دانلود کامل ترین جزوه روانشناسی تحولی ۱

  • از

جزوه روانشناسی تحولی ۱

تایپ شده

فرمت : PDF

دانلود فایل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک ویژگی مرتبط با افراد فردا می تواند اعتماد به خود ارگانیسم آنها باشد. این افراد کاملاً کاری برای راهنمایی ‌ً () ً بین آنچه را که هست و آنچه باید روانشناسی تحولی را به وضوح می بینند. از آنجا که آنها از احساسات ارگانیسم خود به عنوان معیار ارزیابی تجربیات خود استفاده می کنند ، شکاف بین خود واقعی و خود ایده آل خود را پر می کنند. از آنجا که آنها نیازی به دفاع از اهمیت شخصی خود نخواهند داشت ، هیچ نمایی را به افراد دیگر ارائه نمی دهند. و از آنجا که اعتماد به نفس دارند ، می توانند آشکارا هر احساسی را که تجربه می کنند ابراز کنند.

 

دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه روانشناسی تحولی ۱ پی دی اف کامل pdf

ششم ، افراد فردا از ذات جزوه روانشناسی تحولی ۱ اعتماد اساسی دارند. آنها فقط برای منافع شخصی به دیگران آسیب نمی رسانند. آنها به دیگران اهمیت می دهند و در صورت نیاز آماده کمک هستند. آنها خشم را تجربه خواهند کرد اما می توان به آنها اعتماد کرد که بی دلیل علیه دیگران حمله نکنند. آنها احساس پرخاشگری می کنند اما آن را در جهات مناسب هدایت می کنند.
سرانجام ، از آنجا که افراد فردا به تمام تجربیات خود باز هستند ، از زندگی غنی بیشتری نسبت به افراد دیگر برخوردار خواهند شد. آنها نه محرک های داخلی را تحریف می کنند و نه احساسات خود را از بین می برند. در نتیجه ، آنها عمیق تر از دیگران احساس می کنند. آنها در زمان حال زندگی می کنند و بنابراین در لحظه ادامه دار غنی تر شرکت می کنند.
فلسفه علم
راجرز ابتدا دانشمند بود. دوم ، یک درمانگر ؛ و سوم ، یک نظریه پرداز شخصیت. از آنجا که نگرش علمی او هم در درمان و هم در نظریه شخصیت او نفوذ می کند ، ما به طور خلاصه به فلسفه علم او نگاه می کنیم.

روانشناسی تحولی

روانشناسی تحولی

به گفته راجرز (1968) ، علم با تجربه ذهنی آغاز و پایان می یابد ، گرچه همه چیز در این بین باید عینی و تجربی باشد. دانشمندان باید بسیاری از ویژگی های فردای فرد را داشته باشند. یعنی آنها باید متمایل به نگاه به درون ، همسو با احساسات و ارزشهای درونی ، شهودی و خلاق بودن ، گشودن در برابر تجارب ، استقبال از تغییرات ، داشتن دیدگاه تازه و داشتن اعتماد محکم به خودشان باشند.
راجرز (1968) معتقد بود که دانشمندان باید کاملاً در پدیده های مورد مطالعه نقش داشته باشند. به عنوان مثال ، افرادی که تحقیقاتی در مورد روان درمانی انجام می دهند ابتدا باید به عنوان درمانگر سابقه شغل طولانی داشته باشند. دانشمندان باید از ایده های تازه متولد شده حفاظت کرده و از آنها مراقبت کنند و آنها را از همان نوزادی شکننده با عشق پرورش دهند.
علم از آنجا شروع می شود که یک دانشمند شهودی شروع به درک الگوها در میان پدیده ها می کند. در ابتدا ، این روابط کمرنگ و مبهم ممکن است مبهم باشد تا بتوان آن را به دیگران منتقل کرد ، اما این روابط توسط یک دانشمند دلسوز تغذیه می شوند تا اینکه در نهایت می توانند به عنوان فرضیه های قابل آزمایش تدوین شوند. بنابراین این فرضیه ها نتیجه یک دانشمند آزاد اندیش است و نتیجه یک تفکر استریو تیپیک نیست.
در این مرحله ، روش شناسی وارد تصویر می شود. اگرچه خلاقیت یک دانشمند می تواند روش های ابتکاری تحقیق را به همراه داشته باشد ، این روش ها باید خود به دقت کنترل شده ، تجربی و عینی باشند. روشهای دقیق مانع از این می شود که دانشمند خودفریبی کند و عمداً یا ناخواسته روانشناسی تحولی را دستکاری کند. اما این دقت را نباید با علم اشتباه گرفت. این فقط روش علم است که دقیق و عینی است.
دانشمند سپس یافته های حاصل از آن روش را به دیگران ابلاغ می کند ، اما این ارتباط خود ذهنی است. افرادی که ارتباطات را دریافت می کنند ، درجات آزاد اندیشی یا دفاع خود را در این روند وارد می کنند. آنها بسته به مشتری رایج، اندیشه علمی و تجارب ذهنی جزوه روانشناسی تحولی ۱ هر فرد ، سطح متفاوتی از آمادگی برای دریافت یافته ها را دارند.
مطالعات شیکاگو
راجرز که با فلسفه علمی خود سازگار بود ، به روش شناسی اجازه نمی داد ماهیت تحقیقات خود را بیان کند. در تحقیقات خود از نتایج روان درمانی مشتری مداری ، ابتدا در مرکز مشاوره دانشگاه شیکاگو (راجرز و دیموند ، 1954) و سپس با بیماران اسکیزوفرنیک در دانشگاه ویسکانسین (راجرز ، گندلین ، کیزلر و ترواکس ، 1967) ) ، او و همکارانش اجازه دادند این مسئله بر روش و اندازه گیری اولویت داشته باشد. آنها فقط به این دلیل که ابزار آزمایش آنها به راحتی در دسترس بود ، فرضیه ها را فرموله نکردند. در عوض ، آنها با احساس برداشت های مبهم از تجربه بالینی و شکل گیری تدریجی این فرضیات قابل آزمایش شروع کردند. فقط در آن زمان بود که راجرز و همکارانش با کار یافتن یا اختراع ابزاری که به وسیله آنها می توان این فرضیه ها را آزمایش کرد ، مقابله کردند.
هدف از مطالعات شیکاگو بررسی هر دو روند و نتایج درمان مشتری محور بود. درمانگران از سطح “مسافر” برخوردار بودند. آنها شامل راجرز و سایر اعضای هیئت علمی بودند ، اما دانشجویان تحصیلات تکمیلی نیز به عنوان درمانگر خدمت می کردند. گرچه از نظر تجربه و توانایی بسیار گسترده بودند ، اما اصولاً همه رویکرد مشتری مداری داشتند (راجرز ، 1961 ؛ راجرز و دیموند ، 1954).
فرضیه ها
تحقیقات در مرکز مشاوره دانشگاه شیکاگو پیرامون فرضیه اساسی مشتری محوری بنا شده است ، که بیان می کند همه افراد توانایی درک یا فهم خود و یا توانایی و تمایل به حرکت در مسیر را به طور فعال یا پنهان از خود سازی و بلوغ در خود دارند. این شرط محقق خواهد شد به شرطی که درمانگر جو روانشناختی مناسبی ایجاد کند. به طور خاص ، راجرز (1954) این فرضیه را مطرح كرد كه در حین درمان ، مشتریان احساسات و تجربیاتی را كه قبلاً آگاهی نداشته اند ، در خودپنداره خود جذب می كنند. وی همچنین پیش بینی کرد که در حین و پس از درمان ، اختلاف بین خود واقعی و خود ایده آل کاهش می یابد و رفتار مشاهده شده مشتریان بیشتر اجتماعی می شود ، خود را پذیرفته و توسط دیگران بیشتر پذیرفته می‌شوند. این فرضیه ها ، به نوبه خود ، پایه و اساس چندین فرضیه خاص روانشناسی تحولی شدند ، که به صورت عملیاتی بیان شده و سپس مورد آزمایش قرار گرفتند.
روش ها
از آنجا که فرضیه های این تحقیق جزوه روانشناسی تحولی ۱ می کرد که تغییرات ظریف شخصیت ذهنی به روشی عینی اندازه گیری شود ، انتخاب ابزار اندازه گیری کار دشواری بود.
برای ارزیابی تغییر از دیدگاه خارجی ، محققان از آزمون تصور موضوعی (TAT) ، مقیاس نگرش خود-دیگر (مقیاس S-O) و مقیاس بلوغ عاطفی Willoughby (مقیاس E-M) استفاده کردند. TAT ، یک آزمون شخصیت فرافکنی است که توسط Henry Murray (1938) ساخته شد ، برای آزمایش فرضیه هایی که خواستار تشخیص استاندارد بالینی بودند ، استفاده شد. مقیاس S-O ، ابزاری است که از چندین منبع قبلی در مرکز مشاوره تهیه شده است ، اقدامات ضد دموکراتیک و قوم گرایی را اندازه گیری می کند. از مقیاس E-M برای مقایسه توصیف رفتار و بلوغ عاطفی مشتری که توسط دو دوست صمیمی و توسط خود مشتری مشاهده شده است ، استفاده شد.
برای اندازه گیری تغییر از دید مشتری ، محققان به تکنیک Q مرتبه که توسط ویلیام استیفنسون از دانشگاه شیکاگو توسعه داده شده است اعتماد کردند (استیونسون ، 1953). تکنیک Q مرتبه با 100 گزاره خود ارجاع، چاپ شده روی کارتهای 3 در 5 آغاز می شود ، که از شرکت کنندگان تقاضا می شود آنها را به 9 دسته از “بیشتر شبیه من” تا “کمترین مثل من” مرتب کنند. محققان از شرکت کنندگان خواستند که کارتها را به دسته های 1 ، 4 ، 11 ، 21 ، 26 ، 21 ، 11 ، 4 و 1 مرتب کنند.
توزیع حاصل از آن به یک منحنی طبیعی نزدیک می شود و امکان تجزیه و تحلیل آماری را روانشناسی تحولی می کند. در مقاطع مختلف در طول مطالعه ، از شرکت کنندگان خواسته شد کارتها را برای توصیف خود ، خود ایده آل خود و افراد عادی مرتب کنند.
شرکت کنندگان در این مطالعه 18 مرد و 11 زن بودند که برای درمان در مرکز مشاوره مراجعه کرده بودند. بیش از نیمی دانشجویان دانشگاه و بقیه از جامعه اطراف بودند. این مراجعان – گروه آزمایش یا درمان – حداقل شش مصاحبه درمانی دریافت کردند و هر جلسه به صورت الکترونیکی ضبط و رونویسی می شد ، روشی که راجرز از سال 1938 پیشگام بود.
محققان از دو روش مختلف کنترل استفاده کردند. ابتدا آنها از نیمی از افراد گروه درمانی خواستند كه 60 روز منتظر بمانند تا تحت درمان قرار بگیرند. این شرکت کنندگان ، که به عنوان گروه کنترل یا کنترل خود شناخته می شوند ، باید قبل از دریافت درمان منتظر بمانند تا تعیین کنند که آیا انگیزه تغییر به جای خود درمان باعث بهتر شدن افراد می شود. نیمی دیگر از گروه درمانی ، به نام گروه بدون انتظار ، بلافاصله تحت درمان قرار گرفتند.
کنترل دوم شامل یک گروه جداگانه از “افراد عادی” بود که داوطلبانه به عنوان شرکت کنندگان در یک مطالعه “تحقیق در مورد شخصیت” خدمت می کردند. این گروه مقایسه به محققان اجازه داد تا تأثیرات متغیرهایی مانند گذشت زمان ، آگاهی از اینکه جزوه روانشناسی تحولی ۱ از آزمایش است (اثر دارونما) و تأثیر آزمایش مکرر را تعیین کنند. شرکت کنندگان در این گروه کنترل به یک گروه انتظار و یک گروه بدون انتظار تقسیم شدند که با گروه های درمان انتظار و بدون انتظار مطابقت داشتند. محققان هر دو گروه انتظار درمانی و گروه انتظار کنترل را چهار بار آزمایش کردند: در ابتدای دوره انتظار 60 روزه ، قبل از درمان ، بلافاصله پس از درمان و بعد از یک دوره پیگیری 6 تا 12 ماهه. آنها گروههای بدون انتظار را در همان موارد آزمایش کردند ، البته به استثنای قبل از دوره انتظار (شکل 10.1 را ببینید).

دانلود خلاصه کتاب رایگان روانشناسی تحولی

دانلود خلاصه کتاب رایگان روانشناسی تحولی

محققان دریافتند که گروه درمانی اختلاف کمتری بین خود و خود ایده آل پس از درمان نشان داد و آنها تقریباً تمام این دستاوردها را در طول دوره پیگیری حفظ کردند. همانطور که انتظار می رفت ، کنترل های “عادی” میزان همخوانی بالاتری نسبت به گروه روانشناسی تحولی در ابتدای مطالعه داشتند، اما در مقابل گروه درمانی ، آنها تقریباً هیچ تغییری در همخوانی بین خود و ایده آل خود از آزمایش اولیه تا پیگیری نهایی نشان ندادند.

شکل 10.1 طراحی مطالعه شیکاگو. منبع: C. R. Rogers و R. F. Dymond ، روان درمانی و تغییر شخصیت ، 1954. حق چاپ © 1954
انتشارات دانشگاه شیکاگو ، شیکاگو ، ایالت IL.
علاوه بر این ، گروه درمانی بیش از آنکه درک خود را از یک فرد عادی تغییر دهند ، خودپنداره خود را تغییر دادند. این یافته حاکی از آن است که ، اگرچه مشتری ها تغییر کمی در تصور خود از نوع متوسط افراد نشان می دهند ، اما تغییر محسوسی در درک خود از خود نشان می دهند. به عبارت دیگر ، بینش فکری منجر به رشد روانشناختی نمی شود (رودیکوف ، 1954).
آیا درمان تغییرات قابل توجهی در رفتار مشتری ایجاد می کند که توسط دوستان نزدیک درک می شود؟ از شرکت کنندگان در دو گروه درمانی و گروه کنترل خواسته شد نام دو دوست صمیمی را که می توانند در مورد قضاوت درباره تغییرات رفتاری آشکار باشند ، در اختیار آزمایش کنندگان قرار دهند.
به طور کلی ، دوستان هیچ تغییر رفتاری قابل توجهی در مشتریان از دوره قبل از درمان تا پس از درمان گزارش نکردند. با این حال ، این رتبه جهانی بدون تغییر به دلیل یک اثر متعادل بود. مشتریانی که از نظر درمانگران به عنوان بهبود یافته ارزیابی می شوند ، از دوستان خود نمره بالاتری پس از درمان دریافت می کنند ، در حالی که کسانی که به عنوان کمترین رتبه بندی شده اند ، امتیاز کمتری از دوستان خود دریافت می کنند. جالب اینجاست که قبل از درمان ، مشتریان معمولاً از نظر نمره، برتری نسبت به دوستانشان برخوردار نبودند ، اما با پیشرفت درمان ، آنها خود را بالاتر و بنابراین با امتیازات دوستان خود مطابقت دادند. شرکت کنندگان در گروه کنترل در طول مطالعه از نظر بلوغ عاطفی هیچ گونه تغییری در قضاوت دوستان نشان ندادند (راجرز و دیموند ، 1954).
خلاصه نتایج
مطالعات شیکاگو نشان داد که افرادی که تحت درمان با جزوه روانشناسی تحولی ۱ مداری قرار دارند ، به طور کلی رشد یا بهبودی را نشان می دهند. با این حال ، پیشرفت در حد مطلوب نبود. گروه درمانی نسبت به گروه کنترل روانشناسی تحولی به گروه کنترل ، درمان را شروع کردند ، رشد را در طول درمان نشان دادند و بیشترین پیشرفت را در طول دوره پیگیری حفظ کردند. با این حال ، آنها هرگز به سطح بهداشت روانشناختی نشان داده شده توسط افراد “عادی” در گروه کنترل نرسیدند.
با نگاهی دیگر به این نتایج ، یک فرد معمولی که مشتری مداری را دریافت می کند ، هرگز به مرحله 7 که فرضیه راجرز است و قبلاً بحث شد ، نزدیک نمی شود. انتظار واقع بینانه تر این است که مشتری ها به مرحله 3 یا 4 برسند. درمان مشتری مداری موثر است ، اما منجر به عملکرد کامل فرد نمی شود.

تحقیقات مرتبط
در مقایسه با نظریه مازلو ، اندیشه های جزوه روانشناسی تجربی در مورد قدرت نگرش بی قید و شرط ، تحقیقات تجربی زیادی ایجاد کرد. در واقع ، تحقیقات خود راجرز در مورد سه شرط لازم و کافی برای رشد روانشناختی پیش درآمد روانشناسی مثبت بوده و توسط تحقیقات مدرن بیشتر مورد حمایت قرار گرفته است (کرامر ، 1994 ، 2002 ، 2003 الف). علاوه بر این ، مفهوم ناسازگاری راجرز بین خود واقعی و ایده آل و انگیزه برای دستیابی به اهداف ، علاقه مستمر محققان را برانگیخته است.
نظریه خود مغایرت
راجرز همچنین پیشنهاد کرد که سنگ بنای سلامت روان ، همخوانی بین واقعاً نگاه کردن به روانشناسی تحولی و نحوه ایده آل بودن ماست. اگر این دو ارزیابی شخصی متناسب باشد ، یکی نسبتاً مناسب و سالم است. در غیر اینصورت ، فرد اشکال مختلف ناراحتی ذهنی مانند اضطراب ، افسردگی و اعتماد به نفس پایین را تجربه می کند.
در دهه 1980 ، ای. توری هیگینز نسخه ای از نظریه راجرز را توسعه داد که همچنان در شخصیت شناسی و تحقیقات روانشناختی اجتماعی تأثیرگذار است. نسخه هیگینز از نظریه تئوری خود مغایرت نامیده می شود و نه تنها در مورد خود مغایرت واقعی – ایده آل است بلکه در مورد خود مغایرت واقعی نیز بحث می کند (Higgins، 1987).
یک تفاوت بین راجرز و هیگینز، خاص بودن نظریه هیگینز است. وی با پیشنهاد حداقل دو شکل متمایز از اختلاف ، نتایج منفی متمایز را از هر یک پیش بینی کرد. به عنوان مثال ، اختلاف ایده آل واقعی باید منجر به احساسات مرتبط با انزجار شود (به عنوان مثال ، افسردگی ، غم ، ناامیدی) ، در حالی که اختلاف واقعی باید منجر به احساسات مرتبط با تحریک شود (به عنوان مثال ، اضطراب ، ترس ، تهدید). گرچه جزوه روانشناسی تحولی ۱ تر است ، با این وجود نظریه هیگینز اساساً همان شکل و فرضیات نظریه راجرز را دارد: افرادی که دارای سطح بالایی از اختلاف در خود هستند ، به احتمال زیاد سطح بالایی از تأثیرات منفی مانند اضطراب و افسردگی را در زندگی خود تجربه می کنند.
نظریه هیگینز از اواسط دهه 1980 مورد توجه تجربی قرار گرفته است.
برخی از تحقیقات اخیر تلاش کرده است تا شرایطی را که در آن عدم تناقض در خود تجربه عاطفی پیش بینی می کند ، روشن کند (فیلیپس و سیلویا ، 2005). به عنوان مثال ، آن فیلیپس و پاول سیلویا پیش بینی کردند که احساس منفی حاصل از اختلافات ایده آل یا واقعی باید بسیار شدید باشد ، در صورتی که افراد تمرکز بیشتری بر خود داشته باشند یا از خود آگاهی داشته باشند. قرار گرفتن در یک حالت تمرکز بر خود ، نه تنها باعث می شود فرد از ویژگی های مربوط به خود آگاهی بیشتری کسب کند ، بلکه باعث می شود فرد اختلافات را تشخیص دهد و بنابراین علاقه مند به روانشناسی تحولی باشد.
فیلیپس و سیلویا برای آزمایش پیش بینی خود ، شرکت کنندگان را به یک آزمایشگاه آوردند و نیمی از شرکت کنندگان را با داشتن سوالات کامل درباره تناقضات خود و خلق و خوی مقابل آینه ، به خودآگاهی القا کردند. نیمی دیگر از نمونه همان پرسشنامه ها را تکمیل کرد اما در حالی که پشت میز عادی نشسته بود و آینه آن وجود نداشت. به دلایل واضح ، اگر در حالی که در آینه به خود نگاه می کنید به سولات مربوط به خود پاسخ می دهید ، احتمالاً خودآگاهی خواهید داشت. همانطور که پیش بینی شده است ، پدیده تجربه احساسات منفی در نتیجه عدم تناقض در خود ، فقط در میان شرکت کنندگان رخ داده است که خود آگاهی بالایی دارند (یعنی کسانی که پرسشنامه ها را جلوی آینه تکمیل کرده اند).
در تحقیقات بیشتر درباره خود مغایرت ، راشل کالوژرو و نیل واتسون (2009) بررسی کردند که آیا اختلافات ادراکی و ایده آل واقعی افراد ، شکل منحصر به فردی از خودآگاهی را پیش بینی می کنند که آنها را “خودآگاهی اجتماعی مزمن” می نامند.؟ این ویژگی با توجه به خود متمرکز در هنگام حضور در جمع ، و یک نظارت هوشیار بر خود و بدن مشخص می شود. آنها همچنین میزان ً ‌ً ()

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *