دانلود کامل ترین جزوه عملیات واحد ۲

  • از

جزوه تایپ شده عملیات واحد ۲

دانلود فایل

 

 

دکتر رحمتی مکیب رشته مهندسی شیمی دکتر صیادامین خلاصه کتاب جولیان کلیولند اسمیت با ترجمه محمدصالح یوسف نژادکبریا دانشگاه پیام نور وارن

 

 

 

 

 

 

 

 

ً “” : «».
ً “” ، “” “” “” “” “” “” ” ” عملیات واحد

ً بی اهمیت باشد. برنده شدن در یک مسابقه در دبیرستان ؛ برنده شدن در مسابقه گونی در پیک نیک دفتر ؛ پیروزی بر یک رقیب سنی نوجوان به خاطر محبت های یک دوست دختر. یا ممکن است خاطره یک فروش موفق باشد. موفق ترین معامله تجاری شما ؛ یا کسب اولین جایزه برای بهترین کیک در نمایشگاه استان. آنچه در آن موفق شدید به اندازه احساس موفقیت در آن مهم نیست. تنها چیزی که لازم است تجربه ای است که در آن شما در انجام آنچه که می خواهید موفق شده اید ، در دستیابی به آنچه که برای رسیدن به آن برنامه ریزی کرده اید موفق بوده اید و چیزی که احساس رضایت را برای شما به ارمغان آورده است.
به حافظه برگردید و آن تجربیات موفق را دوباره زنده کنید. در تخیل خود ، کل تصویر را تا آنجا که می عملیات واحد زنده کنید. در نظر ذهن شما نه تنها سخنرانی ، معامله تجاری ، مسابقات گلف یا هر چیز دیگری که موفقیت شما را همراهی می کند “ببینید”. چه صداهایی وجود داشت؟ محیط شما چطور؟ در آن زمان چه اتفاق دیگری در اطراف شما می افتاد؟ چه اشیایی وجود داشت؟ چه موقع از سال بود؟ سرد بودی یا گرم؟ و غیره هرچه بتوانید آن را با جزئیات بیشتری تهیه کنید ، بهتر است. اگر بتوانید آنچه را که در گذشته موفق بوده اید با جزئیات کافی به خاطر بسپارید ، احساس خواهید کرد که همانطور که در آن زمان احساس می کردید جزوه عملیات واحد ۲ می کنید. سعی کنید احساسات خود را در آن زمان به ویژه به خاطر بسپارید. اگر بتوانید احساسات خود را از گذشته به خاطر بسپارید ، در زمان حال دوباره فعال می شوند. احساس خواهید کرد که به خود اعتماد دارید ، زیرا اعتماد به نفس بر اساس خاطرات موفقیت های گذشته ساخته شده است.
اکنون ، پس از برانگیختن این “احساس موفقیت عمومی” ، افکار خود را در مورد فروش مهم ، کنفرانس ، سخنرانی ، معاملات تجاری ، مسابقات گلف یا هر چیزی که می خواهید در آن اکنون موفق باشید ، بیان کنید. از عملیات واحد خلاق خود استفاده کنید تا برای خود نحوه عملکرد خود و احساسی را که قبلاً موفق شده اید به تصویر بکشید.

نگرانی مثبت و سازنده.
از نظر ذهنی ، با ایده موفقیت کامل و اجتناب ناپذیر بازی کنید. خودتو مجبور نکن سعی نکنید ذهن خود را مجبور کنید سعی نکنید از نیروی یا اراده برای به دست آوردن اعتقاد مورد نظر استفاده کنید. فقط کاری را که هنگام نگرانی انجام می دهید انجام دهید ، فقط در مورد یک هدف مثبت و نتیجه مطلوب “نگران” باشید ، نه در مورد یک هدف منفی و یک نتیجه نامطلوب.

 

دانلود رایگان خلاصه کتاب پی دی اف جزوه عملیات واحد ۲ pdf

 

با تلاش برای مجبور کردن خود به ایمان مطلق به موفقیت مورد نظر شروع نکنید. این یک نیش خیلی بزرگ برای شماست که در ابتدا هضم کنید. از “تدریجی” استفاده کنید. همانطور که در مورد آینده نگران هستید ، به نتیجه نهایی دلخواه فکر کنید. وقتی نگران هستید سعی نکنید خود را متقاعد کنید که نتیجه نامطلوب خواهد بود. در عوض ، به تدریج شروع می کنید. شما معمولاً با یک “فرض کنید” شروع می کنید. شما با ذهنی به خودتان می گویید: “فقط فرض کنید فلان اتفاق می افتد.” شما این ایده را بارها و بارها با خود تکرار می کنید. شما “با آن بازی کنید”. در مرحله بعد ایده “امکان” مطرح می شود. شما می گویید: “خوب ، بالاخره ، چنین چیزی امکان پذیر است.” می تواند رخ دهد. بعد تصویرسازی ذهنی می آید. شما شروع به تصور کردن همه امکانات منفی مختلف می کنید. شما این تصاویر تخیلی را بارها و بارها برای خود پخش می کنید – عملیات واحد کوچک و اصلاحات را اضافه می کنید. همانطور که تصاویر برای شما “واقعی” تر می شوند ، احساسات مناسب شروع به خودنمایی می کنند ، درست مانند اینکه نتیجه تصور شده قبلاً اتفاق افتاده باشد. و این راهی است که ترس و اضطراب ایجاد می شود.

چگونه می توان ایمان و شجاعت را پرورش داد
ایمان و شجاعت دقیقاً به همان شیوه توسعه یافته اند. فقط اهداف شما متفاوت است. اگر قرار است زمان خود را در نگرانی بگذرانید ، چرا نگران سازنده نیستید؟ با ترسیم و تعریف مطلوب ترین نتیجه ممکن برای خود شروع کنید. با “فرض کنید” خود را آغاز کنید. “فرض کنید بهترین نتیجه ممکن در واقع به دست آمده باشد؟” در مرحله بعد ، به خودتان یادآوری کنید که بالاخره این اتفاق ممکن است بیفتد. نه اینکه در این مرحله اتفاق بیفتد ، بلکه فقط آن چیزی است که می تواند. به خود یادآوری کنید که بالاخره چنین نتیجه خوب و مطلوبی امکان پذیر است.
شما می توانید این دوزهای تدریجی خوش بینی و ایمان را از نظر ذهنی بپذیرید و هضم کنید. پس از تصور نتیجه نهایی مطلوب به عنوان یک “احتمال” قطعی – تصور کنید که نتیجه مطلوب چگونه خواهد بود. این تصاویر عملیات واحد را مرور کنید و جزئیات و اصلاحات را مشخص کنید. آنها را بارها و بارها برای خود بازی کنید. همانطور که تصاویر ذهنی شما دقیق تر می شوند ، همانطور که بارها و بارها تکرار می شوند – خواهید دید که یکبار دیگر احساسات مناسب شروع به خودنمایی می کنند ، درست مثل اینکه نتیجه مطلوب قبلاً اتفاق افتاده است. این بار احساسات مناسب عبارتند از: ایمان ، اعتماد به نفس ، شجاعت – یا همه در یک بسته ، “آن احساس برنده”.

از ترس های خود مشاوره نگیرید
ژنرال جورج پاتون ، جهنم چرم ، “خون جزوه عملیات واحد ۲ و روده” سردار شهرت جنگ جهانی دوم ، یک بار از او پرسیده شد که آیا تا به حال قبل از جنگ ترس را تجربه کرده است. بله ، او گفت ، اغلب ترس را درست قبل از یک درگیری مهم و گاهی در هنگام نبرد تجربه می کرد ، اما ، او اضافه کرد ، “من هرگز از ترس های خود مشاوره نمی گیرم.” اگر قبل از انجام یک کار مهم ، احساسات منفی منفی – ترس و اضطراب – مانند هر کس دیگری تجربه می کنید ، نباید به عنوان یک “نشانه مطمئن” تلقی شود که شما شکست خواهید خورد. همه چیز بستگی به نحوه واکنش شما نسبت به آنها و نحوه برخورد شما با آنها دارد. اگر به آنها گوش دهید ، از آنها اطاعت کنید و از آنها “مشورت” بگیرید ، احتمالاً عملکرد بدی خواهید داشت. اما این لازم نیست واقعیت داشته باشد.
اول از همه ، این مهم است که درک کنیم که احساس شکست – ترس ، اضطراب ، عدم اعتماد به نفس – از برخی از اعجاب آسمانی سرچشمه نمی گیرد. آنها در ستارگان نوشته نشده اند. آنها انجیل مقدس نیستند. آنها همچنین مشتاق یک مجموعه و “سرنوشت” تصمیم گیری نیستند ، به این معنی که شکست تعیین شده و تصمیم گیری می شود. آنها از ذهن خود شما سرچشمه می گیرند. آنها فقط نشان دهنده نگرش ذهنی شما هستند – نه واقعیتهای عملیات واحد  که علیه شما جعل شده است. منظور آنها این است که شما توانایی های خود را دست کم می گیرید ، ماهیت دشواری پیش روی خود را بیش از حد ارزیابی و مبالغه می کنید و خاطرات شکست های گذشته را مجدداً فعال می کنید تا خاطرات موفقیت های گذشته. آنها به حقیقت مربوط به رویدادهای آینده مربوط نیستند یا آنها را نمایندگی نمی کنند ، بلکه فقط نگرش ذهنی شما در مورد رویداد آینده است.
با دانستن این ، شما آزاد هستید که این احساسات منفی منفی را بپذیرید یا رد کنید. از آنها اطاعت کرده و از آنها مشاوره بگیرید ، یا توصیه های آنها را نادیده بگیرید و پیش بروید. علاوه بر این ، شما در موقعیتی هستید که از آنها به نفع خود استفاده کنید.

احساسات منفی را به عنوان یک چالش بپذیرید
اگر ما به احساسات منفی تهاجمی و مثبت واکنش نشان دهیم ، آنها به چالش هایی تبدیل می شوند که به طور خودکار قدرت و توانایی بیشتری را در ما ایجاد می کنند. اگر ما به سختی و تهدید ، تهدید ، تهدیدی را تهدید کنیم ، اگر در برابر آن تهاجمی و نه منفعلانه واکنش نشان دهیم ، نیروی مضاعفی ایجاد می کند. در فصل آخر دیدیم که مقدار خاصی از “هیجان” – اگر به درستی تفسیر و به درستی به کار گرفته شود – به جای مانع عملکرد کمک می کند.
همه چیز بستگی به فرد و نگرش های او دارد ، آیا از احساسات منفی به عنوان دارایی یا بدهی استفاده می شود. یکی از نمونه های بارز این امر ، تجربه دکتر JB Rhine ، رئیس آزمایشگاه Parapsychology University Duke است. به گفته دکتر راین ، معمولاً پیشنهادات منفی ، جزوه عملیات واحد ۲ پرتی ها ، ابراز عدم اعتقاد از سوی تماشاگران ، هنگامی که او سعی می کند ترتیب کارت ها را در یک عرشه مخصوص » حدس بزند ، بر نمره گذاری آزمودنی تأثیر منفی خواهد گذاشت. یا به روش دیگری برای توانایی تلپاتی آزمایش می شود. تمجید ، تشویق ، “کشیدن” برای موضوع ، تقریباً همیشه باعث می شود که او نمره بهتری بگیرد. تقریباً می توان روی دلسردی و پیشنهادات منفی حساب کرد تا نمره آزمون را فوراً و به طور چشمگیری پایین بیاورم. با این حال ، گاهی اوقات ، یک سوژه از پیشنهادات منفی مانند “چالش” استفاده می کند ، زمین حتی بهتر عمل می کند. به عنوان مثال ، موضوعی با نام پیرس به طور مداوم بسیار بالاتر از شانس خالص (پنج “تماس” صحیح از یک عرشه از بیست و پنج کارت). دکتر راین تصمیم گرفت تا پیرس را به چالش بکشد تا حتی بهتر عمل کند. او قبل از هر جلسه محاکمه با شرط بندی که کارت بعدی را درست دریافت نمی کند به چالش کشیده شد. “در حین دویدن آشکار بود که پیرس به شدت بالا می رود. شرط بندی به سادگی راهی مناسب برای هدایت او بود تا بتواند با اشتیاق خود را در آزمون شرکت دهد. “دکتر راین می گوید. پیرس همه بیست و پنج کارت را درست صدا کرد!
لیلیان ، نه ساله ، بهتر از حد متوسط عمل کرد عملیات واحد هیچ چیز در خطر نبود و اگر نتواند نگران باشد ، نگران نباشد. سپس با پیشنهاد پنجاه سنت ، در صورتی که همه کارت های موجود در عرشه را درست صدا کند ، در شرایط “فشار” جزئی قرار گرفت. در حین آزمایش ، لب هایش مرتباً حرکت می کرد انگار با خودش صحبت می کرد. او همه بیست و پنج کارت را درست صدا کرد. وقتی از او سوال شد که با خودش چه می گوید ، نگرش تهاجمی و مثبت خود را نسبت به تهدید نشان داد و گفت: “من همیشه آرزو می کردم که بتوانم بیست و پنج را بدست آورم.

به “توصیه” منفی خود واکنش تهاجمی نشان دهید
همه افراد را می شناسند که با توصیه دیگران مبنی بر “نمی توانید این کار را انجام دهید” دلسرد می شوند و شکست می خورند. از سوی دیگر ، افرادی هستند که با توجه به توصیه های مشابه ، به این مناسبت می پردازند و برای موفقیت بیشتر از همیشه مصمم می شوند. یکی از همکاران هنری جی کایزر می گوید: “اگر نمی خواهید هنری کاری را انجام دهد ، بهتر است این اشتباه را نکنید که به او بگویید انجام این کار ممکن نیست یا او نمی تواند این کار را انجام دهد – زیرا او سپس این کار را انجام می دهد یا منهدم می کند. “این نه تنها ممکن است ، بلکه کاملاً عملی است ، وقتی می جزوه عملیات واحد ۲ و باید هنگامی که توصیه منفی از طرف ما می آید و می توانیم به” توصیه منفی “احساسات خود به همان شیوه تهاجمی و مثبت واکنش نشان دهیم.

دانلود رایگان خلاصه کتاب عملیات واحد pdf

دانلود رایگان خلاصه کتاب عملیات واحد pdf

با احساسات خوب بر شر غلبه کنید
نمی توان مستقیماً با قدرت اراده کنترل کرد. نمی توان آنها را به صورت عملیات واحد سفارش داد یا مانند شیر آب روشن و خاموش کرد. اگر نمی توان به آنها فرمان داد ، اما می توان آنها را فریب داد. اگر نمی توان آنها را با یک اراده مستقیم کنترل کرد ، می توان آنها را به طور غیرمستقیم کنترل کرد.
احساس “بد” با تلاش آگاهانه یا “اراده” برطرف نمی شود. با این حال ، با احساس دیگری می توان آن را از بین برد. اگر نتوانیم با حمله پیشین به یک احساس منفی ، آن را از بین ببریم ، می توانیم با جایگزینی یک احساس مثبت ، همان نتیجه را به دست آوریم. به یاد داشته باشید که احساس به دنبال تصویرسازی است. احساس همزمان با آن چیزی است که سیستم عصبی ما آن را “واقعی” یا “حقیقت در مورد محیط” می پذیرد و مناسب است. هر زمان که احساس می کنیم احساسات نامطلوبی را تجربه می کنیم ، نباید بر احساس نامطلوب تمرکز کنیم ، حتی در حد بیرون راندن آن. در عوض ، ما باید فوراً بر تصاویر مثبت تمرکز کنیم – بر روی پر کردن ذهن با تصاویر ، تصورات و خاطرات مفید ، مثبت ، مطلوب. اگر این کار را انجام دهیم ، احساسات منفی خودشان مراقبت می کنند. آنها به سادگی تبخیر می شوند. ما تن های احساسی جدید متناسب با تصاویر جدید ایجاد می کنیم.
از سوی دیگر ، اگر فقط بر “رانندگی بیرون” یا حمله به افکار نگران کننده تمرکز کنیم ، لزوماً باید بر نکات منفی تمرکز کنیم. و حتی اگر در بیرون راندن یک فکر نگران کننده موفق باشیم ، یک فکر جدید یا حتی چند فکر جدید احتمالاً به سراغ ما می آیند – زیرا فضای ذهنی عمومی هنوز منفی است. عیسی ما را در مورد پاکسازی ذهن از یک دیو هشدار داد ، اما اگر خانه را خالی بگذاریم ، باید هفت نفر دیگر وارد خانه شوند. او همچنین به ما توصیه کرد که در برابر عملیات واحد مقاومت نکنیم ، بلکه با خیر بر شر غلبه کنیم.

روش جایگزینی درمان نگرانی
دکتر متیو چاپل ، روانشناس مدرن ، دقیقاً همین مطلب را در کتاب نحوه کنترل نگرانی توصیه می کند. دکتر چپل می گوید ما نگران هستیم زیرا تا زمانی که در این زمینه مهارت پیدا نکنیم ، نگرانی را تمرین می کنیم. ما به طور معمول از تصاویر منفی گذشته استفاده می کنیم و آینده را پیش بینی می کنیم. این نگرانی باعث ایجاد تنش می شود. نگران کننده سپس “تلاش” می کند تا نگرانی خود را متوقف کند و در یک چرخه معیوب گرفتار می شود. تلاش باعث افزایش تنش می شود. تنش “فضایی نگران کننده” را ایجاد می کند. او می گوید تنها راه درمان نگرانی این است که عادت خود را با جایگزینی فوری تصاویر جزوه عملیات واحد ۲ و سالم و ذهنی با “تصاویر نگران کننده” ناخوشایند ایجاد کنید. هر زمان که سوژه خود را نگران می کند ، باید از آن به عنوان “سیگنال” استفاده کند تا بلافاصله ذهن را با تصاویر ذهنی دلپذیر گذشته یا پیش بینی تجربیات دلپذیر آینده پر کند. نگرانی به مرور خود را شکست می دهد زیرا محرکی برای تمرین ضد نگرانی می شود. به گفته دکتر چاپل ، کار نگران کننده غلبه بر برخی نگرانی ها نیست ، بلکه تغییر عادات ذهنی است. تا زمانی که ذهن در یک حالت منفعلانه و شکست خورده “امیدوارم هیچ اتفاقی نیفتد” باشد ، همیشه نگران کننده ای وجود خواهد داشت.
روانشناس دیوید سیبری می گوید که بهترین توصیه ای که پدرش به او کرده است این است که هر زمان که از احساسات منفی آگاه می شد ، تصویرسازی ذهنی مثبت را تمرین کرد – فوراً و “به عنوان نشانه”. احساسات منفی به معنای واقعی کلمه با تبدیل شدن به نوعی “زنگ” که یک بازتاب شرطی را برای برانگیختن حالات مثبت ذهن ایجاد می کند ، خود را شکست می دهند.
وقتی دانشجوی پزشکی بودم ، به یاد دارم که استاد از من می خواهند تا به سوالات مربوط به آسیب شناسی به صورت شفاهی پاسخ دهد. زمانی که برای رویارویی با دیگر دانش آموزان ایستادم ، ترس و نگرانی من را فرا گرفت و نتوانستم به عملیات واحد به درستی پاسخ دهم. با این حال ، در موارد دیگر ، وقتی به یک اسلاید در میکروسکوپ نگاه کردم و به سوالات تایپ شده قبل از خودم پاسخ دادم ، شخص دیگری بودم. من آرامش داشتم ، اعتماد به نفس داشتم و از خودم مطمئن بودم زیرا موضوع خود را می دانستم. من آن “احساس برنده شدن” را داشتم و خیلی خوب کار کردم.
با گذراندن ترم ، من خودم را ارزیابی کردم و وقتی برای پاسخ به سوالات ایستادم ، وانمود کردم که تماشاچی نمی بینم ، اما در حال بررسی میکروسکوپ هستم. من آرامش داشتم و آن “احساس برنده شدن” را جایگزین احساس منفی در هنگام پرسش از طریق شفاهی کردم. در پایان ترم در امتحانات شفاهی و کتبی بسیار خوب عمل کردم.
احساس منفی سرانجام به نوعی “زنگ” تبدیل شد که یک بازتاب شرطی برای برانگیختن “احساس برنده شدن” ایجاد کرد.
امروز ، من در هر گردهمایی در هر نقطه از جزوه عملیات واحد ۲ به راحتی سخنرانی می کنم و صحبت می کنم ، زیرا آرام هستم و می دانم وقتی صحبت می کنم در مورد چه چیزی صحبت می کنم. بیشتر از این ، من دیگران را وارد گفتگو می کنم و آنها را نیز احساس آرامش می کند.
در طول بیست و پنج سال فعالیت به عنوان یک جراح پلاستیک ، من سربازانی را که در میدان نبرد مثله شده اند ، کودکان متولد شده با ناهنجاری ها ، مردان ، زنان و کودکان که در تصادفات در خانه ، بزرگراه و جزوه مدیریت عملیات مجروح شده اند ، جراحی کرده ام. این افراد بدبخت احساس کردند که هرگز نمی توانند آن “احساس برنده شدن” را داشته باشند. یتی با بازسازی آنها و عادی جلوه دادن آنها احساسات منفی خود را جایگزین امید در آینده کرد.
وقتی به آنها فرصتی دیگر برای تصرف آن “احساس برنده شدن” دادم ، خودم در هنر داشتن همان احساس مهارت داشتم. در کمک به آنها برای بهبود خود نمایی ، من خودم را بهبود بخشیدم. همه ما باید همین کار را با زخم های درونی خود ، احساسات منفی عملیات واحد انجام دهیم ، اگر می خواهیم از زندگی بیشتر زندگی کنیم.

انتخاب با شما است
در درون شما یک انبار ذهنی وسیع از تجربیات و احساسات گذشته وجود دارد – هم شکست ها و هم موفقیت ها. مانند ضبط های غیر فعال روی نوار ، این تجربیات و احساسات روی نگاره های عصبی ماده خاکستری شما ثبت می شود. ضبط داستانهایی با پایان خوش و ضبط داستانهایی با پایان ناخوشایند وجود دارد. یکی به اندازه دیگری درست است یکی به اندازه دیگری واقعی است. انتخاب با شماست که شما برای پخش انتخاب می کنید. یکی دیگر از یافته های علمی جالب در مورد این نگاره ها این است که می توان آنها را تغییر داد یا تغییر داد ، تا حدی که ضبط نوار با “دوبله” در مواد اضافی یا با جایگزینی ضبط قدیمی با لو با ضبط روی آن تغییر کند.
دکتر اکلز و شرینگتون به ما می گویند که نگاره های مغز انسان هر بار که “بازیابی شوند” کمی تغییر می کنند. آنها برخی از لحن و خلق و خوی فعلی ، تفکر و نگرش ما را به خود می گیرند. همچنین ، هر نورون جداگانه ممکن است بخشی از صد الگوی جداگانه و متمایز شود – همانطور که یک درخت در باغ ممکن است بخشی از یک مربع ، یک مستطیل ، یک مثلث یا هر تعداد مربع بزرگتر و غیره را تشکیل دهد. نورون در نگاره اصلی ، که بخشی از آن بود ، برخی از ویژگی های نگاره های بعدی را که به آن تبدیل می شود ، به خود می گیرد و با این کار ، تا حدودی نگار اصلی را تغییر می دهد. این نه عملیات واحد بسیار جالب ، بلکه دلگرم کننده است. این به ما دلیل می دهد که باور کنیم تجربیات نامطلوب و ناراضی دوران کودکی ، “ضربه ها” است. و غیره آنقدر دائمی و کشنده نیستند که برخی از روانشناسان پیشین تصور می کردند. اکنون می دانیم که گذشته نه تنها بر زمان حال تأثیر می گذارد ، بلکه حال نیز به وضوح بر گذشته تأثیر می گذارد. به عبارت دیگر ، ما محکوم به گذشته نیستیم. از آنجا که ما تجربیات ناخوشایند دوران کودکی و آسیب های ناشی از آن را داشتیم ، این بدان معنا نیست که ما در رحمت این انگاره ها هستیم ، تفکر کنونی ما ، عادات ذهنی فعلی ما ، نگرش ما نسبت به تجربیات گذشته و جزوه عملیات واحد ۲ ما نسبت به آینده – همگی بر نگاره های ثبت شده قدیمی تأثیر می گذارند. قدیمی می تواند با تفکر کنونی ما تغییر کند ، اصلاح شود ، جایگزین شود.

ضبط های قدیمی را می توان تغییر داد
یافته جالب دیگر این است که هرچه یک نگاره داده شده بیشتر فعال یا “بازپخش” شود ، قوی تر می شود. اکلز و شرینگتون به ما می گویند که ماندگاری اینگرام ها از اثر سیناپسی (کارآیی و سهولت ارتباط بین تک تک سلول های عصبی که زنجیره را تشکیل می دهند) نشأت می گیرد و بعلاوه این که کارآیی سیناپسی با استفاده بهبود می یابد و در صورت عدم استفاده کاهش می یابد. در اینجا ، ما زمینه علمی خوبی برای فراموش کردن و نادیده گرفتن تجربیات ناخوشایند گذشته و تمرکز بر روی چیزهای شاد و خوشایند داریم. با این کار ما آنگرامهای مربوط به موفقیت و خوشبختی را تقویت می کنیم و کسانی را که با شکست و ناراحتی ارتباط دارند تضعیف می کنیم.
این مفاهیم نه از گمانه زنی های عجیب و غریب ، یک بمبو عجیب و غریب درباره مردان نی ساخته شده از نظر ذهنی مانند “Id” ، “Super Ego” و مانند آنها ، بلکه از تحقیقات علمی قوی در زمینه فیزیولوژی مغز ایجاد شده است. آنها مبتنی بر حقایق و پدیده های قابل مشاهده هستند ، نه نظریه های خیالی. آنها راه زیادی را برای بازگرداندن عزت انسان به عنوان فرزند مسئول خدا ، قادر به کنار عملیات واحد با گذشته خود و برنامه ریزی آینده خود ، در مقابل تصور انسان از درمانده ، قربانی تجربیات گذشته خود ، پیش می برند.
با این حال ، مفهوم جدید مسئولیت هایی را بر عهده دارد. دیگر نمی توانید از سرزنش والدین ، جامعه ، تجربیات اولیه خود یا “” “” ؛ ؛ “” “” ً “” () ().

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *