جزوات رنگی و تایپ شده زبان بدن
کتاب زبان بدن آلن پیز برایان تریسی پیام نور
در وهله اول ، دکتر وینر ، یک آناتومیست گفت که تمام عضلات مربوط “””” “” “”. “” “” “” – “”. “” “” ، “” – (“کردن”) زبان دادن خواهد کرد. یک شی را پس از دیگری رد می کند ، تا اینکه سیگار را پیدا کرده و “آن را بشناسد”. این یک نمونه از نوع دوم سروو مکانیزم است. یادآوری نامی که به طور موقت فراموش شده مثال دیگری زبان بدن . “اسکنر” در مغز شما از طریق خاطرات ذخیره شده خود تا زمانی که نام صحیح “شناخته شود” جزوه زبان بدن می کند . مغز الکترونی تقریباً به همین روش مشکلات را حل می کند. اول از همه مقدار زیادی از داده ها باید در دستگاه بررسی شود. این اطلاعات ذخیره شده یا ثبت شده مربوط به “حافظه” دستگاه بدن . مشکلی برای دستگاه بوجود آمده است. حافظه خود را اسکن می کند تا جایی که “پاسخ” را پیدا کند. مسئله و پاسخ با هم کلی از یک وضعیت یا ساختار را تشکیل می دهند. وقتی بخشی از اوضاع یا ساختار (مشکل) به دستگاه داده می شود ، تنها “قطعات گمشده” یا آجر با اندازه مناسب را پیدا می کند ، یا به قولی ساختار را تکمیل کند.
دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه زبان بدن پی دی اف کامل pdf
هرچه بیشتر در مورد مغز انسان یاد گرفته شود، – تا آنجا که مربوط به عملکرد است- بیشتر شبیه مکانیسم سروو است. به عنوان مثال ، دکتر وایلدر پنفیلد ، مدیر موسسه مغز و اعصاب مونترال ، در جلسه آکادمی ملی علوم گزارش کرده، که او یک مکانیسم ضبط، در ناحیه کوچکی از مغز را کشف کرده است ، که ظاهراً هر آنچه را که شخص تجربه کرده ، مشاهده کرده یا آموخته است را ثبت می کند.
در طی یک عمل مغز که در آن بیمار کاملاً بیدار بود ، دکتر پنفیلد اتفاقی ناحیه قشری کوچکی را با ابزار جراحی لمس کرد. بلافاصله بیمار فریاد زد که او در حال “زنده کردن” حادثه ای از کودکی اش است، که آگاهانه فراموشش کرده بود. به علاوه آزمایشات در این راستا نتایج مشابهی را به همراه داشت. وقتی مناطق خاصی از قشر لمس شد ، بیماران فقط تجربیات گذشته را “به یاد نمی آورد” ، آنها “دوباره” مناظر واقعی را تجربه می کنند، همینطور صداها و احساسات خیلی واقعی هستند. درست مثل اینکه تجربیات گذشته روی یک نوار ضبط شده باشد. اینکه چطور مغز انسان می تواند اطلاعات بسیار زیادی را در جای کمی ذخیره کرده، ضبط و پخش کند هنوز یک راز است.
روانشناس مغز و اعصاب زبان بدن. گری والتر گفته است که حداقل ده میلیارد سلول الکترونیکی برای ساخت تصویری مورد نیاز از مغز انسان است. این سلول ها، حدود یک میلیون و نیم فوت مکعب را اشغال می کنند و میلیون ها فوت مکعب برای “اعصاب” یا سیم کشی مورد نیاز است. برق مورد نیاز برای کار کردن
یک میلیارد وات باشد.

زبان بدن
نگاهی به مکانیسم خودکار در عمل
ما از هیبت موشک های رهگیر تعجب می کنیم که می تواند در یک لحظه نقطه رهگیری موشک دیگر را بدن کند و ” در لحظه صحیح آنجا باشد” تا ارتباط برقرار کند.
با این حال ، آیا ما هر بار که می بینیم یک بازیکن زمین میانی توپ را در هوا می گیرد، به همان اندازه شاهد چیزی فوق العاده نیستیم؟ برای محاسبه جایی که توپ سقوط خواهد کرد ، یا جایی که “نقطه” قرار دارد از رهگیری استفاده خواهد شد ، او باید سرعت توپ ، انحنای سقوط آن ، جهت آن ، بادگیر ، سرعت اولیه و کاهش تدریجی در سرعت را محاسبه كند. باید این محاسبات را آنقدر سریع انجام دهد که قادر باشد در برابر توپ چوب بیسبال خود را “بلند کند”. بعد در همان زمان، او باید محاسبه کند که چقدر سریع و در چه جهت برای رسیدن به نقطه سقوط توپ باید بدود. حریف میانی حتی بهش فکر هم نمی کند . زبان هدفمند داخلی او از داده های چشم و گوش او استفاده و محاسبه می کند. رایانه در مغز او این اطلاعات را می گیرد ، آن را با داده های ذخیره شده مقایسه می کند (خاطرات مربوط به موفقیت ها و شکست های دیگر در گرفتن توپ های در حال حرکت). همه محاسبات لازم بصورت فلاش و دستورهایی که انجام می شود به عضلات پای او صادر می شود – و او “فقط می دود”.
علم می تواند کامپیوتر را بسازد اما اپراتور آن را نمی سازد
دکتر وینر گفته است که قابل بدن بینی در چه زمانی در آینده دانشمندان قادر به ساخت یک مغز الکترونیک باشند، چیزی که با مغز انسان قابل مقایسه باشد. “من فکر می کنیم در مقایسه با مغز انسان مردم از مزایای و معایب خاص ماشین آلات الکترونیکی بیشتر اطلاع داردند.” او می گوید:” تعداد دستگاه های تعویض شونده در مغز انسان ، تعداد ابزارها را در ماشین های محاسباتی که تا به حال توسعه یافته را افزایش می دهد یا حتی به فکر طراحی آن در آینده نزدیک هستیم. ”
اما حتی اگر چنین دستگاهی ساخته شود ، فاقد یک “اپراتور” خواهد بود. رایانه مغز پیشانی یا یک “من” ندارد در نتیجه نمی تواند برای خودش مشکلات را تعریف کند. تخیلی ندارد و نمی تواند برای خودش اهدافی تعیین کند. نمی تواند تعیین کند کدام اهداف ارزشمند است و کدام یک ارزش ندارد. هیچ احساساتی ندارد. نمی تواند “احساس” کند. فقط توسط یک اپراتور بر روی داده ها کار می کند ، و از داده های بازخوردی که از “اندام های حسی” جزوه زبان بدن می آورد و اطلاعات قبلی ذخیره شده استفاده می کند.
آیا انبار نامحدودی از ایده ها ، دانش ها و قدرت وجود دارد؟
بسیاری از اندیشمندان بزرگ در هر سنی عقیده داشته اند که “اطلاعات ذخیره شده” در ذهن انسان محدود به خاطرات خود از تجربیات گذشته و حقایق آموخته شده نیست. امرسون ، که ذهن فردی ما به ورودی های موجود در اقیانوس ذهن جهانی تشبیه می کند ، می گوید: ” ذهن انسان ها با یکدیگر مشابه است”.
ادیسون معتقد بود که برخی از ایده های خود را از یک منبع غیر از ذهن زبان دریافت کرده است. یک بار ، هنگامی که برای یک ایده خلاق از او تعریف کردند. او را رد کرد و گفت که “ایده ها در هوا هستند “و اگر او آن را کشف نکرده بود ، شخص دیگری آن را کشف می کرد.
دکتر J. B. Rhine ، رئیس آزمایشگاه فراروانشناسی روانشناسی زبان بدن دوک، به طور تجربی ثابت کرده است که انسان غیر از حافظه فردی وی یا اطلاعات ذخیره شده از یادگیری یا تجربه به دانش ، حقایق و عقاید دسترسی دارد. تله پاتی ، بصیرت ، شناخت قبلی با آزمایش های بدن علمی ساخته شده اند. یافته های وی مبنی بر اینکه انسان دارای برخی “عوامل احساسی اضافی” است که او آن را ” Psi “می نامد ، دیگر توسط دانشمندانی که کارهای وی را به طور جدی مرور کرده اند مورد تردید نیست. مانند پروفسور R. H. Thouless از دانشگاه کمبریج که می گوید ، “واقعیت پدیده ها باید طور قطع همانند هر آنچه در تحقیقات علمی می تواند ثابت شود پذیرفته شود. ”
دکتر راین می گوید: “ما دریافته ایم که یک ظرفیت برای کسب دانش فراتر از حس وجود دارد. کارکرد این ظرفیت حسی اضافی می تواند به ما دانش قطعاً عینی و به احتمال زیاد ذهنی از ماده و به احتمال زیاد ازذهن ها بدهد”.
گفته می شود شوبرت به یکی از دوستان خود گفته که روند خلاقیت اختصاصی اش شامل “به خاطر سپردن یک ملودی” را نه او و نه شخص دیگری قبلاً فکرش را نکرده بودند.
بسیاری از هنرمندان خلاق و همچنین روانشناسانی که مطالعه روند خلاق را انجام می دهند، توسط شباهت الهام خلاق ، افشاگری ناگهانی ، شهود و غیره و حافظه معمولی انسان تحت تأثیر قرار گرفته اند.
جستجو برای ایده جدید ، یا جزوه زبان بدن به یک مشکل ، در واقع بسیار شبیه جستجوی حافظه برای یک نام است که فراموش کرده اید. شما می دانید که آن نام “آنجا” است در غیر این صورت جستجو نمی کنید. اسکنر در مغز شما حافظه ذخیره شده را جست و جو می کند تا زمانی که نام مورد نظر “شناخته شده” یا “کشف شده” باشد.
پاسخ اکنون وجود دارد
تقریباً به همان روش ، وقتی ما برای یافتن مورد جدید ایده ، یا جواب یک مسئله تصمیم گرفتیم باید فرض زبان بدن که پاسخ از قبل در جایی وجود داشته است ، و برای یافتن آن قدم بردارید. دکتر نوربرت وینر گفته است: “بدن که دانشمند به مشکلی که خودش می داند جوابش را دارد حمله می کند، نگرشش تغییر کرده است. او در حال حاضر حدود پنجاه درصد از راه خود را به سمت پاسخ رفته است. “(نوربرت وینر ، استفاده انسان از انسان.)
هنگامی که شما برای انجام کارهای خلاقانه تصمیم می گیرید – چه در زمینه فروش ، مدیریت تجارت ، نوشتن غزل ، بهبود روابط انسانی ، یا هر چیز دیگری ، شما با هدفی در ذهن شروع می کنید، یک هدف برای رسیدن به ، یک پاسخ ، که اگرچه شاید تا حدودی مبهم باشد ، اما در صورت دستیابی “شناسایی” خواهد شد. اگر واقعاً هدفتان تجارت است و یک تمایل شدید داشته بشاید ، و شروع به فکر کردن در مورد همه زوایای زبان می کنید – مکانیسم خلاقیت شما به کار می افتد – و “اسکنری” که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم شروع به کار می کند. از طریق اسکن دوباره اطلاعات ذخیره شده راه خود را به جواب باز می کند. ذهن یک ایده از اینجا ، یک واقعیت از آنجا ، یک سری از تجربیات قبلی را انتخاب می کند و آنها را به یکدیگر ربط می دهد – یا “آنها را به هم گره می زند” تا به یک کل معنادار تبدیل شود. بخش ناتمام معادله خود را کامل کنید، یا مشکل خود را “حل” کنید. وقتی این راه حل وارد خودآگاه شما شود – غالباً لحظه ای که به چیز دیگری فکر می کنید – یا شاید حتی به عنوان یک رویا در حالی که خواب هستید اتفاق بدن – چیزی ذهن شما تغییر می کند و شما بلافاصله پاسخی که به دنبال آن بوده اید را “تشخیص” می دهید.
آیا در این فرآیند سازوکار خلاقیت شما نیز دسترسی به اطلاعات ذخیره شده در ذهن جهان وجود دارد؟ تجارب بیشمار افراد خلاق نشان می دهد كه این جمله حقیقت دارد. مثلاً تجربه لوئیس آگاسیز که از زبان همسرش گفته می شود:
“او تلاش می کرد تا اثر مبهم ماهی زبان بدن روی تخته سنگی که در آن بود را رمزگشایی کند. خسته و گیج ، در آخر کار خود را کنار گذاشت و سعی کرد آن را از ذهن خود دور کند. مدت کوتاهی بعد ، او یک شب بیدار شد و معتقد بود که در خواب ماهی را با تمام ویژگی های مفقود کاملاً ترمیم شده دیده است.
او با این فکر به Jardin des Plantes رفت و فکر می کرد که در نگاه مجدد به چیزی را می بیند تا او را در مسیر درست قرار دهد. اما بیهوده بود – سنگ مثل همیشه هیچ اثری در خود نداشت. شب بعد وی دوباره ماهی را دید، اما وقتی بیدار شد مثل قبل از حافظه اش پاک شده بود. به امید تکرار تجربه مشابه، در شب سوم مداد و کاغذ را قبل از خواب کنار تختش گذاشت.
نزدیک صبح ماهی دوباره در خواب ظاهر شد ، در ابتدا گیج کننده بود ، اما در نهایت با چنان تمایزی داشت که او دیگر هیچ تردیدی در مورد ویژگی جانورشناسی آن نداشت. او هنوز نیمه خواب بود ، در تاریکی مطلق ، این بدن ها را روی کاغذ کنار تختش کشید.
صبح او از دیدن کار شبانه خود شگفت زده شد. ویژگی هایی فسیل که به نظر او تشخیص آن ها غیر ممکن بود، توسط خودش ترسیم شده بود. او به سرعت به Jardin des Plantes شتافت و با نقاشی خود به عنوان راهنما ، موفق به تراش سطح سنگ شد تا قسمت های بدون فسیل را از بین ببرد. هنگامی که فسیل دیده شد ، با رویا و نقاشی او مطابقت داشت و موفق شد به راحتی نسل او را تشخیص دهد. ”
تمرین شماره 1
یک تصویر ذهنی جدید از خودتان داشته باشید
شخصیت ناراضی و شکست طلب نمی تواند a تصور جدید از خود را با قدرت اراده خالص یا با تصمیم خودسرانه توسعه دهد. باید برخی دلایل ، برخی توجیهات وجود داشته باشد ، دلایلی برای تصمیم گیری در مورد خطای تصویر قدیمی خود، و اینکه یک تصویر جدید مناسب است. شما نمی توانید زبان تصویری جدید خود تصور کنید ؛ مگر اینکه احساس کنید بر اساس حقیقت هست. تجربه نشان داده است که وقتی فردی تصویر خود را تغییر می دهد ، او این احساس را دارد که به هر دلیلی ، واقعیت جدیدی را در مورد خودش “می بیند” یا به آن پی می برد.
حقیقت در این فصل می تواند شما را از یک تصویر ناکافی قدیمی آزاد کند. در حین زبان بدن ، با دقت در مورد مفاهیم فکر کنید. موانع را دور کنید و بار دیگر خود حقیقیتان را بررسی کنید.
اکنون علم تأیید کرده که فیلسوفان ، عرفا ، و دیگر افراد شهودی مدتهاست جزوه زبان بدن کرده اند: هر بدن به معنای واقعی کلمه توسط خالق برای موفقیت طراحی شده است. هر انسانی به قدرتی بزرگتر از خودش دسترسی دارد.

دانلود رایگان خلاصه کتاب زبان بدن pdf
این یعنی “شما”.
همانطور که امرسون گفته است ، “هیچ با ارزش و هیچ بی ارزشی وجود ندارد”
اگر برای موفقیت و زبان ساخته شده اید ، پس تصویر قدیمی خود را به عنوان فردی بی لیاقت برای دستیابی به خوشبختی، از فردی که محکوم به “شکست” بود ، باید اشتباه باشد.
در 21 روز اول این فصل را حداقل سه بار در هفته بخوانید. آن را مطالعه کنید و آن را هضم کنید و به دنبال مثالی که مکانیسم خلاق را در عمل نشان می دهد در تجربیات خود و تجربیات دوستان خود باشید.
اصول اولیه زیر را به خاطر بسپارید. مکانیزم موفقیت عمل می کند و نیاز نیست شما یک مهندس الکترونیک یا فیزیکدان باشید تا بتوانید سروو مکانیسم را در ذهنتان انجام دهید. همانطور که نیاز نیست مهندسی خودرو باشید تا بتوانید رانندگی کنید یا یک مهندس برق باشید تا بتوانید چراغ اتاقتان روشن کنید. شما باید با موارد زیر آشنا باشید ، با این حال ، وقتی که آنها را حفظ کنید و انجامشان دهید ، “نور بدن ” در ذهنتان روشن خواهد شد:
1. مکانیسم موفقیت داخلی شما باید دارای هدف داشته باشد. این هدف باید به عنوان “در حال حاضر – همین الان” تصور شود یا به فرم واقعی یا بالقوه. یکی از این نتایج حاصل میشود (1) هدایت شما برای بدست آوردن هدف موجود می کند یا (2) “کشف” هدفی که در حال حاضر به صورت بالقوه وجود دارد.
2. مکانیزم خودکار به دنبال غایت شناسی است ، یعنی بر اساس رسیدن به اهداف ” نهایی” کار می کند. چون “روشی که با آن بهتره پیش بروید” مشخص نیست، به نتیجه نهایی فکر کنید و روش ها به خودی خود ایجاد خواهند شد.
3. از اشتباه کردن و یا از شکست ها موقت نترسید. همه مکانیسم های سروو با بازخورد منفی به هدف می رسند، با جلو رفتن ، اشتباه کردن ، و بلافاصله اصلاح کردن.
4- مهارت آموزی از هر نوعی با آزمایش و خطا ، تصحیح ذهنی هدف پس از خطا ، تا رسیدن به حرکت یا عملکرد “موفق” دارد به دست می آید. پس از آن ، یادگیری بیشتر و موفقیت مداوم ، با فراموش کردن خطاهای گذشته و به خاطر سپردن پاسخ موفقیت آمیز حاصل می شود که می توان از آن “تقلید” کرد.
6. شما باید یاد بگیرید که به مکانیسم خلاق خود برای انجام کارها اعتماد کنید. کار خود را انجام می دهد و با نگرانی یا درگیری ذهنی بیش از حد، تلاش برای مجبور کردن آن با تلاش بیش از حد جزوه آناتومی بدن انسان” راه آن را مسدود نکنید” ، شما باید “رهایش کنید” کار کند ، نه اینکه “کار کنید”. این اعتماد، به دلیل اینکه مکانیسم خلاق شما در سطح ناخودآگاه عمل می کند، ضروری است و شما نمی توانید “بدانید” در آن زیر چه می گذرد. علاوه بر این ، زبان آن زبان بدن است که با توجه به نیاز فعلی خود به خود عمل کند. بنابراین ، شما هیچ ضمانتی از قبل ندارید. همانطور که شما وارد عمل می شود و با اعمال خود خواسته ای را انجام می دهید، آن هم عمل می کند. شما نباید منتظر مدرک باشید تا عمل کنید. طوری رفتار کند که انگار آنجاست و بالاخره از راه می رسد. امرسون می گوید “بدن را انجام دهید و قدرت در دستان شما خواهد بود ”
فصل سوم
تخیل – اولین کلید برای مکانیسم موفقیت شما
نسبت به آنچه اکثر ما تصور می کنیم، تخیل نقش بسیار مهمتری در زندگی ما دارد.
من بارها این را در تمرین های خود نشان داده ام. نمونه ای به یاد ماندنی از این واقعیت مربوط می شود به یک بیمار که به معنای واقعی کلمه توسط خانواده اش مجبور شد به مطب بیاید. او مردی حدود 40 ساله و مجرد بود که یک شغل معمولی در طول روز داشت و وقتی کار تمام می شد در بدن می ماند. هرگز جایی نمی رفت ، هرگز کاری انجام نمی دهد. او مشاغل زیادی را امتحان کرده بود و به نظر نمی رسید که هرگز بتواند در هیچ کدام برای مدتی طولانی بماند. مشکل او این بود که بینی نسبتاً بزرگی داشت و گوش هایی که کمی بیشتر از حالت طبیعی بیرون زده اند. او خود را “زشت” “” “” “” “” “” ً “” “” “” ،
فهرست مطالب