دانلود کامل ترین جزوه تعلیم و تربیت اسلامی

  • از

جزوه تعلیم و تربیت اسلامی

تایپ شده با کیفیت بالا

فرمت:PDF

بسیار کاربردی و مفید

دانلود فایل

 

 

دانلود جزوه کتاب تعلیم و تربیت اسلامی خلاصه پیام نور شریعتمداری خسرو

 

 

 

 

 

 

 

(())
():

::
— ()() —().-(مواد946تا949 ق.م)
7-اثر اجازه در معامله فضولی(ماده285) معامله فضولی یعنی یکنفر بدون این که از مالک اجازه یا وکالت داشته باشد اقدام به فروش اموال او کند مالک می تواند نسبت به این اقدام شخص مخالف یا موافق باشد اگر مخالف باشد صحیح است اگر مخالف باشد باطل است.اگر اعلام موافقت کند قرار داد از زمانی صحیح است که:1-نسبت به منافع از زمان انعفاد قرارداد 2-نسبت به عین از زمان تایید تنفیذ
تقسیم اعیان به عین معین و عین کلی: عین معین همان عین همان عین شخصی یا عین خارجی است.
عین کلی دو نوع دارد:1- کلی در ذمه 2-کلی در معین

تعلیم و تربیت اسلامی

تعلیم و تربیت اسلامی

عین معین مالی است که وجود مادی و خارجی دارد مثلا اتوبوس.مادی و ملموس است و در جهان خارج وجود دارد اما به نظر استاد مال معین مالی است که یک مصداق دارد که مشخص است اما نیز نیست که اکنون در خارج وجود داشته باشد و ممکن است در آینده وجود خارجی پیدا کند مثل پیش فروش آپارتمان.
عین کلی مالی است که بیش از یک مصداق دارد مثلا پرتغال
کلی در ذمه:مالی است که مصداق های متعددی دارد و شامل افراد عدیده است و می توان هر کدام را به جای دیگری استفاده کرد (351 ق.م) وقتی مالی کلی بدون قید است مراد جزوه تعلیم و تربیت اسلامی  در ذمه است. کلی در معین:مالی است که از یک طرف کلی است و بیش از یک مصداق دارد از طرف دیگر مجموعه مصادیق آن محدود است مثل 5 کیلو برنج از این گونی. عین کلی مصادیق متعددی دارد که خود آن دو قسمت است(ماده350و 351)
فایده این تقسیم بندی:
1-کلی در عین معین یا در حکم معین غالبا تابع احکام عین معین است.اگر تعلیم و تربیت معامله عین معین باشد برای معلوم کردن موضوع معامله می توانیم از طریق مشاهده یا بیان اوصاف از کم و کیف موضوع معامله مطلع شویم اما در جایی که وضوع معامله عین کلی است معامله درصورتی صحیح است که شما حتما اوصاف آن را ذکر کنید وگرنه قرارداد باطل است.
2-در برخی از عقود و موارد مورد معامله باید عین معین باشد و نمی تواند مال کلی باشد مثل عقد رهن(ماده 774)
3-برخی خیارات مختص عین معین است و در مال کلی نقش ندارد ماده (414) یکی از خیارات خیار فسخ است که این فسخ زمنی اتفاق می افتد که درمورد عین معین باشد ماده(398) خیار رویت عنی زمانی که چیزی را میبینیم و قرارداد می بندیم و بعد متوجه می شویم که اینگونه نیست جزو عین معین است(ماده398) خیار عیب یعنی چیزی را خریدیم و معیوب است می توانیم قرارداد را فسخ کنیم این ناظر بر این است که موضوع ورد معامله عین معین باشد.
4-قاعده تلف مبیع قبل از قبض:در ماده 387 ق.م بیان شده و ناظر بر عین معین است و نه مال کلی.اگر مالی را بخریم و قبل از دریافت آن مال تلف شود معامله خود به خود فسخ است اما در این مورد اختلاف نظری وجود دارد درواقع دکتر کاتوزیان معتقد است که اگر مال کلی کصداق مشخصی داشته باشد هم ذیل این ماده قرار می گیرد.
5-اگر در بیع عین معین معلوم شود مبیع وجود خارجی ندارد و باطل است ولی در مال جزوه تعلیم و تربیت اسلامی اینگونه نیست.(ماده 361)
تقسیم اعیان به مفروض و تعلیم و تربیت مفروض مالی است که تمام آن متعلق به یک نفر استو مالک دیگری به جز آن شخص ندارد.در مواد 350،46 و 58 به کار رفته.
مال مشاع مالی است که چند مالک دارد و مالکیت همه بر آن جز به جز و پراکنده است.به این حالت حالت اشاعه می گویند(ماده571) وقتی هر کدام از این اموال تقسیم می شود به هر بخش از آن ها حصه یا حصه مفروضی می گویند.
فایده این تقسیم بندی:
1-حق شفع اصولا به مال مشاع اختصاص دارد و در مال مفروض نیست(ماده 808 ق.م) شفعه:اگر دو شخص در مال غیرمنقول با هم شریک شوند و اگر مالک مشاعی سهم خود را به شخص ثالثی بفروشد در این صورت شریک دیگری می تواند پول خریدار را بدهد و ملک را به صورت تمام از آن خود کند به این حق حق شفعه می گویند و ای کار اخذ به حق شفعه است.این عقد نیست بلکه ایقاع است.ایقاع هم معامله یک طرفه است وقتی شفیع پول را به خریدار پرداخت کرد اخذ به شفعه اتفاق می افتد شفیع همان شریک ابتدایی است که سهم خود را نفروخته.استثناعا در مالی که مشاع نیست قانونگذار حق شفعه ا مفروض در نظر گرفته است.
2-اداره اموال مشاع تابع قوانین خاصی است مثل قانون تملیک آپارتمان
3-تقسیم اموا مشاع نیز مقررات خاصی دارد و تحت قانونی یا همین عنوان انجام میگیرد.
اموال مثلی و قیمی:مال مثلی در ماده 950 ق.م تعریف شده تحت این عنوان که مالی است که اشباه و نظایر آن زیاد است و عرفا شبیه یکدیگر هستند و می توان هر یک را به جای دیگری مورد استفاده قرار داد.در فقه بر خلاف قانون تعلیم و تربیت این تعریف از چندان شهرتی برخوردار نیست در فقه مال مثلی اینچنین تعریف شده که مالی است که ارزش تمم اجزای آن مثل هم و باهم برابر است.درواقع به اشباه و نظایر آن کاری ندارد و باید اجزای آن از حیث ارزش بایکدیگر برابر باشند.
مال قیمی مالی است که اشباه و نظایر آن عرفا زیاد نیست مثل ماشینی که داریم یا خانه ای که ر آن زندگی می کنیم.حیوانات معمولا قیمی هستندد مگر این که از نظر عرف خلاف آن ثابت شود بدین شکل که دو حیوان از هر جهت تماما مانند هم باشند./ مال قیمی مالی است که ارزش تمام بخش های آن یکسان نیست مثل باغی که در کنار جاده است.قیمت بخش کنار جاده آن از بخش انتهایی آن بیشتر است پس قیمی است.
فایده این تقسیم بندی:
1-مال مثلی هم به صورت جزوه تعلیم و تربیت اسلامی معین،کلی معین و کلی در ذمه می توان معامله کرد.اما مال قیمی را فقط به صورت عین معین می توان معامله کرد.
2-در بحث غصب اگر فردی مال دیگری را غصب کند و مال تلف شود اگر مال مثلی باشد فرد غاصب باید عین مال را جبران کند و اگر مال قیمی باشد فرد غاصب باید قیمتش را جبران کند.
3-در بحث مسئولیت مدنی اگر فردی مال دیگری را تلف کند اگر مال مثلی باشد باید عین آن را بدهد اگر قیمی باشد باید قیمتش را بپردازد.
((جلسه ششم))
اموال مصرف شدنی و اموال قابل بقا:
اموال قابل بقا یعنی اموالی که با انتفاع عین آن ها باقی می ماند و اموالی که با انتفاع عین آن ها از بین رفته و تلف می شود.مثل یخچال
اموال مصرف شدنی اموالی هستند که عینیتشان با استفاده از بین رفته و تلف می شود و نمی توانیم هم بقای آن هارا حفظ کنیم و هم از آن ها استفاده کنیم.مثل خوراکی ها
البته اموال قابل بقا و مصرف شدنی شاید دچار استهلاک شوند اما مقصود این تقسیم بندی این استهلا نیست بلکه از بین رفتن فوری بعد از مصرف مدنظر است.
فایده این تقسیم بندی:
1-در هر موردی که عین مال از منافعش جدا می شود یعنی عین مال متعلق به یک نفر و منفعت آن متعلق به فرد دیگری می تواند باشد عین مال بای از دسته اموالی باشد که با استفاده تلف نشود مثل حق انتفاع بیان شده در ماده 46 قانون مدنی. بنابر این ماده ماده حق انتفاع ممکن است فقط نسب به مالی برقرار شود که با استفاده از آن با بقائ تعلیم و تربیت ممکن باشد اعم از این که مال مزبور منقول باشد یا غیر منقول و مشاع باشد یا مفروز/وقف در ماده 58 این ماده بیان می کند که فقط وقف مالی جایز است که با بقای عین بتوان از آن منتفع شد اعم از این که منقول باشد یا غیرمنقول./اجاره در ماده 471 قانون مدنی که این ماده بیان می کند که برای صحت اجاره باید انتفاع از عین مستاجره با بقای اصل آن ممکن بباشد/عقد عاریه در ماده 637 قانون مدنی که بیا می کند هر چیزی که بتواند با بقای اصلش از آن منتفع شد م تواند موضوع عقد عاریه گردد.منفعتی که مقصود از عاریه است منفعتی است که مشروع و عقلانی باشد.
2-فایده دوم در بحث هدایای نامزدی می باشد.زمانی که نامزدی صورت میگیرد طرفین هدایایی به یکدیگر می دهند ممکن است این نامزدی به عقد نکاح منجر نشود در این صورت هدایای نامزدی باید برگردانده شود. اگر هدایا اموالی باشند که در صورت استفاده تلف شوند مسئولیت بر آن ها وجود ندارد در غیر اینصورت اگر در اثر تقصیر فرد تلف شده باشند بای بهای آن توسط فرد پرداخته و برگردانده شود.
اموال مادی و غیرمادی:اموال مادی اموالی هستند که با حواس انسان قابل مشاهد حس و لمس هستند .اموال غیر مادی نیز اموالی هستند که با حواس انسان قابل مشاهده حس و لمس نیستند اما ممکن جزوه تعلیم و تربیت اسلامی ارزش اقتصادی داشته باشند و قابلیت تقویم به پول هستند مثل حق تالیف.
فایده این تقسیم بندی

تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت

1-در عقد اجاره بیع و رهن مال بای عی و لزوما مادی باشد ولی نظر استاد و تعدادی از حقق دانان دیگر این است که اموالغیرمادی مانند حق اختراع را نیز میتوان مبیع قرارداد.
2-آورده افراد به شرکت باید مال باشد و ارزش اقتصادی و قابلیت تقویم و مبادله با پول را داشته باشد.بنابراین ویژگیارزش اقنصادی داشتن باعث می شود اموال غیرمادی نیز به عنوان آورده شرکت شناخته شوند.
نکته:فقها درمورد حقوق مالی می گویند که آنچه ما داریم یا حق است یا ملک یعنی یا حق است یا مالکیت. به گفته دیگر حق و مالکیت از همدیگر جدا هستند و مالکیت خود حق جزوه تعلیم و تربیت اسلامی بلکه در مرتبه ای بالاتر از نمونه سوالات احکام و معارف اسلامی است. در زبان محاوره چون مال ملموس است آن را به خود نسبت می دهیم و نمی گوییم که حق مالکیت نسبت به آن داریم و فکر میکنیم که این مال خود حق است. درصورتی که این درحقیقت موضوع حق است (مثلا موضوع حق مالکیت)
فقها ارزش بیشتری برای مالکیت قائل اند و آن را چیزی جدا و فراتر از حق میدانند زیرا کامل تر از سایر حقوق است.اما حقیقت این است که این حقوق شدت و ضعف دارند.شاید یک حق ناقص و دیگری کامل تر باشد.حق اصل موضوع است و بقیه چیز ها زیر مجموعه آن هستند.حق نیز همچون اراده مفهومی اعتباری است و ما توافق می کنیم حق مالکیت خود را به دیگری منتقل کنیم(در ازای مبلغی)پس در خود مال تغیری ایجاد نشده است.

 

الف)دیون یا تعهدات:ماده 20: کلیه دیون از قبیل قرض و ثمن مبیع و مال‌الاجاره عین مستاجره از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است ولو اینکه مبیع یا عین‌ مستاجره از اموال غیرمنقوله باشد.قرض و وام یکی است.عقد بیع در اصطلاح قانون مدنی یعنی قرارداد خرد و فروش.بیع یعنی فروش مال که در ازای آن ثمنی دریافت می کنیم.مثلا وقتی لپتاپی را به قیمت ده میلیون تومان میخریم عقد بیع است مبیع لپتاپ است و ثمن مبیع ده مییون تومان است.یا در عقد اجاره جایی را که اجاره می کیم عین مستاجره است و تعلیم و تربیت اجاره جایی باید پولی پرداخت کنیم که به آن مال الاجاره یا اجاره بها می گویند.
در نتیجه ماده 20 درمورد دیون و تعهدات صحبت می کند.این دیون و تعهدات یکسری احکام دارند که موجب اختلاف بین حقوقدانان و رویه دادگاه ها شده است.لذا برای تحلیل این ماده نیاز است چند فرض را از یکدیگر جدا کنیم.
فرض اول:موضوع تعهد مال کلی است.مال کلی مالی است که مصادیق متعدد دارد و قانون مدنی درباره آن بیان می کند که مال کلی مالی است که صادق بر افراد عدیده است.مثلا مرکبات را می توان از هرجا تهیه کرد. اما گاهی مال معین است یعنی مالی که مصادیق مشخصی دارد مثل خرید این خانه.ماده 20 درمورد دیون صحبت میکند و تعهدات عام تر از بیع است.اگر موضوع تعهد مال کلی مثل پول باشد ممکن است این تعهد ناشی از قررداد باشد یا نباشد.اگر موضوع تعهد مال کلی و ناشی از قراردا بود می جزوه تعلیم و تربیت اسلامی منقول حکمی که ماده 20 چندمورد از آن را ذکر کرده مثل قرض.اگر مال کلی باشد ولی ناشی از قرار داد نباشد یعنی مدیون به انجام کاری هستیم اما نه به سبب تعهد بلکه به موجب قانون.دراین صورت اگر مالی که می خواهیم پرداخت کنیم وابسته به مال منقول باشد منقول حکمی است.یعنی یک تعهد کلی وجود دارد ولی ناشی از قرارداد نیست.مثلا درصورت خسارت زدن به اتوموبیل کسی در تصادف باید پولی به فرد زیان دیده پردات کنیم و خسارتش را جبران کنیم اما این کار بهموجبتعهد نیست بلکه به موجب قانون است.
یا اجرت مثل.ما یک اجرت المثل داریم ک اجرت المثما.اجرت المثما یعنی جایی را اجاره می کنیم و نوافق می کنیم که مبلغی را به عنوان اجاره پرداخت کنیم چون این مبلغ اجاره را خودمان تعیین کردیم اجرت المثما است.اما اگر خودمان اجاره به را تعیین نکردیم و به موجب قانون مکلف شدیم که مبلغی را تحت عنوان اجاره بها پرداخت کنیم اجرت المثل است زیر برای این که بدانیم مبلغ این اجاره بها تعلیم و تربیت  است باید با اموال مشابه مقایسه کنیم مثلا اگر شخصی ماشین دیگری را سرقت کند و با آن مسافر کشی کند و مالک بخواهد بعد از یک اهداف به وجود آمدند همین اهداف اجتماعی ممکن است اقتضا کند که فرد دو دارایی داشته باشد یا بتواند کل دارایی خود را منتقل کند. امروز در حقوق خارجی مثل حقوق آلمان و سوئیس نظریه تعهد دارایی شناسایی شده است یعنی فرد می‌تواند دو دارایی مستقل از هم با جنبه های مثبت و منفی مستقل از هم داشته باشد به گونه‌ای که این دارایی هیچگونه ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند این نظریه فعلاً در حقوق ما پذیرفته نشده و ما همچنان اصل وحدت ‌: ‌‌‌‌‌‌‌ 

 

How useful was this post?

Click on a star to rate it!

Average rating 0 / 5. Vote count: 0

No votes so far! Be the first to rate this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *