سوالات فیزیولوژی گوارش
فرمت پی دی اف
همراه پاسخ تشریحی
كنترل عضلاني حركت چشم:
سه جفت عضله حركات چشم را كنترل مي كنند:
1( عضلات راست داخلي و ؛
( ؛
( ً ً ً )(.
:
«» «» ً ً «» ً ً 
– :
ً )( سريع رخ مي دهند كه حداكثر 10% از كل زمان صرف حركت چشمها مي شود و 90% از آن به ثبات چشمها بر روي نقاط مورد نظر مي گذرند. ضمناً مغز تصوير بينايي زمان پرشها را سركوب مي كند، بطوري كه شخص از حركت چشمها از نقطه اي به نقطه ديگر بي خبر مي ماند.
حركات پرشي در حين مطالعه؛
چشمان شخص معمولاً در هنگام مطالعه در هر خط چند حركت پرشي انجام مي دهند. در اين مورد صحنه ديد در مقابل چشمها حركت نمي كند؛ بلكه چشمها آموخته اند كه بوسيله پرشهاي متعدد و متوالي در طول نمونه سوالات فیزیولوژی گوارش ديد، پرشهاي مشابهي رخ مي دهد، با اين تفاوت كه پرشها درجهات مختلف بالا، پايين، طرفين و زواياي گوناگون صورت مي گيرند و چشمها از يك نقطه جالب توجه به نقطه ديگر و سپس بازه به نقطه اي ديگر مي روند و اين كار ادامه مي يابد.
تثبيت بر روي اشياي مترحك- حركات تعقيبي:
چشمها مي توانند بر روي شي متحرك هم ثابت بمانند، به اين حالت حركت تعقيبي مي گويند. يك مكانيسم بسيار تكامل يافته قشري ،مسير حركت شي را بطور خودكار تشخيص مي دهد و سپس چشمها را بتدريج در طول مسيري مشابه حركت مي دهد.
مثلاً اگر شيئي با سرعت چند بار در ثانيه شبيه موجي بالا و پايين برود، ممكن است چشمها در ابتدا نتوانند بر روي آن ثابت شوند؛ اما پس از حدود 1 ثانيه چمشها بتدريج ظريفتر مي شود و نهايتاً چشمها تقريباً بطور كامل از حركات موجي تبعيت مي كنند. اين مثال سطحي عالي از قابليت محاسباتي خود كار و ناخودآگاه سيستم بينايي را براي كنترل حركات چشم نشان مي دهد.
مكانيسم عصبي ديد فضايي جهت قضاوت در مورد فاصله اشيا:
به علت فاصله بيش از 3 سانتي متري دو چشم با هم، تصاوير روي دو شبكيه دقيقاً با هم يكسان نيستند. بعبارت ديگر چشم راست اندكي بيشتر از سمت راست شي را مي بيند و چشم چپ هم اندكي بيشتر از سمت چپ آن را. ضمناً هر چه شي نزديكتر باشد اختلاف دو تصوير بيشتر است. بنابراين حتي زماني كه دو چشم با هم جفت هستند، باز هم امكان ندارد كه تمام نقاط متناظر دو تصوير مشاهده شده دقيقاً بر هم منطبق باشند. بعلاوه، هر مكانيسم مهم براي قضاوت در مورد فاصله اشيايي است كه تا حدود 30 متر با چشمها فاصله دارند.
مكانيسم سلولهاي نروني براي ديد فضايي بر اين واقعيت استوار است كه برخي از مسيرهاي فيبري كه از شبكيه ها به قشر بينايي مي روند 1 تا 2 درجه به يكي از دو طرف مسير مركزي منحرف مي شوند. بنابراين برخي از مسيرهاي بينايي مربوط به دو چشم فاصله با توجه به اين مطلب مشخص مي شود كه كدام دسته مسيرها بر هم منطبق شده اند. به اين پديده درك عمق مي گويند كه نماي ديگر براي ديد فضايي است.
دانلود رایگان نمونه سوالات فیزیولوژی گوارش با پاسخ تشریحی پی دی اف pdf
لوچي )استرابسيم( كه به ان ناراستي چشمان هم مي گويند بمعناي جفت نشدن چشمها در يك ناحيه محور مذكور در فوق است. انواع اصلي لوچي كه: )1( لوچ افقي ،)2( لوچ عمودي ،)3( لوچي پيچشي. غالباً تركيبي از دو نوع مختلف لوچي يا تمام آنها وجود دارد )شكل 32(.
لوچي غالباً بر اثر «تنظيم» غيرطبيعي مكانيسم جفت شدن سيستم بينايي رخ مي دهد. بعبارت ديگر در اوايل كه كودك مي كوشد دو چشم خود را بر روي يك شي واحد ثابت كند، يكي از دو چشم به خوبي ثابت مي شود ولي ديگري نمي تواند ثابت نمونه سوالات فیزیولوژی گوارش ، يا هر دور آنها بخوبي ثابت مي شوند ولي نه به صورت همزمان. بزودي الگوي حركات توام چشمها در خود مسيرهاي كنترل نروني هم بطور غير طبيعي تنظيم مي شود و در نتيجه چشمها هرگز با هم جفت نمي شوند.
سركوب تصوير مشاهده شده توسط چشم ضعيف:
در تعداد كمي از مبتلايان به لوچي، چشمها به تناوب بر روي شيئي مورد نظر ثابت مي شوند. در ساير بيماران هميشه تنها از يكي از از چشمها استفاده مي شود همزمان چشم ديگر تضعيف مي شود و هيچگاه براي ديد دقيق مورد استفاده قرار نمي گيرد. دفت و ديد چشم
تضعيف شده تنها مختصري تكامل مي يابد و معمولاً يا كمتر مي ماند.
در آن صورت اگر چشم غالب كور شود بينايي چشم ضعيف در بزرگسالان تنها مختصري مي تواند بيشتر گردد، اما در كودكان خردسال بميزان بسيار بيشتري تكامل مي يابد. اين امر نشان مي دهد كه تست ديد وابستگي زيادي به تكامل صحيح ارتباطات سيناپسي مركزي دو چشمها دارد. در واقع حتي از نظر تشريحي هم تعداد ارتباطات نروني در نوارهاي راه راه قشري كه پيامهاي چشم ضعيف را دريافت مي كنند كاهش مي يابد.
كنترل قطر مردمك:
تحريك اعصاب پاراسمپاتيك، عضله اسفنكتر مردمك را تحريك مي كند و بدين وسيله دهانه مردمك را تنگ مي سازد. به اين حالت ميوز مي گويند. از سوي ديگر تحريك اعصاب سمپاتيك، فيبرهاي شعاعي عنبيه را تحريك مي كند و باعث اتساع مردمك يعني ميدرياز مي شود.
رفلكس مردمك به نور:
وقتي نور به داخل چشمها مي تابد، مردمك تنگ مي شود، اين عمل را رفلكس مردمك به نور مي گويند. مسير نروني مربوط به اين رفلكس توسط دو خط سياه در شكل 32 نشان داده شده است.
وقتي نور بر روي شبكيه مي افتد؛ ايمپالسهاي حاصل از طريق اعصاب بينايي به هسته هاي پره تكتال و از آنجا به هسته ادينجر-وستفال مي روند و نهايتاً از طريق اعصاب پاراسماتيك باز مي گردند تا اسفنكتر عنبيه را تنگ كنند.
اين رفلكس در تاريكي مهار مي شود و در نتيجه مردمك گشاد مي گردد. وظيفه رفلكس به نور اين است كه به چشمها كمك كند تافوق العاده سريع با تغيير شرايط نوري سازش يابند. حداقل قطر مردمك 3/1 نمونه سوالات فیزیولوژی گوارش متر و حداكثر آن 4 ميلي متر است. بنابراين رفلكس مردمك مي تواند سازش با روشنايي و تريك را در حدود 30 به 1 تغيير دهد.
حس شنوايي:
هدف از اين فصل تشريح و توجيه مكانيسمهايي است كه گوش با آنها امواج صوتي را دريافت مي كند، فركانس آنها را تميز مي دهد و بالاخره اطلاعات شنوايي را به دستگاه مركزي اعصاب مي فرستد تا در آنجا مفهوم آنها مشخص شود.
انتقال صوت از پرده صماخ به حلزون
پرده صماخ )بطور شايع به آن پرده گوش مي گويند( و دستگاه استخوانچه صوت را از گوش مياني به حلزون منتقل مي كنند. پرده صماخ بشكل مخروطي است. دسته استخوان چكشي به مركز پرده صماخ چسبيده است. سر ديگر استخوان چكشي با رباطهايي به استخوان سنداني متصل است، بطوري كه هر گاه چكشي حركت كند سنداني هم با آن حركت مي كند. سر ديگر سنداني هم با تنه استخوان ركابي متصل مي شود. كفه استخوان ركابي در مقابل لابيرنت غشايي در مدخل پنجره بيضي قرار دارد و امواج صوتي را از طريق آن به گوش داخلي )حلزون( منتقل مي كند.
استخوانچه هاي گوش مياني چنان توسط رباطها معلق هستند كه مجوعه چكشي و سنداني بصورت يك اهرم واحد عمل مي كنند كه تكيه گاه در لبه پرده صماخ است. وقتي پرده صماخ و دسته چكشي بسمت داخل حركت مي كنند، مفصل بين سنداني و ركابي باعث جلو راندن مايع حلزوني مي شود و وقتي چكشي به سمت خارج مي كند مفصل مذبور مايع حلزوني را به عقب مي كشاند. اين كار با واسطه حركت كفه استخوان ركابي به نمونه سوالات فیزیولوژی گوارش داخل وخارج در محل پنجره بيضي مي گيرد.

تست فیزیولوژی گوارش با جواب
عضله كشنده صماخ:
اين عضله پيوسته دسته چكشي را بسمت داخل مي كشد و لذا پرده صماخ را كشيده نگه مي دارد. بدين ترتيب ارتعاش هر قسمت از پرده صماخ مي تواند به چكشي منتقل شود، در حالي كه اگر پرده صماخ شل بود چنين نمي شد.
متناسب كردن امپدانس توسط دستگاه استوانچه:
دامنه حركت كفه ركابي با هر ارتعاش صوت تنها دامنه حركت دسته چكشي است. بنابراين برخلاف آنچه كه معمولاً تصور مي شود
دستگاه اهرمي استخوانچه ها دامنه حركت ركابي را زياد نمي كند، بلكه در واقع با كاستن از دامنه حركت ركابي، نيروي حركت آنرا حدود 3/1 برابر افزايش مي دهد. بعلاوه، مساحت پرده صماخ حدود 2mm 33 است، در حاليكه مساحت كفه ركابي2mm 2/3 مي باشد. حاصلضرب اين اختلاف 17 برابري در نسبت 3/1 برابر دستگاه اهر مي باعث مي شود فشار وارد برمايع حلزوني حدود 22 برابر فشار وارده از سوي امواج صوتي بر پرده صماخ باشد. با توجه به اينكه اينرسي مايع بسيار بيشتر از اينترسي هوا است به آساني در مي يابيم كه براي ايجاد ارتعاش در مايع به مقدار بيشتري فشار نياز است. بنابراين پرده صماخ و دستگاه استخوانچه اي امپدانس امواج صوت در هوا را با امپدانس ارتعاشات صوتي در مايع حلزوني متناسب مي سازد)تطبيق امپدانس(. در واقع براي فركانس هاي صوتي 300 تا3000 هرتزي، متناسب كردن امپدانس صوت وارد شده فراهم مي گردد )شكل 33(.
امواج صوتي در فقدان استخوانچه ها و پرده صماخ مي توانند مستقيماً از طريق هواي گوش مياني به پنجره بيضي حلزون برسند اما دراين صورت حساسيت شنوايي 13 تا 20 دسي بل كمتر از زمان انتقال با استخوانچه ها خواهد بود، همين معادل كاهش شدت صوت از حد يك صداي متوسط به يك صداي بسختي قابل شنيدن.
تضعيف صوت با انقباض عضلات ركابي و كشنده صماخ
هرگاه اصوات بلند از طريق دستگاه استخوانچه اي به دستگاه اعصاب برسد، يك رفلكس پس از زمان عكس العمل 80 تا 40 هزارم ثانيه اي ايجاد مي شود كه باعث انقباض عضله ركابي و تا حد كمتري عضله كشنده صماخ مي گردد. عضله كشنده صماخ، دسته چكشي را به سمت داخل مي كشد و در همان حال عضله ركابي استخوان ركابي را به سمت خارج مي كشاند. اين دو نيرو برخلاف هم اثر مي نمونه سوالات فیزیولوژی گوارش و لذا باعث سختي شديد كل دستگاه استخوانچه اي و در نتيجه كاهش زياد انتقال اصوات كم فركانس )كمتر از 1000 هرتز( توسط استخوانچه ها مي شود.
رفلكس تضعيف مي تواند شدت اصوات كم فركانس را تا 30 الي 80 دسي بل كاهش دهد. اين مكانيسم دو وظيفه دارد.
1- مراقبت از حلزون در برابر ارتعاشات آسيب رساندن كه بر اثر اصوات فوق العاده شديد ايجاد مي شوند.
2- پوشاندن اصوات كم فركانس در محيط پر سر و صدا. با اين كار معمولاً قسمت عمده صداهاي اضافي زمينه حذف مي شود و شخص فرصت مي يابد توجه خود را به اصوات بالاتر از 1000 هرتز معطوف كند. بيشترين اطلاعات بجا درارتباط كلامي در اين محدوده فركانس قرار دارد.
وظيفه ديگر عضلات كشنده صماخ و ركابي است است كه حساسيت شنوايي فرد را نسبت به تكلم خودش كاهش مي دهند. براي اين منظور مغز همزمان با فعال كردن مكانيسم تكلم، پيام هايي جانبي به اين عضلات مي فرستند.
انتقال صوت از طريق استخوان:
از آنجا كه گوش داخلي يا حلزون در يك حفره استخواني از استخوان گيجگاهي بنام رابيرنت استخواني مدفون است، ارتعاشات كل جمجمه مي تواند باعث ارتعاشات در مايع خود حلزون گردد. بنابراين اگر يك دياپازون يا ارتعاش ساز الكترونيكي را در شرايط مناسب بر روي هر كدام از برجستگي هاي استخواني جمجمه قرار دهيم، شخص صدا را خواهد شنيد.
تشريح عملكرد حلزون
حلزون دستگاهي است متشكل از لوله هاي مارپيچ. اين نمونه سوالات فیزیولوژی گوارش از سه لوله مارپيچي تشكيل شده كه پهلو به پهلوي هم قرار گرفته اند: 1( طبقه دهليزي
2( طبقه وسطي
3( طبقه صماخي.
دو طبقه دهليزي و وسطي بوسيله غشاي رايسنر )كه به غشاي دهليزي هم معروف است( از هم جدا شده اند.. غشاء قاعده اي هم طبقات صماخي و وسطي را از هم جدا مي كند. اندام كرتي كه داراي يك سري سلولهاي حساس به محركهاي الكترومكانيكي به نام سلولهاي مژكدار است بر روي سطح غشاء قاعده اي قرار دارد. اندام كرتي نوعي اندامك القايي گيرنده است كه در پاسخ به ارتعاشات صوتي ايمپالس عصبي توليد مي كند.
ارتعاشات صوتي از سوي كفه استخوان ركابي در نمونه سوالات باکتری شناسی پنجره بيضي وارد طبقه صماخي مي شود. كفه ركابي، پنجره بيضي را مي پوشاند و بوسيله يك رباط حلقوي نسبتاً سست به لبه هاي پنجره متصل مي گردد، بطوري كه مي تواند با ارتعاشات صوتي به داخل و خارج برود. حركت بسمت داخل باعث حركت مايع برون طبقات دهيلزي و وسطي مي گردد، و حركت به خارج مايع را عقب مي كشد )شكل
.)38
غشاء قاعده اي و تشديد در حلزون
غشاء قاعده اي غشايي است فيبري كه طبقه وسطي را از طبق صماخي جدا مي كند. اين غشا مشتمل بر بيست الي سي هزار فيبر قاعده اي است كه از مركز حلزون بسمت جدار خارجي بيرون زده اند. يك سر اين فيبرها آزاد بوده و مي توانند مرتعش شوند.
هرچه از قاعده حلزوني به سوي راس آن مي رويم طول فيبرها بيشتر و قطر آنها كمتر مي شود. در نتيجه فيبرهاي سخت و كوتاه نزديك پنجره بيضي حلزون در فركانسهاي بالا بهتر مرتعش مي شوند و فيبرهاي نرم و دراز نزديك نوك حلزون در فركانسها پائين بهتر ارتعاش مي يابند. لذا تشديد )رزونانس( غشاء قاعده اي با اصوات پر فركانس در نزديكي قاعده صورت مي گيرد – ً ؛ )(.
)( ؛ )(
فهرست مطالب