق شريان زير بازوبند نشت مي كند و به تدريج صداهاي دقي همزمان با ضربان قلب به گوش مي رسد.
زماني كه اين صداها شنيده مي شود، فشاري كه در فشار سنج ديده مي شود تقريباً با فشار سيستولي برابر است.همزمان با كاهش بيشتر فشار بازوبند، كيفيت صداهاي كورتكف تغيير كرده به طوري كه حالت دقي آن كم شده و بيشتر حالت ريتميك و خشن به خود مي گيرد. زماني كه فشار بازوبند تا حد فشار دياستولي پائين مي آيد ديگر شريان درطول دياستول بسته نمي شود و عامل پيدايش صداها از بين مي رود. در اين حالت فشار سنج فشار دياستولي را نشان مي دهد.

 

بخش تنفس
هدف از تنفش تهيه اكسيژن براي بافتها و برداشتن دي اكسيد كربن است. براي دستيابي به اين هدف وقايع عملي ( ( ؛
( ؛
( :
:
– ؛
– )(.
؛ ً :
ً

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *