جزوه فناوری اطلاعات پزشکی
سلامت برای استخدامی سلامت دیویس دکتر صدوقی دکتر نصری- دانشگاه آزاد نجف آباد دکتر خلیلی دکتر فرزاد توحید خواه و دکتر فاطمه یاوری انتشارات
() ؛ : ؛ ؛ ؟ ؟
؛ ()، (ً )، ()، () ().
ً یا روانپزشکی که دوره آن (در دوره 4 ساله روانپزشکی، 9 ماه آموزش روان درمانی داده میشود) را دیده باشد، انجام میدهد. چند سالی است که فلوشیپ روان درمانی نیز آمده است و روانپزشکی کهفلوشیپ روان درمانی بگیرد قطعاً میتواند به صورت کامل رواندرمانی و در صورت لزوم در کنار آن دارو درمانی نیز انجام دهد. رواندرمانی و دارو درمانی نقض کننده یکدیگر نیستند؛ یعنی، ممکن است فردی هم تحت دارو درمانی و هم رواندرمانی قرار بگیرد. برای مثال فردی که اختلال شخصیت فناوری اطلاعات و در کنار آن افسردگی شدید نیز دارد، مجبور است دارو مصرف کرده و در کنار آن رواندرمانی هم داشته باشد و یا فردی که وسواس دارد هم دارو مصرف میکند و هم روان درمانی از نوع شناخت درمانی را نیز دریافت خواهد کرد.
جزوه فناوری اطلاعات پزشکی دانلود رایگان خلاصه کتاب Pdf
در رشته روانشناسی بالینی اگر کسی موفق به اخذ مدرک دکترا شود، میتواند روان درمانی انجام دهد ولی در رشته روان سنجی، تاکید بیشتر بر روی شناسایی بیماریها با Testing هایی که انجام میدهند است و مجوز انجام رواندرمانی را ندارند.
روانشناس بالینی در کنار یک روانپزشک در مطب و یا بیمارستان مشغول به کار جزوه فناوری اطلاعات پزشکی و میتواند بر بالین بیمار حاضر شده، تشخیص داده و حتی در مواردی به درمان بیمار نیز بپردازد. ارتباط بین روانشناس بالینی و روانپزشکی مشابه فیزیوتراپی و ارتوپدی است.
آیا داروهای روانپزشکی اعتیاد آورند؟
در روانپزشکی 2 دسته دارو داریم:
-1 داروهای اعتیاد آور: این داروها مشخص و شناخته شده اند، مانند: Benzodiazepines، Opioid ها، Barbiturate ها -2 سایر داروها
استفاده از داروهای اعتیاد آور هنگامی که بیمار تحت نظارت پزشک باشد، مشکلی نداشته و نگران کننده نیست. به طور مثال در اختلالی به نام Panic disorder، فرد دچار اضطراب شدید و ناگهانی همراه با تپش قلب و تنگی نفس میشود و احساس مرگ به بیمار دست میدهد. برای کنترل این علائم، Alprazolam تجویز میکنند. این دارو قوی و سریعالاثر بوده و پس از بلع به سرعت اضطراب را کاهش میدهد. دارو Benzodiazepines بعد از گذشت 2 هفته اعتیاد میآورند، اما در کتاب های مرجع روانپزشکی بیان شده که تا 3 ماه اجازه استفاده دارند ولی بعد از آن باید مصرف آنها قطع گردد. گاهی اوقات افراد برای ترک اعتیاد مراجعه میکنند وطبیعتاً داروی تجویزی برای این افراد نیز اعتیاد آور است؛ مانند Methadone و Buprenorphine، اما چون پروتکل درمانی است و تحت نظر پزشک هستند منعی ندارد.

فناوری اطلاعات پزشکی
مورد دیگری که در تجویز داروهای اعتیاد آور مورد توجه قرار میگیرد، شخصیت است. به طور مثال، بیماری بستری در بخش میگوید که سابقه سوء مصرف مواد و یا اعتیاد به مواد را دارد. هنگامی که میخواهیم برای این بیمار دارو تجویز کنیم آلپرازولام نمیدهیم؛ چون احتمالاً دیر از آن جدا خواهد شد و به جای آن یک بنزودیازپین خفیفتر تجویز میکنیم.
افرادی وجود دارند که با افسردگی متوسط و شدید مراجعه کرده و دارو میگیرند و بعد از آن هر 1 یا 2 ماه یکبار برای تمدید دارو مراجعه میکنند در حالی که هیچ تغییری در شیوه زندگی خود ایجاد نکردهاند. برای مثال ورزش نمیکنند، فناوری اطلاعات مناسبی ندارند، خواب به اندازه و به موقعی ندارند و برای استرسهایی که متحمل میشوند چاره ای نمیاندیشند. طبیعی است که در یک محیط مستعد جزوه فناوری اطلاعات پزشکی و یا افسردگی، وقتی تنها نکته مثبت و درمان کننده موجود دارو باشد، در صورت قطع کردن دارو دوباره بیماری عود خواهد کرد. این افراد میخواهند دارو کمکشان کند، اعتیاد هم به آن پیدا نکنند و تغییری هم در زندگی خود به وجود نیاورند!
مورد دیگر ماهیت بیماری استمثلاً.، افرادی که بیماری اسکیزوفرنی، دوقطبی و یا بسیاری از انواع وسواسها را دارند باید تا آخر عمر دارو مصرف کنند.
3 مقدمات روانپزشکی جلسه اول – دکتر حمیدیا
مورد بعدی مراجعات نامنظم استمثلاً.، بیماری میگوید 10 سال است که افسردگی دارد و هرچه به دکتر مراجعه میکند، نتیجه ای نمیگیرد. اولین سوالی که باید از او پرسید این است که طولانیترین دورهای که درمان را ادامه دادهاید، چقدر بوده است؟ و اکثراً پاسخ بیماران 3 یا 4 ماه است، در صورتی که دوره درمان افسردگی حداقل 9 ماه تا 1 سال زمان خواهد برد.
حال میخواهیم به تبیین دقیق مفهوم دو اصطلاح بپردازیم: Sympathy و .Empathy
Sympathy (همحسی یا همدردی): یعنی وقتی چیزی از بیمار خود میشنویم، همان حس، منطق و قضاوت را از بیمار بگیریم و با او همراه شویم. به طور مثال بیماری مراجعه کرد که هذیان گزند و آسیب (Persecutory delusion) دارد و فکر میکند یک فرد مثلاً پدرش میخواهد به او آسیب برساند. اگر او به ما بگوید پدر من آدم بدی است، من را دوست ندارد و به من ارث نداده است و … و ما نیز با او همراهی کنیم که چقدر پدر بدی داری، از خانه بیرون برو و … این میشود همحسی، که ارتباطی مسموم ایجاد کرده و ممکن است
احساسات خود را، در مکالمه با بیمار بگنجانیم و لازم نیست صرفاً هم جهت با بیمار باشیم. مثلاً به بیمار بگوییم تو غلط کردی همچین فکری کردی و …..
Empathy (همدلی): یعنی به بیمار خود نشان دهیم که تو را درک کردم، ممکن است با تو موافق نباشم اما درکت میکنم و بیمار نیز این حس را از ما بگیرد. پس یک درک متقابل ایجاد شده که ما منطق و احساسات بیمار را درک کرده و متوجه شدهایم و بیمار نیز این جزوه فناوری اطلاعات پزشکی را از ما بگیرد. مهم است که Empathy را بیمار نیز متوجه شودمثلاً. بیماری میگوید پدرم فوت کرد ولی دانشجویان در بخش روانپزشکیاکثراً بیتفاوت میگویند سخت بود؟؟ فناوری اطلاعات سوال بسیار بدی است و نشان می دهد که به هیچ وجه فرد را درک نکردهایم. به جای آن میتوان گفت: خدا رحتمشان کند.
اختلالات ماژور روانشناسی عبارتند از:
دوقطبی افسردگی
عدم تمرکز وسواسی- سایکوتیک اسکیزوفرنی
و بیشفعالی اجباری
اختلالات ماژور
کودک و روانپرشکی
شناختی آلزایمر
نوجوان
حال به عنوان حسن ختام بحث این جلسه، به تعریف چند اصطلاح مهم روانپزشکی میپردازیم:
Mood (خلق): گزارشی جزوه فناوری اطلاعات پزشکی است که فرد از خود میگوید و هیچ کس جز خود او نمیتواند متوجه آن شود. به عبارتی دیگر، خلق گزارشی از حس و روحیه فرد است. خلق حسی نافذ و پایدار است که در اکثر اوقات روز آن را حس میکنیم (نوعی Symptom است). مثلاً یک موضوعی را به دوست خود میگوییم و در مورد آن کلی میخندیم. سپس به دوست خود میگوییم چه روز خوبی، چطوری؟ و او میگویداصلاً خوب نیستم.
انواع خلق شامل Distressed، Irritated، Elevated، Super elevated، Euphoria (از شادی مقداری خود بزرگ بینی هم به وجود می آید) و Anxiety است.
Affect (هیجان): چیزی است که ما میبینیم و نمود خارجی حسی است که در در درون فرد بوجود میآید. منتهی باید با دو یا سه چیز مقایسه شود بعد بگوییم ابرازش چگونه است (نوعی (Signمثلاً. باید هماهنگی آن را با موقعیت و شرایط محیطی فرد بسنجیم. برای نمونه همه در حال درس خواندن هستند، ناگهان فردی شروع به خندیدن میکند. ابتدا با تعجب به او نگاه میکنیم؛ یعنی، یک هیجان نامتناسب با جمع از او دیدیم. بعد از او میپرسیم که چه شد؟ و منتظریم که از او یک اتفاقی را بشنویم که منجر به خندهاش شده است، ولی انگ و برچسب بدی به او نمیزنیم که هیجان تو نامتناسب بودهاست. اینگونه هیجانات در روانپزشکی تشخیصهای ماژوری میگیرد. به طور مثال فردی افسرده است، هنگامی که مطلب خنده داری گفته میشود، همه شروع به خندیدن میکنند ولی او یک لبخند میزند و سر خود را پایین میاندازد. این به معنی هیجان محدود است و خیلی توانایی بروز ندارد. بعضی افراد بیتفاوت هستند نه خوشحال و نه ناراحت میشوند؛ یعنی، هیجان آنها Blunt و Flat است که اینگونه هیجانات هم تشخیص ماژوری میگیرند.
فرق Anxiety (اضطراب) و Phobia (ترس): ترس یک چیز مفناوری اطلاعات خصی است که فرد از آن هراس دارد؛ مثل ترس از ارتفاع، خون و …، اما اضطراب یک حس درونی است که منشأ مشخصی ندارد.
Obsession (وسواس): یعنی فکر مزاحم و تکراری که به ذهن فرد خطور کرده و فرد با وجود اینکه با آن مبارزه میکند، شکست میخورد و آزار میبیند. مثلاً نکند دستم آلوده باشد یا درسم را خوب نخوانده باشم.
Compulsion (جبر): فعالیتی است که ما به اجبار با یا جزوه فناوری اطلاعات پزشکی Obsession آن را انجام میدهیم؛ یعنی اگر کسی فکر کند دستش آلوده است ولی اقدام به شستن دستهای خود نکند فقط Obsession دارد، ولی اگر دست خود را مدام بشوید جبر است که نوعی اجبار در عمل است.
*نکته: در روانپزشکی بسیاری از علائم را همه افراد نرمال را هم ممکن است، تجربه کند اما زمانی اختلال است که اختلال عملکرد صورت گیرد؛ مثل دانشجویی که افت تحصیلی دارد یا زن خانه داری که دیگر کار نمیکند.
Hallucination (توهم): درک یکی محرک حسی بدون این که وجود خارجی داشته باشد یا درک یک ارگان حسی بدون وجود محرک خارجی که میتواند لامسه، بینایی، شنوایی، چشایی یا بویایی را درگیر کند. برای مثال من صدایی را بشنوم ولی هیچ فرکانس صوتی تولید نشده باشد.
*نکته: شایعترین توهم شنوایی است.
Delusion (هذیان): یک فکر غلط، نافذ و پایدار که با منطق اصلاح پذیر نبوده و برآمده از فرهنگ بیمار هم نیست. انواع مختلفی دارد مثل هذیان گزند و آسیب که فرد فکر میکند که مورد حمله دیگری واقع شده است یا هذیان خود بزرگ پنداری دارد، که فکر میکند پیامبر یا رئیس جمهور است!
روانشناسی چه فرقی با روانپزشکی دارد؟
در روانپزشکی دارو تجویز میشود در روانشناسی تجویز نمیشود. ذهنیت جامعه
روانپزشکی بیشتر با موارد بالینی بیماری سروکار دارد ذهنیت جامعه
روانپزشکی پاتولوژی روان و روانشناسی فیزیولوژی روان را بررسی فناوری اطلاعات مقایسه درست.
وقتی قرار است آکادمیک راجع به این موضوع صحبت کنیم باید استیگما ها و ذهنیتهایی که در جامعه نسبت به این موضوع وجود دارد را اصلاح کنیم.
روانشناسی فیزیولوژی روان یعنی آن چه که روان ما دارد را شناسایی میکند.
مثلاً این که روان بخشهای مختلف دارد، اینکه از چه جاهایی منشاء میگیرد (سابقه از دوران کودکی، از موارد ارثی،
موارد بیولوژیکی و … ) دقیقاً جزوه فناوری اطلاعات پزشکی علوم پایهای که ما در مورد اختلالات جسمی خواندیم
وقتی در علوم پایه آناتومی و فیزیولوژی و بافت شناسی را میخوانید و در حقیقت مشخصهای یک جسم سالم را میشناسید پس وقتی وارد هیستوپاتولوژی میشوید بازهم پاتولوژی جسم نرمال را در سطح سلول
میخوانید.
ولی وقتی وارد بالین شوید پاتولوژیها یا آسیبشناسیها را بررسی میکنید. آسیبها را یکییکی میشناسید تشخیص میگذارید،اتیولوژی ها را پیدا میکنید. بر اساس آن اتیولوژیها Plan های درمانی تعبیه می کنید، prognose و راههای تشخیصی را تعیین میکنید.
تفاوت روانشناسی و روانشپزشکی هم دقیقاً همین است. در روانپزشکی، بیماریها را میشناسیم و اتیولوژی های آنها را مشخص میکنیم.
اتیولوژی اختلالات روانپزشکی 3 جنبهایی است :
مثلا این آدم چقدر میتواند رژیمهای درمانی را رعایت کند و به آن پایبند باشد یا چقدر میتواند تحمل کند.
Support : Social فرد چگونه است از نظر اقتصادی- اجتماعی چقدر توانایی انجام plan های درمانی پیشنهاد شده را دارد اگر قرار است از داروهای گرانقیمت برای او استفاده کنیم آیا تواناییی پرداخت دارد یا خیر؟ و اگر نمیتواند پرداخت کند بهتر است از داورهای ارزان قیمتتر که تا حدی کمککنندهاند استفاده کنیم.
این خطکشی هایی که بین مداخلات روانشناس و روانپزشک وجود دارد را باید از ذهنتان دور کنید.
همانطور که گفتیم در روانپزشکی شما باید plan درمانی بدهید، plan درمانی ما شامل درمانهای جزوه فناوری اطلاعات پزشکی ، تجویز داروها و درمان سایکولوژیک است. پس یک روانپزشک باید مهارت انجام انواع رواندرمانیها را داشته باشد.
یک روانشناس از آن جایی که وضعیت فیزیولوژی روان را خوب یادگرفته است و میشناسد . روانپزشک میتواند به او پیشنهاد بدهد یا توصیه کند که این درمان را برای فردا انجام دهد. چون روانشناس کیفیت تشخیص ندارد و نمیتواند یک پاتولوژی را تشخیص دهد.
مثال استاد :
دقیقاً مثل این است که شما 2 واحد فناوری اطلاعات در طول کل دورههای هفت ساله پزشکی دارید آیا میتوانید متخصص
ژنتیک شوید؟ میتوانید در مورد آزمایشهای ژنتیک اظهارنظر کنید؟
روانشناس هم به همین شکل در کل طول دوره ی تحصیل در این رشته چند واحد پاتولوژی را میگذارند پس نمیتواند تشخیص بدهد ولی با توجه به تواناییهایی که در شناسایی روان دارد میتواند در انواع درمانهای سایکولوژیک کمککننده باشد.
در جلسه قبل طبقهبندی اختلالات روانپزشکی را داشتیم.
توهم : (hallucination)
ادراک در یک حوزه حسی موجود استدر صورتی که محرکی برای تحریک آن حوزه حسی وجود ندارد. مثلاً : فرد صدایی را میشنود ولی منشأ صوتی نزدیکی وجود ندارد که درک شود یا فرد چیزی را میبیند ولی منبعی که تحریک بینایی را برای فرد انجام وجود ندارد.
هذیان (delusion)
فکر، عقیده یا ایدهایی که جزوه فناوری اطلاعات پزشکی و غیرمنطقی است و ریشه در فرهنگ و زمینهی هوشی فرد ندارد و با دلایل منطقی هم نمیتوانیم آن را ثابت کنیم.
این 2 کلمه توهم و هذیان برای اختلال ماژوری که در این جلسه میخواهیم درباره آن صحبت کنیم بسیار مهماند.
در این جلسه میخواهیم در مورد اختلالات طیف اسکیزوفرینا spectrum Disorder Schizophernia
صحبت کنیم یکی از اختلالات مارژوری است که در طبقهبندی اختلالات روانپزشکی گفته شد.
Schizophernia وقتی به کلمههای روانپزشکی یا اختلالات اعصاب و روان فکر میکنیم اولین چیزی که به ذهن همه میرسد همین بیماری است.
اسکیزوفرنیا اختلالات سایکوتیک یا روانپریشی یا اصطلاح حقوقی آن جُنون
در فرهنگ عامه از کلمهی شیزوفرنیا استفاده میشود. (همان تلفظ فرانسوی اسکیزوفرنیا)
ذهنیت همه در مورد بیماران اختلالات اعصاب روان این گونه بیماریهاست چون یک استیگما شدید راجع به این بیماری وجود دارد.
با توجه به این که① علایم این بیماران عجیب غریب است ② رفتارهای این فناوری اطلاعات از نظر جامعه رفتارهای ترسناک و عجیبی است و ③ این افراد بسیار متفاوت با افراد جامعه به نظر میرسند.
اینها باعث میشود که یک ذهنیت نادرست راجع به آنها وجود داشته باشد.
حتماً اشاره شد که ما تست تشخیصی جزوه فناوری اطلاعات پزشکی یا استاندارد طلایی برای تشخیص اختلالات روانپزشکی نداریم
یعنی نمیتوانیم برای بیمار یک آزمایش بنویسیم ببینیم فاکتوری در بدن تغییر کرده است و تشخیص دهیم فرد
افسردگی دارد.

دانلود رایگان خلاصه کتاب فناوری اطلاعات پزشکی pdf
هیچ دستگاهی و هیچ imaging ایی نیست که برای ما تشخیص خالص اختلالات روانپزشکی را به همراه داشته باشد.
ابزار تشخیصی ما در روانپزشکی مصاحبه بالینی با بیمار است ما فقط با مصاحبه ساختاریافته بالینی میتوانیم تشخیص دهیم، برچه اساس؟ براساس کرایتریاهایی که سیستم طبقهبندی DSM به ما معرفی میکند.
]وقتی دارد بالین شوید لازم است برای تشخیص این کرایتریاها را حفظ کنید[
یک نکته بسیار مهم : این گونه نسبت که در روانپزشکی هیچ آزمایش یا هیچ imaging ایی درخواست نکنیم اینها را درخواست میکنیم برای این که اختلالات طبی را رد کنیم.
بسباری از بیماریها جسمی ما میتوانند علایم روانپزشکی ایجادکنند مثلاً خیلی از اختلالات اندوکرین مثل مشکلات تیروئیدی یا مشکلات آدرنال میتوانند علایم خلقی و افسردگی ایجاد کنند.
بسیاری از پاتولوژیهای Brain مثل Brain tumor , CDA ، Brain truma ، انواع اپیلپسیها میتوانند علایم سایکوتیک را ایجاد کنند پس ما برای این که مسائل طبی را رد کنیم حتما اقدامات تشخیصی پاراکلینیکال اولیه انجام میدهیم.
در روانپزشکی هم اولین کار ما rule out مسائل طبی است و قبل از هر چیزی به عنوان پزشک مسائل اورژانسی طبی را rule out میکنیم.
اختلالات طیف اسکیزوفرینا :
چرا طیف ؟ چون DSM آمده است دستهایی از این بیمارانی که علایم سایکوتیک را با مدتهای مشخص یا تعداد علایم مشخص دارند را برای ما تعریف کرده است.
اولین چیزی که باید بدانیم این است که به چه رفتاری رفتار سایکوتیک گوییم یا علائم روانپریشی شامل چه چیزهایی است؟ 5 تا علامت مهم وجود دارد به اضافه این که بیمار به این علائم خود بینش ندارد.
(1 توهم (2 هذیان (3 رفتارهای آشفته (4 فناوری اطلاعات آشفته (5 علائم منفی
علائم منفی را در برابر 2 علامت توهم و هذیان که علائم مثبتاند در نظر میگیریم.
علائم منفی جزوه فناوری اطلاعات پزشکی چیست؟
بیماری که ایزولوشن (گوشهگیری و انزوا) دارد
از چیزی خوشحال نمیشود
نسبت به تمام هیجانات اطراف خود بیتفاوت است. (اگر در مجلس شادی باشد یا عزا باشد فرقی ندارد به همان شکل گوشهایی نشسته)
نسبت به بهداشت فردی و self care خودش بیتوجه است.
)Attentionتوجه) او نسبت به اتفاقات دوروبرش کاملاً از بین رفته است.
(6 بیماری که این علائم را دارد آگاهی و بینش به این علائم ندارد.
مثلاً شخصی به شما مراجعه میکند با اضطراب میگوید من همش احساس میکنم چیزی پشت سرم هست ؛ سرم رو
که برمیگردونم انگار یک سایهای دیدم که این ممکن است خیلی اوقات برای خود ما هم پیش بیادمخصوصاً در
زمانهایی که خستگی شدید یا استرس شدید داریم.
اینها سایکوز نیست چرا؟
چون خودمان به آنها بینش داریم
سایکوز یعنی چی؟ یعنی اختلال در Reality testing (واقعیت سنجی) یعنی فرد فقط آن چیزهایی که فکر میکند
یا آن چیزهایی که در فانتریهای او است یا آن چیزهایی که در ذهن او است را در واقعیت در حال انجام بداند. و به
هیچ عنوان هم قبول نکند که ممکن است اینها اشتباه باشد و ممکن است ضایعه فکر فرد باشد
مثلاً خیلی از افرادی که سایکوز ندارند هم ممکن است این گونه فکر کنند ولی وقتی از آنها می پرسیم که مطمئن هستی؟
میگوید نه مطمئن نیستم یعنی درست است که فکر میکند چیزی که جزوه فناوری اطلاعات پزشکی اوست در واقعیت درحال انجام است ولی احتمال میدهد که آن اشتباه باشد و ضایعه ی فکر خودش باشد که جزوه کودک بیمار سایکوز نیست چون فردی که سایکوز دارد با منطق هم فناوری اطلاعات اصلاح نیست.
انواع طیف اختلالات سایکوتیک بر اساس اینکه :
(1 از بین علائمی که گفته شود چند تا وجود داشته باشد. (2 مدت زمان علائم چقدر باشد.
(3 همراه آن علائم آیا علائم دیگری داشته باشد یا خیر
تقسیمبندی میشوند.
انواع طیف اختلالات سایکوتیک :
(1 اسکیزوفرینا
(2 اختلالات هذیانی
(3 اسکیزو افکتیو
اختلال اسکیزوفرنی
(4
(5 اختلال سایکوتیگ گذرا
شیوع اسکیزوفرینا در جامعه ما 1% of general population ⇐ یعنی اگر جمعیت ایران 80.000.000 نفر باشد طبق تمام بررسیهای اپیدمیولوژی انتظارداریم 800.000 نفر بیمار مبتلا به اسکیزوفرینا در جامعه داشته باشیم
از نظر بار بیماری با توجه به این که این بیماران معمولا بیمارانیاند که functionندارند و سیر بیماری عموماً سیر مخرب یا تخریبی است و حتی اگر فرد مهارتهای ً : ً ً !!!!
+ ؟
– !!!
؟ : ً %%ً -) )
فهرست مطالب