نمونه سوالات روانشناسی از دیدگاه قران همراه جواب تشریحی

  • از

سوالات روانشناسی از دیدگاه قران

فرمت پی دی اف

همراه پاسخ تشریحی

دانلود فایل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جوایز و جوایز دیگر شامل بورس تحصیلی گوگنهایم در سال 1972 ، جایزه علمی برجسته از بخش () ؛ ؛ — – ً () “” ().

() یادگیری از طریق تجربه مستقیم است. با مشاهده افراد دیگر ، انسانها از پاسخهای بی شماری در امان می مانند که ممکن است مجازات یا بدون تقویت آنها را به دنبال داشته باشد. به عنوان مثال ، کودکان شخصیت ها را در تلویزیون مشاهده می کنند و آنچه را می شنوند یا می بینند تکرار می کنند. آنها نیازی به رفتارهای تصادفی ندارند ، امیدوارند که به برخی از آنها پاداش داده شود.
مدل سازی

 

دانلود رایگان تست نمونه سوالات روانشناسی از دیدگاه قران با پاسخ تشریحی با جواب pdf

 

هسته اصلی یادگیری مشاهده ای مدل سازی است. یادگیری از طریق مدل سازی شامل جمع و كاستن از رفتار مشاهده شده و تعمیم از یك مشاهدات به مشاهدات دیگر است. به عبارت دیگر ، مدل سازی شامل فرآیندهای شناختی است و صرفاً تقلید یا تقلید نیست. این چیزی فراتر از مطابقت با عملکرد دیگری است. این شامل نمایش نمادین اطلاعات و ذخیره آنها برای استفاده در آینده نمونه سوالات روانشناسی از دیدگاه قران (بندورا ، 1986 ، 1994).

مدل سازی روشی موثر برای یادگیری یک مهارت جدید است. © مارک رومانلی / Blend Images LLC
عوامل مختلفی تعیین می کنند که آیا فرد در هر موقعیت خاصی از یک مدل یاد می گیرد یا خیر. اول ، ویژگی های مدل مهم است. افراد بیشتر به جای افراد با سطح پایین ، افراد با کفایت به جای افراد غیر ماهر یا بی کفایت و افراد روانشناسی از دیدگاه قران به جای افراد ناتوان ، از افراد با سطح بالا الگو می گیرند.
دوم ، ویژگی های مشاهده گر بر احتمال مدل سازی تأثیر می گذارد. افرادی که فاقد مقام ، مهارت یا قدرت هستند به احتمال زیاد مدل سازی می کنند. کودکان بیشتر از افراد مسن مدل می زنند و تازه کارها بیشتر از متخصصان مدل می زنند.
سوم ، پیامدهای رفتاری که مدلسازی می شود ممکن است بر ناظر تأثیر بگذارد. هرچه یک مشاهده گر برای یک رفتار ارزش بیشتری قائل شود ، مشاهده کننده این رفتار بیشتر خواهد بود. همچنین ، وقتی مشاهده کننده مدلی را که مجازات شدید دارد مشاهده می کند ، یادگیری ممکن است تسهیل شود. به عنوان مثال ، دیدن شوک شدید شخص دیگری از لمس سیم برق ، یک درس ارزشمند به ناظر می آموزد.

روانشناسی از دیدگاه قران

روانشناسی از دیدگاه قران

فرایندهای حاکم بر یادگیری مشاهده ای
بندورا (1986) چهار فرآیند حاکم بر یادگیری مشاهده را تشخیص می دهد: توجه ، بازنمایی ، تولید رفتار و انگیزه.
توجه قبل از اینكه بتوانیم از یك شخص دیگر الگو بگیریم ، باید به او توجه كنیم. چه عواملی توجه را تنظیم می کنند؟ اولاً ، به دلیل اینکه فرصت بیشتری برای مشاهده افرادی داریم که مرتباً با آنها معاشرت می کنیم ، به احتمال زیاد به این افراد مراجعه خواهیم کرد. دوم ، مدل های جذاب بیشتر از مدل های غیرجذاب مشاهده می شوند – چهره های مشهور در تلویزیون ، ورزش یا حرکات اغلب از نزدیک مورد توجه قرار می گیرند. همچنین ، ماهیت رفتاری که مدلسازی می شود ، توجه ما را تحت تأثیر قرار می دهد – ما رفتاری را مشاهده می کنیم که فکر می کنیم برای ما مهم یا ارزشمند است.
بازنمایی برای اینکه مشاهده منجر به الگوهای جدیدی از پاسخ شود ، این الگوها باید به صورت نمادین در حافظه نشان داده شوند. نمایش نمادین نیازی به کلامی نیست ، زیرا برخی مشاهدات در تصاویر حفظ می شوند و در غیاب مدل فیزیکی می توانند احضار شوند. این فرآیند به ویژه در دوره نوزادی بسیار مهم است که مهارت های کلامی هنوز رشد نکرده اند.
با این وجود کدگذاری کلامی روند یادگیری مشاهده را بسیار سرعت می بخشد. با زبان می توانیم رفتارهای خود را به صورت شفاهی ارزیابی کنیم و تصمیم بگیریم که کدام یک را می خواهیم کنار بگذاریم و کدام یک را می خواهیم امتحان کنیم.
رمزگذاری کلامی همچنین به ما کمک می کند تا به صورت نمادین رفتار را تکرار کنیم: یعنی بارها و بارها به خود بگوییم که پس از فرصتی که داریم رفتار را چگونه انجام خواهیم داد. تمرین همچنین می تواند عملکرد واقعی پاسخ مدل شده را به همراه داشته باشد ، و این تمرین به روند ماندگاری کمک می کند.
تولید رفتاری پس از الگوسازی و حفظ آنچه مشاهده نمونه سوالات روانشناسی از دیدگاه قران ، رفتار تولید می شود. در تبدیل بازنمایی های شناختی به اقدامات مناسب ، باید چندین سوال در مورد رفتاری که باید الگو شود از خود بپرسیم. ابتدا می پرسیم ، “چگونه می توانم این کار را انجام دهم؟” پس از تکرار نمادین پاسخ های مربوطه ، رفتار جدید خود را امتحان می کنیم. هنگام اجرای برنامه ، ما با سوال “من چه کار می کنم؟” خود را کنترل می کنیم. سرانجام ، ما با سوال “آیا من این کار را درست انجام می دهم” عملکرد خود را ارزیابی می کنیم. پاسخ به این سوال همیشه آسان نیست ، به ویژه اگر مربوط به یک مهارت حرکتی باشد ، مانند رقص باله یا شیرجه روی سکو ، که در آن واقعاً نمی توانیم خود را ببینیم. به همین دلیل ، برخی از ورزشکاران از دوربین فیلمبرداری برای کمک به آنها در به دست آوردن یا بهبود مهارت های حرکتی خود استفاده می کنند.
انگیزه یادگیری مشاهده ای زمانی موثر روانشناسی از دیدگاه قران که فراگیران برای انجام رفتار مدل شده انگیزه داشته باشند. توجه و بازنمایی می تواند منجر به کسب یادگیری شود ، اما عملکرد با انگیزه برای ایجاد آن رفتار خاص تسهیل می شود. حتی اگر مشاهده دیگران ممکن است به ما یاد دهد که چگونه کاری را انجام دهیم ، اما ممکن است تمایلی برای انجام اقدامات لازم نداشته باشیم. یک نفر می تواند از طریق اره برقی یا جارو برقی دیگری را تماشا کند و انگیزه انجام هر یک از فعالیت ها را نداشته باشد. بیشتر ناظران پیاده رو تمایلی به تقلید از کارگر ساختمانی مشاهده شده ندارند.

یادگیری فعال
هر پاسخی که فرد ایجاد می کند نتیجه ای به دنبال دارد. برخی از این عواقب رضایت بخش ، برخی ناخوشایند است و برخی دیگر به سادگی از نظر شناختی شرکت نمی کنند و از این رو تأثیر کمی دارند. باندورا معتقد است كه رفتار پيچيده انسان را مي توان زماني فرا گرفت كه افراد در مورد نتايج رفتارهاي خود فكر كرده و آنها را ارزيابي كنند.
عواقب یک پاسخ حداقل در سه عملکرد عمل می کند. اول ، پیامدهای پاسخگویی ما را از تأثیرات اقداماتمان آگاه می کند. ما می توانیم این اطلاعات را حفظ کرده و از آنها به عنوان راهنمای اقدامات بعدی استفاده کنیم. دوم ، پیامدهای پاسخهای ما رفتار پیش بینی ما را برمی انگیزد. یعنی ما قادریم نمادینانه نتایج آینده را نشان دهیم و مطابق آن عمل کنیم. ما نه تنها بینش داریم بلکه توانایی آینده نگری داریم. قبل از تصمیم به پوشیدن کت هنگام بیرون رفتن در هوای یخبندان ، مجبور نیستیم از ناراحتی دمای سرد رنج ببریم. در عوض ، ما اثرات هوای سرد و مرطوب و مطابقت لباس را پیش بینی می کنیم. سوم ، پیامدهای پاسخ ها در خدمت تقویت رفتار است ، عملکردی که توسط اسکینر (فصل 16) و سایر نظریه پردازان تقویت مستند شده است. با این حال ، بندورا (1986) ادعا می کند ، اگرچه ممکن است گاهی اوقات تقویت ناخودآگاه و خودکار باشد ، اما الگوهای رفتاری پیچیده با مداخله شناختی تا حد زیادی تسهیل می شوند. وی اظهار داشت که یادگیری بسیار کارآمدتر زمانی اتفاق می افتد که یادگیرنده از نظر شناختی درگیر وضعیت یادگیری شود و بفهمد چه رفتارهایی مقدم بر پاسخ های موفق است.
به طور خلاصه ، بندورا معتقد است كه رفتارهای جدید از طریق دو نوع عمده یادگیری به دست می آیند: یادگیری مشاهده ای و یادگیری فعال. عنصر اصلی یادگیری مشاهده ای مدل سازی است ، که با مشاهده فعالیت های مناسب ، کدگذاری صحیح این وقایع برای نمایش در حافظه ، انجام واقعی رفتار و انگیزه کافی ، تسهیل می شود. یادگیری غیر فعال به افراد اجازه می دهد تا با تفکر و ارزیابی پیامدهای رفتارهای خود ، الگوهای جدیدی از رفتار پیچیده را از طریق تجربه مستقیم به دست آورند. فرایند یادگیری به مردم این امکان را می دهد تا حدی کنترل رویدادهایی را که روند زندگی آنها را شکل می دهد ، داشته باشند. کنترل ، با این حال ، به یک تعامل متقابل سه جانبه متغیرها ، رفتار و محیط فرد بستگی دارد.
علیت متقابل سه گانه
در فصل شانزدهم ، دیدیم که اسکینر معتقد است که رفتار تابعی از محیط است. یعنی در نهایت رفتار را می توان در نیروهای خارج از فرد جستجو کرد. با تغییر شرایط احتمالی محیط ، رفتار نیز تغییر می کند. اما چه انگیزه ای باعث تغییر محیط می شود؟ اسکینر اذعان داشت که رفتار انسان می تواند مقداری از کنترل مقابله با محیط را اعمال کند ، اما وی اصرار داشت که ، در تحلیل نهایی ، رفتار از نظر محیطی تعیین می شود. نظریه پردازان دیگری مانند گوردون آلپورت (فصل 12) و هانس آیزنک (فصل 14) بر اهمیت صفات یا گرایش شخصی در شکل گیری رفتار تأکید کردند. به طور کلی ، این نظریه پردازان معتقد بودند که عوامل شخصی با یکدیگر در تعامل هستند و باعث ایجاد رفتار می شوند.
آلبرت بندورا (1986 ، 1999b ، 2001 ، 2002b) موضع گیری کاملاً متفاوتی دارد. نظریه شناختی اجتماعی وی عملکرد روانشناختی را از نظر علیت متقابل سه گانه توضیح می دهد. این سیستم فرض می کند که کنش انسانی نتیجه تعامل بین روانشناسی از دیدگاه قران متغیر – محیط ، رفتار و شخص است. بندورا با اصطلاح “شخص” به معنای عمده ، اما نه منحصراً ، عوامل شناختی مانند حافظه ، پیش بینی ، برنامه ریزی و قضاوت نمونه سوالات روانشناسی از دیدگاه قران. از آنجا که افراد این ظرفیتهای شناختی را دارند و از آنها استفاده می کنند ، آنها تا حدی توانایی انتخاب یا تغییر ساختار محیط خود را دارند: یعنی شناخت حداقل تا حدی تعیین می کند که افراد در کدام رویدادهای محیطی شرکت می کنند ، برای این رویدادها چه ارزشی قائل هستند و نحوه سازماندهی این رویدادها را تعیین می کنند. برای استفاده در آینده اگرچه شناخت می تواند تأثیر عللی شدیدی هم بر محیط و هم بر رفتار بگذارد ، اما مستقل از این دو متغیر ، موجودی مستقل نیست. بندورا (1986) از آن نظریه پردازانی كه علت رفتار انسان را به نیروهای درونی مانند غرایز ، محرك ها ، نیازها یا نیات نسبت می دهند انتقاد كرد. شناخت خود تعیین می شود ، که توسط رفتار و محیط شکل می گیرد.
علیت متقابل سه گانه به صورت شماتیک در شکل 17.1 نشان داده شده است ،جایی که B نشانگر رفتار است. E محیط خارجی است. و P نشان دهنده شخص است ، از جمله جنسیت ، موقعیت اجتماعی ، اندازه و جذابیت جسمی آن شخص ، اما به ویژه عوامل شناختی مانند فکر ، حافظه ، قضاوت ، آینده نگری و غیره.

دانلود رایگان تست روانشناسی از دیدگاه قران pdf

دانلود رایگان تست روانشناسی از دیدگاه قران pdf

شکل 17.1 مفهوم Bandura در رابطه با علیت متقابل. عملکرد انسان یک است
محصول تعامل رفتار (B) ، متغیرهای شخص (P) و محیط (E).
منبع: بندورا ، آلبرت ، “نظریه شناخت اجتماعی و ارتباط جمعی”. در J. Bryant & D. Zillmann (Eds.) ،
اثرات رسانه ای: پیشرفت های نظریه و تحقیقات. Hillsdale، NJ: Erlbaum، 1992، p. 62
بندورا از اصطلاح “متقابل” برای نشان دادن تعامل سه گانه نیروها استفاده می کند ، نه یک تقابل مشابه یا متضاد. سه عامل متقابل نیازی به مقاومت یکسان یا کمکهای مساوی ندارند. قدرت نسبی این سه مورد با توجه به فرد و شرایط متفاوت است. در بعضی مواقع ، رفتار ممکن است قوی ترین باشد ، مانند وقتی که شخصی برای لذت بردن از خودش پیانو می نوازد. در مواقع دیگر ، محیط بیشترین تأثیر را می گذارد ، مانند زمانی که قایق از آن روی می چرخد و هر بازمانده ای کاملاً شبیه فکر و رفتار می کند. اگرچه رفتار و محیط می تواند در بعضی مواقع قدرتمندترین عامل در عملکرد باشد ، شناخت (شخص) معمولاً قوی ترین عامل در عملکرد است. شناخت به احتمال زیاد در نمونه هایی از شخصی که برای لذت بردن از خودش پیانو می زند و بازماندگان قایق واژگون شده ، فعال می شود. تأثیر نسبی رفتار ، محیط و فرد به این بستگی دارد که کدام یک از عوامل سه گانه در یک لحظه خاص قوی تر باشد (بندورا ، 1997).
نمونه ای از علل متقابل سه گانه
این مثال از علل متقابل سه گانه را در نظر بگیرید. کودکی که از پدرش خواهش می کند برای دومین بارونی از نظر پدر یک اتفاق محیطی باشد. اگر پدر بخواهد به طور خودکار (بدون فکر) یک براونی دوم به کودک بدهد ، این دو رفتار یکدیگر را به معنای Skinnerian شرطی می کنند. رفتار پدر توسط محیط کنترل می شود. اما رفتار او ، به نوبه خود ، تأثیر غیرقابل کنترلی بر محیط زندگی وی ، یعنی کودک خواهد داشت. با این وجود ، در نظریه بندورا ، پدر قادر است در مورد عواقب پاداش دادن یا نادیده گرفتن رفتار کودک فکر کند. او ممکن است فکر کند ، “اگر من یک براونی دیگر به او بدهم ، او گریه موقتاً را متوقف می کند ، اما در موارد آینده ، او بیشتر ادامه خواهد داد تا زمانی که من روانشناسی از دیدگاه قران او شوم. بنابراین ، اجازه نمی دهم یک براونی دیگر داشته باشد. ” از این رو ، پدر هم در محیط زندگی (کودک) و هم بر رفتار خود (رد درخواست دخترش) تأثیر دارد. رفتار بعدی کودک (محیط پدر) به شکل گیری شناخت و رفتار پدر کمک می کند. اگر کودک گدایی را متوقف کند ، ممکن است پدر فکر دیگری داشته باشد. به عنوان مثال ، او نمونه سوالات روانشناسی از دیدگاه قران است رفتار خود را با این تفکر ارزیابی کند: “من پدر خوبی هستم زیرا کار درستی انجام داده ام.” تغییر محیط همچنین به پدر امکان می دهد رفتارهای مختلفی را دنبال کند. بنابراین ، رفتار بعدی او تا حدی با تعامل متقابل محیط ، شناخت و رفتار او تعیین می شود.
این مثال تعامل متقابل عوامل رفتاری ، محیطی و شخصی را از دیدگاه پدر نشان می دهد. اول ، التماس های کودک بر رفتار پدر تأثیر می گذارد (E ⇒ B). آنها همچنین شناخت پدر را تا حدی تعیین کردند (E ⇒ P) ؛ رفتار پدر به شکل گیری رفتار کودک ، یعنی محیط خودش کمک می کند (B ⇒ E) ؛ رفتار او نیز بر افکار خودش تأثیر گذاشت (B ⇒ P). و شناخت او تا حدودی رفتار او را تعیین می کند (P ⇒ B). برای تکمیل چرخه ، P (شخص) باید بر E (محیط) تأثیر بگذارد. چگونه شناخت پدر می تواند مستقیماً محیط را شکل دهد بدون اینکه ابتدا به رفتاری تبدیل شود؟ نمی تواند با این حال ، P فقط شناخت را نشان نمی دهد. مخفف شخص است. بندورا (1999b) این فرضیه را مطرح كرد كه “افراد با توجه به خصوصیات جسمی خود – مانند سن ، اندازه ، نژاد ، جنسیت و جذابیت جسمی – حتی قبل از گفتن یا انجام هر كاری ، واکنشهای متفاوتی را از محیط اجتماعی خود برمی انگیزند” (ص. 158).
بنابراین پدر ، به واسطه نقش و جایگاه خود به عنوان پدر و شاید در پیوند با اندازه و قدرت خود ، تأثیر قطعی بر فرزند دارد. بنابراین ، پیوند علی و معلولی نهایی تکمیل می شود (P ⇒ E).
برخوردهای احتمالی و رویدادهای شانس
اگرچه افراد می توانند کنترل قابل توجهی بر زندگی خود داشته و انجام دهند ، اما نمی توانند همه تغییرات محیطی احتمالی را پیش بینی یا پیش بینی کنند. بندورا تنها نظریه پرداز شخصیت است که به طور جدی اهمیت جزوه روانشناسی زبان این برخوردهای اتفاقی و وقایع اتفاقی را مورد توجه قرار می دهد.
بندورا (1998 الف) برخورد تصادفی را به عنوان “ملاقات ناخواسته اشخاصی كه برای هم ناآشنا هستند” تعریف كرد (ص 95). یک واقعه اتفاقی یک تجربه محیطی است که غیرمنتظره و ناخواسته است. زندگی روزمره افراد تحت تأثیر افرادی که احتمال ملاقات آنها را دارند و اتفاقات تصادفی که نمی توانند پیش بینی کنند ، کم و بیش تحت تأثیر قرار می گیرد. شریک زندگی زناشویی ، شغل و محل زندگی ممکن است عمدتاً نتیجه یک ملاقات اتفاقی باشد که برنامه ریزی نشده و غیرمنتظره بود.
همانطور که خوش شانسی در زندگی همه ما تأثیر گذاشته است ، زندگی و حرفه نظریه پردازان معروف شخصیت را نیز شکل داده است. دو نمونه از این دست ابراهیم است
H. Maslow (فصل 9) و Hans J. Eysenck (فصل 14). روانشناسی از دیدگاه قران در جوانی به خصوص با زنان بسیار خجالتی بود. در همان زمان ، او عاشقانه عاشق پسر عموی خود برتا گودمن بود ، اما برای ابراز عشق خود بسیار خجالتی بود. یک روز در حالی که او به خانه پسر عموی خود می رفت ، خواهر بزرگتر برتا او را به سمت پسر عموی محبوبش سوق داد و گفت: “به عشق پیت ، او را ببوس ، بله!” (هافمن ، 1988 ، ص 29). مازلو چنین نمونه سوالات روانشناسی از دیدگاه قران و در کمال تعجب ، برتا پاسخی نداد. او او را بوسید و از همان لحظه ، زندگی بی هدف قبلی ماسلو دگرگون شد.
همچنین ، هانس آیزنک ، روانشناس برجسته انگلیسی ، کاملاً اتفاقی وارد روانشناسی شد. او قصد داشت در دانشگاه لندن فیزیک بخواند ، اما ابتدا باید در یک آزمون ورودی قبول شود. پس از یک سال انتظار برای شرکت در امتحان ، به او گفتند که برای آزمون اشتباه آماده شده است و برای شرکت در آزمون صحیح باید یک سال دیگر صبر کند. وی به جای تأخیر در تحصیل بیشتر ، پرسید که آیا ممکن است موضوعی علمی وجود داشته باشد که بتواند دنبال کند. وقتی آیزنک گفت که می تواند در یک برنامه روانشناسی ثبت نام کند ، سوال کرد ، “روانشناسی روی زمین چیست؟” (آیزنک ، 1982 ، ص 290). آیزنک البته در رشته روانشناسی ادامه یافت و به یکی از مشهورترین روانشناسان جهان تبدیل شد.
Fortuity در هر طرحی که برای پیش بینی رفتار انسان استفاده می شود ، ابعادی جداگانه اضافه می کند و پیش بینی های دقیق را عملاً غیرممکن می کند. با این حال ، برخوردهای تصادفی فقط با ورود به الگوی سه جانبه علت متقابل در نقطه E (محیط) و افزودن بر تعامل متقابل شخص ، رفتار و محیط ، بر افراد تأثیر می گذارد. از این نظر ، برخوردهای تصادفی همانند رویدادهای برنامه ریزی شده بر افراد تأثیر می گذارد. هنگامی که یک برخورد تصادفی رخ می دهد ، افراد با توجه به نگرش ، سیستم های اعتقادی و علایق و همچنین واکنش شخص مقابل در برابر آنها ، نسبت به آشنایی جدید خود رفتار می کنند. بنابراین ، در حالی که بسیاری از برخوردهای اتفاقی و حوادث غیرمترقبه تأثیر کمی بر رفتار افراد دارند یا هیچ تأثیری ندارند ، “دیگران تأثیرات ماندگارتری دارند و دیگران افراد را به مسیرهای جدید زندگی سوق می دهند” (بندورا ، 2001 ، ص 12).
برخوردهای احتمالی و حوادث غیرمترقبه غیرقابل کنترل نیستند. در واقع ، مردم می توانند شانس را رقم بزنند. یک مرد مطلقه که به دنبال فرصتی برای ازدواج مجدد است ، با پیگیری یک اقدام عملی ، مثلاً با عضویت در یک باشگاه مجردها ، رفتن به مکانهایی که احتمال دارد زنان مجرد پیدا کند ، یا درخواست یک دوست برای معرفی او به همسر بالقوه واجد شرایط. اگر با زنی واجد شرایط و مطلوب ملاقات کند ، اگر خودش را برای جذابیت یا جذابیت برای خانم ها آماده کرده باشد ، شانس او برای یک رابطه پایدار را افزایش می دهد. بندورا (2001) به نقل از لوئیس پاستور: “شانس فقط از ذهن آماده برخوردار است” (ص 12). برعکس ، فرد آماده می تواند با پیش بینی احتمال آنها و برداشتن گام هایی برای به حداقل رساندن هرگونه تأثیر منفی بر پیشرفت آینده ، از برخوردهای تصادفی ناخوشایند و بدبختی های شانس فرار کند.
آژانس انسانی
نظریه شناختی اجتماعی از نظر شخصی نمایشی دارد ، بدین معنی که انسان توانایی کنترل زندگی خود را دارد (2002b). در واقع ، اختیار انسان ذات انسانیت است. بندورا (2001) معتقد است كه افراد خودتنظيم ، فعال ، خود بازتاب دهنده و خودتنظيم هستند و آنها مي توانند بر روي اعمال خود روانشناسی از دیدگاه قران بگذارند تا نتايج مطلوبي به بار آورند. منظور از اختیارات انسانی این نیست که افراد دارای یک دستورالعمل – یعنی یک کارگزار خودمختار – باشند و تصمیماتی متناسب با دیدگاه خود نسبت به خود بگیرند. همچنین این بدان معنا نیست که مردم به طور خودکار در برابر وقایع بیرونی و داخلی واکنش نشان می دهند. اختیار انسان چیزی نیست بلکه فرایندی فعال در کاوش ، دستکاری و تأثیرگذاری بر محیط برای دستیابی به نتایج مطلوب است.
ویژگی های اصلی اختیارات انسانی
بندورا (2001 ، 2004) چهار ویژگی اصلی اختیار انسان را مورد بحث قرار می دهد: عمدی ، تدبیر ، واکنش پذیری از خود و بازتاب خود.
منظور از قصد ، اعمالی است که شخص به عمد انجام می دهد. نیت شامل برنامه ریزی است ، اما شامل اقدامات نیز می شود. “این فقط انتظار یا پیش بینی اقدامات آینده نیست بلکه یک تعهد فعالانه برای تحقق آنها است” (2001 ، ص 6). منظور از قصد ، این نیست که همه برنامه های یک فرد به نتیجه برسد. افراد با آگاهی از عواقب اعمال خود به طور مستمر برنامه های خود را تغییر می دهند.
افراد همچنین برای تعیین اهداف ، پیش بینی نتایج احتمالی اعمال ً ً “ً ” (). “ً ” ().
() () :

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *