نمونه سوالات فرهنگ و تمدن اسلامی همراه جواب تشریحی

  • از

سوالات تایپی فرهنگ و تمدن اسلامی

دانلود فایل

 

زهرا اسلامی فرد جان احمدی دانشگاه پیام نور علمی کاربردی دانشگاه ازاد اسلامی

 

 

 

 

 

 

علم اخلاق علمی است که صفات نفسانی خوب و :::
:ً – :
َُُ*َُ: – – – :
:(ً )- :
(* ()
()
– :
و دوری از رزائل اخلاقی است.در سوره شمس پس از ذکر یازده قسم می فرماید:” قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ” کسیکه نفس خویش را از آلودگی پاک نگه داشت ،رستگار شد و آن کس که آلوده شد زیانکار شد.
علمای اخلاق بیان داشته اند که اساس اخلاق و هدف اصلی آن عدالت است و چون انسان حقیقی مرکب از جسم و روح است،روح انسان ،اصل و جسمش فرع است و کمال روح هم در حفظ تعادل قواست .زمانیکه انسان جمیع قوا و استعدادهایش را به صورت متعادل پروش دهد ،روحش آرام و زیبا می شود و به عدالت می رسد.
از فرمایشات حضرت امام حسین (ع) است که فرموده اند:” کسی که پنج ویژگی در زندگی اش نداشته باشد بهره ای از زندگی ندارد: 1-عقل 2-دین 3-ادب 4-حیا 5-محبت”

سوالات فرهنگ و تمدن اسلامی

سوالات فرهنگ و تمدن اسلامی

سوم – زیر بنای اخلاق:
هرگونه تحول اخلاقی در انسان بر اساس علم و آگاهی است .چنانچه انسان علم و آگاهی از حریم حق و باطل نداشته باشد از کسب معارف و فضائل اخلاقی دور خواهد ماند و ممکن است گرفتار رذائل اخلاقی شود و از اصلاح خود و بازگشت به مسیر اصلی عاجز گردد. بنابراین انسان باید دائماً در مسیر پیشرفت علمی و کسب معارف باشد تا از زندگی خود بهره ببرد و الّا مغبون خواهد شد.
در حدیث از حضرت اما کاظم (ع) آمده که :” مَنِ استَوى يَوماهُ فهُو مَغبونٌ ” کسیکه دو روزش مساوی باشد ضرر کرده است.

فصل سوم – ادب القضاء ———————————————-
در لغت به معنای ریاضت نفس و محاسن اخلاق است.در کتاب موسوعه کشاف ،ادب در لغت را به معنای علم،فرهنگ،روش مقبول و نیکو یا رعایت حدود هر چیز و نهایتاً آنرا علمی از علوم عربی در زمینه فصاحت و بلاغت معرفی کرده است.
الف- تعریف ادب:
خصایل حمیده و پسندیده انسانی و هر ریاضت شرعی که فرد را به فضائل رهنمون سازد ،ادب نامیده می شود.
ب- اقسام ادب:
1- ادب در گفتار: آن است که انسان در گفتارش ،از اندیشه پاک استفاده کند و آنرا در قالب الفاظ زیبا بیان دارد.گفته شده که گفتار نیکو پل ارتباطی بین انسانهاست که هر چقدر زیباتر و با محبت تر باشد پل نیز هموارتر و ارتباط قویتر خواهد بود.
2- ادب در نوشتار:آن است که فرهنگ و تمدن اسلامی در قالب نوشتارش از کلمات و مضامین زیبا و پرمعنا استفاده کند و تا می تواند با خط خوش آنرا انتقال دهد.
3- ادب در رفتار: آن است که انسان ادب در گفتار و نوشتار را عملاً استفاده کند و با رفتارش نشان دهد که مبادی به آداب است.
توجه* اثر بخشی و زیبایی این سه قسم آن است که اعمال انسان از روی اختیار و بر مبنای شریعت الهی باشد .بطوریکه در قرآن کریم تذکر داده شده :” وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ ” منظور از حدودالله همان احکام شرعی است که در کمال ادب بایستی از آنها مراقبت و محافظت شود و چیزی از اعمال و افکار غیر شرعی جای آنها را نگیرد.
پ-اقسام ادب از نگاه الهی:
از نگاه الهی می توان ادب را به سه دسته تقسیم کردکه رعایت آنها می تواند انسان را به مقام خلافت الهی برساند.
1- ادب مع الله

 

دانلود رایگان تست پی دی اف نمونه سوالات فرهنگ و تمدن اسلامی با پاسخ تشریحی pdf

آن است که انسان در نمونه سوالات فرهنگ و تمدن اسلامی لحظات حیاتش ،در خلوت و در جلوت ،خداوند سبحان را حاضر و ناظر بداند و خود را همواره در محضر یکتای بی همتا بداند و در محضر یکتای بی همتا بداند و در محضر او از گناه و خطا و بی حرمتی پرهیز کند و رعایت تقوای الهی را بنماید چراکه در قرآن کریم آمده است: “إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ” همانا گرامی ترین شما نزد پروردگار متعال با تقواترین شماست. همچنین امیرالمومنین می فرمایند: ” اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِي الْخَلَوَاتِ- فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ ” از ارتکاب به گناهانی که خداوند منع کرده حتی در خلوت نیز پرهیز کنید که تنها خدا شاهد است و خود نیز قاضی و حاکم است.
2- ادب مع النفس
در آیات و روایات بسیاری تاکید شده است که انسان تمام وقت و ظرافت خویش را باید به ذات و فطرت پاکش معطوف نماید و آنرا از هرگونه پلیدی دور و محافظت نماید.کشیک نفس را کشیدن و پیوسته مراقب آن بودن از آداب اولیه ادب مع النفس است
در سوره نازعات چنین بیان شده :” وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‌ (40) فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى‌ (41) ” و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و از هوای نفس دوری کند حتماً جایگاهش در بهشت خواهد بود.
3- ادب مع الخلق
این مرتبه از ادب در مصاحبت و معاشرت با هم نوع و خلق خدا تجلی می شود ،حفظ شریعت با حسن معاشرت با اطرافیان چه در خانه و چه در جامعه امکان پذیر است.سوره بقره آیه 83 می فرماید:” وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ” با مردم سخن نیک بگویید.
فصل دهارم- تفاوت آداب و اخلاق —————————————-
1-اخلاق به ملکات راسخ در روح که وصفی از اوصاف انسانی است گفته می شود.ولی آداب ،اشکال زیبای انسانی است که رفتارهای خوب با آنها توصیف می شوند.
2-اخلاق از امور باطنی است و در مقام رفتار چندان ظهور و بروز ندارد.ولی آداب ،نشانگر ظرافت و دقت در رفتار است.
3-اخلاق حُسن فاعلی است و در ذات انسان است ولی آداب حُسن فعلی و ظاهری است و از اخلاق سرچشمه می گیرد.

بخش دوم : جایگاه قضاوت و دادرسی در اسلام
فصل اول – تعریف قضا—————————————– 16
فصل دوم – اهمیت و شرافت منصب قضا—————————– 16
فصل سوم- خطرات منصب قضا———————————– 18
فصل چهارم- اذن امام و اجازه ولی فقیه زمان در تصدی منصب قضا———– 20
فصل پنجم- تصدی منصب قضا در حاکمیت دینی———————– 21
فصل ششم- حکم تکلیفی قضاوت——————————— 22
فصل هفتم – قضاوت وظیفه ای الهی است نه شغل اجتماعی—————- 23
فصل هشتم- فضیلت و ثواب قضاوت——————————- 24

 

 

 

 

بخش دوم : جایگاه قضاوت و دادرسی در اسلام
فصل اول – تعریف قضا————————————————
الف –معنای لغوی: قضا مشتق است از قضی یَقْضی و اسم فاعل آن قاضی است.قضا در واقع به معنای فیصله دادن به امری است چه بصورت قول باشد یا به صورت فعل چه از جانب خداوند متعال باشد یا از ناحیه بشر و چون کسیکه امری را فیصله می دهد کافی است این عمل را قضا یا قضاوت می نامند.
ب- معناي اصطلاحی: قضا در اصطلاح فقه امامیه عبارت است از ولایت بر حکم توسط کسیکه شرعاً اهلیت و شایستگی فتوی پیرامون جزئیات قوانین شرعی را دارد .یعنی داشتن استحقاق و صلاحیت برای استیفای حقوق مردم و فصل خصومت بین آنها صاحب جواهر در این باره بیان داشته که شاید مراد فقها از واژه ولایت در تعریف قضا بیان این واقعیت بوده است که قضاوت صحیح ،مرتبه ای از مراتب نمونه سوالات فرهنگ و تمدن اسلامی و شاخه ای از شجره ریاست عامه ای است که برای پیامبر مکرم اسلام (ص) و جانشینان معصوم ایشان مقرر گردیده است .

فصل دوم – اهمیت و شرافت منصب قضا————————————-
به دلالت آیات متعدد قرآن کریم در می یابیم که خداوند سبحان احکم الحاکمین است و مقام حکم و داوری مخصوص ذات اقدس الهی است که خالق عالم و عالمیان و آگاه بر غیب و شهود است قرآن کریم در آیه 46 سوره زمر دارد که :
قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ “بگو: پروردگارا، ای خالق آسمانها و زمین، ای دانای عالم پیدا و پنهان، تو خود میان بندگان در آنچه خلاف و نزاع برانگیزند حکم خواهی کرد.”
پس پیداست که قضاوت در اصل ،حق مسلم و انحصاری خداوند متعال است که آنرا بطور مستقیم اعمال نمی فرماید بلکه این حق را بوسیله خلفا و پیامبران که نمایندگان الهی هستند فرهنگ و تمدن اسلامی می فرمایند.نمونه سوالات احکام و معارف اسلامی مشخص می گردد که منصب شریف قضا از مناصب والا و ارزشمندی است که از سوی خداوند متعال به پیامبران بزرگ الهی واگذار شده است.
به عبارت دیگر حکومت به نحو انحصاری در اختیار حضرت حق است و به هر کس که اراده فرماید عنایت می فرماید و مردم نیز مکلف به تبعیت و پیروی از جانشین خداوند می باشند و حکم و نظر او را بی چون و چرا می پذیرند و حاکم نیز مکلف است که بر اساس حق آنچا را که خداوند به او عطاء فرموده حکم و قضاوت نماید.
در این رابطه آیه 105 از سوره نساء می فرماید:
إِنّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ بِما أَراکَ اللّهُ * ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم; تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در میان مردم قضاوت کنى
و در این مقام به مرور از جانب امامان معصوم (ع) به فقهای جامع الشرایط تفویض شده است.
از امام صادق (ع) نقل شده است که : فرموده اند مبادا بعضی از شما ،بعض دیگر را برای محاکمه و قضاوت به نزد قضات جور و اهل ستم ببرند و در این امر دقت کنید تا فردی که عالم به شریعت و احکام ما می باشد به اختلاف شما رسیدگی کند،یعنی کسیکه احادیث ما را روایت می کند و در حلال و حرام دقت دارد و احکام ما را می شناسد ، به چنین شخصی رجوع کنید و قضاوتش را بپذیرید.
غالب فقهای امامیه از این فرمایش امام صادق (ع) استفاده کرده اند و بیان داشته اند که امام به عالمان و فقهای شریعت اسلام ،تفویض قضاوت و داوری کرده اند.
در این رابطه مرحوم محقق حلی چنین فرموده اند که : یشترط فی ثبوت الولایه اذن الإمام علیه السلام [1] أو من فوّض إلیه الإمام *در ولایت برقضا ،اذن امام یا کسیکه امام این امر را به او تفویض کرده شرط است.

فرهنگ و تمدن

فرهنگ و تمدن

در این خصوص از امیر المومنین علی (ع) نقل شده است که به شریح قاضی فرموده اند: يا شُرَيْحُ قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِساً لا يَجْلِسُهُ الّا نَبيٌّ اَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ اوْ شَقي * ای شریح در جایگاهی نشسته ای که نمی نشیند در این جایگاه جز پیامبر (ص) یا وصی ایشان یا فردی شقی و بدبخت.
مرحوم ملا مهدی نراقی در کتاب مستند الشیعه دارد که : قضاوت منصبی عظیم و عالی و شریف است و به خاطر این جایگاه رفیع و عالی است که خداوند ولایت آنرا به انبیاء و اوصیا اختصاص داده و آنگاه به افرادی که پا جای پای آنان گذارد ه اند از علما و فقها که اجازه یافته اند در بین مردم به قضاوت بنشینند .
مرحوم نراقی در آخر کلام به حدیثی از حضرت امام صادق (ع) اشاره نموده که می فرمایند: یَدَ الله فَوقَ رأسَ الحاکمٌ تٌرَفرَفَ بالرَحمة ، فَاِذا حافَ وکله الله إلى نفسه * دست رحمت خدا بر فراز سر فرهنگ و تمدن اسلامی است و او را حمایت می کند .پس هر گاه ستم کند،خداوند او را رها و به خودش وا می گذارد.
حضرت امام خمینی رحمه الله علیه نیز در کتاب تحریر الوسیله چنین بیان داشته اند :قضاوت از مناصب بزرگی است که از جانب خداوند متعال برای پیامبر گرامی اسلام اختصاص یافته و از جانب پیامبر (ص) به ائمه معصومین علیم السلام تفویض و سپس از جانب ائمه مکرمین به فقهای جامع الشرایط تفویض شده است.
بنابر موارد گفته شده دریافتیم که جایگاه قضاوت از حساس ترین مناصب تکوینی است که با توجه به اهمیت آن در رابطه تنگاتنگی که با مصالح عمومی مردم و سرنوشت جامعه اسلامی دارد واجد شرایط ویژه و اوصاف مهمی است که سر و کار با جان ،مال و ناموس مردم دارد.
بواسطه همین اهمیت است که در نظام جمهوری اسلامی ایران بموجب اصل 156 قانون اساسی وظایف بسیار مهمی به فرهنگ و تمدن اسلامی قوه قضائیه گذاشته شده است که عبارتند از :
1- رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات ،تعدیات ،شکایات ،حل و فصل دعاوی ،رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه که قانون معین می کند.
2- احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی های مشروع
3- نظارت بر حسن اجرای قوانین
4- کشف جرم و تعقیب و مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام
5- اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.
مقام معظم رهبری ،دستگاه قضایی کشور را نبض بدن تشبیه کرده اند، همانگونه که سلامت نبض انسان دلالت بر سلامت بدن دارد،سلامت دستگاه قضا نیز دلالت بر سلامت کشور دارد.
فصل سوم- خطرات منصب قضا——————————————-
بطوریکه عرض شد نمونه سوالات فرهنگ و تمدن اسلامی مقام قضاوت به همان میزان که ارزشمند و دارای منزلت و جایگاه رفیع است ،خطرات بس عظیمی هم در بر داردکه همواره در کمین این منصب بزرگ است .دو مورد از خطرات مهم عبارتند از :
1- مواردی که شخص بدون شایستگی شرعی ،قانونی متصدی امر قضا شود.
2- مواردی که شخص بدون شایستگی های فردی و مراقبتهای اخلاقی متصدی امر قضا شود.
در مورد خطرات و آثار صدور حکم من غیر حق ،قرآن کریم اشارات فراوانی دارند از جمله اینکه :
وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ
وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْظالمون
وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفاسقون
هرکس به غیر از آنچه که خداوند مقرر و نازل فرموده ححکم کند ،کافر است ،ظالم است و فاسق و گنهکار است.
در جای دیگر ابوبصیر از حضرت امام صادق (ع) نقل کرده است که ایشان فرموده اند: مَن حَکَمَ فى دِر هَمَینِ بِغَیر ما اَنزَلَ اللّه فَهوَ کافِرُ بالله العظیم * هرکس به میزان 2 درهم بغیر از آنچه که خداوند امر فرموده ،حکم کند پس او کافر شده نسبت به خداوند بزرگ .
تصدیق می فرمایید که بخاطر 2 درهم ناچیز ،انسان نسبت به خالق هستی کافر بشود چه معامله خطرناک و در سر ضرر برای شخص قاضی است .یعنی برای بی ارزش ترین چیزها ،بی تردید مهمترین چیزها را از دست خواهی داد و چه خطر و خسرانی بالاتر از این که انسان خدا را از دست بدهد و نسبت به خالقش کافر بشود.
حدیث مشهوری از امام صادق (ع) در باب خطرناک بودن این منصب وارد شده است که فرموده اند:
القُضاةُ أربَعةٌ : ثلاثةٌ في النارِ دائما و واحِدٌ في الجَنَّةِ
قضات چهار دسته اند.سه دسته آنها در آتش اند دائماً و تنها یک دسته در بهشت قرار دارند.
و اما دسته اول : رجُلٌ قَضى بجَورٍ و هُو يَعلَمُ فهُو في النارِ
آن کس که دانسته و با علم به فرهنگ و تمدن اسلامی حکم کند ،پس در او درآتش است.
دسته دوم :و رَجُلٌ قَضى بجَورٍ و هو لا يَعلَمُ فهُو في النارِ
و آن کس که ندانسته و بدون علم به ناحق حکم کند،او نیز در آتش است.
دسته سوم : و رجلٌ قَضى بالحَقِّ و هُو لا يَعلَمُ فهُو في النارِ
و آن کس که ندانسته و بدون علم و قطع و یقین ،حکمی به حق می دهد نیز جایش در آتش است.
دسته چهارم : و رجُلٌ قَضى بالحَقِّ و هو يَعلَمُ فهُو في الجَنَّةِ .
و صرفاً آن کسی که به درستی و به حق رای می دهد و حکمش از روی علم و قطع و یقین است بهشتی و رستگار است.
و اینگونه است که حضرت امام خمینی (ره) در این باره چنین فرموده اند که :
و لا یَخفی اَنَ خَطَرَهُ عَظیمُ وَ قد وَرَدَ اَن القاضی علی شَفیرِ جَهنم
مخفی نماند که خطر قضاوت بس عظیم است و به تحقیق در روایات زیادی آمده که قاضی بر لب پرتگاه جهنم قرار دارد.
فصل چهارم- اذن امام و اجازه ولی فقیه زمان در تصدی منصب قضا——————-
در مباحث گذشته به اثبات رسید که این منصب بزرگ که از مناصب حکومت الهی از جانب خداوند سبحان برای پیامبران و سپس برای اوصیای آنان قرارداده شده است.
پیامبر مکرم اسلام (ص) علاوه بر مقام نبوت و رسالت ،دارای مقام قضاوت هم بوده اند که پس از ایشان این مقام قضاوت به اوصیاء ایشان که همانا ائمه اطهار (ع) هستند تفویض شده است و همینطور از جانب امامان معصوم (ع) در زمان غیبت کبری به علما و فقها اعطا گردیده .
در این رابطه به روایتی از حضرت امام حسین (ع) در کتاب تحف العقول اشاره می گرددکه ایشان فرمودند:
مَجارِيَ الاُمورِ وَالأَحكامِ عَلى أيدِي العُلَماءِ بِاللّه ِ الاُمَناءِ عَلى حَلالِهِ وحَرامِهِ
جریان امور و احکام را (که مسائل قضایی از جمله مهمترین آنها می باشد) به دست علما بسپارید، که آنها امین هستند در رعایت حلال و حرام و دستورات شرعی.
آیه 59 از سوره نساء نیز دارد که :
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْ ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِِ َِ ٌَْ َ ََُْ ًَْ
() () () () :
:: – ——————————-
:
: ً :

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *