دانلود کامل ترین جزوه سواد هنری

  • از

جزوه تایپ شده سواد هنری

دانلود فایل

 

 

 

پیام نور کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد کاردانی استخدامی سواد هنری علمی کاربردی دکتر قا دانلود باستانی استاد طاهری جزوه استاد سروش پور اسفندیاری

 

 

 

 

 

 

‌(‏‌‌)‏ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌(‏)‏ (‏) ‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌را قطبیت خود می‌نامد. درمانگر یک کار دو صندلی را پیشنهاد می‌کند و از بیمار می‌خواهد تا زمانی که یک تفکیک رخ ندهد ، صندلی دیگری برای درمان خود انتخاب کند تا احساسات متضاد را بیان کند. در مورد انتقاد شدید از خود ، درمانگر یک طرف درمانجو را راهنمایی می‌کند تا خوداظهاری منفی را به طرف دیگر درمانجو نشان دهد که سپس صندلی را عوض می‌کند و به انتقاد احساسی پاسخ می‌دهد.
نشانه درمان‌جوی دیگر بیان کار ناتمام با فرد دیگری است که در حال حاضر در دسترس نیست و یا مرده‌است. در جزوه سواد هنری، درمانگر از دیالوگ صندلی خالی پرلز استفاده می‌کند تا به درمانجو کمک کند کار ناتمام را حل و فصل کند. نتیجه یک رابطه غیرمستقیم و همدلانه به علاوه روش‌های مستقیم برای تعارضات احساسی خاص است. EFT سبک‌های پیروی و رهبری را با هم ترکیب می‌کند.
کار درمان‌جویان تجربه کردن ، یعنی شرکت در تجربیات احساس شده بدنی خود و برچسب زدن به احساسات خود است. درمان‌جویانی که از تجربه عاطفی خود محروم هستند ، به اندازه آن‌هایی که با ظرفیت تجربه کردن وارد درمان سواد هنری ، سریع نیستند. بنابراین تعداد جلسات به فرد بستگی دارد اما ۱۶ جلسه احتمالا کم‌ترین مقدار برای کمک به فرد مبتلا به افسردگی از طریق روش‌های هیجان مدار است. البته ، جلسات بیشتری برای بیماران مبتلا به مشکلات مزمن و شدید لازم است.

 

دانلود جزوه سواد هنری رایگان خلاصه کتاب پی دی اف کامل pdf

 

در درمان افسردگی ، EFT می‌تواند به چهار مرحله تقسیم شود. اول ، پیوند است که در آن درمانگر رابطه همدلانه قوی با لحظه به لحظه درمانجو ایجاد می‌کند. شرایط رابطه‌ای شخصیت محور همدلی ، اصالت و احترام مثبت در این مرحله مهم هستند. دوم ، بیرون راندن و کشف احساسات ، هسته اصلی کار متمرکز بر احساسات است. سپس به دنبال ایجاد جایگزین‌هایی است که در آن شرکت کنندگان احساسات تطبیقی را تولید می‌کنند. چهارم و آخر ، تثبیت معنای جدید است. درمان‌جو یک روایت جدید براساس تغییر تجربی در احساسات اصلی شکل می‌دهد.
در دهه ۱۹۸۰ ، گرینبرگ و سوزان جانسون درمان تجربی را به روابط بسط دادند و درمان زوج‌های متمرکز بر احساسات را فرموله کردند. تمرکز آن بر روی ساخت تجربه عاطفی و درام بین فردی یک زوج پریشان است که در حال حاضر آشکار می‌شود. جانسون و گرینبرگ بر این باورند که احساسات ، پیوندهای دلبستگی را سازماندهی می‌کنند و روابط متعهدانه ، البته همگی در مورد دلبستگی هستند.
درمان زوج‌های متمرکز بر احساسات با تاکید بر پرورش دو ظرفیت درمان‌جو ، خود را از دیگر اشکال کار زوج‌ها متمایز می‌کند: پیوند و احساسات. دلبستگی واحد بنیادی روابط انسانی است که در علوم اعصاب مدرن و روان‌شناسی رشد بنا شده‌است. احساسات یک عامل قدرتمند و اغلب ضروری برای تغییر است ، نه یک نشانه برای تغییر. بنابراین ، اهداف فراگیر تسهیل یک پیوند امن و احساسات سازنده‌تر هستند که هر دو طرف را تغذیه می‌کنند.
نیاز به لمس برای زوج‌ها شامل سه مرحله است: کاهش تنش چرخه منفی زوجین؛ بازسازی تعاملات مشکل‌ساز؛ و تثبیت و یا ادغام. هدف فراگیر این است که به زوج‌ها کمک کند تا از تعاملات منفی خود آگاه شوند و با ایجاد یک رابطه امن‌تر بر آن‌ها غلبه کنند. هر شریک در نهایت به یک نشانه ایمنی برای دیگری تبدیل می‌شود که تجربه تهدید یا آسیب‌پذیری را کاهش می‌دهد و توانایی مقابله با استرس را افزایش می‌دهد. در این رابطه ، درمانگر EFT راه‌حل‌ها را پیشنهاد نمی‌کند بلکه به عنوان مشاور فرآیند و راهنمای عاطفی عمل می‌کند.

سواد هنری

سواد هنری

همه می‌گویند ، EFT گرینبرگ یک درمان جزوه سواد هنری و حیاتی است که به عنوان یک جایگزین عمده برای درمان گشتالت اما در یک خانواده تجربی ظهور می‌کند. مزایای خاص EFT این است که عملیات آن در راهنمای درمان مدون شده‌است ، برای درمان زوج‌ها به کار گرفته شده‌است می‌تواند به طور سیستماتیک آموزش داده شود و اثربخشی آن در چندین آزمایش کنترل‌شده مورد تحقیق قرار گرفته‌است.
اثربخشی درمان‌های تجربی
به عنوان یک رویکرد انسانی ، درمان گشتالت با اشتیاق از روش علمی سنتی تحقیقات تجربی استقبال نکرده است. به عنوان یک رویکرد رشد محور ، درمان گشتالت تا حد زیادی به دلیل بهبود عملکرد و نه بهبود از علائم مورد ارزیابی قرار گرفته‌است. در مقایسه با درمان‌های شناختی و رفتاری ، تحقیقات سیستماتیک کمی در مورد نتایج درمان گشتالت وجود دارد و تحقیقات اولیه که به طور مکرر انجام شده‌اند مربوط به تجارب رشد ، تعارضات تصمیم‌گیری و شرایط غیرقابل‌تشخیص هستند. سواد هنری کمی که در دهه ۱۹۸۰ در مورد تاثیر درمان گشتالت انجام شد تا حدی حمایت کننده هستند. در میان ۴۷۵ مطالعه که انواع مختلف روان‌درمانی را مورد بررسی قرار داده‌اند ، اسمیت و همکارانش (‏۱۹۸۰)‏به اندازه اثر کلی 85/0 دست یافتند که تاثیر زیادی دارد. در میان ۱۸ پژوهشی که اثربخشی درمان گشتالت را مورد آزمایش قرار دادند ، محققان اندازه اثر 64/0 را یافتند که عددی نزدیک‌تر به محدوده اثر متوسط است. این اندازه اثر نشان می‌دهد که درمان گشتالت به طور مداوم از هیچ درمانی برتر نیست اما به سختی از درمان با دارونما بالاتر است (‏اندازه اثر = 56/0 )‏.
مجموعه‌ای از فرا تحلیل‌های دقیق در طول سال‌ها (‏الیوت و همکاران ، ۲۰۰۴ ، ۲۰۱۳)‏بر روی مقدار کمی از نتایج تحقیقات انجام‌شده بر روی درمان گشتالت نشان می‌دهد که این روش بهتر از کنترل‌های لیست انتظار و عدم درمان است. هیچ مطالعه‌ای اخیرا آن را با یک دارونما “فعال” مقایسه نکرده است. در مقایسه مستقیم بین درمان با گشتالت و روان‌درمانی جایگزین ، درمان با گشتالت منجر به دستاوردهای کمی پایین‌تر شد. اما زمانی که وفاداری نظری محقق در نظر گرفته می‌شود ، آن تفاوت‌های کوچک از بین می‌روند و ما با نتایج معادل رها می‌شویم.
بنابراین مشخص شده‌است که درمان گشتالت بر هیچ درمانی برتری ندارد اما بر دیگر سیستم‌های روان‌درمانی مورد آزمایش برتری دارد. بسته به دیدگاه فرد در مورد تاثیر وفاداری و اهمیت بالینی (‏همانطور که در فصل ۳ بحث شد)‏ ، درمان گشتالت به همان اندازه موثر است یا شاید برای روش‌های شناختی و رفتاری آزمایش شده کم‌تر موثر باشد. درمان گشتالت به اندازه کافی با کودکان ، نوجوانان و یا بزرگسالان مسن مورد تحقیق قرار نگرفته جزوه سواد هنری تا در آن فرا تحلیل‌ها گنجانده شود‏.
با توجه به EFT ، نتایج آن به طور مداوم در مقایسه با هر دو روش بدون درمان و درمان جایگزین خوب است. در سال‌های اولیه ، EFT و نسخه اولیه آن ، درمان فرآیند تجربی ، در مطالعات مربوط به پریشانی زناشویی و تعارض تصمیم‌گیری و نه جمعیت‌های بالینی قابل‌تشخیص ، مورد ارزیابی قرار گرفتند. در سال‌های اخیر ، کارآزمایی بالینی تصادفی نشان داده‌است که EFT احتمالا موثرتر از درمان شخص محور است و به همان اندازه به عنوان درمان شناختی رفتاری در درمان افسردگی بالینی موثر است.
دو مطالعه گزارش کرده‌اند که اضافه کردن روش‌های تجربی به شرایط رابطه درمان‌جو محور منجر به تغییرات بیشتر بیمار در پایان افسردگی می‌شود. در ۱۸ ماه پس از درمان ، EFT در مقایسه با درمان درمان‌جو محور از نظر کاهش علائم و عودهای کم‌تر افسردگی ، اثرات بهتری نشان داد. تقویت درمان همدلانه ارتباطی راجرز با اضافه کردن مداخلات هیجان محور مبتنی بر گشتالت و تجربی خاص قطعا به نتایج بهتری منجر می‌شود.
در یک مطالعه جداگانه ، واتسون و همکاران ‏EFT و درمان شناختی رفتاری را در یک کارآزمایی بالینی از افسردگی مقایسه کردند. سطح افسردگی ، عزت‌نفس و نگرش‌های ناکارآمد ۶۶ بیمار پس از ۱۶ جلسه در هر دو درمان به طور یک‌سان بهبود یافت. اگرچه نتایج به طور کلی برای این دو درمان برابر بودند اما کاهش قابل‌توجهی در مشکلات بین فردی در میان درمان‌جویانی که EFT را دریافت می‌کردند نسبت به درمان شناختی رفتاری وجود داشت.
اثربخشی درمان‌های تجربی و گشتالت همچنان موضوع بحث و جدل در محیط‌های دانشگاهی باقی مانده‌است. بسیاری از اعضای هیات‌علمی شناختی رفتاری بر این باورند که درمان‌های تجربی بر مبنای فراتحلیل‌های اولیه ، پایین‌تر از درمان‌های شناختی رفتاری هستند. اما برتری آماری اندک درمان‌های شناختی رفتاری تا حد زیادی نتیجه عوامل روش‌شناختی به ویژه اثر وفاداری محقق است. به عبارت دیگر ، طرفداران درمان‌های تجربی معمولا در مقایسه با درمان‌های شناختی رفتاری ، تاثیرات قابل‌توجه و مثبتی می‌یابند ، در حالی که طرفداران درمان‌های غیرتجربی معمولا رویکردهای تجربی را کم‌تر از سایر رویکردها موثر می‌دانند. وفاداری نظری محقق یک پیش‌بینی‌کننده قوی (‏اندازه اثر = 59/0) ‏است که آیا درمان تجربی به اندازه درمان‌های جایگزین موثر است یا نه. و هنگامی که وفاداری محقق از نظر آماری کنترل می‌شود ، تفاوت‌های بین روش‌های درمانی تجربی و دیگر روش‌ها از بین می‌روند.
اثربخشی درمان زوج‌های متمرکز بر احساسات اکنون ثابت و فراتر از اختلاف پیرامون تاثیر وفاداری به نظر می‌رسد. EFT با زوج‌ها حداقل در هشت مطالعه به طور علمی مورد بررسی قرار گرفته‌است و آن را به یکی از مهم‌ترین درمان‌های مورد سواد هنری برای زوج‌های پریشان تبدیل کرده‌است. زوج‌هایی که EFT را دریافت کردند ، در ۱۰ تا ۱۲ جلسه میزان بهبودی ۷۰ تا ۷۳ درصدی را از پریشانی زناشویی تجربه کردند. جزوه سواد هنری کنترل‌شده نشان می‌دهند که درمان زوج‌های هیجان مدار بسیار موثرتر از عدم درمان و گروه کنترل است ، اگرچه در مقایسه با انواع دیگر درمان زوج‌ها هنوز به طور گسترده انجام نشده است. تاثیرات برای زوج‌ها به نظر می‌رسد در طول زمان ثابت باشد و EFT در حال حاضر به عنوان یک درمان مبتنی بر شواهد برای پریشانی زوج‌ها شناخته شده‌است.
اثربخشی مقایسه‌ای روش‌های درمانی گشتالت و تجربی احتمالا در آینده با تحقیقات برنامه‌ای با هدف شناسایی افراد خاصی که بیش از همه به آن‌ها اشاره شده‌است ، تعیین خواهد شد. به عنوان مثال در یک سری از مطالعات ، بیوتلر و همکاران (‏۲۰۰۵)‏اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر گشتالت را بررسی کردند که برانگیختگی عاطفی را با تشدید آگاهی و تسهیل احساسات ناخواسته تشویق می‌کند. درمان مبتنی بر گشتالت با شناخت درمانی و درمان حمایتی و یا خودراهبر در گروه‌های بیماران سرپایی افسرده که بیش از ۲۰ هفته به طور هفتگی ملاقات می‌کردند ، مقایسه شد.
همان طور که انتظار می‌رفت ، این سه درمان در اثربخشی کلی متفاوت نبودند. با این حال ، همانطور که انتظار می‌رفت ، اثربخشی افتراقی زمانی پدیدار شد که این سه درمان با بیماران سازگار از نظر متقابل همسان بودند. به طور خاص ، بیماران افسرده که با عمل کردن و پیش‌بینی کردن (‏عوامل بیرونی) ‏کنار می‌آیند تمایل دارند در شناخت درمانی به بهترین نحو عمل کنند زیرا تمایلات شخصیتی آن‌ها با روش‌های درون‌نگری و آگاهی از سایر درمان‌ها برخورد می‌کند. در مقابل ، بیماران افسرده که با استفاده از روش‌های درون فرهنگی (‏درونگرها)‏کنار می‌آیند ، تمایل دارند که درمان مبتنی بر گشتالت را بهتر انجام دهند. همانطور که پیش‌بینی شد ، درمان‌های مستقیم (‏شناخت درمانی و گشتالت / تجربی) ‏بیش‌ترین فایده را برای بیمارانی داشتند که مقاومت پایینی داشتند ، در حالی که درمان خودراهبر در بیماران بسیار مقاوم موثرتر بود. استفاده از فراتحلیل‌ها این الگوها را تایید می‌کند: بیماران برونی سازی شده تمایل دارند با CBT ، درمان‌های ساخت مهارت بهتر عمل کنند در حالی که بیماران درونی سازی شده با درمان‌های بینش محور و بین فردی بهتر عمل می‌کنند ؛ بیماران با مقاومت پایین به درمان‌های دستوری بهتر پاسخ می‌دهند ، در حالی که بیماران با مقاومت بالا به درمان‌های خود دستوری بهتر پاسخ می‌دهند.
در مجموع ، درمان‌های مبتنی بر گشتالت برای درونی سازی ، مقاومت کم و اجتماعی شدن بیش از حد درمان‌جویان موثرتر هستند. این نتیجه تحقیقاتی به خوبی بیماران معمولی را توصیف می‌کند که در طول توسعه سیستم روان‌درمانی فریتز پرلز با آن‌ها کار می‌کرد و برتری داشت.
نقد درمان‌های تجربی
از دیدگاه شناختی رفتاری

دانلود رایگان خلاصه کتاب سواد هنری

دانلود رایگان خلاصه کتاب سواد هنری

باید بدانیم که در یک سطح اجتماعی ، نتیجه نهایی درمان گشتالت ، هرج و مرج خواهد بود. “شما کارتان را انجام می‌دهید و من کارم را انجام می‌دهم” ممکن است رمانتیک به نظر برسد اما این یک شعار سطحی جزوه سواد هنری که توسعه افراد خودشیفته و خودپسند را تقویت می‌کند که دلیل کمی برای توجه به دیگران دارند. افراد به طور مستقیم بیان می‌کنند که فرد ایده‌آل او مسئولیت کسی دیگر را بر عهده نخواهد گرفت. پس مسئولیت اجتماعی والدین چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا شواهدی وجود دارد که نشان دهد انسان‌ها می‌توانند در جوامع نسبتا هماهنگ و امن زندگی کنند اگر انتظارات اجتماعی به عنوان پیامدی برای کمک به هدایت رفتار انسان رد شوند؟ به نظر می‌رسد که پرلز فراموش کرده‌است که کار او در اسالن برای کسانی که قبلا فرآیند اجتماعی شدن را پشت سر گذاشته بودند و تمایل داشتند سواد هنری یا زور را به عنوان وسیله رد کنند ، جذاب بود – که به موجب آن آن‌ها اهداف نهایی سازمان مانند رابطه جنسی را برآورده کردند. بگذارید گشتالتی‌ها روان‌درمانی خود را با افراد زیر جامعه مانند زندانیان سایکوپات ، آزمایش کنند تا ببینند آن‌ها چه نوع جامعه‌ای را خلق می‌کنند.

 

تاکید در درمان گشتالت بر آگاهی ، حمایت از خود و مسئولیت‌پذیری ، نقش فرد را برجسته می‌کند ، جدا از دیگران ، اغلب با توجه کمی به روابط مهم مداوم و سیستم‌های فرهنگی. انزوا و دوپیمان گاه به گاه با دیگران نتایج احتمالی هستند. چه کسی به خانواده‌ها و جوامع تمایل خواهد داشت؟ مسلما گشتالتی‌ها نه! دعای گشتالت به ما یادآوری می‌کند که ” من هستم و تو هستی. من در این دنیا نیستم که مطابق انتظارات تو زندگی کنم و تو در این دنیا نیستی که مطابق انتظارات من زندگی کنی. من ، من هستم و شما ، شما هستید. همه “من بودن” ما بودن را از بین برده‌است. تعجبی ندارد که پرلز پیش‌بینی کرده باشد که فرد ایده‌آل از نظر اجتماعی بیگانه خواهد بود. چنین افرادی در حال درو کردن “من بودن” هستند که آن‌ها افشانده اند. هنگامی که روابط مشکل‌ساز به عنوان شرکت‌های نامناسب و یا جبرگرایانه کنار گذاشته نمی‌شوند (‏”نمی‌توان به آن کمک کرد”)‏ ، آن‌ها به عنوان چشم‌انداز ما کنار گذاشته می‌شوند.
درمان گشتالت به ما می‌گوید که مشکلات اجتماعی مجرمان واقعی نیستند. آن‌ها صرفا سواد هنری  فکری مفیدی برای عدم پذیرش مسئولیت رفتار ما هستند. شاید این امر در مورد افراد کمی عصبی و ثروتمند که در سواحل شاد بیگ سور کالیفرنیا زندگی می‌کنند درست باشد اما برای بیشتر ما ، نیروهای اجتماعی واقعی فقر ، بیماری ، تبعیض جنسی ، نژادپرستی و جرم و جنایت در حال کمک به مجرمان هستند. کجا غیر از کالیفرنیا و چه زمانی غیر از دهه ۱۹۶۰ می‌توان به طور جدی قول جزوه سواد هنری زندگی پر از یکپارچگی ، بیان و آزادی را داد؟ ادغام همه نیروهای اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی و رسیدن به یک حس شخصی هماهنگ از خود که در آن هیچ تجربه‌ای نباید به عنوان امری غیرقابل‌قبول یا بی‌ارزش مورد تبعیض قرار گیرد ، کار بزرگی برای زنان است. اما صحبت کردن از بخش‌های “بی‌صاحب” و ارتباط برقرار کردن با “قطب‌ها” به اشتباه ، اختلال را تنها در درون یک فرد قرار می‌دهد و به طور غیر واقعی نشان می‌دهد که کار احساسی او را از این نیروهای اجتماعی آزاد خواهد کرد. نه در بیشتر محله‌ها. دستور گشتالت مبنی بر پذیرش مسئولیت فردی برای تغییر به سرعت به سرزنش قربانی تبدیل می‌شود. آزادی جنسی برای ستم‌دیدگان نیز باید از خارج و نه فقط از داخل باشد.
از دیدگاه یکپارچه
پرلز معتقد بود که او از میراث وجودی پیروی می‌کند ، که دوگانگی را که ذهن را به قیمت بدن بیش از حد ارزش‌گذاری می‌کند ، رد می‌کند. با این حال ، پرلز دوگانگی معکوسی را برای ما به جای گذاشت که بر بدن به قیمت ذهن ارزش می‌گذارد. بدیهی است که درمان گشتالت به یک نظریه شناختی برای متعادل کردن تاکید بیش از حد خود بر زیست‌شناسی نیاز جزوه اموزش هنر. بسیاری از ناظران پیشنهاد ادغام گشتالت با شناخت درمانی را داده‌اند. تا زمانی که برخی از یکپارچه‌سازی با وزن برابر با ظرفیت‌های شناختی انسان به دست آید ، درمان گشتالت جنبشی باقی خواهد ماند که تلاش می‌کند با صحبت کردن برای بدن ، دکارت را متعادل کند اما متاسفانه با وارونه کردن گاری فلسفی که اکنون بدنه آن سگ برتر است ، به پایان می‌رسد. مانند بسیاری از “مومنان واقعی” ، پرلز و همکاران او علاقمندان به گشتالت بیش از حد از سودمندی درمان به کاربردهای بدون تمایز با وعده‌هایی که نمی‌توان آن‌ها را برآورده کرد ، تمایل داشتند. کار گشتالت با افرادی که بیش از حد اجتماعی ، محدود و مقید هستند ، بیش‌ترین تاثیر را دارد. با افراد کم‌تر سازمان‌یافته و به طور جدی‌تر آشفته ، کار گشتالت به یک گزاره پر خطر تبدیل می‌شود. و با افرادی که مشکلات آن‌ها بر روی عدم کنترل تکانه ، بزهکاری و اختلالات انفجاری متمرکز است ، احتمالا منع شده‌است. دستور یکپارچه این است که به صورت انتخابی از آنچه که جواب می‌دهد استفاده کنیم ، نه اینکه همیشه بدون تمایز از آن استفاده کنیم.

تحلیل گشتالت خانم سی.
مانند بسیاری از مردم در جامعه ما ، خانم جزوه سواد هنری  نیز بزرگ شده‌بود تا جنبه‌های اجتماعی غیرقابل پذیرش بدنش را از دست بدهد. او در بیشتر زندگی خود موفق شد که منابع تمایلات جنسی و اساس بدنی احساسات خشمگینش را از دست بدهد. خانم سی ، از وقتی که دچار اختلال اعصاب شده ، خانم سی می‌خواهد تمام بدنش را با شستن آن پاک می‌کرد از خود طرد کند. خوشبختانه اساس بیولوژیکی وجودش تنها دراز نخواهد کشید و نخواهد مرد؛ بدن او به ارسال پیام‌هایی ادامه می‌دهد که به او یادآوری می‌کند انسان است و در نتیجه در معرض بیماری‌ها ، خشم و تمایلات جنسی قرار دارد. خانم سی از گوش دادن به بدنش خودداری می‌کند و به جای آن به فکر کردن در ذهن خود و اجبار در کارهایش ادامه می‌دهد ، “بدن خود را بشوئید ، بشوئید” ، تا اینکه حالا سواد هنری بیشتر از یک پارچه کهنه شسته شده است. خانم سی گزارش می‌دهد که کودکی او از رابطه جنسی و خشم به خاطر انتظارات فاجعه باری بود که والدینش او را تنبیه می‌کردند اگر او نقش یک دختر کوچک خوب و تمیز را بازی نمی‌کرد.
اینکه این انتظارات فاجعه‌بار تا چه حد براساس واقعیت بوده و تا چه اندازه در پیش‌بینی‌های خارق‌العاده نمی‌توان از این رکورد بدست آورد. نکته مهم این است که این ترس‌ها بخشی از لایه ترس بودند که خانم سی را بر آن داشت تا بیشتر وجود خود را در لایه ساختگی بازی کودک مدل ، مادر مدل و در حال حاضر مدل عصبی سپری کند.
در آن موقع که علائمش شروع شد ، خانم سی احتمالا از اینکه مسئول هر کس دیگری بود ناراضی می‌شد ، بدون زمان و انرژی که بتواند درک کند که واقعا چه کسی است. پنج بچه و یک بارداری ، پوشک ، بشقاب ، بیماری و کرم روی همه اینها! کی نمی‌خواست که در جزوه سواد هنری و ناامیدی فریاد بکشد؟ اما خانم سی هرگز دل و جراتش را نداشت که از خودش دفاع کند و کاری را که واقعا می‌خواست انجام دهد ، پس چرا باید انتظار داشته باشیم که حالا این کار را بکند؟ در عوض او مسئولیت مشکلاتش را بر روی کرم‌های سوزنی نشان داد و سپس زندگی خود را صرف شستن کرم‌های سوزنی و خودش کرد. اگر او با فردی مواجه شده بود که واقعا قادر به عصبانی شدن بود ، شخصی که می‌‌‌‌‌؛ ‌‌! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *