دانلود کامل ترین جزوه تعلیم و تربیت در اسلام

  • از

جزوه تعلیم و تربیت در اسلام
دانلود جزوه

 

 

دانلود جزوه کتاب تعلیم و تربیت اسلامی خلاصه پیام نور شریعتمداری خسرو باقری رشته علوم تربیتی مدرسان شریف برای آزمون استخدامی دکتر

 

 

 

 

 

 

 

 

‌‌‌؟
ّ «» «» ‌ّ‌ّ‌: : ‌‌؛  

 

: ‌‌؛ ‌… .
‌‌ 

 

دانلود جزوه تعلیم و تربیت در اسلام PDF

ّ: ‌ّ؟
: (). ‌‌‌‌ّ‌ِ ‌‌‌ً ً ّ‌ّتا جامعه‌ای اخلاقی پدید آید. و همین طور در بارۀ علم و… .
اینک ما باید پس از آشنایی با هر یک از معیارهای مطرح‌شده، به نقد آن بپردازیم و در پایان، با دیدگاه شهید مطهری آشنا شویم و ببینیم ایشان چه معیاری را مطرح کرده است.

دانلود کامل ترین جزوه تعلیم و تربیت در اسلام

دانلود کامل ترین جزوه تعلیم و تربیت در اسلام

نکته
[چنان‌که خواهیم دید، شهید مطهری دانلود جزوه تعلیم و تربیت در اسلام PDF از این دیدگاه‌ها و مطالب مطرح در ذیل آن‌ها را فی‌الجمله قبول دارد و می‌پذیرد که بسا در شناسایی فعل اخلاقی از غیر اخلاقی، مؤثّرند؛ ولی با مطرح کردن آن‌ها به عنوان معیار کامل (جامع و مانع) مخالف است]
1. غیرْدوستی و محبّت
بر اساس این نظریه، فعل اخلاقی یعنی هر فعلی که هدف شخص، غیر خود باشد و ناشی از احساسات نوع‌دوستانه باشد. بر اساس این معیار، فعل اخلاقی یعنی: محبت کردن به دیگران و علاقه داشتن به آنان.
توضیح: در این جا علاقه به انسانیت مطرح است و نه علاقه به یک انسان خاص.
نقد معیار غیرْدوستی
یکی از ایرادهایی که به این نظریه وارد است، این است که هر محبّتی را نمی‌توان اخلاق نامید؛ چنان‌که هر عمل ممدوحی هم اخلاق نیست.
بر اساس دیدگاه شهید مطهری، محبّت‌هایی مانند محبّت مادر به فرزند، «احساسات غیرْدوستانه» است و نمی‌توان آن‌ها را «اخلاقی» ‌شمرد.
ایراد دیگر، این است که دایرۀ اخلاق، وسیع‌تر از حدود غیرْدوستی است.
نکتۀ مهمّ دیگر این‌که: محبّت را نباید «انسانْدوستی» تعریف کرد؛ زیرا جانوران را نیز می‌توان دوست داشت. پس چرا فقط بگوییم «انسان دوستی»؟!
]طرفداران این معیار، باید به این سؤال پاسخ بدهند:[ اگر محبّت را «نوع دوستی» تعبیر کنیم، آیا محبّت به حیوانات، اخلاقی نیست؟ (با توجه به این‌که حیوانات هم‌نوع ما نیستند)
سؤال دیگر: آیا محبّت کردن به هر انسانی ـ هر چند لایق محبّت نباشد ـ ، اخلاقی است؟
شهید مطهری در مجموع، نظریۀ «غیردوستی» یا «نوع‌دوستی» را در باب معیار فعل اخلاقی، کامل نمی‌داند، ولی آن را صددرصد هم رد نمی‌کند؛ زیرا بخشی از حقیقت در این معیار هست، نه تمام حقیقت. بنا بر این، معیار محبّت کامل نیست.
در قسمت بعد، به نظریۀ «وجدان» می‌پردازیم که کانت فیلسوف آلمانی به عنوان معیاری برای فعل اخلاقی مطرح کرده است.

 

دانلود رایگان جزوه تعلیم و تربیت در اسلام

2. وجدان
معیار دیگری که برای فعل اخلاقی مطرح شده، نظریۀ کانت است که معتقد است:
«وجدان، نیرویی است غیر از عقل و عاطفه که خداوند در درون انسان قرار داده است وانسان را به کار خیر و اجتناب از کار شر، دعوت می‌کند».
بر این اساس، هر کاری که مطابق وجدان باشد، «اخلاقی» است و هر کاری که مطابق وجدان نباشد، «غیر اخلاقی» است. به اعتقاد کانت، معیار وجدان، در همۀ انسان‌ها هست و این فرمان‌های اخلاقی که وجدان هر کس بدو می‌دهد، تکلیف انسان است که خداوند از طریق وجدان، به انسان داده است. عذاب وجدان نیز نیرویی است بازدارنده، که انسان را از کار غیر اخلاقی دور می‌کند.
نقد نظریه کانت
شهید مطهری وجدان را نیز (همانند محبّت و نوع‌دوستی) اصالتاٌ می‌پذیرد؛ ولی در نقد دیدگاه کانت و بیان اشکالات این نظریه، چند نکته مطرح می‌کند:
نکتۀ اوّل: ندای وجدان اگر در کنار ندای هوا و هوس و هواهای نفس قرار بگیرد، قابل تشخیص و بازشناسی نخواهد بود. پس وجدان [در این هنگام، کارآیی خود را از دست می‌دهد و لذا] معیار کاملی نیست.
نکتۀ دوم: آیا حکم وجدان مطلق است؟ بر اساس آنچه کانت می‌گوید، مطلق است؛ ولی در جایی که راست گفتن باعث مفسده و ظلم در حقّ دیگری است، پسندیده نیست [پس غیر اخلاقی است]؛ هرچند وجدان به درستیِ آن حکم کند.
در نتیجه، طبق این نظریه، برای اخلاقی کردن انسان‌ها، باید سعی شود که هر فرد، ندای وجدان خود را بشنود و البته باید به نداها و غوغاهای هوا و هوس نیز توجه داشته باشد.
3. زیبایی
سومین دیدگاه در باب معیار فعلی  جزوه تعلیم و تربیت در اسلام ، از آنِ کسانی است که معیار اخلاق را «زیبایی» می‌دانند و زیبایی را نیز چنین تعریف می‌کنند که:
«زیبایی عبارت است از وجود تناسب و هماهنگی میان اجزا با کل».
نکات مطرح در این باره
• باید توجه داشت که زیبایی هرچند درک می‌شود، هرگز قابل تعریف نیست.
• زیبایی نسبی است و رابطه‌اش با عشق و حرکت، چنین است که هر جا زیبایی هست، جاذبه‌ای در طرف دیگر ایجاد می‌شود و لذا همۀ حرکت‌های عالم، بر اساس عشق است.
• هزاران نوع زیبایی در عالم وجود هست و نباید زیبایی را منحصر در «زیبایی جنسی» کرد و حتی نباید زیبایی را منحصر در «زیبایی محسوس» دانست. زیبایی معنوی، بسیار بالاتر از این‌ها است. پس زیبایی غیر محسوس یا زیبایی معقول را نیز باید در نظر گرفت.
• افلاطون در بحث فلسفۀ اخلاق، زیبایی را معیار فعل اخلاقی می‌داند؛ پس هر کاری که زیبا باشد، اخلاقی است.
نقد این دیدگاه
شهید مطهری معتقد است که گرچه زیبایی را نمی‌توان انکار کرد؛ ولی چون زیبایی قابل تعریف نیست و تعریف افلاطون هم ناقص است و حدّش معلوم نیست، پس این معیار، درست نیست.

تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت

4. عقل و اراده
معیار چهارمی که برای فعل اخلاقی گفته شده، «عقل و اراده» است.
تعریف اراده: نیرویی که محرّک انجام دادن کار می‌شود و درونی است و لذا انسان پس از دوراندیشی و تعقّل و بررسی مصلحت‌ها، بر اساس فرمان عقل، اراده می‌کند که کاری را انجام دهد [و در این صورت است که آن کار، «اخلاقی» شمرده می‌شود].
فرق میل با اراده: میل، جاذبه و کشش به سوی عامل خارجی است و غریزی است؛ ولی اراده نیرویی است درونی که می‌تواند همۀ امیال نفسانی و ضدّ میل‌ها را تحت کنترل خود در آورد، و همیشه نیز در کنار عقل است.
• بر اساس این دیدگاه، فعل اخلاقی آن است که مبتنی بر میلی مانند عاطفه نباشد؛ بلکه مبتنی بر عقل و اراده باشد.
پس قهرمان اخلاق در این دیدگاه، کسی است که عقل و اراده بر وجودش حاکم باشد؛ به طوری که تمام میل‌ها، در اختیار عقل و اراده باشد.
• عقل دو نوع است:
1. عقل نظری
قصدش کشف حقایق، برای رسیدن به سعادت است.
2. عقل عملی
کارش مهار کردن رفتار انسان است و حاکم بر وجود انسان است.
نقد این دیدگاه
شهید مطهری گرچه میل و اراده را قبول دارد، ولی این دیدگاه را نیز در باب معیار فعل اخلاقی، ناقص می‌شمارد؛ زیرا میل و اراده، به تنهایی نمی‌تواند همه جا حاکم باشد؛ بلکه در برخی موارد باید از عقل و حتی از برخی آیات و روایات استفاده کرد.
5. پسند
بر اساس نظریۀ پسند، هر چه مورد پسند افراد قرار گیرد، همان اخلاقی است.
نقد: این معیار کارآیی ندارد چراکه در بحث معیارها، در پی آنیم که بگوییم چرا فلان کار غیر اخلاقی است؛ حال آن‌که طبق این نظر، هر کسی می‌تواند ادّعا کند که «آنچه کرده‌ام، مورد پسندم بوده؛ پس اخلاقی است»!
6. پرستش
یکی از نظریات مطرح در بارۀ معیار فعل اخلاقی، «نظریۀ پرستش» است. بر این اساس، هر کس که کار اخلاقی می‌کند، به نوعی خداوند را عبادت کرده است؛ اگرچه عبادت او ناآگاهانه باشد.
پس چه بسا کسی که در شعور آگاه خودش خداوند را نمی‌شناسد و او را قبول ندارد، نا خود آگاه با انجام دادن کاری اخلاقی، او را عبادت کرده است.
در کارهای دیگر چنین است که نا دانلود جزوه تعلیم و تربیت در اسلام PDF انجام می‌شود؛ ولی پرستش نا آگاهانه چگونه است؟
پرستش در این نظریه، حقیقتی است که در عمق فطرت ما وجود دارد و تعریف آن نیز چندان ساده نیست. هر کاری که بر اساس این فطرت با شکوه انجام شود، حتی اگر ناخودآگاه و بدون قصد عبادت باشد، اخلاقی شمرده می‌شود. پرستش ناآگاهانه، در همۀ موجودات هست و اختصاص به انسان ندارد؛ به خلاف پرستش آگاهانه که در موجودات غیر ذی‌شعور نیست.
نقد این دیدگاه
اخلاق بر اساس پرستش آگاهانه شکل می‌گیرد و لذا آنچه بر اساس پرستش ناآگاهانه باشد، «کار اخلاقی» شمرده نمی‌شود. این بحث همانند بحث زیبایی است که در آن جا نیز شهید مطهری اصل بحث زیبایی را می‌پذیرد؛ ولی قبول ندارد که هر چیزی که مبتنی بر زیبایی باشد، اخلاقی است.
7. کرامت نفس، محور اخلاق اسلامی
آخرین معیار فعل اخلاقی، کرامت و عزّت نفس است.
شهید مطهری در مجموع، معیار کامل و تمام را عبادت و پرستش می‌داند و معتقد است که اخلاق، تنها در نظام فکری اسلام قابل توضیح و توجیه است. لذا اگر شخصی بی‌دین بر اساس فطرت خود کاری به‌ظاهر اخلاقی انجام دهد، در نگاه شهید مطهری اخلاقی شمرده نمی‌شود.
ایشان توضیح می‌دهد که: پرستش نوعی رابطۀ خاضعانه و ستایش‌گرانه و سپاس‌گزارانه‌ای که انسان با خدای خود بر قرار می‌کند. این نوع رابطه را انسان تنها با خدای خود برقرار می‌کند و تنها در مورد خدا و صادق است. در مورد غیر خدا نه صادق است و نه جایز.
(به نظر شهید مطهری، خود واقعی و کرامت نفس، باعث می‌شود تمام استعدادهای وجود انسان، هماهنگ با هم و بدون افراط و تفریط، شکوفا شوند. یعنی اخلاق در اسلام، بر محور خودشناسی و احساس کرامت در خود واقعی است)
در قسمت بعد، با دیدگاه شهید مطهری در بارۀ «خود» و انواع آن، آشنا خواهیم شد و خواهیم دید که ایشان، چه جایگاهی برای این بحث در نظام تربیتی و اخلاقی اسلام قائل است.
دانلود جزوه تعلیم و تربیت در اسلام PDF
چگونه می‌توان استعدادهای مختلف انسانی را هماهنگ با هم شکوفا کرد؟
حقیقت روح انسانی، بسیار پیچیده است و استعدادهای مختلفی دارد. مکاتب مختلف اخلاقی، هر کدام بر یکی از این استعدادها تأکید کرده‌اند و انگشت نهاده‌اند. باید ببینیم کدام نقطه است که اگر انگشت روی آن بگذاریم، همۀ استعدادها هماهنگ و بدون افراط و تفریط، رشد خواهند کرد؟
در فرهنگ اسلامی آن نقطه، «خودِ واقعی» انسانی است؛ یعنی همان «کرامت نفس انسانی».
بر اساس آیات قرآن، باختن خود، بزرگ‌ترین خسران است و انسان همان گونه که نباید به دیگران ستم کند، به «خود» نیز نباید ستم کند. شهید مطهری، این شعر را از سعدی نقل می‌کند که می‌گوید:
من آن مورم که با پایم بمالند
نه زنبورم که از نیشم بنالند
چگونه شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم
ولی بر آن خرده می‌گیرد و بر اساس نظام تربیتی مطلوب خود، عبارات دیگری را به جای آن پیشنهاد می‌کند که ای کاش سعدی چنین می‌سرود:
نه آن مورم که با پایم بمالند
نه زنبورم که از نیشم بنالند
چگونه شکر این نعمت گزارم
که دارم زور و آزاری ندارم
شهید مطهری دیدگاه دراویش و متصوّفه را رد می‌کند که خوار کردن نفس را باعث رشد می‌دانند. وی بر این باور است که این گونه باورها، اسلامی نیست. بر اساس قرآن، عزّت، تنها از آنِ خدا و رسول خدا و مؤمنان است، و انسان مؤمن نباید عزت خود را پایمال کند و حتی نیازهای خود را نیز باید عزّتمندانه از دیگران بخواهد.
نتیجۀ بحث این جلسه
در واقع، به گفتۀ شهید مطهری، عزّت خط قرمز انسان است که نفس خود را تا جایی می‌تواند کوچک کند که عزّت او لکه‌دار نشود و نیازهای خود را باید به گونه‌ای مطرح کند که این عزّت حفظ شود.
در اين قسمت، با دیدگاه شهید مطهری در بارۀ «نفس» بیش‌تر آشنا خواهیم شد و خواهیم دانست که منظور ایشان از نفسی که باید عزیز باشد، چیست و آیا همان نفسی است که باید با آن مبارزه کرد؟!
در پی مباحث جلسۀ پیش، این سؤال مطرح می‌شود که:
«آیا نفسی که باید تکریم شود، غیر از نفسی است که باید با آن مبارزه کرد و حتی میراند؟».
برخی در پاسخ به این سؤال، گفته‌اند که در درون انسان دو نوع نفس وجود دارد: نفسی که باید خوار شود، مهار شود و حتی کشته شود؛ و نفسی که باید بزرگ داشته شود.
شهید مطهری این دانلود رایگان جزوه تعلیم و تربیت در اسلام PDF را قبول ندارد و معتقد است آن «من»ای که می‌گوید: «من آب می‌خورم»، «من تشنه می‌شوم»، همان من است که می‌گوید: «من خدا را عبادت می‌کنم» [پس دو نوع نفس نداریم]؛ اما آنچه باید مهار شود و نابود گردد، «نفس غیر حقیقی» [یا «منِ غیر واقعی»] است که شهید مطهری آن را «ناخود» می‌نامد.
پس مبارزه با نفس، در واقع، مبارزۀ «خود» با «ناخود» است. و پیروزی خود بر ناخود، باعث شادی آدم می‌شود.
مثال برای شناسایی «ناخود»
‌ّ‌ِ ‌؛ ‌‌:
{َ ََ َ} «»، «». ‌«»،

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *