جزوه روانشناسی سلامت
تایپ شده
فرمت:PDF
سارافینو دانشگاه پیام نور جین اگدن دانشگاه آزاد سن علمی کاربردی سون کاردانی کارشناسی ارشد آنتونی جی کرتیس برای آزمون استخدامی
ً () “” (). ً “” ().
—ً ، () “ً خلسه ها را دارند” (ص 175).
همه تجربه های اوج از شدت یکسانی برخوردار نیستند. برخی فقط ملایم احساس می شوند ، برخی دیگر به طور متوسط احساس می شوند و برخی کاملاً با تجربه هستند. این نوع اوج تجربه ها در شکل ملایم خود ، احتمالاً در همه رخ می دهد ، گرچه به ندرت مورد توجه قرار می گیرند. به عنوان مثال ، دوندگان مسافت های طولانی اغلب نوعی تعالی ، از دست دادن خود یا احساس جدا شدن از بدن جزوه روانشناسی سلامت را گزارش می دهند. گاهی اوقات ، در طی دوره های لذت یا رضایت شدید ، افراد تجربیات عرفانی یا اوج را تجربه می کنند. مشاهده غروب خورشید یا عظمت دیگری از روانشناسی سلامت ممکن است یک تجربه اوج را تحریک کند ، اما این تجربیات را نمی توان با یک عمل اراده ای به وجود آورد. اغلب آنها در لحظه غیر منتظره و کاملاً عادی اتفاق می افتند.
تجربیات اوج می تواند متعالی و تغییر دهنده زندگی باشد. © گتی ایماژ
تجربه اوج گرفتن چگونه است؟ مازلو (1964) چندین رهنمود را توصیف کرد که ممکن است به پاسخ این سوال کمک کند. اول ، اوج تجربه کاملا طبیعی است و بخشی از آرایش انسان است. دوم اینکه ، افرادی که تجربه اوج را دارند ، کل جهان را یکپارچه یا همه در یک قطعه می بینند و جایگاه خود را در آن جهان به وضوح می بینند. همچنین ، در این اوقات عرفانی ، هموطنان همزمان احساس فروتنی و قدرت بیشتری می کنند. آنها احساس انفعال ، پذیرایی ، تمایل بیشتری به گوش دادن و توانایی شنیدن دارند. به طور همزمان ، آنها نسبت به فعالیتها و ادراکات خود احساس مسئولیت ، فعالیت و عزم بیشتری دارند. همسالان دچار ترس ، اضطراب و تعارض می شوند و بیشتر دوست داشتنی ، پذیرفته و خودجوش می شوند.

روانشناسی سلامت
اگرچه معمولاً همدلان چنین احساساتی را به عنوان هیبت ، حیرت ، غرور ، وجد ، احترام ، فروتنی و تسلیم گزارش می كنند ، اما به احتمال زیاد نمی خواهند از این تجربه چیزی عملی بدست آورند. آنها غالباً دچار گمراهی در زمان و مکان ، از دست دادن خودآگاهی ، نگرش غیرخودخواهانه و توانایی عبور از قطب های روزمره می شوند.
تجربه اوج بدون انگیزه ، عدم تلاش و عدم تمایل است و در طی چنین تجربه ای ، فرد هیچ نیاز ، خواسته و کمبودی را تجربه نمی کند. علاوه بر این ، مازلو (1964) می گوید ، “تجربه اوج فقط به عنوان زیبا ، خوب ، مطلوب ، ارزشمند و غیره دیده می شود و هرگز به عنوان شر و نامطلوب تجربه نمی شود” (ص 63). مازلو همچنین معتقد بود که تجربه اوج اغلب تأثیر پایداری بر زندگی فرد دارد.
Gemeinschaftsgefühl
افراد بالفعل دارای Gemeinschaftsgefühl ، اصطلاح آدلر برای منافع اجتماعی ، احساس اجتماع ، یا احساس انسجام با همه بشریت. مازلو دریافت که خود به فعالیت رساندن او نوعی نگرش مراقبتی نسبت به افراد دیگر دارد. اگرچه آنها غالباً در یک سرزمین خارجی روانشناسی سلامت بیگانگی می کنند ، با این حال خود-واقعی سازها با همه افراد دیگر همزاد پنداری می کنند و علاقه واقعی به کمک به دیگران – غریبه ها و همچنین دوستان دارند.
خود تحقق بخشیدن ممکن است با دیگران شکلی عصبانی ، بی تاب یا کراهت پیدا کند. اما به طور کلی احساس محبت به انسان ها را حفظ می کنند. به طور دقیق تر ، مازلو (1970) اظهار داشت كه افراد خود واقعی ساز “غالباً از نارسایی های افراد عادی جزوه روانشناسی سلامت و حتی عصبانی می شوند” (ص 166) ، اما هرگز ، آنها همچنان خویشاوندی اساسی با آن شخص دارند.
روابط عمیق بین فردی
(مربوط به) Gemeinschaftsgefühl کیفیت ویژه ای از روابط بین فردی است که شامل احساسات عمیق برای افراد است. خود واقعی ساز ها به طور کلی نسبت به مردم یک احساس پرورشی دارند ، اما دوستی نزدیک آنها فقط به تعداد محدودی محدود است. آنها نیاز دیوانه واری ندارند که با همه دوست باشند ، اما چند رابطه مهم بین فردی بسیار عمیق و شدید دارند.
آنها تمایل دارند افراد سالم را به عنوان دوست انتخاب کنند و از روابط صمیمانه بین فردی با افراد وابسته یا شیرخوار پرهیز کنند ، گرچه علاقه اجتماعی آنها باعث می شود احساس همدلی خاصی نسبت به این افراد کمتر سالم داشته باشند.
خود واقعی سازها اغلب توسط دیگران اشتباه گرفته می شوند و گاهی تحقیر می شوند. از سوی دیگر ، بسیاری از آنها بسیار دوست داشته می شوند و گروه بزرگی از ستایشگران و حتی پرستشگران را به خود جلب می کنند ، به ویژه اگر آنها کمک قابل توجهی به حوزه کاری یا شغلی کرده باشند. آن افراد سالم مورد مطالعه مازلو از این احترام احساس ناراحتی و خجالت می کردند و به جای آن روابط متقابل را به جای یک طرفه ترجیح می دادند.
ساختار شخصیت دموکراتیک
مازلو دریافت که همه خود به خودی خود دارای ارزشهای دموکراتیک هستند. آنها می توانند با افراد دیگر صرف نظر از طبقه ، رنگ ، سن و جنسیت دوستانه و با احتیاط رفتار کنند و در واقع به نظر می رسید کاملاً از اختلافات سطحی بین مردم بی اطلاع هستند.
فراتر از این نگرش دموکراتیک ، تحقق بخشیدن به خود میل و توانایی یادگیری از هرکسی را دارد. در یک موقعیت یادگیری ، آنها تشخیص می دهند که در رابطه با آنچه می توانند بدانند ، مقدار کمی دانش دارند. آنها می فهمند که روانشناسی سلامت با سلامتی کمتر چیزهای زیادی برای ارائه به آنها دارند و آنها در برابر این افراد محترم و حتی فروتن هستند. با این حال ، آنها منفعلانه رفتار شیطانی را در دیگران نمی پذیرند. بلکه با افراد شرور و رفتارهای شیطانی مبارزه می کنند.
تبعیض بین معنی و هدف
افراد خود واقعی ساز درک واضحی از رفتار درست و غلط دارند و در مورد ارزشهای اساسی تعارض چندانی ندارند. آنها چشم انداز خود را به جای وسیله قرار می دهند و توانایی غیرمعمولی برای تمایز بین این دو دارند. آنچه دیگران تصور می کنند وسیله ای است (به عنوان مثال ، غذا خوردن یا ورزش) ، افراد خود واقعی ساز غالباً ، خود هدف نهایی تلقی می شوند. آنها از انجام کاری به خاطر خود لذت می برند و نه فقط به این دلیل که وسیله ای برای هدف دیگری است.
مازلو (1970) مردم خود بالفعل را توصیف کرد و گفت: “آنها اغلب می توانند به خاطر خود از رفتن به یک مکان و همچنین ورود لذت ببرند. گاهی اوقات ممکن است که آنها از پیش پا افتاده ترین و معمول ترین فعالیت ها ، یک بازی ذاتی جزوه روانشناسی سلامت بخش را رقم بزنند “(ص 169).
حس شوخ طبعی فلسفی
یکی دیگر از ویژگی های بارز افراد در حال تحقق بخشیدن ، شوخ طبعی فلسفی و غیرحسی است. اغلب افراد آنچه برای شوخ طبعی یا کمدی می گویند اساساً خصمانه ، جنسی یا پراکندگی است. خندیدن معمولاً به هزینه (تمسخر) شخص دیگری است. افراد سالم در شوخی های فرومایه شوخ طبعی کمی می بینند. آنها ممکن است به خود سرگرم شوند ، اما نه از نظر مازوخیستی. آنها کمتر از دیگران سعی در شوخ طبعی دارند ، اما تلاش آنها هدفی فراتر از خنداندن مردم است. آنها سرگرم می کنند ، اطلاع می دهند ، به ابهامات اشاره می کنند ، لبخند را تحریک می کنند نه قاه قاه خندیدن را.
شوخ طبعی یک شخص که خودش را تحقق می روانشناسی سلامت ، ذاتی است و نه ساختگی. خودجوش است و نه برنامه ریزی شده. از آنجا که وابسته به موقعیت است ، معمولاً قابل تکرار نیست. برای کسانی که به دنبال نمونه هایی از شوخ طبعی فلسفی هستند ، ناامیدی اجتناب ناپذیر است. بازگویی این حادثه تقریباً کیفیت اصلی تفریح خود را از دست می دهد. برای قدردانی از آن باید “آنجا بود”.
خلاقیت
تمام افرادی که خود مزاج هستند و توسط مازلو مورد مطالعه قرار می گیرند ، به معنای کلمه خلاق بودند. در حقیقت ، مازلو اظهار داشت که خلاقیت و خود واقعی سازی ممکن است یکسان باشد. همه شخصی سازی ها در هنر با استعداد یا خلاق نیستند ، بلکه همه به شیوه خود خلاق هستند. آنها درک دقیقی از حقیقت ، زیبایی و واقعیت دارند – موادی که پایه و اساس خلاقیت واقعی را تشکیل می دهند.
افراد بالفعل لازم نیست که شاعر یا هنرمند باشند تا خلاق باشند. در صحبت با مادرشوهرش (که عمه او نیز بود) ، مازلو (1968) به صراحت خاطرنشان کرد که خلاقیت تقریباً از هرجایی حاصل می شود. وی گفت كه در حالی كه مادرشوهر خودكارآمدش به عنوان نویسنده یا هنرمند استعداد خاصی ندارد ، او در تهیه آش خانگی واقعاً خلاق بود. مازلو اظهار داشت که سوپ درجه یک خلاقیت بیشتری نسبت به شعر درجه دو دارد!
مقاومت در برابر فرهنگ سازی
آخرین ویژگی مشخص شده توسط مازلو مقاومت در برابر فرهنگ سازی بود. افراد خود تحقق بخش ، احساس جدا شدن از محیط پیرامونی خود را دارند و می توانند از فرهنگ خاصی فراتر روند. آنها نه ضد اجتماعی هستند و نه آگاهانه مطابقت ندارند. بلکه آنها خودمختار هستند ، از معیارهای خاص خود پیروی می کنند و کورکورانه از قوانین دیگران پیروی نمی کنند.
افراد بالفعل ، انرژی خود را برای مبارزه با آداب و رسوم و مقررات ناچیز جامعه هدر نمی دهند. قوانین عادی مانند لباس ، مدل مو و قوانین راهنمایی و رانندگی نسبتاً اختیاری است و افراد خود بواقعی ساز نمایشی آشکار از سرپیچی از این قراردادها نمی دهند. از آنجا که آنها سبک و لباس متعارف را می پذیرند ، از لحاظ ظاهری تفاوت چندانی با دیگران ندارند. با این حال ، در موارد مهم ، آنها می توانند به شدت تحریک شوند تا به جزوه روانشناسی سلامت تغییرات اجتماعی باشند و در برابر تلاش های جامعه برای فرهنگ سازی آنها مقاومت کنند. افراد بالفعل صرفاً آداب و رسوم مختلف اجتماعی ندارند ، اما فرضیه مازلو (1970) این است که “آنها کمتر محاصره می شوند ، روانشناسی سلامت مسطح می شوند و کمتر قالب می گیرند” (ص 174).
به همین دلیل ، این افراد سالم بیشتر از دیگران، فردی و همگن هستند. همه آنها شبیه هم نیستند. در حقیقت ، اصطلاح “خود واقعی سازی” به معنای تبدیل شدن به همه چیزهایی است که می تواند تبدیل شود ، برای تحقق بخشیدن به تمام پتانسیل های خود. وقتی افراد می توانند این هدف را به انجام برسانند ، منحصر به فرد تر ، ناهمگن تر و با فرهنگ معین کمتر شکل می گیرند

دانلود رایگان خلاصه کتاب روانشناسی سلامت
عشق ، رابطه جنسی و تحقق بخشیدن به خود
قبل از اینکه افراد خودشکوفا شوند ، باید نیازهای عشق و تعلقی خود را برآورده کنند. از این رو نتیجه می شود که افراد خود واقعی ساز قادر به دادن و دریافت عشق هستند و دیگر انگیزه آن کمبود عشق D-love)) مشترک برای افراد دیگر نیست. افراد بالفعل قادر به عشق B هستند ، یعنی عشق به ذات یا “بودن” دیگری. B-love متقابلاً احساس و مشترک است و به جزوه روانشناسی تحولی ۱ کمبود یا ناقص بودن در معشوق روانشناسی سلامت نمی شود. در حقیقت ، این یک رفتار بی انگیزه و بیانی است. افراد خود واقعی ساز عشق نمی ورزند زیرا در عوض انتظار چیزی دارند. آنها به سادگی دوست دارند و دوستشان دارند. عشق آنها هرگز مضر نیست. نوعی عشق است که به عاشقان اجازه می دهد آرام ، باز و غیر محرمانه باشند (مازلو ، 1970). از آنجا که تحقق بخشیدن به خود توانایی سطح عمیق تری از عشق را دارند ، مازلو (1970) معتقد بود که رابطه جنسی بین دو دوستدار B اغلب به نوعی تجربه عرفانی تبدیل می شود. اگرچه آنها افراد شهوتی هستند ، که کاملاً از رابطه جنسی ، غذا و سایر لذتهای حسی لذت می برند ، اما خود-تحقق بخشیدن تحت سلطه جنسیت نیست. آنها می توانند فقدان رابطه جنسی (و همچنین سایر نیازهای اساسی) را به راحتی تحمل کنند ، زیرا هیچ کمبودی برای آن ندارند. فعالیت جنسی بین دوستداران B همیشه یک تجربه عاطفی فزاینده نیست. بعضی اوقات در روحیه بازیگوشی و شوخ طبعی کاملاً سبک گرفته می شود. اما این رویکرد روانشناسی سلامت انتظار است ، زیرا بازیگوشی و شوخ طبعی از ارزش های B هستند ، و مانند سایر مقادیر B ، آنها بخشی مهم از زندگی یک خود تحقق بخش هستند.
روانشناسی و فلسفه علم مازلو
فلسفه علمی مازلو و روشهای تحقیق وی در درک چگونگی رسیدن به مفهوم خود واقعی سازی ضروری است. مازلو (1966) معتقد بود که علم بدون ارزش منجر به مطالعه صحیح شخصیت انسان نمی جزوه روانشناسی سلامت . مازلو مدعی فلسفه دیگری از علم بود ، رویکردی انسان گرایانه و جامع نگر که خالی از ارزش نباشد و دارای دانشمندانی باشد که به افراد و موضوعاتی که بررسی می کنند اهمیت می دهند. به عنوان مثال ، مازلو انگیزه جستجوی افراد خود واقعی ساز را داشت زیرا ماکس ورتهایمر و روت بندیکت ، دو مدل اصلی خود را برای تحقق بخشیدن به خود بت و تحسین می کرد. اما او همچنین ابراهیم و تحسین خود را نسبت به آبراهام لینکلن ، النور روزولت و سایر افراد خود تحقق بخشید (مازلو ، 1968a).)
مازلو با آلپورت موافقت كرد (به فصل 12 مراجعه كنید) كه علوم روانشناسی باید تأكید بیشتری بر مطالعه فرد و كمتر بر مطالعه در گروههای بزرگ داشته باشد. گزارش های ذهنی باید نسبت به گزارش های کاملاً عادی مورد پسند قرار گیرند و به افراد اجازه داده شود که به جای رویکرد ارتدکس تر که افراد را به صورت تکه تکه مورد مطالعه قرار می دهد ، همه جانبه درباره خودشان صحبت کنند. روانشناسی سنتی از منظر خارجی با احساسات ، هوش ، نگرشها ، محرکها ، بازتابها ، نمرات آزمون و ساختارهای فرضی سروکار دارد. همانطور که از دیدگاه ذهنی آن شخص دیده می شود ، زیاد به کل شخص توجه نکرده است.
هنگامی که مازلو در دانشکده پزشکی تحصیل کرد ، از برخورد غیر شخصی جراحانی که اخیراً اعضای بدن خود را روی میز جدا کردند ، بسیار شوکه شد. مشاهدات وی از چنین رویه سرد و بی عاطفه ای باعث شد مازلو روانشناسی سلامت غیر تمركززدایی را ایجاد كند: یعنی نوعی علم كه فاقد احساسات ، شادی ، شگفتی ، هیبت و شوق است (هافمن ، 1988). مازلو معتقد بود که علوم ارتدوکس هیچ آیین و مراسمی ندارد و وی از دانشمندان خواست که ارزش ها ، خلاقیت ، احساسات و تشریفات را به کار خود برگردانند. دانشمندان باید مایل باشند که مجدداً علم را تحقق بخشیده و یا آن را با ارزش ها ، احساسات و () () “” “” ، ().
فهرست مطالب