جزوه رنگی و تایپ شده روانشناسی رشد کودک
لورا برک دانشگاه پیام نور کاتلین برگر کاردانی رشته کودکیاری کارشناسی ارشد محمد پارسا خلاصه کتاب فیروزه دالکی دانشگاه آزاد
: ()
“” “” 
رشته به شانه شما متصل می شود. پاها ، رشد کودک ها ، ران ها نیز به هم متصل هستند. رشته گردن شما از یک لنگ بسیار تشکیل شده است. رشته هایی که فک شما را کنترل می کنند و فک شما را نگه می دارند. لب ها تا حدی سست و کشیده شده اند که چانه شما در برابر آن به آرامی پایین آمده است. سینه ات شامل همه رشته های مختلف که انواع مختلف را به هم متصل می کند است. قسمت هایی از بدن شما شل و لنگ است و بدن شما فقط به راحتی در سراسر تخت پهن شده است.
دانلود رایگان جزوه روانشناسی رشد کودک خلاصه کتاب پی دی اف کامل pdf
تصویر ذهنی شماره 3
بدن شما شامل یک سری بادکنک لاستیکی باد شده است. دو دریچه در پای شما باز می شود و هوا شروع به حرکت می کند و از پای شما فرار می کند. پاهای شما شروع به فرو ریختن می کند و ادامه دهید تا فقط از لوله های لاستیکی تخلیه شده تشکیل شده باشید. سپس بادکنک بعدی در سینه شما باز می شود و در حالی که هوا شروع به خروج می کند ، کل تنه شما شروع به فرو ریختن در برابر تخت می کند. با بازوها ، سر و گردن ادامه دهید.
تصویر ذهنی شماره 4
بسیاری از مردم این را از همه آرامش بخش تر می دانند. فقط صحنه ای آرامش بخش و دلپذیر از گذشته را بخاطر بیارید. همیشه زمانی هست که هر کسی در زندگی احساس آرامش ، راحتی و آرامش می کند. تصویر آرامش بخش خود را از گذشته خود انتخاب کنید و تصاویر حافظه دقیق را فراخوانی کنید. مال شما ممکن است یک صحنه ای آرام در دریاچه کوهستانی که برای ماهیگیری به آنجا رفته اید باشد. اگر جزوه روانشناسی رشد کودک است ، به موارد کوچک در رشد کودک کمی توجه کنید. موج های آرام اب را در آن به خاطر بسپارید. چه صداهایی وجود داشت؟ سکوت را شنیدی؟ خش خش برگها را چطور؟ شاید شما به یاد داشته باشید که خیلی وقت پیش به صورت آرام و تا حدودی خواب آور مقابل شومینه روشن نشسته اید. آیا ذغال ها ترک خوردند و جرقه زدند؟ مناظر و صداهای دیگر وجود داشت؟ شاید شما انتخاب کنید که استراحت در زیر نور آفتاب در ساحل را به یاد آورید. شن و ماسه روی بدن شما چگونه احساس می شود؟ آیا می توانید گرمای آرامش بخش خورشید را احساس کنید که بدن شما را لمس می کند؟ نسیمی می وزید؟ آیا مرغ دریایی در ساحل بود؟ هر چه بیشتر از این جزئیات اتفاقی به یاد داشته باشید و برای خود تصور کنید ، می توانید موفق تر باشید.
تمرین روزانه این تصاویر ذهنی را به ارمغان می آورد ، یا خاطرات ، واضح تر و واضح تر می شوند. تأثیر یادگیری اراده روی هم جمع می شود. تمرین باعث تقویت رابطه بین تصویر ذهنی و احساس جسمی می شود. بیشتر و بیشتر در آرامش حرفه ای می شوید، و این در خود در جلسات تمرینی آینده “به یاد” خواهد ماند.
نحوه استفاده از قدرت تفکر منطقی
بسیاری از بیماران من هنگامی که من چیزی را به سادگی هدیه خدا در تغییر تفکر منفی توصیف می کنم کاملاً ناامید می شوند و برای برخی ، این امر فوق العاده ساده لوحانه و غیرعلمی به نظر می رسد. با این حال ، یک مزیت دارد – کار می کند. و همانطور که بعداً خواهیم دید ، مبتنی بر یافته های علمی است.
یک مغالطه پذیرفته شده گسترده وجود دارد که منطق و تفکر آگاهانه بر فرایندهای ناخودآگاه یا جزوه روانشناسی رشد کودک ها هیچ قدرتی ندارد، و این برای تغییر باورها، احساسات یا رفتارهای منفی لازم است که عمیق بروید و این ها را از “ناخودآگاه” تخلیه کنید.
مکانیسم خودکار شما ، یا آنچه رشد کودک”ناخودآگاه” می نامند کاملاً غیر شخصی است. به عنوان یک ماشین که “اراده” از خودش ندارد عمل می کند. همیشه تلاش می کند نسبت به باورها و تفاسیر فعلی خود مربوط به محیط واکنش مناسب نشان دهید. همیشه به دنبال بخشیدن احساسات مناسب و رسیدن به اهداف است که آگاهانه بر اساس داده هایی که در قالب ایده ها ، اعتقادات ، به آنها داده می شود ، تفاسیر ، نظرات تعیین می کنید کار می کند.
این تفکر آگاهانه است که “دستگیره کنترل” آن دستگاه ناخودآگاه شما با فکر آگاهانه بوده است، هر چند شاید غیر منطقی و غیر واقعی به نظر برسد، اما ناخودآگاه ماشین الگوهای عکس العمل منفی و نامناسب خود را ایجاد کرد و این توسط تفکر منطقی آگاهانه انجام می شود. می توان الگوهای واکنش خودکار را تغییر داد.
مرحوم دکتر جان ا. شیندلر ، از کلینیک مونرو معروف ، مونرو ، ویسکانسین ، شهرت زیادی در سراسر کشور برای خود برای موفقیت فوق العاده در کمک به افراد ناراضی و عصبی کسب کرد که توانستند لذت زندگی را به دست آورند و به زندگی شاد و پربار بازگردد. درصد درمانهای او بسیار بیشتر از روانکاوی بود. یکی از کلیدهای روش درمان او چیزی بود که “کنترل فکر آگاهانه” نامید. “. . . بدون در نظر گرفتن از حذفیات و کمیسیون های گذشته ، “او گفت: “یک فرد باید از زمان حال شروع کند تا برخی بلوغ و تغییرات بهتر را در آینده را بدست آورد. حال و آینده به یادگیری عادات جدید بستگی دارد و روشهای جدید برای بررسی مشکلات قدیمی آنجا به سادگی هیچ آینده ای در جستجوی مداوم به گذشته ندارد . . مشکل عاطفی نهفته دارای همان وجه مشترک که در هر بیمار ااین است که بیمار فراموش کرده است که ، یا احتمالاً هرگز نیاموخته که چگونه تفکر درباره زمان حال خود را برای لذت بردن کنترل کند “(جان ا. شیندلر ، چگونه 365 روز زندگی کنیم)
بگذارید سگ های خوابیده همانطور بمانند
این واقعیت که خاطرات شکست های گذشته ، تجربه های ناخوشایند و دردناک ، در ناخودآگاه “دفن” شده اند به این معنی نیست که اینها باید “بیرون آورده شوند” ، افشا شوند یا به منظور ایجاد تغییرات شخصیتی مورد بررسی قرار گیرد.
همانطور که قبلاً نیز اشاره کردیم ، همه مهارت های یادگیری با آزمایش و خطا ، با انجام آزمایش ، از دست دادن علامت ها ، آگاهانه به یاد داشتن درجه خطا ، و اصلاح در محاکمه بعدی است – تا سرانجام تلاش موفقی انجام شود. واکنش موفق سپس الگو به خاطر می آورد و از آن “تقلید” می کند. در شرایط آینده این مرد نعل اسب را محکم کردن ، پرتاب دارت ، آواز خواندن ، رانندگی با ماشین ، بازی گلف ، از نظر اجتماعی با سایر انسانها کنار آمدن را با یاد می آورد. مهارت این همچنین در مورد “موش مکانیکی” صادق است ، که راه خود را از طریق پیچ و خم یاد می گیرد. بنابراین ، همه مکانیسم های سرو ، به خودی خود حاوی “خاطرات” اشتباهات گذشته ، رشد کودک ها ، دردناک است و تجربیات منفی مانع نمی شوند ، بلکه به فرایند یادگیری کمک می کنند. تا زمانی که به درستی از داده ها به عنوان “بازخورد منفی” استفاده شود، و به عنوان انحراف از هدف مثبت مورد نظر تلقی می شوند.
با این حال ، تشخیص به موقع خطا، و البته تصحیح آن، به همان اندازه مهم است که خطا آگاهانه فراموش شود و موفقیت تلاش به خاطر سپرده شود و “در ذهن ساکن شود.”
این خاطرات از شکست های گذشته مادامی که اندیشه و توجه آگاهانه ما بر روی رسیدن به هدف مثبت متمرکز است هیچ آسیبی نمی رسانند ، بهتر است به بگذارید این سگ های خوابیده همانطور باقی بمانند.
خطاها ، اشتباهات ، شکست ها و گاهی حتی اشتباهات ما، مراحل ضروری در فرایند یادگیری بود. با این حال ، آنها قرار بود وسیله ای برای رسیدن به هدف باشند – و به خودی خود یک هدف نیست پس وقتی وظیفه خود را در رسیدن به انجام دادند باید فراموش شود. اگر آگاهانه در صورت بروز خطا احساس گناه می کنید ، و به خاطر آن خود را سرزنش کنیم، سپس – ناخواسته – خطا یا شکست خود به “هدف” تبدیل می شود که آگاهانه در تخیل و حافظه نگهداری می شود. بدبخت ترین فرد کسی است که اصرار دارد گذشته را، بارها و بارها در تخیل خود مرور کند – دائماً خود را برای اشتباهات گذشته نقد می کند – دائماً خود را برای گناهان گذشته محکوم می کند.
من هرگز یکی از زنان بیمارم را فراموش نمی کنم که جزوه روانشناسی رشد کودک را با گذشته ناخوشایندش شکنجه می کرد ، تا آنجا که او هر فرصتی برای خوشبختی در زمان حال را از بین برد. او سالها در تلخی و کینه رشد کودک کرد ، در نتیجه باعث شد که به صورت جدی از مردم دوری کند ، و در طول سالها شخصیتی را به وجود آورید که بود عقب افتاده ، خراب ، و به طور کامل علیه جهان شده بود. هیچ دوستی نداشت زیرا تصور می کرد که هیچ کس با شخصی که خیلی “افتضاح” به نظر می رسد صمیمی نمی شود. او عمداً از افراد اجتناب می کرد ، یا آنچه بدتر بود و مردم با نگرش ترش و رفتار دفاعی اش با او بیگانه می کرد. با جراحی مشکل جسمی او را برطرف کرد. او سعی کرد تا شرایط را تعدیل کند و زندگی جدیدی را با افراد هماهنگ و دوستانه آغاز کند، اما تجربیات گذشته او مدام مانع می شد که ، با وجود ظاهر جدیدش ، بتواند دوستی پیدا کند و خوشحال باشد زیرا هیچ کس او را به خاطر چیزی که او قبل از عمل بود نمی بخشد. او همان اشتباهاتی که قبلاً مرتکب شده بود را دوباره تکرار می کرد و مثل همیشه ناراضی بود. او واقعاً شروع به زندگی نکرد تا زمانی که آموخت خود را به خاطر اشتباهات گذشته اش محکوم نکند و دیگر در خیال خود با تمام اتفاقات ناخوشایندی که او را به دفتر من آورده بود زندگی نکند.

دانلود رایگان خلاصه کتاب روانشناسی رشد کودک pdf
دائماً از خود به خاطر اشتباهات و خطاهای گذشته انتقاد کردن به حل رشد کودک کمک نمی کند ، اما از طرف دیگر تمایل به تداوم همان رفتاری که باید تغییر دهید داشته باشید. خاطرات شکست های گذشته اگر روی آنها بمانیم و احمقانه نتیجه گیری کنیم می تواند بر عملکرد فعلی تأثیر منفی بگذارد ، – “من دیروز شکست خوردم – بنابراین نتیجه می شود که من امروز هم شکست خواهم خورد، این “ثابت نمی کند” که الگوهای عکس العمل ناخودآگاه به خودی خود دارای هرگونه نیرویی هستند که خود را تکرار کرده و جاودانه کنند یا خاطرات شکست همه دفن شوند یا باید قبل از رفتار “ریشه کن” شوند تا بتواند تغییر کند. اگر قربانی می شویم ، این به خاطر آگاهی ذهن متفکر ماست ، نه توسط “ناخودآگاه”. برای با بخش تفکر شخصیت ما است که نتیجه گیری را ترسیم می کنیم و “تصاویر هدف” را انتخاب می کنیم. تمرکز بر لحظه ای که ما نظر خود را تغییر می دهیم ، و قدرت دادن به گذشته را متوقف کنید ، گذشته با اشتباهاتش قدرت خود را بر ما از دست می دهد.
ناکامی های گذشته را نادیده بگیرید و جلو بروید
در اینجا ، هیپنوتیزم اثبات قانع کننده ای ارائه می دهد. زمانی که به یک فرد خجالتی و ترسو در هیپنوتیزم گفته می شود و معتقد شود یا “فکر کند” که او یک سخنران جسور و با اعتماد به نفس است ، واکنش الگوهای او فوراً تغییر می کنند او در حال حاضر همانطور که معتقد است و توجه او به طور کامل مورد توجه به هدف مطلوب مثبت است – و بدون فکر یا توجه به هرگونه شکست قبلی.
دوروتا براند در کتاب جذاب خود ، بیدار شو و زندگی کن ، میگوید که چگونه این ایده او را قادر ساخت تا بیشتر به عنوان یک نویسنده مفید و موفق شناخته شود و می تواند از استعدادها و توانایی هایی که او هرگز نمی دانست که دارد استفاده کند. پس از مشاهده تظاهرات هیپنوتیزم ، هم کنجکاو شد و هم شگفت زده شد. سپس اتفاقاً یک جمله نوشته شده توسط روانشناس F. M. H. Myers ن را خواند که تمام زندگی او را تغییر داد جمله مایرز توضیح داد استعدادها و توانایی هایی که توسط افراد هیپنوتیزم شده نشان داده می شود به دلیل “تصفیه حافظه” از شکست های گذشته بود. اگر این امکان وجود داشت.
توجه به هرگونه شکست قبلی دوروتا براند در کتاب جذاب خود ، بیدار شو و زندگی کن ، می گوید که چگونه این ایده باعث شد او به عنوان نویسنده مولدتر و موفق تر شود و از استعدادها و توانایی هایی استفاده کند که هرگز نمی دانست. او پس از مشاهده تظاهرات در هیپنوتیزم ، هم کنجکاو شده بود و هم شگفت زده شده بود. سپس به طور اتفاقی یک جمله نوشته روانشناس FMH Myers را خواند که به گفته او رشد کودک زندگی او را تغییر داد. این جمله توسط جزوه روانشناسی رشد کودک توضیح داد که استعدادها و توانایی هایی که توسط افراد هیپنوتیزم نشان داده می شود به دلیل “تخلیه حافظه” از شکست های گذشته در حالی که در حالت هیپنوتیزم بوده است. اگر این امر تحت هیپنوتیزم امکان پذیر بود ، خانم براند از خود پرسید – اگر مردم عادی استعدادها ، توانایی ها ، قدرتهایی را که در ذهن خود به کار می بردند و صرفاً به خاطر خاطرات شکست های گذشته از آنها استفاده نمی کردند ، در درون خود داشتند – چرا شخص در حالت بیداری نمی تواند از همین جزوه روانشناسی رشد با نادیده گرفتن شکست های گذشته استفاده کنید و “طوری رفتار کنید که انگار شکست خوردن غیرممکن است؟” او تصمیم گرفت آن را امتحان کند. او بر این فرض عمل می کرد که قدرتها و تواناییها وجود دارد – و می تواند از آنها استفاده کند – فقط اگر پیش برود وعمل کند – در عوض در یک سال ، تولید او به عنوان نویسنده چندین برابر افزایش یافته است. یک نتیجه نسبتاً شگفت انگیز این بود که او استعداد سخنرانی عمومی را پیدا کرد ، به عنوان یک مدرس بسیار مورد تقاضا قرار گرفت – و از آن لذت برد ، در حالی که قبلاً نه تنها استعدادی برای سخنرانی نشان نداده بود ، بلکه به شدت از آن بیزار بود.
روش برتراند راسل
برتراند راسل در کتاب فتح خوشبختی می گوید: “من خوشحال به دنیا نیامده ام. در کودکی ، سرود مورد علاقه من این بود:” خسته از زمین و پر از گناه “. …در نوجوانی ، من از زندگی متنفر بودم و دائماً در آستانه خودکشی بودم ، اما با این وجود ، تمایلم به دانستن ریاضیات بیشتر از آن محدود شده بود. برعکس ، الان من از زندگی لذت می برم. تقریباً می توانم بگویم هر سال که می گذرد از آن لذت بیشتری می برم. . . تا حد زیادی به دلیل کاهش مشغله با خودم است. من هم مانند دیگران که تحصیلات پوریتانی داشتند ، عادت داشتم که در مورد گناهان ، حماقت ها و کاستی های خود مراقبه کنم. خودم را – بدون شک عادلانه – یک نمونه بدبخت می دانستم. به رشد کودک یاد گرفتم که نسبت به خودم و کمبودهایم بی تفاوت باشم. من توجه خود را به اشیاء خارجی معطوف کردم: وضعیت جهان ، شاخه های مختلف علم، و انسان هایی که احساس محبت نسبت بهشان داشتم.” (برتراند راسل، درخواست برای شادی)
در همان کتاب ، او روش خود را برای تغییر الگوهای واکنش خودکار بر اساس باورهای غلط توضیح می دهد. “این امکان وجود دارد که بر پیشنهادات کودکانه ناخودآگاه غلبه کرده و حتی با استفاده از تکنیک مناسب ، محتویات ناخودآگاه را تغییر دهیم. هر زمان که شروع به پشیمانی از کاری می کنید که دلایل به شما می گوید شرور نیست ، علل احساس پشیمانی خود را بررسی کنید و خود را به طور کامل در مورد پوچی آنها متقاعد کنید. بگذارید باورهای آگاهانه شما آنقدر زنده و تأکید کننده باشد که “.
فهرست مطالب